تحقیق با موضوع اقلام تعهدی، قلام تعهدی، مدیریت سود، عملکرد شرکت

دیگران، ۱۳۸۴):
(۱TAit = Eit – CFOit
(۲ TAit = ( CAit – CASHit) – ()CLit – STDit) – DEPNit
TA: کل اقلام تعهدی شرکت i در سال t
E: سود عملیاتی
CFO: وجوه نقد حاصل از عملیات
CA: دارایی‏های جاری
CL: بدهی‏های جاری
DEPN: هزینه استهلاک
STD: حصه جاری تسهیلات دریافتی
CASH: وجه نقد
گروه کثیری از محققین مجموع اقلام تعهدی را به عنوان تغییر در سرمایه در گردش غیر نقدی منهای استهلاک تعریف نموده‏اند. تغییر در سرمایه در گردش غیر نقدی برابر است با تغییر در حساب‏های دریافتنی به علاوه تغییر در موجودی‏ها به علاوه تغییر در سایر دارایی‏های جاری منهای تغییر در بدهی‏های جاری (سرمایه در گردش غیر نقدی را سرمایه عملیاتی خالص۷۹ نیز می نامند).
۲-۲-۹-۴- پیش بینی روابط بین اقلام تعهدی و جریان‏های نقدی
یک رابطه مفهومی عمیق بین اقلام تعهدی و جریان های نقدی که رابطه سود با نقد را در نظر گرفته و
مشکلات متعدد مربوط به رویکرد حسابداری را ندارد توسط دی چاو و دی چو۸۰ (۲۰۰۲) توسعه یافت. دی چاو و دی چو بر این نکته تاکید می نمایند که اغلب تحقیقات گذشته بر روی دستکاری‏های عمدی اقلام تعهدی متمرکز گردیده اند و این دستکاری‏ها را موجب کاهش کیفیت سود دانسته اند. این در حالیست که حتی در غیاب دستکاری‏های عمدی (مدیریت سود)، ویژگی‏های شرکت و صنعت می تواند بر روی کیفیت اقلام تعهدی تاثیر گذار باشد. لذا هر دو نوع عمدی و غیر عمدی خطاهای تخمین منجر به کاهش کیفیت سود می گردد. در این روش باقی مانده تخمینی از رگرسیون تغییرات سرمایه در گردش بر اساس جریان‏های نقدی دوره های جاری، پیشین و آتی، مشخص کننده کل خطای تخمین اقلام تعهدی (عمدی و غیر عمدی) است که به عنوان معیاری معکوس از کیفیت سود در نظر گرفته می شود. این روش یک رابطه مستقیم بین جریان های نقدی و اقلام تعهدی جاری بوجود می آورد، اما بین خطاهای تخمین عمدی و غیر عمدی تمایز قائل نمی شود. استفاده از این روش نیازمند این فرض است که سرمایه در گردش اقلام تعهدی بیش از یک سال معوق نشده یا منجر به دریافت ها و پرداخت‏های نقدی تا بیش از یک سال نگردیده است.
۲-۲-۱۰- اقلام تعهدی اختیاری
۲-۲-۱۰-۱- هدف از حسابداری بر مبنای تعهدی چیست؟
حسابداری بر مبنای تعهدی تأثیر مالی معاملات و سایر رویدادهای واحد تجاری را که دارای آثار نقدی در طول یک دوره است، ثبت و ضبط می کند (هیات استانداردهای حسابداری مالی بیانیه مفاهیم شماره ۹، بند ۱۳۹). به این موضوع در مفاهیم نظری استانداردهای حسابداری ایران نیز اشاره شده است. در حسابداری بر مبنای تعهدی از ارقام تعهدی و روش های تخصیص با هدف تطابق درآمدها، هزینه ها، سودها و زیان‏های نقدی در یک دوره استفاده می شود و به انعکاس دریافت ها و پرداخت های نقدی بسنده نمی‏شود. در نتیجه شناسایی درآمدها، هزینه ها، سودها و زیان ها و افزایش و کاهش های مربوط در دارایی‏ها و بدهی‏ها شامل تطابق درآمدها و هزینه ها، تخصیص و استهلاک، اساس حسابداری تعهدی برای سنجش عملکرد شرکت است (هیئت استانداردهای حسابداری مالی، ۱۹۸۵، بیانیه مفاهیم حسابداری شماره ۶، بند ۱۴۵). بنابراین هدف اولیه حسابداری تعهدی کمک به سرمایه گذاران در ارزیابی عملکرد اقتصادی یک شرکت در طول یک دوره از طریق استفاده از اصول حسابداری نظیر تطابق و شناسایی سود می باشد. شواهدی وجود دارد که بر آن اساس، در نتیجه بکارگیری ارقام تعهدی، سود حسابداری هموارتر از جریان‏های نقدی مربوط به آن است (ارقام تعهدی ارتباط منفی با جریان های نقدی مربوطه دارند) و سود اطلاعات بهتری نسبت به جریان های نقدی برای سنجش عملکرد اقتصادی شرکت فراهم می آورد (ناظمی،
۱۳۸۶: ۸۹).
