دانلود پایان نامه ارشد: اثر برنامه ریزی چندبعدی بر رشد زبان گفتاری کودکان

زبان گفتاری از دو مهارت عمده گفتن و گوش کردن و زبان نوشتاری از دو مهارت خواندن و نوشتن تشکیل می‌‌شود. در مجموع این چهار مهارت را «مهارت‌های زبانی» می‌نامیم. در واقع دو زبان گفتاری و نوشتاری هر کدام یک جنبه تولیدی و یک جنبه دریافتی (ادراکی) دارند. در مجموع می‌توان گفت مهارت‌های گفتن و نوشتن مهارت‌های تولیدی زبان و مهارت‌های گوش دادن و خواندن مهارت‌های دریافتی زبان هستند. زبان گفتاری را همان زبان شفاهی نیز می‌نامیم (زندی، 1386).

 

زبان گفتاری (گوش کردن و صحبت کردن)

مهارت‌های گفتاری نخستین مهارت‌های زبانی به شمار می‌آیند. همه کودکان در جریان رشد طبیعی خود دو مهارت صحبت کردن و گوش کردن را می‌آموزند. فردی که مهارت صحبت کردن و گوش دادن را یاد می‌گیرد، باید هم به ساخت‌های درونی زبان مسلط باشد و هم به اصول کاربردشناختی زبان. همانطور که قبلا اشاره شده تسلط بر قواعد درونی زبان شامل ساخت آوایی، صرفی، نحوی، ‌معنایی و گفتمانی را «توانش زبانی» و تسلط بر قواعد کاربردشناختی زبان را «توانش ارتباطی» می‌نامیم. بنابراین در برنامه‌های زبان‌آ‌موزی که هدف آنها تقویت زبان گفتاری کودکان پیش از دبستانی و دبستان است؛ باید هم به تقویت توانش زبانی و هم به تقویت توانش ارتباطی توجه داشت(زندی، 1386).

 

گوش دادن

گوش دادن در واقع اولین مهارت زبانی است که کودک در جریان رشد خود فرامی‌گیرد. اصولا باید گفت کودکان با گوش دادن وارد عرصه اجتماعی می‌شوند. آنها ابتدا گوش دادن را می‌آموزند سپس صحبت کردن، خواندن و نوشتن را فرامی‌گیرند. بنابراین می‌توان گوش دادن را یکی از مهارت‌های اصلی و شالوده‌ی سایر مهارت‌های زبانی دانست.

«مهارت گوش دادن دارای چهار مرحله‌ی متوالی است:

  1. شنیدن: احساس آواهای زبانی و تمییز دادن آنها از هم
  2. دقت و تمرکز حواس: تمرکز بر منبع پیام و نیز خود پیام
  3. دریافت: فهم و ادراک اولیه پیام شامل درک معنای واژه‌ها و جمله‌ها
  4. پردازش معنایی پیام: دریافت و جذب نهایی مقصود گوینده که منجر به عکس‌العمل در برابر شنیده‌ها می‌شود؛ مثل ابراز توافق، پرسش، اضافه کردن مطلب، حذف کردن و…» (زندی، 1386، ص 38).

 

 

دانلود متن کامل از لینک زیر :

دانلود متن کامل پایان نامه ارشد :

پایان نامه اثر برنامه ریزی چندبعدی بر رشد زبان گفتاری کودکان دوره آمادگی 6-5 ساله شهر تهران

صحبت­کردن

صحبت­کردن دومین مهارت زبانی است که انسان یاد می‌گیرد. آموختن این مهارت از خانواده و مراکزی مثل مهدکودک شروع می‌شود. تا قبل از ورود به دبستان، کودکان در محیط خانواده به مدت چهار الی پنج سال مهارت گفتن را تمرین می‌کنند و به نظام زبان فارسی مسلط می‌شوند. «مهارت‌های اساسی کاربرد گفتار:

  1. استفاده از کلمه‌ها و جمله‌های متناسب با موقعیت گفت‌وگو
  2. بیان روشن نظرات اصلی با استفاده‌ی به جا از کلمات مناسب
  3. صحبت کردن با صدای رسا در آن حد که شنونده یا شنوندگان آن را به خوبی بشنوند
  4. صحبت کردن به نحوی که شنونده مقصود گوینده را دریابد
  5. کاربرد واژه‌‌ها به طور واضح و مشخص
  6. استفاده از واژه‌‌های زنده زبان
  7. درخواست و دادن اطلاعات درست» (زندی، 1386، ص 97).

 

رابطه اندیشه و زبان

یکی از ویژگی‌هایی که جامعه‌های انسانی را از جامعه‌های جانوران جدا می‌کند، کاربرد زبان و تفکر است. زبان و اندیشه در همه‌ی فعالیت‌های بشر نقشی محوری دارند، چرا که این دو، واسطه‌ی زندگی روانی و اجتماعی ما هستند. زبان، هم در برقراری ارتباط بادیگران و هم در تنظیم افکار درونی ما نقش ایفا می‌کند و یا چنان که‌هارلی[1] بیان می‌کند: «زبان به صور مختلف‌،‌ چنان تسلطی بر فعایت اجتماعی و شناختی ما دارد که تصور اینکه زندگی بدون آن، ‌چگونه می‌تواند باشد، بسیار دشوار است.» (لاند، ترجمه قاسم‌زاده، 1388، ص16). از قرن‌ها پیش فیلسوفان این سوال را مطرح کرده‌اند که آیا این دو نوع توانایی، ‌یعنی اندیشه و زبان، به هم مربوط‌اند؟ و اگر مربوط‌اند ماهیت ارتباط بین آن دو چیست؟ درباره‌ی ارتباط بین زبان و اندیشه چهار نظر عمده وجود دارد:

  1. زبانی که ما صحبت می‌کنیم، تعیین‌کننده‌ی شیوه‌ی تفکر ماست و یا در شیوه‌ی تفکر ما اثر می‌گذارد. (فرضیه‌ی نسبیت زبانی فنز).
  2. شیوه‌ی تفکر ما تعیین‌کننده‌ی زبانی است که به آن زبان صحبت می‌کنیم (نظریه شناختی پیاژه).
  3. زبان و اندیشه مستقل از هم‌اند، اما در دوران اولیه کودکی به تدریج وابسته به یکدیگر می‌شوند (نظریه ویگوتسکی).
  4. زبان و اندیشه مستقل از هم هستند (نظریه چامسکی) (لاند، ترجمه قاسم‌زاده، 1388).

[1] – Harley