به نظر متخصصان چه شرایطی برای پرورش خلاقیت لازم می باشد؟

شرایط پرورش خلاقیت

همه انسان ها در کودکی از استعداد خلاق برخوردارند، عدم وجود محیطی مناسب و بی توجهی و عدم تقویت این توانایی مانع ظهور آن می گردد
برای هر جامعه ای وجود افراد خلاق اهمیت زیادی دارد
زیرا جوامع در دوره انتقال و تغییر، نیاز مبرمی به راه حل های خلاق برای مسائل حال و آینده دارند(میلگرام، 1990، به نقل از محمدی، 1387)
پس از این جهت است که در تعلیم و تربیت مفهوم خلاقیت و پرورش آن وارد شده است
به این معنی که تمامی کودکان استعداد خلاق در زمینه های گوناگون را دارند که می توان با مهیا کردن شرایط و زمینه لازم به پرورش آن ها پرداخت
امروز مشاهده می شود که با وجود این که معلمان و دست اندرکاران تعلیم و تربیت به پرورش خلاقیت اعتقاد دارند ولی عملا نمی توانند به آن دسترسی پیدا کنند؛ زیرا که برای پرورش خلاقیت، شرایطی لازم است که اگر مهیا نشود، پرورش خلاقیت در حد نوشته باقی می ماند(قلی پور، 1381)

به نظر متخصصان شرایط زیر برای پرورش خلاقیت لازم می باشد:

معلم آگاه و کارآمد و دارای بینش و مهارت لازم در زمینه پرورش خلاقیت
امکانات و تجهیزات مناسب
استفاده از شیوه های تدریس نوین با تکیه بر شاگرد محوری(قلی پور، 1381)
اگر معلم آگاه به روش های تدریس فعال، که لازمه پرورش خلاقیت دانش آموزان است آگاهی نداشته باشند و در ضمن از تجهیزات به خوبی استفاده نکنند، شرایط لازم برای پرورش خلاقیت به وجود نمی آید و شاید باعث از بین رفتن آن نیز بشود

همچنین در پنجاه سال گذشته، این دیدگاه که آموزش باید ایجاد و گسترش خلاقیت را وجهه همت خود قرار دهد بسیار محبوب بوده است
در واقع شواهدی در دست است که برخی محیط های کلاسی خاص، واقعا خلاقیت دانش آموزان را افزایش می بخشد
مثلا هادون و لیتون[1](1968)  گزارشی درباره کودکان در پایان دوران دبستان منتشر کردند که نشان دهنده خلاقیت بالاتر دانش آموزان در محیط های غیر رسمی کلاسی بود که در آن امکان اندیشیدن ماجراجویانه توسط دانش آموزان افزایش می یافت
بعدها لیتون به منظور یافتن راهبرد های برانگیزاننده خلاقیت در کودکان، به ویژه ترغیب نگرش های مثبت در جهت فراگیری و واکاوی که خود دانش آموز دست به کار آن شود و همچنین برانگیختن کنجکاوی، توصیه هایی چند ارائه داد(لیتون، به نقل از کرفت، ترجمه نورانی، 1388)

فرایند خلاقیت

بسیاری از محققان خلاقیت را به عنوان یک فرایند مورد استفاده قرار داده اند
بیشتر آن ها بر این عقیده اند که خلاقیت چیزی فراتر از تولید ایده های گوناگون در پاسخ به یک مشکل می باشد
درباره فرایند خلاقیت نیز نظریه های مختلفی ارائه شده است
در اینجا به بررسی مهمترین آن ها می پردازیم

 

 

فرایند خلاقیت ازدیدگاه والاس[2]

آماده سازی[3]: در این مرحله همه جوانب مسأله مورد تحقیق و بررسی قرار می گیرد و در اصل دوره ای از شناسایی مسأله و جمع آوری حقایق به شمار می رود
دوره نهفتگی[4]: در این مرحله فرد آگاهانه در مورد مسأله فکر نمی کند، در اینجا نوعی فرایند ذهنی درونی وجود دارد که اطلاعات تازه را با اطلاعات گذشته مرتبط می سازد
ظاهرا یک نوع سازمان بندی مجدد اطلاعات بدون آنکه فرد مستقیما از آن اگاه باشد انجام می پذیرد
اشراق[5]: در این مرحله ایده ای به وقوع می پیوندد که اصطلاحا “پدیده آها[6]” نامیده می شود
در این مرحله فرد خلاق، ایده، مفهوم و یا راه حل را به طور ناگهانی در میابد
اثبات حقیقی[7]: در این مرحله است که در آن ایده هایی که طی سه مرحله قبلی به دست آمده است مورد سنجش قرار می گیرد تا اعتبار یا عدم اعتبار آن معلوم شود(گالاگر، ترجمه مهدی زاده و رضوانی، 1381)
فرایند خلاقیت از نظر اسبورن

