بررسی رابطه بین توسعه بازار مالی و رشد اقتصادی در ایران -خرید پایان نامه

کمک به فرآیند کشف قیمتها

کارکرد دیگری که برای بازارمالی بیان می‌شود این است که این بازارها، به فرآیند کشف قیمتها کمک می‌کنند؛ زیرا دراین بازارها، قیمت‌ها معمولاً منعکس کننده اطلاعاتی است که در اختیار خریداران و فروشندگان قرار می‌گیرد و موقعیت و موضع معامله‌گران به گونه‌ای برقرار می شود که دادوستد بین خریداران وفروشندگان، قیمت دارائی مبادله شده را تعیین می‌کند.

اما باید توجه داشت که بازارهای واقعی بسیار پیچیده‌تر از آن هستند که بتوان آنها را در قالب یک یا دو تئوری و مدل جای داد و بر آن اساس در آن بازارها فعالیت کرد. عوامل پیچیده رفتاری، روانی و اقتصادی تأثیر بسیاری بر قیمت دارایی‌های واقعی و مالی دارند.

با فرض وجود کارایی بازار مالی و ورود اطلاعات به بازار، تفسیر نادرست اطلاعات و نحوه تجزیه و تحلیل داده‌ها و حتی سطح خوشبینی یا بدبینی به اطلاعات مذکور می‌تواند در تعیین قیمت تأثیر داشته باشد. مثلا افراد خوشبین با اطلاعات دریافتی به صورت خوش‌بینانه رفتار کرده و حاضر به پیشنهاد قیمت بیشتری هستند و روی آینده غیر قابل اطمینان، ریسک بیشتری را تحمل می‌کنند. همچنین ضعف در تفسیر داده‌ها و عدم توان تفسیر صورت‌های مالی در پیشنهاد قیمت مؤثر است.

بنابراین بازارهای مالی از طریق ایجاد رابطه بین دو گروه پس‌انداز کننده (کسانی که مازاد درآمد دارند اما توانایی بهره‌برداری از آن را ندارند) و کارفرمایان (آنان که توانایی و تخصص لازم را دارند اما فاقد وجوه لازم برای ایجاد کسب و کار هستند)، تجهیز پس‌اندازهای کوچک و بزرگ، تخصیص بهینه سرمایه، افزایش نقدینگی و روان سازی مبادلات و فراهم نمودن شرایط برای مدیریت ریسک، بستر را برای افزایش فعالیتهای مفید اقتصادی فراهم می‌کنند.

به هرحال اگر بخشهای کارآمد اقتصاد گسترش یابند، قادر به جذب عوامل تولید اضافی از بخشهای غیرکارآمد خواهند بود. برای دستیابی به این امر باید بتوان شرکتها و پروژه‌های کارا و سودآور را از شرکتها و پروژه های غیرسودآور را تشخیص داد. در بازار مالی کار‌آمد این کار به راحتی انجام می‌شود. در اقتصادی که بازار مالی آن درست عمل کند، از یک سو حجم سرمایه‌گذاری افزایش می یابد و ازسوی دیگر کیفیت و سلامت سرمایه‌گذاریها بیشتر می شود. افزایش دسترسی به ابزارها و نهادهای مالی، هزینه‌های مبادلات و کسب اطلاعات را در اقتصاد کاهش می‌دهد. بازارهای مالی بزرگتر و کاراتر در راستای پوشش و مدیریت ریسک، به بنگاههای اقتصادی کمک می‌کنند و از اینجا باعث افزایش سرمایه‌گذاری و رشد اقتصادی می‌شوند.در چنین چارچوبی امکان افزایش رشد اقتصادی نیز فراهم می گردد.

