تحقیق با موضوع مدل تنزیل سودهای تقسیمی و بازده حقوق صاحبان سهام

دانلود پایان نامه

فاما و فرنچ در سال 1996 در مقاله خود اشاره می‌کنند که در تحقیقات قبلی، آن‌ها اقدام به آزمون ارتباط بین میانگین بازده و ویژگی‌های شرکتی از قبیل اندازه شرکت، نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار، نسبت سود به قیمت، نسبت جریان نقد به قیمت، اهرم مالی و نرخ فروشی گذشته و … کردند، چراکه این معیارها برای تبیین میانگین بازده‌ها، مدل CAPM در نظر گرفته نشده بود. این عوامل، ناهنجاری (استثنائات) نامیده می‌شود. در این تحقیق خود آن‌ها به این موضوع می‌پردازند که بسیاری از ناهنجاری‌های مدل میانگین بازده CAPM به هم مرتبط‌اند و می‌توانند توسط مدل سه عاملی ارائه‌شده به‌جز توالی بازده‌های کوتاه‌مدت. توالی زمانی ناهنجاری‌ها یکی از نقص‌های مدل سه عاملی است که بهتر است در تحقیقات آتی به دنبال مدل قوی‌تری باشیم که شامل عامل دیگری باشد که بتواند توالی بازده‌های کوتاه‌مدت را در نظر بگیرد (قربانی، 1387، ص 77).
بوتسون و پلولی (2001) در مقاله‌ای با عنوان تخمین هزینه مورد انتظار سهام عادی رویکرد مبتنی بر نظریه هزینه مورد انتظار سهام عادی با استفاده از مدل تنزیل سودهای تقسیمی پرداختند. بر مبنای این پژوهش، تخمین هزینه مورد انتظار ناشی از مدل تنزیل سودهای تقسیمی قابل‌اتکا سهام عادی است.
السی و اهارو (2001) در این تحقیق مدل قیمت‌گذاری دارایی‌ها به‌گونه‌ای توسعه داده شد که هردوی اطلاعات عمومی و اطلاعات خصوصی بر بازده دارایی‌ها اثرگذار بود. تحلیل‌های این تحقیق حلقه‌ی ارتباطی بین ساختار اطلاعاتی شرکت و هزینه سرمایه شرکت برقرارمی نماید. نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاران برای نگهداری سهام در شرایطی که اطلاعات خصوصی وجود داشته باشد نرخ بازده بالاتری را تقاضا می‌نمایند. نرخ‌های بازده بالاتر نشان‌دهنده این واقعیت است که اطلاعات خصوصی باعث بالاتر رفتن ریسک سرمایه‌گذاران غیر مطلع برای نگهداری سهام است چراکه سهامداران مطلع بیشتر قادر خواهند بود تا سبد سرمایه‌گذاری خود را با اطلاعات جدید سازگار نمایند. یکی از مهم‌ترین مفاهیمی که در این تحقیق مشخص گردید این بود که شرکت‌ها می‌توانند از طریق تأثیر گذاشتن بر دقت و مقدار اطلاعات در دست سهامداران خود هزینه سرمایه خود را تحت تأثیر قرار دهند.
گبهارت، سامینتان و لی (2001) تحت عنوان از رویکردی جدید برای تخمین هزینه «به سمت هزینه سرمایه ضمنی» سرمایه سهام عادی استفاده شد. در این مطالعه از مدل سود اضافی تنزیل شده برای محاسبه هزینه سرمایه ضمنی بازار استفاده شد. سپس ارتباط بین خصوصیات شرکت و هزینه سرمایه برآوردی بررسی گردید. نتیجه پژوهش‌های وی نشان داد که بین خصوصیات متفاوت شرکت و.صنعت و هزینه سرمایه ضمنی ارتباط مقطعی وجود دارد.
