فروش فایل پایان نامه : بررسی تاثیر رضایت اقتصادی بر رضایت سیاسی (با تاکید بر اعتماد به نظام سیاسی)

از ﻧﻈﺮ اﯾﻨﮕﻠﻬﺎرت ﺳﻄﻮح ﻧﺴﺒﺘًﺎ ﭘﺎﯾﯿﻦ اﻧﺘﺸﺎر رﺿﺎﯾﺖ و اﻋﺘﻤﺎد ،   ﻣﻮﺟﺐ ، می ﺷﻮد ﮐﻪ ﺷﺨﺺ ﺑﻪ اﺣﺘﻤﺎل زﯾﺎد   ﻧﻈﺎم ﺳﺎﺧﺘﺎر ﻣﻮﺟﻮد را ﻧﭙﺬﯾﺮﻓﺘﻪ و دﭼﺎر ﺣﺎﻟﺖ آﻧﻮﻣﯽ ﯾﺎ ﺑﯿﮕﺎﻧﮕﯽ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺑﺸﻮد  . رﺿﺎﯾﺖ از زﻧﺪﮔﯽ رﺿﺎﯾﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﻓﻀﺎی ﺑﺎز ارﺗﺒﺎﻃﺎت اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﺣﻤﺎﯾﺖ از ﻧﻈﻢ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻣﻮﺟﻮد و در ﻧﻬﺎﯾﺖ اﻋﺘﻤﺎد ﺑﻪ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﻫﻤﮕﯽ ﺑﻪ ﻫﻢ واﺑﺴﺘﻪ ﺑﻮده ﻧﺸﺎﻧﻪﻫﺎی ﻧﮕﺮش ﻫﺎی ﻣﺜﺒﺖ را ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺷﺨﺺدر آن زﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽﮐﻨﺪ   ﺗﺸﮑﯿﻞ ﻣﯽدﻫﻨﺪ. ﺟﺎﻟﺐ ﺗﺮ ازﻫﻤﻪ اﯾﻦ واﻗﻌﯿﺖ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪﻧﻈﺮ   ﻣﯽرﺳﺪ اﯾﻦ ﻧﺸﺎﻧﮕﺎن ﺑﺎ ﺑﻘﺎی ﻧﻬﺎدﻫﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ راﺑﻄﻪ دارد. اﯾﻦ ﻧﺸﺎﻧﮕﺎن،ﻧﯿﺰ ﺑﺎ ﺳﻄﻮح اﻗﺘﺼﺎدی ﯾﮏ ﮐﺸﻮر در ارﺗﺒﺎط ﻧﺰدﯾﮑﻨﺪ و ﮐﺸﻮرﻫﺎی ﺗﻮﺳﻌﻪ ﯾﺎﻓﺘﻪ از ﻟﺤﺎظ رﺿﺎﯾﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، اﻋﺘﻤﺎد ﺑﻪ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ و دﯾﮕﺮ ﻋﻨﺎﺻﺮ اﯾﻦ ﻧﺸﺎﻧﮕﺎن، در ﺳﻄﻮح ﺑﺴﯿﺎر ﺑﺎﻻﯾﯽ ﻗﺮار دارﻧﺪ.

 

  1. آنتونی گیدنز

دیدگاه جامعه شناس بریتانیایی آنتونی گیدنز به دلیل اینکه هر دو وجه جامعه شناسی و روانشناسی را به صورت توأمان در تبیین اعتماد اجتماعی به کار گرفته، توجه بسیاری از محققین داخلی و خارجی را به خود جلب نموده و بسیاری از آن ها با محوریت این تئوری به بررسی این پدیده اجتماعی پرداخته اند. مهم ترین خصلت آرای گیدنز تلفیق سطوح خرد و کلان و نیز ویژگی تحلیل الگوهای اعتماد در دوران ماقبل مدرن و مابعد مدرنتیه و چگونگی ساز و کار تغییر آن می باشد. به عقیده وی ” پویایی مدرنیته سه سرچشمه مهم دارد: “جدایی زمان و مکان”، “تحول مکانیسم های ازجاکندگی” و “تخصیص بازاندیشانه”. در دید وی نشانه های نمادین و نظام های تخصصی، نظام های انجام دادن کار فنی یا مهارت تخصصی است که حوزه های وسیعی از محیط های مادی و اجتماعی زندگی کنونی ما را سازمان می دهند” (گیدنز،33:1380).