فرض تعهدی به عنوان فرض اصلی برای شناسایی درآمدها و هزینه های یک دوره، ضرورت بکارگیری تخمین را در حسابداری اجتناب ناپذیر می کند. بدیهی است که مدیران بر مبنای این فرض و اصل تطابق قادر خواهد بود به طور مصنوعی سود را هموار کنند. در واقع اقلام تعهدی سبب می گردد تا مدیریت بتواند با روش‏های خلاقانه حسابداری به مدیریت سود بپردازد.
۲-۲-۱۰-۲- اقلام تعهدی
پژوهش های تجربی شواهدی را ارائه می دهد که حسابداری تعهدی، سبب می گردد تا مدیران از حق قابل توجهی جهت تعیین سود در دوره های زمانی متفاوت برخوردار شوند. لذا در این نوع سیستم، مدیران کنترل چشمگیری بر زمان تشخیص برخی اقلام هزینه از جمله هزینه های تبلیغات و مخارج تحقیق و توسعه دارند. ادبیات حسابداری و امور مالی نشان می دهد که شناسایی میزان اقلام تعهدی اختیاری در مطالعات مدیریت سود طی یک رویداد مالی مهم تلقی می شود، بنابراین مدیریت در تلاش است تا اقلام
تعهدی اختیاری و غیر اختیاری را تفکیک کند. اقلام تعهدی به دو دسته تقسیم می شوند:
الف) اقلام تعهدی اختیاری، اقلامی که به دلیل انتخاب روش‏ها و رویه های حسابداری و تصمیمات مدیریت در واحد تجاری ایجاد می گردد و بستگی به روش‏های حسابداری شرکت مورد نظر دارد و به عوامل خارج از شرکت ارتباطی ندارد. این نوع اقلام به عنوان شاخصی برای تعیین مدیریت سود در واحد تجاری به کار گرفته می شود.
ب) اقلام تعهدی غیراختیاری، این اقلام در طول زمان ثابت هستند و مدیریت در این نوع اقلام هیچ‏گونه دخالتی ندارد و انجام فعالیت‏های عملیاتی واحد تجاری تعیین کننده این اقلام می باشد. این نوع اقلام به واسطۀ مقررات سازمان‏ها و دیگر عوامل خارجی محدود هستند. از آنجایی که بازار، کل اقلام تعهدی را ارزش گذاری می کند و قادر به تفکیک اجزاء کل اقلام تعهدی نمی باشد. در نتیجه نمی تواند تشخیص دهد که ارزش گذاری بیش از واقع مربوط به کدامیک از اقلام تعهدی (اختیاری یا غیر اختیاری یا هر دو) می‏باشد. لذا برای محاسبه اقلام تعهدی اختیاری ابتدا اقلام تعهدی غیر اختیاری را محاسبه نموده و بعد عدد بدست آمده را از کل تعهدات کم می کنیم تا اقلام تعهدی اختیاری بدست آید. با توجه به این که سرمایه‏گذاران به اقلام تعهدی اختیاری ارزش بیشتری قائل هستند، این مورد باعث می شود تا دستکاری سود توسط مدیران به سهولت انجام گیرد.
در نتیجه موقعیت شرکت خوب می شود و سرمایه گذاران در تصمیم گیری های خود برای سرمایه‏گذاری دچار اشتباه می شوند. سود حسابداری به عنوان یک معیار سنجش خلاصه و مفید برای عملکرد شرکت محسوب می شود. این سود تحت سیستم حسابداری تعهدی محاسبه می شود یکی از محصولات و نتایج مهم این سیستم به حساب می آید. این سود بعنوان یک معیار سنجش عملکرد شرکت بوسیله اکثر استفاده کنندگان از صورت های مالی شرکت، استفاده می شود. به عنوان مثال از سود حسابداری به عنوان مبنایی برای پاداش جبران خدمات مدیران۸۱، در قراردادهای بدهی۸۲، توان سودآوری شرکت، پیش بینی سودهای آتی، مخاطرات سرمایه گذاری در شرکت یا اعتباردهی به آن، آگهی هایی که شرکت در نشریات مالی منتشر می کند و همچنین بوسیله سرمایه گذاران و بستانکاران استفاده می شود (حسینی ، ۱۳۸۵: ۲) .
