فروش فایل پایان نامه : تاثیر پیاده سازی نظام چهار مرحله ای مدیریت دانش بر کارآیی کارکنان شعب بانک ملی شرق فارس

انواع دانش

مشهورترین دسته بندی که از دانش ارائه شده است، آن را به دو بخش، دانش صریح و ضمنی تقسیم می‌کند (1999، Brian Newman).

 

2-4-1 دانش ضمنی

دانشی است که به وسیله فرآیند‌های فردی داخلی بدست می آید و در وجود خود شخص ذخیره می‌شود. بعضی اوقات چنین دانشی را با عناوینی مانند تجربه، بازتاب، استعداد فردی یا درونگرایی تعریف می‌کنند  (1999، Brian Newman).

یا دانشی که در درون و در اختیار افراد قرار دارد، دانشی است که ساختار نیافته و مبتنی بر مستندات ملموس و عینی نیست. حالت شخصی و درونی داشته، لذا رسمی‌کردن و انتقال آن به دیگران مشکل است. دانش ضمنی حالت ذهنی داشته و دارای دو مولفه است، یکی مولفه شناختی است که در محور آن مدلهای ذهنی قرار دارد و دوم مؤلفه فنی است که شامل مهارتها و دانش فنی است. دانش ضمنی در دیدگاه‌ها، ذهنیت‌ها، ارزشها، احساسات و اقدامات فردی اثر دارد. این نوع دانش هم به صورت فردی و هم به صورت سازمانی وجود دارد. دانش ضمنی فردی در طرحها، مهارت‌ها و عادات یک فرد وجود دارد، در حالی که دانش ضمنی سازمانی در طرحهای مدیریت رده بالا، اشراف سازمان نسبت به تجربیات قبلی، رویه‌های کاری و فرهنگ عمومی و حرفه‌ای سازمان یافت می‌شود.

مستند سازی این نوع دانش بسیار مشکل است. به عنوان مثال مستند سازی چگونگی راندن دوچرخه بسیار سخت است. انتقال یا اشتراک دانش تلویحی از طریق همکاری، کارآموزی، شاگردی، صحبت و معاشرت و دیگر تعاملات بین فردی و اجتماعی و حتی از طریق شبیه سازی امکان پذیر است (حیدری هویی، 1383).

 

2-4-2  دانش صریح

دانشی است که در یک وسیله مکانیکی یا تکنولوژیکی، از قبیل اسناد یا پایگاههای اطلاعاتی ذخیره می‌شود. این نوع دانش به شرطی آن که بتواند مورد اشتراک قرار گیرد، و در میان  جامعه‌ای  که با هم کار می‌کنند، مورد استفاده قرار گیرد و در هر زمان و مکان به وسیله فناوری مشارکتی بکار گرفته شود، مفید‌تر خواهد بود (1999، Brian Newman).

دانش صریح یا کد گذاری شده، دانشی است که به زبان رسمی و سیستماتیک بیان شده و قابل انتقال بین افراد در سطوح مختلف سازمانی است.

1- دانش صریح را همان موارد مکتوب شده و ثبت شده و ضبط شده در کتب، دستورالعملها، پایگاه داده‌ها، گزارشات، کتابخانه‌ها، خط مشی‌ها ورودیهای اجرایی می‌شناسند. دانش صریح در مورد وقایع و پدیده‌های عینی گذشته است و به آسانی و به صورت زنجیره وار از فعالیتهای گسسته قبلی ایجاد می‌شود.

2- قابل شناسایی، درک، کسب، تصمیم و بکار گیری می‌باشد. دانش صریح فردی، شامل آگاهی و مهارتهایی است، که به راحتی  نوشته  می‌شود  و آموزش  داده می‌شود. در حالی که دانش صریح سازمانی در دستورالعملهای  استاندارد  عملیاتی، مستند سازی، سیستم‌های  اطلاعاتی و مقرراتی وجود دارد.

 

2-5 ابزارها و روشهایی جهت تبدیل دانش ضمنی به آشکار

1- کار آموزی، کار ورزی ( روش استاد – شاگردی ).

2- روش الگو برداری: بهترین روش برای دستیابی به بهترین‌ها در هر صنعتی می‌باشد. مشکل اینجاست که افراد تمایل چندانی به اشتراک تجربیات خود با دیگران ندارند. در واقع آنها این تجربیات را به عنوان مزیت خود می‌دانند و نمی‌خواهند آن را در اختیار دیگران قرار دهند.

3- تشکل کاری.

