تحقیق درمورد پردازش اطلاعات و تحلیل انتقادی

دانلود پایان نامه

(همان) 38
2-1-7-7. مدل سبک‌های تکانشی و تاملی
نشانگر آن است که فرد با چه سرعتی به تکالیف شناختی، پاسخ میدهد. یادگیرندگان تکانشی، سریع عمل میکنند. اما اشتباهات زیادی مرتکب میشوند. اینها به سوالی که از آنها میشود، پاسخ میدهند و نکته مهم از نظر آنها سریع پاسخ دادن است. یادگیرندگان تاملی، کند، کار میکنند، اما خطای کمتری مرتکب میشوند. آنها پیش از حرف زدن، فکر میکنند و به جواب درست دادن میاندیشند تا سریع پاسخ دادن. لازم است به این نکته توجه شود که ویژگی کیفی تسلط یا عدم تسلط بر موضوع نیز بر سرعت پاسخ دهی تاثیر دارد. دیگر اینکه این سبک بیشتر در محیط خانه فرا گرفته میشود، اما مدرسه نیز بر آن تاثیر دارد. (پازادگاری،74:1389،مختاری،1389:29)
نکتهای که اینجا باید مورد توجه قرار دهیم این است که هیچ یک از این دو سبک یادگیری به خودی خود، بر دیگری برتری ندارد. گود و برافی (1995) در این باره گفتهاند:”موفقیت در حل مسئله را انطباق سبک مورد استفاده یادگیرنده با ویژگیهای تکلیف یادگیری تعیین میکنند” یعنی بعضی تکالیف نیازمند سبک یادگیری تاملیاند. درحالی که بعضی تکالیف دیگر با سبک تکانشی بیشتر سازگارند. رولینس و گسنر نیز (1977) در تحقیقی که به منظور بررسی همین نکته انجام دادند دریافتند در حل مسائل ساده که تنها یک جواب قابل قبول وجود دارد یادگیرندگان دارای سبک تاملی از یادگیرندگان تکانشی موفقتر بودند اما در مسائل پیچیده که شامل ابعاد مختلف و چندین جواب محتمل است یادگیرندگان تکانشی که به سرعت درستترین راه حلها را مورد ملاحظه قرار میدادند از یادگیرندگان تاملی افراطی که راه حلها را به طور منظم یکی بعد از دیگری وارسی میکردند و بنابراین مقدار زیادی وقت صرف راه حلهای غیر محتمل میکردند موفق تر بودند. (سیف،1388)
39
2-1-7-8. مدل سبک‌های یادگیری دان و دان(1999-1993)
دان عقیده دارد که افراد فقط به خاطر اینکه توانایی ذاتی، استعداد و ظرفیت بالقوهای دارند، با هوش نیستند، بلکه آنها به خاطر روش درک خود، روش سازگاری با موفقیتهای جدید، یادگیری از تجارب خود، درک عوامل اصلی یک موضوع پیچیده، حل مسئله، تحلیل انتقادی مسایل و تصمیم گیری، ثابت میکند که باهوش هستند. دان، سبک‌های یادگیری را به عنوان ” روشی که در آن هر شخص به روی محتوای تحصیلی جدید و یا مسئلهای خاص تمرکز دارد، آن را پردازش میکند، درون سازی میکند و به خاطر میآورد” تعریف میکند. (غفاری،1389)
مدل دان،21 عنصر جداگانه را نشان میدهد. اگر چه افراد به وسیله تمامی این عناصر تحت تاثیر قرار نمیگیرد، ولی بیشتر دانشجویان به وسیله 6 الی 14 عنصر از این عناصر تحت تاثیر قرار میگیرند. این 21عنصر به متغیرههای محیطی، هیجانی، اجتماعی، روان شناختی و فیزیولوژیکی طبقهبندی شدهاند (مختاری،138؛ غفاری،1389؛ ای . مالدونادو – تورس، 2011؛ اس . آکرمان،2011 (
متغیر روانشناختی: این متغیر شامل سه عنصر است:
