اختلالات روانی، الگوی دوهرنوند، الگوی بیوشیمی

دانلود پایان نامه

– بی علاقگی و افسردگی: به نظر میرسد که حادثه یا عامل تنشزا روی شخص بیتأثیر است .
– وابستگی مطیعانه: شخص، رفتاری شایسته از خود نشان نمیدهد و به شدت مطیع است .
– تحریک پذیری توأم با پرخاشگری: در این واکنش فرد به عامل خطر یا تنش حمله میکند.
هریک از این واکنشها کارایی جسمانی و ذهنی افراد را کاهش میدهند.
2-1-2-11-10-الگوی بیوشیمی
سلیه پزشک و متخصص غدد درونریز است و برداشت او از استرس بیشتر مفهوم فیزیولوژیکی و ریشه در جریان‌های بیولوژیک معروف است. این الگو در سال 1936 ارائه شد. او در زمان نشانگان سازگاری کلی ارگانیسم دارد. الگوی ارائه شده وی به دانشجویی، با بیمارانی مواجه شد که از علائم و نشانگان مشابهی همچون کاهش وزن، بیاشتهایی، کم شدن نیروی عضلات و فقدان امید و آرزو رنج می‌بردند. او مشاهده کرد که در برخورد با بیماری و حملات آن علائمی چون بزرگ شدن غدد، زخمهای معده و رودهای به وجود میآید که این‌ها علائم ثابت و پایداری بودند. این تغییرات نشانگان عینی استرس شناخته شدند و پایههایی را برای رشد کامل مفهوم استرس فراهم آوردند.
همانگونه که قبلاً نیز اشار ه شد، نظریه سلیه تحول پیدا کرد و نشانگان سازگاری کلی با سه مرحله مطرح شد که تظاهر بالینی وضعیت استرس است :
1. مرحله هشدار: در این مرحله ارگانیسم به سوی دستهای از محرکهایی که فرد به طور ناگهانی در معرض آنها قرار میگیرد و با آنها سازگار نیست، واکنش نشان میدهد و خود دارای دو زیر مرحله است :
الف . مرحله شوک: واکنش اولیه و بیدرنگ به عامل تنشزا که موجب بروز علائمی چون تپش قلب ، فقدان آهنگ ماهیچه ها، کاهش حرارت بدن و فشار خون میشود.
ب. مرحله ضدشوک: واکنشی است که نیروهای دفاعی بدن را به کار میاندازد. در این مرحله غده فوِق کلیوی فعالیت میکند و ترشح هورمونهای کورتیکوئید افزایش مییابد. این هورمونها در واقع ضد هیجاناند. سلیه و همکاران ( 1936) این مواد را عامل سازگارکننده میدانند، زیرا وجودشان به ارگانیسم امکان میدهد تا تأثیر مخرب محرکهای گوناگون داخلی و خارجی را خنثی کنند.
2. مرحله پایداری: در این مرحله ارگانیسم کاملاً با عوامل تنشزا سازگار شده، در نتیجه، موجب کاهش و رفع علائم استرس میشود.
3. مرحله فرسودگی: چون قدرت سازگاری ارگانیسم محدود است، عوامل تنشزای شدید، طولانی و سخت موجب فرسودگی می شوند. درصورتی که علائم ظاهرشده ناشی از عوامل تنشزا یا نشانگان استرس ادامه یابند، منجر به ایجاد آسیب در ارگانیسم میشوند.
همان طورکه مشاهده میشود، ارگانیسم نمیتواند در مرحله اول (هشدار) باقی بماند و ضرورت دارد که از آن وضع خارج شود، چون این مرحله موجب اتلاف نیروهای زیادی میشود و صرف انرژی نمیتواند برای مدت زیادی ادامه یابد، چرا که انرژی سازگاری فرد انرژی محدودی است . آزمایش روی حیوانات نشان میدهد ظهور و وجود عوامل تنشزا برای مدت مشخصی قابل تحمل است. بعد از خستگی و فرسودگی ناشی از عوامل تنش‌زای سخت، فقط خواب و استراحت است که میتواند پایداری موجود زنده را حفظ کند و اغلب سازگاری را به سطوح قبلی برساند. به هر حال، ارگانیسم در اثر مصرف انرژی زیاد، بتدریج فرسوده خواهد شد. انرژی سازگاری به دو نوع تقسیم می شود که عبارتند از:
1. انرژی سازگاری سطحی که بی درنگ مورد استفاد ه واقع میشود.
2. انرژی سازگاری عمیق که برای مقابله با عوامل تنش زا صرف میشود.
انرژی سطحی فقط میتواند فرسودگی را تا حدودی تخفیف دهد و برای سازگاری عمیق تر و کامل باید عوامل تنش را شناسایی و رفع کرد.
2-1-2-11-11-الگوی دوهرنوند
دوهرنوند (1961) با تغییراتی که در الگوی بیوشیمی سلیه انجام داد، الگوی خود را برای مطالعه اختلالات روانی در محیط اجتماعی ارائه داد. به نظر او عوامل متعددی در واکنش به عامل تنش زا و بروز نشانگان استرس نقش دارند که مهم ترین آنها عبارتند از:
1. متغیرهای بیرونی که تعادل ارگانیسم را مختل می سازند
2.عوامل واسطه ای که می توانند تأثیر عوام ل تنش زا را تغییر دهند
3. تعامل بین عوامل واسطه ای و تنش زا که به بروز نشانگان استرس می انجامد
4. تلاش ارگانیسم برای فائق آمدن بر عوامل تنش زا