از نظر گیدنز ” اعتماد در جوامع ماقبل نوین از اهمیت کمتری در مقایسه با جوامع جوامع نوین برخوردار است. چرا که افراد هر چه فاصله زمانی- مکانی بیشتری از هم داشته باشند به اعتماد بیشتری نیاز خواهند داشت. در جوامع ماقبل نوین که خصلتی محلی و بومی دارند و کنش های متقابل بیشتر در سطح محلی و رو در رو رخ می دهند، در روابط اجتماعی افراد چنان صراحت و شفافیتی به چشم می خورد که نیازی به اعتماد ندارند، زیرا این اعتماد به طور طبیعی وجود دارد اما در جوامع بزرگ و گسترده که روابط اجتماعی در فاصله زمانی و مکانی بسیار دوری انجام می گیرد و افراد درگیر این روابط کمتر با یکدیگر آشنایی چهره به چهره دارند به اعتماد از طریق نظام های پولی و حقوقی بسیار نیازمند هستند” (به نقل از ریتزر،767:1386).

گیدنز در مباحث خود بین دو نوع اعتماد تمایز قائل می شود: اعتماد به افراد خاص و اعتماد به افراد یا نظام های انتزاعی. اعتماد انتزاعی در برگیرنده آگاهی از مخاطره و فرد مورد اعتماد است. لذا در حالی که کنشگر می تواند به راحتی در مورد میزان ارزش اعتماد به افراد خاص قضاوت کند، می تواند درباره میزان ارزش اعتماد نسبت به دیگران تعمیم یافته نیز دارای ایده ها و باورهایی باشد. افراد همچنین می توانند درباره میزان ارزش اعتماد نسبت به نظام های انتزاعی نظیر نهادها نیز دارای باورهایی باشند. از این فرآیند می توان تحت عنوان سطح نهادی اعتماد نام برد. این همان چیزی است که گیدنز آن را ایده اعتماد به نظام های تخصصی می نامد. یعنی ممکن است کنشگر از فردی که اتومبیل یا خانه او را ساخته، شناختی نداشته باشد ولی نسبت به نظام استاندارد، تنظیم قواعد و قوانین، نظارت و کنترل کیفیت، دارای میزانی از اعتماد باشد (شارع پور،104:1380). گیدنز همچنین برای نشان دادن نقطه مقابل اعتماد از مفهوم و اصطلاح بی اعتمادی استفاده می کند که شامل اعتماد نسبت به اشخاص و نظام های انتزاعی است (گیدنز،119:1380).

گیدنز پایه های اعتماد را در جوامع سنتی و مدرن متفاوت می داند. در نظر وی روابط خویشاوندی، اجتماع محلی، دین و سنت از جمله زمینه های اعتماد در دوران قبل مدرن است در حالی که این چهار کانون اصلی اعتماد در دوران مدرن اهمیتی ندارد؛ بلکه اعتماد به نشانه های نمادین و نظام های تخصصی مورد توجه است. افراد در جامعه مدرن به بازاندیشی پیرامون بخش های سنتی زندگی می پردازند و آنچه در این فرایند مهم است مسئله ایجاد اعتماد فعالانه است یعنی اعتماد به دیگران و نهادها (از جمله نهادهای سیاسی) که باید آن را فعالانه تولید کرد و به بحث گذاشت. گیدنز معتقد است همه صورت های تخصص به اعتماد فعالانه نیاز دارند. زیرا هر داعیه مرجعیتی در کنار داعیه های دیگر مرجعیت مطرح می شود و خود متخصصان غالبا با یکدیگر توافق ندارند. اعتماد یا عدم اعتماد به نظام های تخصصی )که نظام سیاسی جزئی از آن است ( در معرض تأثیر شدید از تجارب ما در نقاط دسترسی و همچنین دانش های روزی قرار دارد که از طریق رسانه های ارتباطی و منابع دیگر در دسترس آدم های عادی و نیز متخصصان فنی قرار می گیرد. در واقع در نظر گیدنز رسانه ها به خصوص رسانه های الکترونیکی، فضا را برای دیالوگ سیاسی و فعالیت بیشتر و بازتابی تر شهروندان باز و فراهم می کنند و به عنوان یکی از ابزارهای در دسترس افراد برای بازاندیشی در نظام های تخصصی خاصه نظامهای سیاسی شناخته می شوند (گیدنز، 1377: 108 و 123)

در مجموع کند و کاو در مباحث نظری گیدنز پیرامون اعتماد حاکی از آن است که تئوری ساختاربندی وی که در جهت فائق آمدن بر جدل های بین نظریه پردازان سطح خرد و کلان طراحی گردیده است می تواند به عنوان چارچوب نظری مناسب برای تحلیل مسأله بسیار مهم اعتماد اجتماعی باشد.

متن کامل در سایت زیر :

 پایان نامه ارشد : بررسی تاثیر رضایت اقتصادی بر رضایت سیاسی در دانشجویان دانشگاه آزاد  اسلامی واحد تهران مرکز (با تاکید بر اعتماد به نظام سیاسی)