وین و سوسان در سال (2003) در پژوهشی تحت عنوان خصوصیاتی از هزینه سرمایه ضمنی برای استفاده پیش‌بینی تحلیلگران که در سال‌های 2000 تا 1982 انجام داده بودند به نتیجه رسیدند که – اعتماد کردن به پیش‌بینی تحلیلگران یک سری متفاوت از مشکلات را برای تخمین هزینه سرمایه ضمنی ایجاد می‌کند برای اینکه پیش‌بینی تحلیلگران اغلب با مجموعه‌ای از اطلاعات نادرست درباره بازدهی‌های سهام انجام می‌گیرد.
فرانسیس و همکاران (2003) ارتباط بین کیفیت سود را با هزینه خاص بدهی و هزینه خاص حقوق صاحبان سهام عادی موردبررسی قرار دادند. در این تحقیق، ارتباط بین هشت شاخص کیفیت سود با هزینه خاص بدهی و هزینه خاص حقوق صاحبان سهام عادی موردبررسی قرارگرفته است. نتایج به‌دست‌آمده حاکی است که شرکت‌های با کیفیت سود پایین در مقایسه با شرکت‌هایی با کیفیت سود بالا، هزینه بدهی و هزینه سرمایه سهام عادی بالاتری دارند.
چان و دیگران (2004) رابطه اقلام تعهدی (تفاوت بین سود و جریان‌های نقدی) را با بازده آینده سهام بررسی کردند و نشان دادند که شرکت‌های با ارقام تعهدی زیاد در دورهی بعد از گزارشگری اطلاعات مالی، بازده سهام آن‌ها کاهش می‌یابد. یک تفسیر از این نتایج این است که شرکت‌ها با کیفیت سود پایین (یعنی شرکت‌هایی که ارقام تعهدی بالایی دارند) در دورهی پس از گزارشگری سود، دچار افت بازدهی میشوند، زیرا سرمایهگذاران به مسئله کیفیت سود پایین شرکت‌ها پی میبرند و قیمت سهام را متناسب با آن تعدیل میکنند
عمران و پوینتون (2004) در تحقیقی تحت عنوان رابطه بین رشد سود هر سهم و برگشت دارایی‌ها و بدهی‌های بلندمدت به این نتیجه رسیدند که بازده حقوق صاحبان سهام و هزینه سرمایه دارایی‌ها ممکن است امنیت بیشتری را برای واحد تجاری ایجاد کند درنتیجه هزینه سرمایه ضمنی کاهش می‌یابد دارایی‌های مشهود به‌این‌علت که به‌راحتی می‌توانند برای تضمین بدهی‌ها به وثیقه گذاشته شوند بنابراین انتظار می‌رود که در استقراض‌های خارجی مفید باشد. به علت تضمین بدهی‌ها با استفاده از دارایی‌های مشهود؛ هزینه‌های نمایندگی کاهش می‌یابد و بنابراین این نسبت می‌تواند تأثیر قابل‌ملاحظه‌ای بر هزینه سرمایه شرکت‌ها داشته باشد. نسبت بدهی به حقوق صاحبان سرمایه: نسبت‌هایی از اهرم است. این نسبت بیانگر میزان ریسک شرکت است و هر چه ریسک شرکت بالاتر رود هزینه سرمایه ضمنی شرکت بالاتر می‌رود.
لافوند و دیگران (2004) در این تحقیق ارتباط بین هزینه سرمایه و هفت ویژگی کیفی سود شامل تعهدی بودن، پایدار بودن، قابلیت پیش‌بینی، هموار بودن، مربوط بودن به‌موقع بودن و محافظه‌کارانه بودن سود موردبررسی قرارگرفته است. در این تحقیق چهار ویژگی اول به‌عنوان ویژگی اطلاعات حسابداری طبقه‌بندی‌شده چراکه تماماً با استفاده از اطلاعات حسابداری اندازه‌گیری می‌شود و سه ویژگی آخر را به‌عنوان ویژگی‌های بازار طبقه‌بندی‌شده چراکه نوعاً مبتنی بر ارتباط بین داده‌های بازار و داده‌های حسابداری می‌باشد. بر پایه مدل‌های تئوریک این ارتباط مورد آزمون قرار گرفت و نهایتاً این نتیجه حاصل شد که شرکت‌هایی که به میزان کمتری از ویژگی‌های کیفی بهره می‌برند، هزینه سرمایه بالاتری را تجربه می‌کنند. هزینه سرمایه بیشتر تحت تأثیر ویژگی‌های کیفی ناشی از اطلاعات حسابداری به‌خصوص ویژگی تعهدی بودن می‌باشد. این نتایج با کنترل متغیرهای اندازه شرکت، جریان وجه نقد و تغییرات فروش و افزایش سرمایه انجام گرفت.
