تعاریف فرهنگ سازمانی، تعریف فرهنگ سازمانی، افزایش کیفیت زندگی

دانلود پایان نامه

این واژه مفاهیمی را در بر دارد که از یک سو تأثیرات عمیقی بر زندگی افراد و جوامع گذارده و از سوی دیگر اندیشه و عملکرد کارکنان سازمان را تا حدود زیادی متأثر از خود ساخته است.
نظریات و تحقیقات جدید مدیریت نشان می دهد که فرهنگ سازمانی بر تمام جنبه های سازمان تأثیرگذار است و امروزه اهمیت آن به حدی است که دانشمندان مدیریت وظیفه اصلی و اساسی رهبران سازمان را تفسیر و تحول و وضع ارزش های فرهنگی مناسب می دانند(کاوسی و قیومی، 1388 :115).
جی لورچ، فرهنگ را به معنی «اعتقادی به کار می برد که مدیران سطوح بالاتر یک شرکت مشترکاً دارند، در باره اینکه چگونه باید خودشان و کارکنان را اداره کنند و چگونه باید امور شرکت خود را به پیش ببرند»( سید عباس زاده، 1382 : 469).
اما از طرف دیگر، بهره وری نگرشی واقع گرایانه به کار و زندگی بوده و فرهنگی است که در آن انسان، با فکر و هوشمندی فعالیت هایش را با ارزش ها و واقعیت ها منطبق می سازد تا بهترین نتیجه را در جهت نیل به اهداف مادی و معنوی حاصل کند. امروزه با کمرنگ شدن مرزهای اقتصادی اجتماعی و فرهنگی رقابت در صحنه جهانی ابعاد گسترده تری یافته و تلاش برای بهره وری بالاتر پایه اصلی این رقابت را تشکیل می دهد. ارتقاء بهره وری موجب پیشرفت و توسعه گردیده و کشورهای مختلف برای اشاعه نگرش بهره وری و برای بکارگیری فنون و روش های بهبود آن، سرمایه گذاری زیاد انجام می دهند.
نقش بهره وری در افزایش رفاه ملی اکنون به طور عام در همه کشورها، اعم از توسعه یافته و یا در حال توسعه و کشورهایی با اقتصادی باز یا دارای اقتصادی با برنامه ریزی متمرکز مورد پذیرش است، منبع اصلی رشد اقتصادی، افزایش بهره وری است و برعکس کاهش نرخ رشد و رکود بدنبال یا همراه کاهش بهره وری اتفاق می افتد. برای بسیاری از افراد استفاده موثر از منابع می تواند به مفهوم توسعه تکنولوژی و سازمان باشد، اما مهمتر آن است که ”از نظر بهره وری کل به توسعه انسانی در وسیع ترین مفهوم توجه شود. چون بهره وری محصول مشترک مهارت ها، علایق انسانی، تکنولوژی و محیط اجتماعی و اقتصادی است“(ابراهیمی مهر، 1372 :13).
با توجه به مطالب فوق ، در این پژوهش سعی بر این است تا رابطه بین مولفه های فرهنگ سازمانی و بهره وری را مشخص نماییم.
1-2- بیان مسئله :
فرهنگ روح سازمان است که باعث پیشرفت و یا پسرفت حرکت سازمان می شود؛ چرا که فرهنگ هر سازمان تأثیر ژرف بر رفتار کارکنان آن دارد.«عناصر فرهنگی و روابط آنها الگویی را خلق می کند که یک سازمان را از سازمانهای دیگر متمایز می سازد» (مقیمی1383 : 165).
تجزیه و تحلیل فرهنگی، پویایی های خرده فرهنگی را در سازمان ها روشن می سازد.یکی از دلایل عمده ی توجه و علاقه نسبت به مطالعه فرهنگ آن است که مفهوم فرهنگ نه تنها با تحلیل سازمان مرتبط است بلکه به ما کمک می کند تا بدانیم در سازمان، جایی که خرده فرهنگها و گروه های کاری باید با هم کار کنند، چه می گذرد. مشکلاتی که در گذشته در سازمان به نام «شکست های ارتباطی» و یا «فقدان کار گروهی» شناخته می شدند، امروزه کوتاهی در روابط بین فرهنگی محسوب می شوند(فرهی بوزجانی و نوری 1383 :6).