سود حسابداری خود از دو قسمت عمده تشکیل یافته است، قسمتی از آن نقدی می باشد، یعنی وجه ‏نقد بدست آمده طی یک دوره در داخل این سود قرار دارد و قسمتی دیگر از آن را اقلام تعهدی تشکیل می‏دهند. اقلام تعهدی غیر اختیاری وابسته به سطح فعالیت شرکت است در حالی که اقلام تعهدی اختیاری منعکس کننده حسابداری ذهنی به کار گرفته شده توسط مدیران می باشد. (انگیزه مدیران در استفاده از اقلام تعهدی اختیاری در حالی که سود شرکت‏ها بستگی به وضعیت و عملکرد شرکت دارد.) در این موضوع است که GAAP به مدیران در گزارش‏دهی سود به سهامداران تا حدودی آزادی عمل داده است (چونگ۸۳ و همکاران ، ۲۰۰۲: ۳۰).
۲-۲-۱۱- کشف و اندازه گیری مدیریت سود با اقلام تعهدی اختیاری
یک عامل بنیادی در آزمون مدیریت سود در شرکت ها، تخمین عامل اختیار و اعمال نظر مدیران در تعیین سود است. بررسی ادبیات مبتنی بر مدیریت سود، بیانگر وجود رویکردهای متفاوت با شناسه‏ای مختلف در تخمین و اندازه‏گیری اختیار مدیریت در تعیین سود گزارش شده است. یکی از مهمترین این رویکردها، مبتنی بر کاربرد اقلام تعهدی اختیاری به عنوان شاخصی برای تعیین و کشف مدیریت سود در واحدهای تجاری است.
ورونیکا و سیدهارتایودم در پژوهشی از سه نوع معیار برای سنجش سودآوری آتی استفاده کردند:
سود خالص اقلام تعهدی غیر اختیاری
جریان وجوه نقد حاصل از فعالیت های عملیاتی
سود خالص
و آنها به علت ضعف های ذاتی سود خالص از تغییرات سود خالص استفاده کردند.
هیلی، دی آنجلو۸۴ و جونز، در طی انجام مطالعاتی در زمینه مدیریت سود، با به کارگیری اقلام تعهدی برای کشف مدیریت سود اقدام به ارایه مدل هایی کرده اند که در پژوهش های بعدی، بارها آزموده شده اند. دچو و همکاران با ارائه مدلی که از آن پس «مدل تعدیل شده جونز» نام گرفت، این مدل را با مدل های جونز، هیلی و دی آنجلو و نیز مدل صنعت مورد مقایسه قرار دادند و به این نتیجه رسیدند که مدل تعدیل شده جونز از قدرت بیشتری برای کشف مدیریت سود در واحدهای تجاری برخوردار است.
نقش اقلام تعهدی در عملکرد شرکت‏ها موضوعی از حسابداری است که برای سال‏ها مورد پژوهش قرار گرفته است و هنوز این اجماع حاصل نشده است که مدیران برای استفاده از انعطاف داده شده توسط اصول پذیرفته حسابداری از اقلام تعهدی برای این آزادی عمل استفاده می کند یا با تغییر شکل دادن اطلاعات مفید دیگری از گزارش های سود. عدم تقارن اطلاعات بین مدیران واحدهای انتفاعی و افراد خارج از شرکت باعث می شود که مدیران برای انتقال اطلاعات پیرامون شرکت به استفاده کنندگان از طریق گزارش های مالی از اقلام تعهدی استفاده کنند. سبرمنی ام۸۵ (۱۹۹۶) در پژوهشی شواهدی یافت که بازار سهام بر قیمت‏گذاری اقلام تعهدی اختیاری اثر می گذارد و اقلام تعهدی اختیاری سودآوری آتی را پیش بینی می‏کند.
جونز تفاوت سود و وجوه نقد حاصل از عملیات را به عنوان اقلام تعهدی شناسایی کرده است. در این رویکرد، عقیده حاکم آن است که اطلاعات موجود در وجوه نقد حاصل از عملیات، معیاری عینی تر برای ارزیابی عملکرد واقعی اقتصادی واحد تجاری است و از این رو کم می تواند مورد دستکاری مدیریت قرار گیرد. جونز در مدلی که سال ۱۹۹۱ برای بررسی مدیریت سود در واحدهای تجاری ارایه کرد، فرض کرد که اقلام تعهدی غیر اختیاری در طول زمان ثابت هستند. در این مدل که سعی در تفکیک اقلام تعهدی اختیاری و غیر اختیاری دارد سعی شده است که تأثیر شرایط اقتصادی یک واحد تجاری بر اقلام تعهدی غیر اختیاری را کنترل کند. او در تحقیق خود با تمرکز بر جمع اقلام تعهدی به عنوان جایگاه اصلی مدیریت سود، از اقلام تعهدی اختیاری برای اندازه گیری مدیریت سود استفاده نمود.

دیدگاهتان را بنویسید