ﻛﺎرﻳﻞ و همکاران (2005)، در پژوهش با عنوان ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ مدل‌های خطی و غیرخطی بازده سهام به مقایسه و بررسی مدل‌های خطی پیش‌بینی بازده سهام (مدل ﻓﺎﻣـﺎ و ﻓـﺮﻧﭻ 1992) و مدل‌های ﻏﻴﺮﺧﻄﻲ پیش‌بینی ﺑﺎزده ﺳﻬﺎم (ﻣﺪل شبکه‌های ﻋﺼـﺒﻲ و اﻟﮕـﻮرﻳﺘﻢ ژﻧﺘﻴـک) پرداخته‌شده اﺳﺖ به‌طور ﺧلاﺻﻪ ﻧﺘﺎﻳﺞ ﺑﻴﺎﻧﮕﺮ آن اﺳﺖ که ﺗﻔﺎوت ﻣﻌﻨﺎداری ﺑﻴﻦ مدل‌های ﺧﻄﻲ و ﻏﻴﺮﺧﻄﻲ و ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﺗﻌﺪاد ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎی ﻣﻮﺟﻮد در آن‌ها وﺟـﻮد دارد، درمجموع مدل‌های ﻏﻴﺮﺧﻄﻲ از مدل‌های ﺧﻄﻲ ﺑﻬﺘﺮ اﺳﺖ.
لارا و همکاران، (2007) در این تحقیق ارتباط بین محافظه‌کاری حسابداری شرطی و هزینه سرمایه مورد آزمون قرار می‌گیرد، یافته‌های این تحقیق نشان از یک رابطه منفی قوی بین محافظه‌کاری شرطی و هزینه سرمایه دارد. در این تحقیق از متغیرهای هزینه سرمایه مختلفی استفاده‌شده است و این یافته‌ها پس از کنترل عوامل ریسک، عوامل تعیین‌کننده ذاتی سود و عوامل اقتصادی محافظه‌کاری شرطی به‌دست‌آمده است. درنهایت یافته‌های این تحقیق تأییدکننده این مطلب است که محافظه‌کاری باعث کاهش عدم تقارن اطلاعاتی و لذا کاهش هزینه سرمایه شرکت است. در این تحقیق نشان داده می‌شود که هرچه محافظه‌کاری پایین‌تر باشد سرمایه‌گذاران انتظار کسب بازده بالاتری دارند. این تحقیق نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاران برای محافظه‌کاری ارزش قائل هستند چراکه اولاً به سرمایه‌گذاران کمک می‌کند تا بین پروژه‌های سرمایه‌گذاری خوب و بد تمایز قائل شوند ثانیاً باعث کاهش مشکلات آتی می‌شود ثالثاً به مدیران این اجازه را نمی‌دهد تا در گزارش‌هایشان از عملکرد واقعی شرکت منحرف شوند یا هزینه‌های سنگینی را به خاطر این دست‌کاری به شرکت تحمیل کنند همچنین محافظه‌کاری محدوده‌ی کمتری برای برآورد جریان‌های نقدی آتی شرکت فراهم می‌نماید که باعث می‌گردد ریسک اطلاعاتی کمتر گردد و روشن می‌کند که جدا شدن از قابلیت اتکا برای رسیدن به مربوط بودن باعث افزایش ریسک سرمایه‌گذاران و هزینه سرمایه شرکت می‌شود.
