تحقیق درمورد مفهوم سازی انتزاعی و ویژگیهای شخصیتی

دانلود پایان نامه

سبک‌های یادگیری شناختی، مبتنی بر روشی که شخص موضوعها را درک میکند، اطلاعات را به خاطر میسپارد، درباره مطالب میاندیشد و مسایل را حل میکند است. (سی ولم ، 2012؛امینی،1391؛میرحاجیان‌مقدم،1386؛رضایی،1390؛پازارگادی،1389؛کلباسی،1387)


24
مارکویس (2012) معتقد است که سبک‌های شناختی، روشی است که افراد برای پردازش اطلاعات ترجیح میدهند، برخلاف تفاوتهای فردی افراد از نظر تواناییها (به طور مثال :گاردنر،گیلفورد،استرنبرگ ) که بیانگر عملکرد حداکثری است، سبکها، بیانگر روش‌های خاص تفکر، به خاطر سپاری و حل مسئله فرد است.
2-1-6-2 سبک عاطفی
در توصیف سبک عاطفی چنین مینویسند :” سبک‌های یادگیری عاطفی دربرگیرنده ویژگیهای شخصیتی و عاطفی مانند پشتکار به تنهایی با دیگران کارکردن و واکنش نسبت به تقویتهای بیرونی است(امینی،1391؛پازارگادی،1389؛مختاری،1389).
فراگیران احتمالا برای شرایط مختلف یادگیری خواهان اولویتهای متفاوت و بسیاری هستند. .برای مثال برخی از فراگیران، مطالعه و درس خواندن به طور گروهی و در کنار همسن و سالانشان را ترجیح میدهند و برخی دیگر مطالعه انفرادی و تنهایی را ترجیح میدهند. گروهی از فراگیران از حداکثر توان خود، بهره میبرند، از پشتکار لازم برخوردارند و رسیدن به اهدافشان به صورت خودانگیخته، عمل میکنند و نیازی به تقویت بیرونی ندارند. در مقابل فراگیرانی هستند که در یادگیری و مطالعه، پشتکار نداشته و باید دائما به آنها گوشزد کرد که چگونه، کجا و چه وقت و به چه مقدار درس بخوانند و برای اینکه موفقتر عمل کنند، باید مورد تقویت و تشویق دیگران قرار گیرند. اسنایدر (1991) نیز به این گونه تفاوتهای فردی تاکید داشته و معتقد است باید این تفاوتها را شناسایی و خود را با آن منطبق نمود. از اینرو مدرس باید روش آموزش انعطاف پذیری، داشته باشد تا با سبک یادگیری فراگیران همخوانی پیدا کند(مختاری،1389).
2-1-6-3 سبک فیزیولوژیک
کیفه در توصیف سبک فیزیولوژیک چنین مینویسد:”سبک‌های یادگیری فیزیولوژیکی، جنبه زیستی دارند و در برگیرنده واکنش فرد به محیط فیزیکی موثر بر یادگیری او هستند، مانند ترجیح مطالعه در شب یا روز و ترجیح مقدار نور در هنگام مطالعه و سایر ویژگیهای محیطی “(امینی،1391)
25
بیش از سه پنجم، سبک‌های یادگیری متاثر از عوامل زیستی است(پازارگادی،1389).
تحقیقهای نشان دهنده حساسیت فعالیت زیستی انسان نسبت به عامل زمان و پدیدههای طبیعی است که سبب تغییر آنها میشود. چون فعالیتهای زیستی با فرآیندهای ذهنی ارتباط تنگاتنگی دارند، تغییرات فعالیتهای زیستی در فعالیتهای ذهنی تاثیر میگذارند و خصوصا کارآمدی ذهنی را در طول روز و هفته تغییر میدهند. همچنین در رابطه با سبک‌های فیزیولوژیکی میتوان گفت که بعضی از یادگیرندگان، گوش دادن به یک سخنرانی یا توضیحات شفاهی مدرس را به خواندن متن یا انجام دادن تکالیف عملی، ترجیح میدهند در حالی که بعضی دیگر، خواندن مطالب و یا یادگیری از روی شکلها و نمودارها را میپسندند و بعضی دیگر از انجام کارهای عملی و دستکاری وسیلهها و ابزارها بهتر میآموزند(سیف، 1388).
2-1-7. مدلهای ارائه شده در رابطه با سبک‌های یادگیری
ریدینگ و چپما (1991) دوازه مدل متفاوت از سبک‌های یادگیری سازماندهی شده را در سه گروه شناسایی کرده اند. به این سه گروه با ابعاد فرآیند یادگیری هماهنگ میباشند که مورد تایید محققان زیر قرار دارند. سبک‌های یادگیری مبتنی بر فرآیند (کلب، اینتویستل ،بیگز،…..) سبک‌های یادگیری مبتنی بر ترجیحات (دان،ریچمن،گراشا……) سبک‌های یادگیری مبتنی بر مهارتها- شناخت (رینرت،لتری،کیف….) (غفاری،1389).
26
2-1-7-1. مدل سبک‌های یادگیری دیوید کلب(1985-1984)