همچنین دیل و کندی (1986) معتقدند که « فرهنگ سازمانی را فراگیری و هدایت دانش ، اعتقادات و الگوهای رفتاری دانسته ، که سرتاسر دوره های زمانی سازمانی را در بر می گیرد ، یعنی فرهنگ سازمانی تا اندازه های ثابت و پایدار است و به سرعت تغییر پیدا نمی کند . فرهنگ اغلب اوقات شرکت را معرفی می کند و دستورات محرمانه را برای رفتار افراد فراهد می کند »(هوی ومیسکل 2003 : 15).
رسو (1990) معتقد است که واقعاً خود تعاریف فرهنگ سازمانی نیستند که با هم تفاوت دارند بلکه رویکردها و ابزار جمع آوری و انجام عملیات روی داده ها هستند که باعت ایجاد این تفاوتها می شوند . پیتیگرو (1990) توضیحی درباره ی مشکل تعریف فرهنگ سازمانی ارائه می دهد. او بیان می کند که تا حدی این تفاوتها به دلیل وجود این واقعیت است که فرهنگ :
تنها یک مفهوم نیست، بلکه منبع خانواده ای از مفاهیم است ( پیتیگرو 1979) و تنها خانواده ای از مفاهیم نیست بلکه یک چهارچوب مرجع یا استعاره ای عمیق برای تحلیل سازمانی است (ردمن و ویلکینسون 2009 : 342 ).
از سوی دیگر ، علاوه بر فرهنگ سازمانی یکی دیگر از مسائلی که امروزه سازمانها با آن مواجهه هستند ، بهره وری می باشد . انسان از دیر باز در اندیشه استفاده مفید و کارا و ثمربخش از تواناییها ، امکانات و منابع در دسترس خود بوده است . در عصر کنونی این امر بیش از هر زمان دیگری مورد توجه جدی قرار گرفته است . محدودیت منابع در دسترس ، افزایش جمعیت و رشد نیازها و خواسته های بشری باعث شده که دست اندرکاران عرضه اقتصاد ، سیاست و مدیریت جامعه و سازمانها ، افزایش بهره وری در اولویت برنامه های خود قرار دهند . ( طاهری 1383 : 17)
بهره وری به عنوان معیاری کلیدی برای پیشرفت جامعه تلقی می گردد و استاندارهای زندگی در یک جامعه بستگی دارد . ارتقاء بهره وری بر کاهش تورم اقتصادی ، افزایش سطح اشتغال و رفاه عمومی ، افزایش توان رقابت سیاسی و اقتصادی تاثیرات زیادی دارد ، در واقع بهبود بهره وری به اولویتی ملی در برخی کشورهای در حال توسعه تبدیل شده و سرمایه گذاریهای زیادی در این راستا صورت گرفته است.
اهمیت بهره وری در افزایش رفاه و سعادت جوامع بشری اکنون بر کسی پوشیده نیست .هیچ فعالیت انسانی نیست که از بهبود بهره وری سود نبرده باشد چرا که با بهبود اثربخشی و کیفیت نیروی انسانی ، افزایش بیشتری در درآمد ناخالص ملی نسبت به استفاده از سرمایه و نیروی کار اضافی به وجود می آید . به عبارت دیگر ، هنگامی که بهره وری بهبود می یابد ، درآمد ملی سریعتر از عوامل نهاده ای رشد می کند . ( طباطبایی ، 1379 :33 )
با توجه به مطالب فوق ، هدف از این پژوهش پاسخ به این سوال است که آیا بین شاخص های فرهنگ سازمانی و میزان بهره وری کارکنان رابطه وجود دارد ؟
1-3 اهمیت ضرورت انجام پژوهش :
تحولات عظیم دهه اخیر سازمانهایی با حداقل امکانات از یک سو ، و شکست سازمانهایی با بهترین توانایی های مادی از سوی دیگر ، بیانگر نقش قابل توجه عوامل غیر مادی و معنوی در موفقیت آنها بوده است . پژوهشگران در زمینه تأثیر فرهنگ سازمانی بر عملکرد ، معتقدند سازمانهایی که دارای فرهنگ قوی هستند ، ارزشها و اعتقادات و هنجارهای غالب از سوی تعداد زیادی از کارکنان پذیرفته می شود و به سرعت گسترش می یابد .در چنین سازمانهایی افراد قادرند تا درباره آنچه که انجام می دهند ، احساس بهتری داشته باشند و امور را به بهترین نحو انجام می دهند . در نتیجه وجود فرهنگ قوی عامل مثبتی در جهت عملکرد بهتر و بهره وری بیشتر می باشد .