هوگس، جینگ لیو و جان لیو در سال (2008) در پژوهشی تحت عنوان بررسی روابط مابین بازدهی مورد انتظار و هزینه سرمایه ضمنی به این نتیجه رسیدند که هزینه سرمایه ضمنی با بازدهی مورد انتظار تفاوت دارد.
چانگ (2009)، در تحقیقی به مطالعه اثرات وابسته به نظام متغیرهای کلان بر بازده سهام پرداختند. آن‌ها از الگوهای تغییر نظام مختلف جهت تحلیل اثرات متغیرهای کلان اقتصادی (نرخ بهره، بازده سود تقسیمی و صرف نکول) بر تغییرات بازده سهام (شامل میانگین شرطی، واریانس و احتمالات موقت) در بازار بورس امریکا استفاده کردند. نتایج تجربی نشان می‌دهد که متغیرهای کلان می‌تواند بر پویایی از طریق دو کانال مختلف اثر بگذارند و اینکه بزرگی نفوذ آن‌ها بر بازده و نوسان پذیری ثابت نیست. اثرات سه متغیر اقتصادی بر بازده، نامتغیر زمانی نیستند، اما به‌طور بسیار نزدیکی با نوسانات بازار سهام مرتبط هستند و قدرت پیش‌بینی در نظام تغییرپذیر، بسیار بیشتر از آن در نظام باثبات است. آن‌ها دریافتند که نرخ بهره و بازده سود تقسیمی به نظر می‌رسد نقش مهمی را در پیش‌بینی واریانس شرطی ایفا کنند و عملکرد بیرون از نمونه تا اندازه زیادی درزمانی که اثرات این دو متغیر بر نوسان پذیری نادیده گرفته می‌شود، کاهش می‌یابد. به‌علاوه، این سه متغیر کلان هیچ‌گونه نقشی را در پیش‌بینی احتمالات موقت بازی نمی‌کنند.
اولر و پیکونی (2009)، به بررسی این موضوع پرداختند که آیا عملکرد آینده شرکت‌ها و نرخ بازده آتی آن‌ها تحت تأثیر انحراف از مانده وجه نقد بهینه قرار می‌گیرد یا خیر؟ نتایج آن‌ها که در فاصله زمانی بین سال‌های 1989 تا 2006 به دست آمد، نشان می‌دهد که نرخ بازده دارایی‌های عملیاتی آینده و نرخ بازده سهام یک سال آتی این، شرکت‌ها در هنگام انحراف از وجه نقد بهینه برآوردی، هم برای شرکت‌هایی که وجه نقد بیش‌ازحد نگهداری می‌کنند و هم برای شرکت‌هایی که وجه نقد کمتر از حد بهینه نگهداری می‌کنند، شروع به کاهش می‌کند (رابطه معکوس دارد).
لی و همکاران (2009) اثر مستقیم و غیرمستقیم کیفیت حسابرسی بر هزینه سرمایه را بررسی کردند و دریافتند که کیفیت حسابرسی بالاتر رابطه‌ی مستقیم با کاهش هزینه‌ی سرمایه دارد. آن‌ها در تحقیقی دیگر به بررسی اثر کیفیت حسابرسی بر رابطه‌ی بین کیفیت سود و هزینه سرمایه پرداختند. نتایج نشان داد که کیفیت حسابرسی بالاتر موجب کاهش قابل‌ملاحظه‌ی رابطه‌ی مثبت جمع اقلام تعهدی با هزینه سرمایه می‌شود.
می فنگ، زایوانگ گا و چان لی (2010) در تحقیقی که انجام داده با عنوان “پیش‌بینی مدیران و هزینه سرمایه ” با انتخاب 3539 شرکت که پیش‌بینی سالانه ارائه می‌دهند و 4095 پیش‌بینی و هزینه EPS شرکت که پیش‌بینی‌های میان‌دوره‌ای مدیران را ارائه می‌دهند رابطه بین سرمایه را موردمطالعه قرار دادند. آنچه بیشتر در آن تمرکز شده بود اثر کیفیت افشا داوطلبانه پیش‌بینی با EPS بر هزینه سرمایه بود. آن‌ها از این بررسی به این نتیجه رسیدند که کیفیت بالای هزینه سرمایه رابطه منفی دارد. به عبارتی هر چه میزان کیفیت ارائه پیش‌بینی‌ها افزایش می‌یابد هزینه سرمایه شرکت کاهش می‌یابد.
