الگوی پاسخ فیزیولوژیکی، الگوی واکنش حفاظتی، الگوی روان تنی

دانلود پایان نامه

در بررسی علت اختلالهای روانی فیزیولوژیکی سه پرسش مطرح می شود:
1. چرا استرس فقط در بعضی افراد تولید بیماریهای روانی فیزیولوژیکی میکند؟
2. چرا گاهی اوقات استرس سبب بیماری و اختلال روان شناختی میشود؟
3. با توجه به اینکه استرس موجب بروز اختلالهای روانی فیزیولوژیکی میشود، چه چیزی مشخص میکند که آن اختلال کدامیک از اختلالهای متعدد و در کدا م ناحیه بدن خواهد بود؟
پاسخ به پرسشهای مذکور مورد توجه فیزیولوژیستها و روانشناسان مختلف قرار گرفته است. رویکردهای فیزیولوژیکی، برخی از اختلالهای روانی – فیزیولوژیکی را به ضعف خاص یا به فعالیت بیش از حد سیستم عضوی شخص در واکنش به استرس نسبت دادهاند. نظریههای روانشناختی هم حالتهای هیجانی و عاطفی مخصوصی را برای اختلالهای ویژه در نظر گرفتهاند.
فرض اساسی الگوی روان تنی این است که اگر ارگانیسم تحت فشار قرار گیرد، ممکن است در قسمتی از بدن شرایط بیماری زا ایجاد شود (گلدبری، 1981 ). ارائه دهندگان این الگو، معتقدند وجود تعارضها و فشارهایی که ارگانیسم را در ارائه پاسخ مناسب ناتوان میسازند، فرایندهای فیزیولوژیک بدن را تحت تأثیر قرار میدهند. البته فشارها و تعارضهایی که راهحلی برای آنها پیدا شود، به تغییرات ارگانیک منجر نمی‌شوند.
برخی از پژوهشگران فرض کردهاند که واپس زدن حالات هیجانی برای مدت زمان طولانی ممکن است به اختلالات جسمی آشکاری بینجامد. برای مثال، واپس زدن دائمی خشم به ایجاد بیماری میگرن کمک میکند و با زخمهای گوارش رابطه دارد. بازگشت حالت خشم موجب بروز تنشهای زیادی میشود (ادر و فریدمن، 1969)
2-1-2-11-8-الگوی واکنش حفاظتی
در این الگو باور بر این است که هرگاه بدن تهدید میشود، برای حفاظت از خود و رفع مانع، واکنشی را شکل میدهد. برای مثال، وقتی مواد سمی و مضری توسط بینی استنشاق میشود (تهدید بدنی)، مخاط بینی شروع به ترشح کرده و چشم اشک تولید میکند (واکنش حفاظتی)؛ بدین وسیله عوامل مضر از بدن خارج میشوند (رفع خطر). وقتی بدن تهدید میشود، ممکن است واکنش جسمانی یا نمادین نشان دهد یا به واکنش یا واکنشهایی مشابه روی آورد.
این الگو با الگوی روانتنی تفاوتهایی دارد. به نظر میرسد که تفاوتها به مجموعهای از واکنشها مربوط باشند. حالتهای هیجانی به تغییرات جسمانی منجر شده و این تغییرات گاهی موجب بروز اختلال در کارکردهای جسمانی میشوند. در الگوی واکنش حفاظتی یا حالتهای هیجانی، تغییرات جسمانی و الگوهای رفتاری مدنظرند. (راسموسن، اسپیسر و مارش، 1963)
یکی از انتقادهایی که به این الگو وارد شده، این است که تعریف استرس در آن مبهم است و این ابهام در تفسیر یافتههای حاصل از پژوهش تأثیر واقعی دارد. برای مثال، در این الگو استرس هم محرک (علت ) و هم پاسخ (معلول) تلقی شده است. (باسوویتس و همکاران 955 ؛ به نقل از راسموسن، اسپیسر و مارش، 1963) به این تناقض در تعریف استرس اشاره کرده و گفتهاند ساختار شخصیتی قبل از بروز نشانگان استرس بر عامل آن تأثیر دارد که اغلب نادیده انگاشته میشود. به نظر پژوهشگران محدودیت مهم الگوی واکنش حفاظتی این است که نمیتواند تبیین کند که چرا مردم به رویدادهای تنشزا به گونههای متفاوتی پاسخ میدهند. این الگو نشان نمیدهد که چرا بعضی از مردم هنگام واکنش به عوامل مضری که استنشاق میکنند، دچار تغییرات قلبی می‌شوند، بعضی دچار ترشح مخاط های بینی و ریزش اشک از چشم میشوند و گروهی اصلاً به آن واکنش نشان نمیدهند.
2-1-2-11-9-الگوی پاسخ فیزیولوژیکی
مبدع این الگو جانیس ( 1988) است. این الگو دارای سه بعد یا جنبه اساسی است :
الف . رویداد یا عامل تنشزا (تروماتیک)
ب . پاسخهای فیزیولوژیک اشخاص به عامل تنش زا
ج . تعیین کنندههای موقعیتی پاسخها
بنابر الگوی جانیس رویدادهای مهم می توانند دارای سه مرحله متوالی باشند
تهدید: اشخاص به خطری تهدیدکننده نزدیک شده یا از آن مطلع میشوند؛ البته هنوز خطری وجود ندارد.
تماس با خطر: در این مرحله اشخاص با خطر به طور واقعی روبه رو میشوند.
خطر قربانی شدن: این امر وقتی رخ میدهد که درجه خطر بسیار بالاست؛ افراد در این مرحله به پنج واکنش مختلف اشاره دارند:
– اجتناب و ترس: شخص با استفاده از مکانیسم انکار، از لحاظ روان شناختی خود را از عامل تنشزا رها می‌سازد.
– بیحرکتی آمیخته با حیرت: بیشتر افراد توانایی انجام فعالیتهای جسمانی و ذهنی را ندارند.