بلور و پتریک داوسون در تعریف فرهنگ سازمانی می نویسند:
«فرهنگ سازمانی نظام الگومندی از ادراکات، معانی و باورها درباره سازمان خاصی است که معناسازی در میان یک گروه دارای انتظارات مشترک را میسر و تسهیل می سازد و رفتار کاری افراد آن سازمان را هدایت می کند .(الوانی و معمارزاده 1391 : 185)
اندیشمندان علم مدیریت، ریشه ی موفقیتها و شکست های هر سازمان را در فرهنگ آن جست و جو می کنند و معتقدند همان طور که انسانها دارای شخصیت منحصر به فرد و متمایز از یکدیگر می باشند، سازمانها نیز به واسطه فرهنگ شان دارای شخصیتی منحصر به فرد و جداگانه هستند.
قطعاٌ متغیرهای موجود در فرهنگ سازمان ها نقش تعیین کننده و جهت دهنده ای در رفتار کارکنان آن سازمان خواهد داشت و توجه و شناخت این عوامل سازنده ی رفتار، می تواند موجب پیشرفت و ارتقای سطح عملکرد کارکنان گردد و عدم توجه به آن، شکست سازمان را در بر خواهد داشت.(شاین 2003 : 44)
مفهوم فرهنگ به شرح همه ی این پدیده ها کمک کرده و آنها را عادی ساخته است. اگر پویایی فرهنگ را درک کنیم، احتمال کمتری وجود دارد که در رویارویی با رفتار ناآشنا و ظاهراً غیر عقلانی افراد در سازمانها، متحیر، عصبانی و هیجان زده شویم ونه تنها درک عمیق تری از این که چرا گروه های مختلف مردم یا سازمانها تا این حد می توانند متفاوت باشند داریم، بلکه می فهمیم که چرا تغییر آنها این قدر سخت است.
درک عمیق تری از موضوعات و عناصر فرهنگی در گروه ها برای یافتن اینکه چه چیز در آنها جریان دارد و حتی مهمتر از آن برای تعیین و شناسایی اینکه چه چیز ممکن است برای رهبران و مدیران اولویت داشته باشد، ضروری است. از سوی دیگر فرهنگ سازمانی وسیله ای است که برخورد ما با مسائل سازمانی را تسهیل کرده و نحوه ی تعبیر و تفسیر از رویدادهای اطراف مان را شکل می دهد. فرهنگ آنچنان با روح و اندیشه ما عجین می شود که هر رفتار و گفتاری از آن رنگ و جهت می پذیرد. (الوانی 1378 : 48)
از آنجایی که فرهنگ سازمان بر رفتار انسان تأثیرگذار است، با مطالعه فرهنگ سازمان می توان به علل کامیابی و شکست سازمان پی برد. همچنین می توان با شناخت فرهنگ سازمان و کشف رابطه آن با متغیرهای دیگر سازمان به سمت بهره وری کل سازمان گام برداشت. تأثیر فرهنگ سازمانی بر اعضای سازمان به حدی است که می توان با بررسی زوایای آن نسبت به چگونگی رفتار، احساست، دیدگاه ها و نگرش اعضای سازمان پی برد و واکنش احتمالی آنان را در قبال تحولات مورد نظر ارزیابی، پیش بینی و هدایت کرد. با اهرم فرهنگ سازمانی به سادگی می توان انجام تغییرات را تسهیل کرد و جهت گیری های جدید را در سازمان پایدار کرد. (الوانی1378 :43)
از سوی دیگر یکی از مهمترین مشکلات اقتصادی اکثر کشورهای جهان سوم از جمله ایران مسئله پایین بودن سطح بهره وری است در حالی که در کشورهای توسعه یافته و صنعتی میزان بهره وری در طول سالهای اخیر به بیش از 45 برابر رسیده است و تمامی پیشرفتها و افزایش کیفیت زندگی در این کشورها مدیون همین انفجار بهره وری است .