نظریه یادگیری کلب، براساس نظریه یادگیری تجربی بنا نهاده شده است. کلب این نظریه را با ترکیبی از پراگماتیسم دیویی، روانشناسی مدرسه لوین، تحول شناختی پیاژه، روان درمانی راجرز، انسان گرایی مازلو، روانشناسی گشتالت و با تاکید بر دو ویژگی کلینگر و بین رشتهای بودن ارایه کرد. (فتحی آشتیانی،1388).
نظریه یادگیری تجربی کلب، نتیجه ترکیب سه الگو از فرآیند یادگیری تجربی است که عبارتند از: الگوی عملی و آزمایشگاهی کرت لوین، الگوی یادگیری دیویی و الگوی یادگیری و تحول شناختی پیاژه. هریک از این سه الگو تضاد بین روش‌های گوناگون مقابله و تعارض با جهان را توصیف میکنند و نشان میدهند که یادگیری نتیجه حل این تضادهاست. الگوی لوین بر تعارضهای بین تجربه عینی و مفاهیم انتزاعی و بین مشاهده و عمل تاکید میکند، ولی الگوی دیویی بر تکانههایی تاکید میکند که نظرات و عقاید را به کار میاندازند که به اصطلاح نیروی حرکت نامیده میشود و به تمایلات جهت میدهند. در الگوی پیاژه فرآیند تطابق نظرات و عقاید با دنیای بیرونی و جذاب تجربیات به ساختارهای مفهومی موجود با نیروهای حرکت و تحول شناختی مرتبط هستند. با آزمایش فرآیندهای یادگیری درمییابیم که افراد چگونه از تجارب خود، مفاهیم، قوانین و اصولی را به وجود میآورند تا رفتارشان را در موقعیتهای جدید هدایت کنند و اینکه چگونه این مفاهیم را تغییر دهند تا اثربخشتر شوند. این فرآیندها به دو صورت فعال و منفعل و عینی و انتزاعی هستند. (ای . مالدونادو – تورس، 2011؛ غفاری، 1389؛رضایی،1389)
کلب با مطرح نمودن نظریه سبک‌های یادگیری خویش، آن را روش منحصر به فردی میداند که روی برخی از تواناییهای یادگیری فرد نسبت به سایر تواناییها، تاکید بیشتری دارد و معتقد است که آگاهی و شناخت فرد از پیامد سبک‌های یادگیری خود در اکتساب روش‌های دیگر یادگیری مزایایی خواهد داشت.
27
کلب مفیدترین مدلهای توصیفی فرآیند یادگیری بزرگسالان را با الهام از آثار کرت لوین تحت عنوان سبک یادگیری تجربی ارائه کرد(مشتاقی،1391؛ غیبی،1391؛ پناهی،1390؛ رحمتیان،1389؛ احدی،1388).
الگوی یادگیری تجربی کلب به نام سبک‌های یادگیری شناختی است. یادگیری تجربی، یکی از جریانهای آنگلوساکسون است و بر این عقیده بنا شده است که کنش میتواند منبع یادگیری باشد. دانشهای ناشی از عمل به اندازه دانشهای ناشی از فرآیند مشاهده معتبرند. این جریان، الگوی جدیدی از یادگیری از طریق اقدام به عمل را ارائه میدهد. کلب نوعی الگوی یادگیری برحسب دو فرآیند عمل و تامل (یا تغییر) را به وجود آورده است؛ اولین فرآیند به عمل و دومین فرآیند به تجربه و مشاهده همراه با تامل میپردازد(رحمتیان،1389).
براساس این نظریه، کلب (1984) میگوید:”تجربه منبع یادگیری و رشد است” او در یکی از 6 اصلی که برای یادگیری برمیشمرد، میگوید:”یادگیری یک فرآیند است و نه یک محصول و در نتیجه، یادگیرنده برای شروع یادگیری باید در این فرآیند درگیر شود. به باور کلب، یادگیرندگان در رویارویی با دادهها میبایست دو کار انجام دهند:1 )دادهها را کسب و درک کنند. 2)دادهها را پردازش و تبدیل کنند. کسب دادهها با استفاده از دو شیوه ترجیحی، تجربه عینی و مفهوم سازی انتزاعی صورت میگیرد و پردازش دادهها نیز از دو شیوه مشاهده تاملی و آزمایشگری فعال انجام میگیرد(امینی،1391).
به باور کلب، یادگیرنده در واقع در جریان یک چرخه یادگیری قرار میگیرد و به نسبت تواناییهای خود از همه شیوهها برای درک و تبدیل محتوای یادگیری استفاده میکند، اما نسبت استفاده از این شیوهها هم میتواند به تجارب و عادات یادگیری فرد مربوط باشد و هم به موضوع مورد یادگیری. او میگوید، عادت به استفاده از یک شیوه برای یادگیرنده، در درک و پردازش دادهها محدودیت و در نتیجه برای وی عدم توفیق به بار میآورد، بنابراین یادگیرنده توانا قادر است به تناسب مورد یادگیری از روشی کارآمدتر استفاده کند، به ایده کلب، در شیوه تجربه عینی، یادگیرنده بر احساسات خود متکی است و بیشتر از راه شهود یاد میگیرد و نسبت به امور انعطاف پذیری ندارد.
28