دانلود پایان نامه : ارتقاء حقوق زن در قوانین جمهوری اسلامی ایران -فروش فایل

واقعیت‌ها و حوادث تاریخی گویای این هستند که زن در بیشتر جوامع، از حقوق انسانی خود در اجتماع و خانواده محروم بوده و در هر عصری به نوعی، مظلوم واقع شده است. در برخی جوامع، گاه زن به شکل کالایی در زندگی مردان نمود پیدا کرده و مورد خرید و فروش واقع می‌شده است، و گاه با حضوری بی‌حساب در جامعه، با شکستن حریم عفاف، همانند عروسک به عاملی در جهت جذب و تشدید تمایلات حیوانی تبدیل گشته و یا برای جلب مشتری و فروش کالا درآمده است. در این گونه جوامع، زن در خانواده هیچ ارزش و نقشی ندارد، پدر و همسر کلیه مقدرات او را تعیین می‌کنند و مرگ و زندگی زن به دست آنها تعیین می‌شود. گاهی زنان همچون اشیا، به شمار می‌آمدند و گاه همچون حیوانات اهلی محسوب می‌شدند که هنگام قحطی آنان را می‌کشتند و گوشتشان را می‌خوردند.[1]

نگاهی گذرا به برخی نظام‌های اجتماعی دوران پیش از بعثت، وضعیت تأسف‌بار زنان و محروم بودن آنها از حقوق اولیه و ابتدایی را مشخص می‌کند.

1ـ3ـ1 زن در یونان باستان

زن در یونان باستان به عنوان عنصری زایا و ارضا کننده شهوات بود و به هیچ وجه شریک زندگی محسوب نمی‌شد زیرا که او را دارای قوای کامل بشری نمی‌دانستند و بسیاری از متفکران معتقد بودند که زن دارای روح جاوید و انسانی نیست و به همین جهت بعد از وفات شوهر حق زندگی نداشت. پروفسور وستر مارک، در عبارتی بس کوتاه طرز رفتار یونانیان را نسبت به زنان بطور مختصر به تصویر کشیده است. یونانیان زن را موجودی پاک نشدنی و زاده شیطان دانسته و او را از هرگونه کار جز خدمتکاری و ارضای شهوات جنسی مرد محروم می‌ساختند بویژه آتنی‌ها زنان را چون دیوانگان، معجور می‌شناختند و اجازه نمی‌دادند درمعامله‌ای که قیمت آن از بیست من جو بیشتر باشد شرکت کنند. شاید یکی از قدیمی ترین یادداشت‌ها درباره زن از افلاطون باشد گرچه زن به عنوان یکی از اعضای تشکیل دهنده مدینه فاضله او به حساب می‌آید. اما دیدی که او نسبت به زنان دارد دیدی بس منفی و تأسف انگیز است او که تفکرات سیاسی ـ اجتماعی‌اش زیربنای عمده‌ترین فلسفه سیاسی غرب را تشکیل می‌دهد و حتی افکارش به مدت دوهزار سال محور بحث‌ها و بررسی‌های علمی در مجامع دینی و دانشگاهی است. درباره زن اینگونه اظهار نظر می‌کند:

من شکر گذارم و خرسندم از اینکه دو مزیت دارم: 1ـ آزادم و برده نیستم. 2ـ مَردَم و زن نیستم.

زن در منطق افلاطون از موقعیت پستی برخوردار است و در ردیف بردگان است و او را موجودی زایا ولی در خدمت تأمین آرامش و سکون مردان معرفی می‌کند.[2]

1ـ3ـ2 زنان در رم باستان

در این نظام، خانواده تابع اصولی مذهبی، و پدر، قدرت بلامنازع و تعیین کننده کلیه مقدرات ـ حتی مرگ و زندگی ـ زن و فرزندان بود. دختران و زنان همیشه مانند شیئی مملوک معامله می‌شدند و زن و دختر در مقابل شوهر و پدر، حق مالکیت، معاشرت، رفت و آمد و حتی حق حیات نداشتند؛ پدر هر وقت صلاح می‌دانست، می‌توانست آنها را بفروشد، قرض و کرایه بدهد یا بکشد.[3] این حقوق پدر پس از ازدواج به شوهر، که قانوناً مالک زن بود، منتقل می‌شد. زن در نظر آنها، فاقد روح انسانی بود و به همین دلیل، در معاد قابل حشر نبود و مجامع علمی پس از بحث‌ها و کنفرانس‌ها این موضوع را تأیید کردند! در نظر رومیان، زن مشهر تام شیطان و انواع ارواح موذی بود. به این دلیل، آزار دادن زنان را تسلط بر ارواح موذی می‌دانستند.

1ـ3ـ3 زن در ایران باستان

در این نظام، زن جزو اموال پدر محسوب می‌شد. حق انتخاب و اظهار نظر درباره چیزی را نداشت و از ارث محروم بود و چون اساس عقاید آنها بر حفظ میراث و اصالت خانواده بود، به زن، که با ازدواج از خانه بیرون می‌رفت، ارث نمی‌دادند تا ثروت خانواده پراکنده نشود. او دارای شخصیت حقوقی نبود و به جای اینکه از اشخاص محسوب شود، جزو اشیا به شمار می‌آمد. زن از هر لحاظ، تحت قیمومیت رئیس خانواده قرار داشت. مرد می‌توانست زن خود را بفروشد، قرض دهد، کرایه دهد، هدیه کند یا بکشد.[4]

[1] . عبدالکریم بی‌آزار شیرازی، رساله نوین، ج 3، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1364، ص 18.

[2]. حسن حیدرى، یوسف ابراهیمى نسب، جایگاه زن در گذر تاریخ و سیرى در حقوق آن، فصلنامه علمى پژوهشى زن و فرهنگ/ سال دوم. شماره پنجم. پاییز 1389، صص 75تا 80

[3] . حسن صدر، حقوق زن در اسلام و اروپا، سازمان انتشارات جاویدان، 1327، ص 31.

[4] . همان منبع، ص 49.