آرمسترانگ و همکاران (2011) تأثیر عدم تقارن اطلاعاتی بین سرمایه‌گذاران بر روی هزینه سرمایه را مورد آزمون قرار دادند. زمانی که بازار سرمایه رقابتی باشد، عدم تقارن اطلاعاتی تأثیر جداگانه‌ای بر روی هزینه سرمایه نخواهد داشت. این نتیجه زمانی که بازار در وضعیت رقابتی ناقص است حاکم نخواهد بود. به‌بیان‌دیگر، عدم تقارن اطلاعاتی دارای ارتباط مثبت با هزینه سرمایه شرکت‌هاست. زمانی که بازار در وضعیت رقابتی کامل قرار دارد و هیچ‌گونه ارتباطی بین این دو زمانی که بازار رقابتی کامل نیست وجود ندارد. لذا نتایج نشان می‌دهد که میزان رقابت بازار یکی از متغیرهای مهم در بررسی ارتباط بین عدم تقارن اطلاعاتی و هزینه سرمایه می‌باشد.
فیو و همکاران (2014) در پژوهشی تحت عنوان “فراوانی گزارش‌های مالی، اطلاعات نامتقارن و هزینه سرمایه ” به بررسی رابطه بین سه متغیر پرداختند. آن‌ها در ارتباط با تحقیق خود از مجموعه اطلاعات و داده‌های طبقه‌بندی‌شده مربوط به تعدد گزارش‌های مالی بین سال‌های 1951 و 1973 استفاده کردند. آن‌ها به‌طور خاص به بررسی تأثیر فراوانی گزارش‌های مالی بر اطلاعات نامتقارن و هزینه سرمایه پرداختند. نتایج تحقیق آن‌ها نشان داد که فراوانی گزارش‌های مالی بیشتر باعث کاهش اطلاعات نامتقارن و هزینه سرمایه خواهد شد و باگذشت زمان تأثیر آن بر کاهش اطلاعات نامتقارن و هزینه سرمایه بیشتر خواهد شد.
تحقیقات داخلی
شفیع‌زاده (1375) ارتباط بین ریسک سیستماتیک و بازده سهام را در بورس اوراق بهادار تهران موردبررسی قرار داد. برای انجام این پژوهش 40 شرکت از ابتدای 1370 تا پایان 1374 محاسبه گردید نتایج به‌دست‌آمده نشان از آن دارد که رابطه غیرخطی بهتر از رابطه خطی قادر است ارتباط بین ریسک سیستماتیک و بازده سهام را تبیین کند. این بدان معناست که فرض خطی بودن ارتباط بین ریسک سیستماتیک و بازده سهام را رد می‌کند (شفیع‌زاده، 1375، 1).
نصیرپور (1379)، در پایان‌نامه خود با عنوان بررسی تأثیر اندازه شرکت بر هزینه سرمایه در شرکت‌های بورس اوراق بهادار تهران، با استفاده از دو روش آمار توصیفی و استنباطی تأثیر اندازه شرکت را بر هزینه سرمایه در شرکت‌های بورس موردبررسی قرارداد. یافته‌های تحقیق نشان داد که هیچ رابطه معنی‌داری بین اندازه شرکت و هزینه سرمایه آن در شرکت‌های بورس اوراق بهادار تهران وجود ندارد.
(عثمانی،1381) در این پژوهش برای محاسبه هزینه سرمایه سهام عادی پنج الگو به شرح زیر شناسایی‌شده است:
نرخ بازده متوسط تحقق‌یافته 2 ) نرخ بازده متوسط تحقق‌یافته تعدیل‌شده 3) قیمت‌گذاری دارایی‌های سرمایه‌ای 4) ارزیابی حسابداری 5) رشد سود تقسیمی