این مطلب مشابه را هم بخوانید :    نظریه پیوندهای هیجانی

اسبورن[8] پیرامون فرایند تفکر خلاق دیدگاه جامع دیگری را مطرح می کند
وی اعتقاد داشت فرایند تفکر خلاق شامل سه مرحله اصلی است که این مراحل در شرایط ایده آل عبارتند از:

حقیقت جویی: این مرحله مستلزم تعریف مسأله و آماده سازی است
تعریف مسأله نیاز به شناسایی و انتخاب مسأله و هدف دادن به آن می باشد
آماده سازی نیز مستلزم جمع آوری و تجزیه و تحلیل داده های مربوط به موضوع است(اسبورن، 1371، ترجمه قاسم زاده)
مرحله حقیقت جویی مشابه دو مرحله حل مسأله جان دیوئی می باشد
دیوئی برای حل مسأله در این مرحله به بیان مسأله و گردآوری اطلاعات معتقد است(حسینی، 1387)
ایده یابی: ایده یابی به معنی ایجاد و پروراندن ایده هاست
ایجاد ایده ها نیز نیازمند تدبیر ایده های آزمایشی و موقت به عنوان سر نخ های ممکن است
پروراندن ایده ها مستلزم انتخاب مفیدترین ایده های حاصله، افزودن ایده های دیگر و به جریان انداختن آن هاست و از طرفی مانند تغییر و ترکیب است(اسبورن، 1371، ترجمه قاسم زاده)
گفتنی است که این مرحله با فرضیه سازی در روش حل مسأله دیوئی هماهنگی دارد(حسینی، 1387)
راه حل یابی: به معنی ارزشیابی و گزینش می باشد
ارزیابی مستلزم وارسی راه حل های آزمایشی موقت از طریق آزمایش و طرق دیگر است
گزینش نیز مستلزم تصمیم گیری درباره راه حل نهایی و پیاده سازی آن است(اسبورن، 1371، ترجمه قاسم زاده)
راه حل نهایی نیز با دو مرحله نهایی از پنج مرحله روش حل مسأله دیوئی یعنی رد یا اثبات فرضیه مطرح شده و نتیجه گیری مطابقت دارد(حسینی، 1387)
در نتیجه می توان گفت که مراحل خلاقیت اسبورن همان فرایند حل مسأله دیوئی می باشند

فرایند خلاقیت از نظر استین

استین[1] نیز برای خلاقیت مراحلی را ذکر کرده است که عبارتنداز:

فرضیه: این مرحله بر مبنای هدفی که فرد در جهت خلاقیت دنبال می کند انجام می گیرد، آرامش در این مرحله از اهمیت بالایی برخوردار است
در این مرحله فرد ظاهرا کار را رها کرده اما در سطح ناخودآگاه کار همچنان ادامه دارد
آزمون فرضیات: بررسی اینکه آیا فرضیه مورد نظر می تواند منجر به نتیجه اخلاقی گردد، تنها با آزمایش فرضیه ممکن است، طبیعتا نوع آزمایش برحسب رشته مورد نظر متفاوت است
در این مرحله در واقع یک تجربه خصوصی به تجربه ای عمومی تبدیل می گردد و آنچه را که ممکن است فرد خلاق با آن یکی شده باشد را بتواند از بیرون بنگرد
انتقال نتایج: در فرایند خلاقیت انتقال شخصی به تنهایی کفایت نمی کند بلکه باید آنچه به دست آمده یا محصول خلاق را با روش مناسب به دیگران انتقال داد، تا از تجربه مجدد همه مسائل و ابهامات مسیر توسط دیگران جلوگیری شود(حسینی، 1387

[1]- Stein, M
I

[1]- Haddon & Lytton

[2]- Wallas, G

[3]- Preparation

[4]-  Incubation

[5]-  Illumination

[6]-  Aha phenomenon

[7]- Verification

[8]- Osborn, A