انواع فرهنگ سازمانی، انواع فرهنگ سازمان، خلاقیت و نوآوری

دانلود پایان نامه

فرهنگ سلسله مراتبی
آنها همچنین، هفت متغیر عمده ی سازمانی را معرفی نموده اند که در هر نوع از فرهنگ های یاد شده وضعیت خاصی دارند. به اعتقاد انها می توان فرهنگ هر سازمان را با توجه به آن متغیرها در گروه فرهنگی مشخص قرار داد(کاوسی و قیومی 62:1388).
2-2-16-3 انواع فرهنگ سازمانی از دیدگاه «فرن هام» و «گانتر»
فرهنگ انسان محوری: در این فرهنگ افراد در جهت رشد و توسعه به یکدیگر کمک می نمایند و بیشتر وقتشان را با هم می گذرانند.
فرهنگ ارتباط نزدیک: در این فرهنگ روابط دوستانه بین افراد برقرار است و احساسات و افکار مشترک وجود دارد.
فرهنگ موافقتی: افراد احساس می کنند برای کسب تأیید به توافق برسند و نسبت به یکدیگر علاقه نشان دهند، کسب اطمینان از اینکه دیگران آنها را پذیرفته اند و حرکت ها همگام با یکدیگر است از ویژگی های این فرهنگ می باشد.
فرهنگ سنتی: در این فرهنگ همیشه از خط و مشی ها و تجارب قبلی دنباله روی می شود و تناسب با قالب های از پیش تعیین شده است.
فرهنگ دستوری: مشخصه سازمان هایی است که به شیوه ی سلسله مراتبی و غیر مشارکتی اداره می شوند.
فرهنگ اجتنابی: خصوصیت سازمان هایی است که در قبال موفقیت ها به اعضا پاداش تعلق نمی گیرد اما در قبال اشتباهات و خطاها تنبیه صورت می گیرد.
فرهنگ تقابل: ویژگی سازمان هایی است که مواجهه و مستولی شدن بر مسائل در آنها مورد تشویق قرار می گیرد. انتقاد و برخورد با نظرات دیگران موجب کسب پست و نفوذ برای کارکنان می شود.
فرهنگ قدرتی: مشخصه سازمان هایی است که ساختاری غیر مشارکتی دارند که بر اساس اقتدار ناشی از پست های افراد شکل می گرفته است.
فرهنگ رقابتی: در سازمان هایی حاکم است که برنده شدن در رقابت های داخلی سازمان ارزش خاصی دارد و اعضای سازمان در صورت عملکرد بهتر نسبت به یکدیگر پاداش دریافت می دارند.
فرهنگ شایستگی (کمال): این نوع فرهنگ ویژگی سازمان هایی است که کمال جویی، پایداری و سخت کوشی، در آنها ارزشمند است.
فرهنگ کسب موفقیت: خصوصیت سازمان هایی است که کارها را به خوبی انجام می دهند و افرادی در سازمان ارزشمند هستند که با همکاری جمعی در پی تحقق اهداف باشند.
فرهنگ خودیابی: نمایانگر سازمان هایی است که در آنها رشد فردی، خلاقیت، کیفیت بیش از کمیت و انجام وظیفه دارای ارزش است (قاسمی 1381: 431).
2-2-16-4 مدل فرهنگ سازمانی «پیترز» و «واترمن»
این دو محقق به مطالعه و تحقیق گسترده ای در مورد شرکت هایی که دارای سوابق عملکرد گسترده بودند، پرداختند و این تحقیق نظریات جدیدی در زمینه فرهنگ سازمانی و ارتباط آن با اثربخشی سازمان ارائه کرد. آنها با بررسی این موسسات موفق شدند که روش های مدیریتی را که منجر به موفقیت این موسسات شده است تشریح نمایند. بررسی و تحلیل های آنها به سرعت منجر به دستیابی و ظهور ارزش های فرهنگی ای شدکه در انتخاب رویه های مدیریتی موفق و موثر بودند و رمز موفقیت و اثربخشی سازمان های موفق را به عنوان ویژگی های فرهنگی حاکم بر سازمان ها قلمداد کردند. ویژگی های فرهنگ سازمانی موفق عبارتند از :
تعصب مدیران به عمل: در سازمان های موفق مدیران دارای تعصب و تمایل نسبت به عمل هستند و تصمیم گیری در این موسسات بدون تأخیر صورت می گیرد.
توجه به نیاز های مشتری: در موسسات موفق ارتباط نزدیکی بین سازمان و مشتریان وجود دارد و پیوسته نیازهای مشتریان مد نظر گرفته می شود.
استقلال و کارآفرینی: موسسات موفق، به پرورش ویژگی های موثر در خلاقیت و نوآوری می پردازند.
افزایش بهره وری به وسیله افراد: از نظر موسسات موفق، مهم ترین و با ارزش ترین سرمایه ی آنها منابع انسانی است. لذا آنها از طریق اعتماد و احترام به افراد، مشارکت دادن آنها در کارها، به افزایش انگیزه ی نیروی انسانی در جهت افزایش عملکرد می پردازند.
توجه به ارزش های مشترک: موسسات موفق دارای ارزش های فرهنگی قوی ای بوده که مشترک بین افرادند که باعث تعهد سازمانی و هویت سازمانی بالایی می شود که نهایتاً عملکرد بالای سازمان را در پی دارد.
توسعه کارهای مرتبط با تخصص و تجربه: در سازمان های موفق به کار گماردن افراد براساس تخصص و تجربه ی آنها صورت می گیرد.
به کارگیری ستاد اداری کم: موسسات موفق از ساختارهای بروکراسی دوری جسته و به تشکیل کمیته های اصلی و واحدهای سازمانی کوجک جهت انجام پروژه ها و ساخت محصولات می پردازند(کاوسی و قیومی. 1388).
2-2-16-5 الگوی «ویلیام اوچی»
«اوچی» فرهنگ سازمانی را در سه گروه از موسسات با عناوین «موسسات نمونه آمریکایی» ، «موسسات نمونه ی ژاپنی» و «موسسات آمریکایی نوع Z» مشخص و تجزیه وتحلیل نمود.