تحقیق درمورد ویژگی‌های شخصیتی و عوامل اتلاف وقت

دانلود پایان نامه

مدیریت زمان به فعالیت‌هایی اطلاق می‌شود که بیانگر استفاده کارآمد از زمان مقرر جهت تسهیل بازدهی و کاهش استرس است. ویژگی بارز مفهوم‌ پردازی مدیریت زمان، برنامهریزی رفتار است که عبارت است از تصمیمگیری انجام امور، اولویتبندی کار‌ها و مدیریت کارآمد مشغولیت‌ها است. مدیریت زمان به عنوان برنامهریزی رفتار برای تعیین هدف است که این اهداف فرد را در راستای فعالیت‌های خود سوق می‌دهد و منجر به افزایش تلاش، توجه و انگیزه می‌شود. بریتون و تسر نیز مطرح کرده‌اند که شرکت در رفتارهای مدیریت زمان را می‌توان به صورت تفاوت‌های فردی در مهارت‌های برنامهریزی رفتار از جمله برنامهریزی کوتاهمدت و ترجیح برنامهریزی بلندمدت محسوب کرد. برنامهریزی کوتاهمدت به فعالیت‌های مدیریتزمان در محدوده زمانی روزانه یا هفتگی اطلاق می‌شود. ترجیح برنامهریزی بلندمدت به معنای داشتن اهداف بلندمدت و سازماندهی درست عادت‌های کاری است.
51
ماکان (1994) بیان میکند که استفاده کارآمد از زمان حاصل سه نوع رفتار است:
1 ) تعیین اهداف و اولویتها 2 ) نحوه مدیریت زمان ( به عنوان مثال: تهیه لیست و فهرست ) 3)ترجیح سازماندهی
علاوه بر این به نقل از دارینی، بریتون و تسر نیز پیشنهاد کردند که مدیریت زمان دربرگیرنده ادراکات و دیدگاههای فرد نسبت به زمان است که به ترتیب عبارتند از: “کنترل زمان محسوس، نگرشهای مربوط به زمان”، کنترل زمان ادراک شده، بیانگر میزان تأثیر اعتقاد فرد بر چگونگی صرف زمان است و ارتباط مثبتی با رفتارهای مدیریت زمان دارد. ( دارینی،2011، بورانتا، 2010)
مدیریت زمان، عمل یا فرآیند برنامهریزی و اعمال کنترل آگاهانه بر میزان زمان صرف شده روی فعالیتهای خاص، به ویژه افزایش اثربخشی،کارایی و بهرهوری است.( احمد، 2012)
مکنزی، ایجاد هدف‌های مشخص را نخستین گام در مدیریت زمان می‌داند. مدیریت زمان تنها زمانی امکان‌پذیر است که اهداف روشن و به خوبی تعریف شده باشند. بنابراین چنانچه اهداف روشن نباشند، باید دو چندان زمان صرف نمود و دو چندان تلاش کرد.
مدیریت زمان یکی از مهارت‌های زندگی است که برخی از افراد بیش از دیگران از آن برخوردارند. واژه مدیریت زمان به عنوان راهبردهایی است که تدوین کرده‌ایم تا از عهده انجام برنامه‌های زمان بندی خود برآییم و واژه جامع «بازدهی شخصی» را در بر می‌گیرد و در مورد منابعی که باید کار کنیم، دوباره فکر کنیم با شناخت از اینکه گذر زمان چگونه است و چگونه برخی عادات و امور روزمره دست به دست هم می‌دهند تا زمان بیشتر به هدر برود، می‌توان به مدیریت کردن زمان خود پرداخت.