4- دیدگاه متخصصین: در این روش کلاس‌هایی به منظور ملاقات و تسهیم دانش یک یا چند نفر از افرادی که به اصطلاح در موضوعی خاص متخصص هستند، با سایر سازمان تشکیل می‌شود.

5- راهنمای کار، فلوچارت، چک لیست، دستورالعمل (بیان توالی و مراحل انجام کار)، منابع پایه (مانند کاتالوگ‌ها – لیست).

6- نمایشگاه دانش، بازی‌های یادگیری.

7- پرسش در مورد درس‌ها و تجربیات گذشته.

8- آموزش در حین کار.

9- بیان داستان.

10- بانک اطلاعاتی سؤالات/پاسخ‌ها.

12- مستند سازی.

13- استفاده از ابزار ذخیره رخدادها.

14- طوفان مغزی.

15- ارائه مطلب.

 

2-6 مدیریت دانش

کتابخانه دیجیتالی، مدیریت دانش، مدیریت اطلاعات و جز اینها از جمله مفاهیمی هستند که در سال‌های اخیر وارد ادبیات علمی‌کشور شده‌اند. بدیهی است که هنوز درک درستی از تعاریف، کارکردها، اجزاء و عناصر این مفاهیم وجود ندارد. گاه مترادف تلقی شده و گاه به جای یکدیگر به کار می‌روند که شاید به دلیل عدم تمایز بین دو واژه اطلاعات و دانش در ادبیات ما باشد. از دیگر دلایل بروز چنین مواردی تقدم و تأخر زمانی است که بین مفاهیم و مصادیق به وجود می‌آید. در جامعه ما ابتدا مفاهیم را وارد ادبیات علمی‌کرده، بدون این که مصادیق آن را تجربه کرده باشیم. این امر باعث بوجود آمدن تفکر انتزاعی شده و برداشت‌های شخصی نیز با آن آمیخته می‌شود و افراد را با مفهومی مبهم و کلی رو به رو خواهد کرد.

چهار عاملی که در ظهور مدیریت دانش نقش دارند به قرار ذیل هستند:

  1. گذر از عصر سلطه سرمایه‌های مادی به سلطه سرمایه‌های فکری؛
  2. افزایش خارق‌العاده در حجم اطلاعات، ذخیره الکترونیکی آن و افزایش دسترسی به اطلاعات؛
  3. تغییر هرم سنی جمعیت و خطر از دست دادن دانش سازمانی به واسطه بازنشستگی کارکنان؛
  4. تخصصی‌‌تر شدن فعالیت‌ها (غفاری و زارعی، 1387، ص 291).

مدیریت دانش مفهوم جدیدی نیست شاید بسیاری از ما دانش را مدیریت کرده بدون این که کوچکترین درکی نسبت به آن داشته باشیم. اما انتظام‌بخشی به این فعالیت‌ها و داشتن طرح و برنامه برای اجرای آن موضوع جدیدی است که در اواخر قرن بیستم مورد توجه قرار گرفت.

واقعیت این است که کلمات دانش و مدیریت عامل سردرگمی هستند و تبیین نکردن دقیق آنها موجبات این تشتت آراء می‌باشد. عامل دیگری که به این تشتت آراء می‌افزاید میان رشته‌ای بودن آن است. اگر مدیریت دانش به طور محض به رشته‌ای خاص تعلق داشت تعریف آن تا حدودی آسان‌تر می‌نمود. برخی از دیدگاه راهبردی به آن نگاه می‌کنند، برخی آن را همان مدیریت منابع انسانی می‌دانند، و برخی دیدی فناورانه به آن دارند و آن را منشعب از نظام‌های اطلاعاتی می‌دانند. به هر حال به منظور پیشرفت در این حوزه نیازمند بررسی منسجم و میان رشته‌ای هستیم. اطراف مدیریت دانش را موارد اغراق‌آمیز بی‌شماری پر کرده است. به منظور درک بهتر باید این موارد را کنار گذاشته تا بتوانیم به فهمی مشترک از آن نائل آییم. در این قسمت ابتدا به تعاریف مدیریت دانش، تاریخچه و اهمیت مدیریت دانش پرداخته می‌شود.