اثرات توسعه مالی بر رشد اقتصادی بطور گسترده در ادبیات علمی مورد بحث واقع شده است. این فرضیه که توسعه مالی باعث رشد اقتصادی می‌شود به روش‌های گوناگون مورد آزمون قرار گرفته که عمدتا اثر مثبت معنادار تأیید شده است. یافته‌ها یک تحقیق نشان می‌دهد که بازارهای مالی از طریق انباشت سرمایه بر رشد اقتصادی در کشورهای در حال توسعه تأثیر دارند و در اقتصادهای پیشرفته، توسعه مالی باعث رشد بهره‌وری می‌شود. (Felix & … p.139)

تأثیر بهبود عملکرد بازارهای مالی بر رشد اقتصادی در چارچوب مدلهای رشد برون‌زا و درون‌زا مورد تأیید واقع شده است. (شیوا، ص60) و (Alun, & …p.136)

یافته‌ها تأیید می‌کند که هم بازار بورس و هم سیستم بانکی بر رشد اقتصادی تأثیر معنادار دارند. این رابطه در کشورهای فرانسه، آلمان و ژاپن قوی اما در آمریکا و انگلستان ضعیف است. بعلاوه این یافته‌ها نیز نشان می‌دهد که سیستم بانکی تأثیر بیشتری دارد. (Philip, p.37)

همچنین مطالعات زیر نقش بازارهای مالی را در رشد و توسعه اقتصادی نشان می‌دهد: ( نظیفی، ص 104-99) و (Ross Levine, p. 32) و (Pilhyun, p. 157)

گلد اسمیت[1]   برای 35 کشور بین سالهای 1860 تا 1963 ارتباط متناسب بین رشد اقتصاد و گسترش بازار مالی پیدا کرد.

دانلود پایان نامه ارشد :

بررسی رابطه بین توسعه بازار مالی و رشد اقتصادی در ایران

دانلود مقاله :

مکینون[2] و شاو [3] رابطه نزدیکی بین گسترش  بازار مالی و رشد اقتصادی در تعدادی کشورها مشاهده کردند. البته این دو، جهت رابطه علی را بین دو متغیر مشخص نکردند.

راجان [4] و زین گالس  [5]جهت رابطه علی را بین گسترش  بازار مالی و رشد اقتصادی یافتند. آنها برای نمونه بزرگتری از کشورها در طی دهه 1980 دریافتند که گسترش  بازار مالی رشد اقتصادی را تسهیل می‌کند.

کینگ  [6]و لوین [7] در 119 کشور توسعه یافته و در حال توسعه بین 1960 تا 1989 نتیجه گرفتند که نمادهای گسترش بازار مالی بطور معناداری نمادهای رشد را پیش بینی می‌کنند.

لوین (2000) بیان می‌کند: «برتری نظری و شواهد تجربی یک رابطه مثبت را بین گسترش  بازار مالی و رشد اقتصادی نشان می‌دهد.»

رابینی [8] و مارتین [9] مدلی را توسعه می‌دهند که نشان می‌دهد که سرکوب مالی از طریق کاهش بهره وری سرمایه و پس انداز به رشد اقتصادی صدمه می‌زند.[10]

البته افرادی مانند رابینسون (1952) بر این باورند که مقولات مالی در مقایسه با دیگر عوامل که بر تفاوت رشد اقتصادی کشورها اثر می‌گذارند حالت انفعالی دارند. به عبارت دیگر واسطه‌های مالی تنها کانال هدایت پس‌انداز خانوارها به سمت فعالیت‌های سرمایه‌گذاری هستند و عوامل اصلی را باید در موجودی سرمایه و نرخ سرمایه‌گذاری جستجو کرد. (نظیفی، ص102)

به هر حال اکثر مطالعات تجربی انجام شده در این زمینه به رابطه مثبت بین توسعه مالی و رشد اقتصادی دست یافته‌اند. (نظیفی، ص100)

بنابراین اصلاح و گسترش بازارهای مالی و بخصوص ایجاد و توسعه ابزارهای جدید مالی درجهت تجهیز، تنظیم وهدایت منابع مالی به مکانهای انسجام یافته، باید از اهداف واولویتهای کشورها باشد.

[1] – Goldsmith,1969

[2] – Mckinnon,1973

[3] – Shaw,1973

[4] – Rajan,1998

[5] – Zingales,1998

[6] – King,1993

[7] – Levine,1993

[8] – Robine,1992

[9] – Martin,1992