مدیریت زمان عبارت است از: ارزیابی پیوسته‌ای از اولویت‌های شغلی و شخصی خود. چنانچه شما نتوانید زمان خود را مدیریت کنید، فرد دیگری آن را برای شما مدیریت خواهد کرد. ( اچ . آندراد، 2013)
52
مدیریت زمان مستلزم فرآیند تعیین نیازها، تعیین اهداف برای دستیابی به نیازها، اولویتبندی و برنامهریزی امور جهت تحقق اهداف است (جی . روت، 2007)
منظور از مدیریت زمان
1) تدوین اهداف و اولویتها و به عبارتی مشخص بودن نیازها و خواستههای کاری و تعیین مهمترین امور جهت به انجام رسانیدن
2) مکانیک مدیریت زمان یا برنامهریزی، زمانبندی و تهیه لیست از کارهایی که قرار است به انجام برسد
3) کنترل بر زمان به معنی توانایی حذف عوامل اتلاف وقت در محیط کاری
4) برقراری نظم و سازماندهی یا مرتب و منظم بودن امور دفتری و قرار داشتن هر چیز در جای خود. (هاشمی زاده،1385)
به نقل از ملک آرا، گریکنز میگوید: مدیریت زمان آن دسته از تواناییها و مهارتهایی است که به کنترل بهینه زمان توسط فرد منجر میشود. همچنین به نظر سروش، مدیریت زمان ارائه شیوههای علمی و مؤثر صرفهجویی در وقت و مهار کردن آن جهت دستیابی به موفقیت بیشتر درکار و زندگی است. این شیوهها عبارتند از هدف گذاری، تعیین اولویتها و رعایت اولویتها. رضوانیه نیز، مدیریت زمان یا نحوه استفاده مؤثر از زمان را در قالب یک فرمول ارائه میکند:
مدیریت زمان = برنامهریزی زمانی منظم و هماهنگ + واکنش مناسب در مقابل ضایع کنندگان وقت
مدیریت زمان به برنامهریزی زمان موجود، هماهنگ با اهداف و سبک زندگی شخصی اطلاق می‌شود، ضمن اینکه حب و بغض فرد را نیز در نظر می‌گیرد. معیار مدیریت زمان کارآمد تنها به حصول اهداف معین وابسته نیست بلکه دستیابی به آن اهداف در حداقل زمان ممکن نیز وابسته است.
53
نکته مهم، چگونگی استفاده از زمان موجود یا حداکثر کارآمدی و اثربخشی است. افرادی که می‌توانند از زمان خود به نحوه کارآمدی استفاده کنند، کسانی هستند که بر یک موضوع واحد در یک زمان معین تمرکز نمی‌کنند بلکه زمان خود را در میان فعالیت‌های مختلف از جمله کار، زندگی شخصی و زمینه‌های علایق شخصی توزیع می‌کنند. فرد می‌تواند با اولویتبندی فعالیت‌ها از زمان، استفاده مناسبی کند. برنامهریزی شامل دو مورد از مهم‌ترین گام‌ها و مراحل دخیل در سازماندهی زندگی انسان است: چگونگی رسیدن از نقطه فعلی به نقطه هدف و چگونگی دستیابی به هدف در کوتاه‌ترین زمان است. برنامهریزی نامناسب، امکان پیشرفت تحصیلی را کاهش می‌دهد و منجر به اختصاص زمان ناکافی به انجام امور شخصی و اجتماعی می‌شود، رضایت فردی را کاهش داده و میزان استرس را افزایش می‌دهد و منجر به ناتوانی درکسب ویژگی‌های شخصیتی مثبت از جمله تصمیمگیری، رهبری، تفکر انتقادی می‌شود. ( کایا، 2012)
مهارتهای مدیریت زمان در منابع مختلف به دو مقوله کلی مهارت فردی (شخصی ) و مهارت سازمانی تقسیم شده است.
مهارت فردی مدیریت زمان، شامل: برخی از الگوهای عمومی رفتار است که اغلب افراد عادی در زندگی شخصی و خانوادگی خود در استفاده از وقت و مدیریت آن به کار میبرند و در واقع محیطی که این نوع مهارت در آن اعمال میگردد، محیط خصوصی و خانوادگی فرد میباشد.
مهارت سازمانی مدیریت زمان، فقط اختصاص به افرادی دارد که مدیریت یک سازمان را به عهده دارند و منظور آن دسته از مهارتهایی است که یک مدیر در استفاده مطلوب از وقت و جهت تحقق اهداف در سازمان و در رابطه با انجام وظایف حرفهای خویش اعمال مینماید. همچنین محیطی که این نوع مهارت در آن بکار گرفته میشود محیط سازمانی و اداری مدیر است(کبریایی،1392؛ یزدان پناه،1388)