پردازش کلی – توالی دار: پردازشگران کلی در صورتی خوب یاد میگیرند که ابتدا به طور اجمالی مطلب مورد یادگیری را مرور کنند و رابطه اجزای آن را با یکدیگر و چگونگی ارتباط میان موضوعات جدید و تجربه قبلیشان را درک نماید. آنگاه به مطالعهی قسمتهای مختلف آن بپردازند. به نظر میرسد که آنها کند عمل میکنند و تکالیف درسی خود را کامل انجام نمیدهند و بیشتر سعی دارند که به یک تصویر کلی، دست پیدا کنند. در مقابل پردازشگران تحلیلی ابتدا اجزای مطلب مورد یادگیری را گام به گام پشت سر هم میآورند و از راه یادگیری و درک قسمتهای مختلف مطلب به یادگیری کل آن اقدام میکنند. در واقع آنها به تحلیل اطلاعات در واحدهای کوچک میپردازند. بعضی اعتقاد دارند که فهم یادگیرندگان تحلیلی از موضوعات درسی ناقص است و ارتباط میان موضوعات ارائه شده را با دیگر موضوعات درک نمیکنند. (مختاری،1389)
40
تکانشی –تاملی: بعضی یادگیرندگان به سرعت به نتیجه گیری میرسند، بعضی دیگر با تفکر و تامل و به کندی نتیجهگیری میکنند.
استفاده از یکی دو نیمکره های مغز: بعضی افراد در حین تمرکز بر روی مطالب از نیمکره راست خود استفاده میکنند در حالی که بعضی افراد دیگر نیمکره چپ را مورد استفاده قرار میدهند.
ریتا دان، توصیه میکند که معلمین از دانش آموزان خود بخواهند تا سبک یادگیری خودشان را از طریق پاسخگویی به دوازده عامل که تعیین شده بود، تشخیص دهند. بعد از مشاهده کردن و مصاحبه با دانش آموزان با استفاده از پرسشنامه سبک یادگیری دان و دان، پیشنهاد میکنند که آموزگاران محیطی را ایجاد کنند که هرکدام با راههای ترجیح داده شده یادگیری فراگیرانطباق داشته باشد. دلیل اینکه سبک‌های یادگیری بسیار جالب توجه هستند این است که آنها هر کدام به راحتی قابل شناسایی هستند. (مختاری،1389)
2-1-7-9. مدل سبک‌های یادگیری گرگورگ
مدل سبک یادگیری و تدریس گرگورگ در راستای کمک به فرد جهت تشخیص و شناسایی مجراهای طراحی شده است که از طریق آنها فرد اطلاعات را به نحوی کارآمد و اثربخش و مقرون به صرفه دریافت و بیان میکند. مدل ارائه شده توسط آنتونی گریگورک، مدل تواناییهای میانجی نام دارد. این مدل از علاقه و تحقیق او در مورد تفاوتهای فردی و نحوه تاثیر این تفاوتها بر زندگی افراد نشات گرفته است. او ابعاد مدل کلب را با تاکید بر پردازش مرحلهای و تصادفی اطلاعات تغییر داد. آنتونی نظر دارد که افراد به تکالیف مربوط به زندگی با استفاده از دو پیوستار توانایی به عنوان میانجی نزدیک میشوند: 1) پیوستار ادراک 2)پیوستار معنا دادن به جهان یا ترجیح نظم دهی.
پیوستار ادراک براساس مدل کلب قرار داشته و دو قطب دارد:
41
1) ادراک انتزاعی:ترجیح یادگیرنده برای پردازش اطلاعات از طریق استدلال و شهود که معمولا به طور فیزیکی قابل دیدن نیست.
2) ادراک عینی: ترجیح فرد برای پردازش جنبههای فیزیکی اطلاعات از طریق حواس.
پیوستار معنادادن به جهان نیز دارای دو قطب است :
* متوالی:ترجیح فرد برای سازمان دادن به اطلاعات به صورت خطی و قدم به قدم
* تصادفی: ترجیح فرد برای سازمان دادن به اطلاعات شبکهای و مربوط دادن اطلاعات به یکدیگر به روش‌های متنوع
این دو بعد، چهار سبک یادگیری را ارائه میدهد که عبارتند از: