استفاده از شاخصهای، فرآیند تصمیم گیری، بورس اوراق بهادار

دانلود پایان نامه

2) خطوط روند:
استفاده از خطوط روند در نمودار RSI میتواند سیگنالهای خوبی را فراهم کند، به ویژه وقتی با الگوها و آرایشهای نمودار قیمت همراه شود. هنگامی که خطوط روند در هر دو نمودار قیمت و RSI شکسته شوند سیگنال خرید یا فروش قابل اعتمادی ایجاد میشود.
3) تقاطع در خط مرکزی:
خط مرکزی در مورد شاخص RSI خط 50 است. حرکت RSI به بالای این خط میتواند تأییدی باشد بر سیگنالهای خریدی که پیش از این صادر شده است. و بالعکس حرکت RSI به زیر 50 سیگنالهای فروش را تحکیم مینماید. در هر حال قرار گرفتن RSI بالای این سطح نشانۀ غلبه میانگین سود به ضرر است و بالعکس.
4) الگوهای نموداری:
درنمودار RSI می توان به دنبال الگوهای نموداری (مانند سر و شانه، کنج های صعودی و …) بود. ممکن است این الگوها در نمودار قیمت نیز دیده شوند و یا ممکن است پنهان باشند.
5) واگرایی:
همانطور که پیش از این گفته شد ویلدر مهم ترین سیگنال RSI را مربوط به واگرایی ها میداند، واگرایی صعودی سیگنال خرید و واگرایی نزولی سیگنال فروش است.
6) استفاده از سطوح اشباع خرید/ اشباع فروش:
پیش از این نیز گفته شد که ویلدر سطح 70 را به عنوان سطح اشباع خرید درنظر گرفت و سطح 30 را به عنوان سطح اشباع فروش؛ به عبارت دیگر اگر مقدار RSI بالای 70 باشد قیمت در منطقه ی اشباع خرید قرار دارد و اگر مقدار RSI زیر 30 باشد قیمت در منطقۀ اشباع فروش قرار دارد. مانند تمام نوسان نماهای اشباع خرید/ اشباع فروش بهترین زمان فروش نقطهای است که RSI از بالای 70 به زیر آن نزول کند (از منطقۀ اشباع خرید خارج شود) و به همین ترتیب بهترین زمان خرید نیز زمانی است که RSI از زیر 30 به بالای آن حرکت کند (از منطقۀ اشباع فروش خارج شود) (لطفی، درویش، 1385، 69-72).
2-4 بخش چهارم: پیشینه تحقیق
تاریخچۀ کاربرد سیستم خبره در مدیریت مالی را به چند دستۀ عمده میتوان بخشبندی کرد که عبارتند از: مدیریت پرتفوی، برنامه ریزی مالی، تجزیه و تحلیل مالی، اعطای اعتبار، رتبهبندی اوراق قرضه، سرمایه گذاری و ارزیابی ریسک ورشکستگی.
2-4-1 مدیریت پرتفوی:
تم و همکارانش (1991) در مقالهای با عنوان “استنتاج قواعد غربال سهام برای ساخت پرتفوی” از تکنیکی که از حوزۀ یادگیری ماشینی نشأت گرفته بود برای غربال سهام استفاده کردند و از قواعد مشتق شده از روش استنتاج قاعده برای ساخت پرتفوی استفاده کردند وعملکرد پرتفوی را با استفاده از شاخصهای شارپ، ترینر و جنسن ارزیابی نمودند. نتیجه بدست آمده حاکی از آن بود که پرتفوی ساخته شده عملکرد بهتری از شاخص S&P500 و شاخص مرکب بورس اوراق بهادار نیویورک (NYSE) داشت(Tam et al,1991).
لی و استور (1985) در مقالهای با عنوان “ارائۀ دانش برای تصمیمگیری مدیریت پرتفوی” اظهار میکنند که محیط تجارت پیچیده است و دانش وسیعی برای حل مسائل مورد نیاز است و هر حوزۀ کاربردی، طرح دانش متفاوتی نیاز دارد. بنابراین سیستمی را برای سرمایه گذاری پرتفوی طراحی میکنند که با چنین محیطی سازگار باشد. این سیستم که به زبان Prolog توسعه داده شده است از دانش ترکیبی استفاده می کند: قواعد تولید، منطق، شبکههای مستقیم و فریمها. این سیستم PMIDSS نامگذاری شده است. که فرآیند تصمیم گیری مدیریت پرتفوی را حمایت میکند. این سیستم از دو بخش تشکیل شده است که هرکدام شامل سه مرحله هستند. بخش اول برنامهریزی سرمایه گذاری شامل: تعیین شرایط اقتصادی، انتخاب سناریویی که با شرایط اقتصادی مطابقت دارد، تعیین مقدار نسبی سرمایه گذاری در سهام، اوراق قرضه و غیره. بخش دوم، انتخاب سهام شامل: تعیین میزان پذیرش ریسک سرمایه گذار، انتخاب سهامها و اوراق قرضه خاص وغیره، تعیین مقداری که باید در هر دارایی انتخاب شده سرمایه گذاری شود (Lee & Stohr,1985 ).
لی، کیم و چو (1989) در مقالهای با عنوان “سیستم مدیریت هوشمند پرتفوی سهام” سیستم خبره خود را ISPMS نامیدهاند. آنها برای انتخاب پرتفوی، سیستم خبره و مدل بهینه سازی را با یکدیگر تجمیع کردهاند. این سیستم، دانش را به عنوان بخشی از فرمولبندی بهینه سازی تفسیر میکند. همچنین آنها ترجیحات شخصی را با دانش خبره تجمیع کردند (Lee, Kim & Chu, 1989 ).
لیو و لی (1997) در مقاله ” یک سیستم مشاور هوشمند کسب و کار برای سرمایهگذاری سهام” سیستمی هوشمند برای کمک به سرمایهگذاران شخصی در تعیین سیگنالهای روند سهام برای سرمایه گذاری در تجارت سهام ارائه میدهند. آنها یک سیستم پایلوت ساختند که سه طبقه اصلی تئوری تحلیل تکنیکال یعنی مومنتوم، میانگین متحرک و خط حمایت/ مقاومت را فراهم میکند(Liu & Lee,1997).
لی و جو در مقالۀ “سیستم خبره برای پیشبینی زمانبندی بازار سهام با استفاده از نمودار شمعدان” سیستم خبره تحلیل نمودار شمعدان یا تفسیرگر نمودار را برای پیشبینی حرکات آتی قیمت سهام طراحی کردند. آنها الگو را به پنج گروه طبقهبندی میکنند: الگوهای افتان، خیزان، خنثی، روند ادامه دار و روند معکوس (Lee & Jo, 1999).
مقربان و ضرغام (2005) سیستم خبرهای به نام PORSEL توسعه دادند که مجموعۀ کوچکی از قواعد را برای انتخاب سهام مورد استفاده قرار میدهد. این سیستم خبره شامل سه بخش است: اولین بخش، مرکز اطلاعات است که نمایندۀ چندین شاخص تکنیکال مانند روندهای قیمت میباشد، قسمت دوم، انتخاب گر فازی سهام که سهامهای فهرست شده را ارزیابی میکند و سپس یک امتیاز مرکب به هر سهام تخصیص میدهد و بخش نهایی سازندۀ پرتفوی است که پرتفویهای بهینه تولید میکند. PORSEL همچنین یک رابط کاربر پسند برای تغییر قواعد در طول زمان اجرا دارد (Mogharreban, Zargham, 2005).