 

2-6-1 تعاریف مدیریت دانش

ارائه تعریفی مشترک و دقیق از مدیریت دانش ساده نیست زیرا هر کس بنا به فهم و بافت ویژه خود تعریفی را ارائه می‌دهد. برخی تعاریف به بعد فناوری توجه دارند در حالی که مدیریت دانش یک فناوری نیست هر چند به آن نیازمند است. بعضی آن را به عنوان راهبرد کسب و کار مورد توجه قرار می‌دهند در حالی که مدیریت دانش راهبرد کسب و کار نیست، هر چند راهبردهای کسب و کار باید با مدیریت دانش همسو باشد. همین تشتت آراء که خود ناشی از پیچیدگی ماهیت دانش است باعث عدم شکل‌گیری جبهه‌ای مشترک در مدیریت دانش و بکارگیری آن در مقیاسی بزرگ شده است. حال به چند تعریف مهم از مدیریت دانش مبادرت می‌شود:

رادینگ  مدیریت دانش را شیوه شناسایی، در اختیار گرفتن، سازماندهی و پردازش اطلاعات جهت خلق دانش می‌داند که پس از آن که توزیع شد در دسترس دیگران قرار می‌گیرد تا برای خلق دانش بیشتر استفاده شود. (ابزری و کرمانی القریشی، 1384، ص 124).

مدیریت دانش مجموعه فرایندهایی است که در جستجوی تغییر الگوی کنونی پردازش دانش سازمان به منظور بالا بردن آن و همچنین بازدهی آن است (فایرستون و مک الروی، 2005، ص 3).

حسن زاده نیز مدیریت دانش را اعمال مدیریت و زمینه‌سازی برای تبدیل دانش
(ذهنی و عینی و بالعکس) در داخل یک سازمان از طریق گردآوری، به اشتراک‌گذاری و استفـــاده از دانش

به عنوان یک سرمایه سازمانی در راستای دستیابی به اهداف سازمان می‌داند (1383، ص 103).

مالهورتا  مدیریت دانش را کمک به سازمان‌ها در یافتن راه‌های نوین بهره‌جویی از دانش عینی و ذهنی افراد سازمان به حساب می‌آورد (همان، ص 103).

از نظر سروین  مدیریت دانش، کاربرد دانش جمعی کل نیروی کاری به منظور حصول اهداف خاص سازمانی است (کتابخانه ملی پزشکی ان. اچ. اس، 2005، ص 3).

برخی نیز معتقدند که مدیریت دانش به نحو ماهوی میان رشته‌ای است و آن را ترکیبی از چند رشته می‌دانند و مدیریت دانش را اینگونه بیان می‌دارند: مدیریت دانش ترکیبی از مدیریت اطلاع‌رسانی، ارتباطات، و منابع انسانی می‌باشد (کیم، 1380، ص 88). همچنین مدیریت دانش رشته‌ای در حال ظهور است که در لابه لای  رشته‌های روانشناسی سازمانی، کتابداری و اطلاع‌رسانی، اقتصاد، و علوم رایانه در حال گسترش است (تاونلی، 1380، ص 101).

با توجه به تعاریف بالا برخی مدیریت دانش را بصورت نظری، برخی کاربردی، و برخی فرایندی تعریف کرده‌اند. همان طور که از تعاریف بالا برداشت می‌شود مدیریت دانش در یک محیط سازمانی معنا پیدا می‌کند. غالب افراد صاحب‌نظر در این رشته بر این باورند که مدیریت دانش، مستلزم تغییرات کلی اما مستمر در فرهنگ و رفتارهای سازمانی است و در بلندمدت و با صرف منابع تأثیر واقعی خود را نشان خواهد داد.

بیشتر تعاریف بالا بر تعاریف نظری استوار است اما به راستی می‌توان دانش را مدیریت کرد. دانش که ریشه در باورها و عقاید و ارزش‌های انسانی دارد، آیا قابل کنترل است؟ به عقیده کسانی که با مدیریت دانش مخالفند دانش قابل مدیریت نیست هرگاه توانستیم ارزش‌هایی مثل احترام، خشم، دوستی و غیره را مدیریت و به کنترل درآوریم آنگاه می‌توانیم دانش را نیز مدیریت کنیم. تنها می‌توان محیطی که دانش در آن رشد و توسعه یافته است را مدیریت کرده و افراد را با استفاده از مکانیسم‌های موجود تشویق به استفاده و اشتراک از دانش کنیم.

پس می‌توان مدیریت دانش را این گونه بیان کرد: مدیریت دانش، فرایند به کنترل درآوردن محیطی که دانش در آن شناسایی، سازماندهی، خلق و اشتراک می‌شود، همچنین تسهیل کردن استفاده از آن در جهت اهداف سازمانی نیز مدنظر می‌باشد.

پایان نامه تاثیر پیاده سازی نظام چهار مرحله ای مدیریت دانش

متن کامل در سایت زیر