تعریف و مفهوم فرهنگ سازمانی، مدیران عالی سازمان ها، مفهوم فرهنگ سازمانی

دانلود پایان نامه

2-2-2 ویژگی های فرهنگ
با وجود دگرگونی و تفاوت در فرهنگ ها، همه ی آنها از ویژگی های مشترکتی برخوردارند که عبارتند از:
2-2-2-1 فرهنگ اکتسابی است. اعضای هر جامعه ارزش ها و عوامل فرهنگی جامعه خود را می آموزند و لذا فرهنگ صرفاً دارای خصوصیتی ذاتی و غریزی نیست.
2-2-2-2 فرهنگ هویت دهنده است. هویت یک کشور، فرهنگ آن کشور است.انسان بریده از فرهنگ و تاریخ خویش، انسانی یتیم است و چنین انسانی البته خواه و ناخواه شکاری است برای همه و صیدی است برای صیاد.
2-2-2-3 فرهنگ قابل انتقال است. انسان ها آموخته ها و دستاوردهای خود را به نسل های بعدی منتقل می کنند.
2-2-2-4 فرهنگ مصونیت آور است. فرهنگ انسان را قدرت و غنا می بخشد تا در عالم تزاحمات و تعارضات توانایی ادراک و انتخاب را داشته باشد. فرهنگ قدرت تصمیم گیری را در انسان افزایش می دهد و در مواجهه با آنچه که ضد فرهنگ است مصونیت پیدا می کند.
2-2-2-5 فرهنگ تحول پذیر است. فرهنگ نمی تواند در حالت انجماد و ایستایی بماند و باید ریشه در اعماق گذشته های دور و نزدیک داشته باشد و در عین حال در فضای لایتناهی حال و آینده شاخ و برگ بگستراند و توان استقبال و الهام از آینده را نیز داشته باشد.
2-2-2-6 فرهنگ تأمین کننده نیازهای اساسی است. فرهنگ هر ملتی جوابگوی بسیاری از نیازهای روانیف مذهبی، زیستی، اجتماعی، آن ملت است و در صورتی پایدار می ماند که بتواند این نیازها را برآورده و رضایت افراد جامعه را به همراه داشته باشد (شکر کن 1386: 41).
2-2-3 تعریف سازمان
به زبان ساده سازمان عبارت است از نظم بخشیدن به آشفتگی و بی نظمی در امور. نگرش سیستمی سازمان به عنوان یک سیستم زنده و پویا و باز معرفی می گردد که با محیط در ارتباط است، بر آن اثر گذارده و از آن اثر میپذیرد و اهداف معینی را دنبال می کند (مدنی 1389: 237).
به طور کلی سازمان مجموعه ای متشکل از منابع مادی، انسانی و مالی بوده است که بطور هماهنگ و منظم با اجزا و عناصر دارای ارتباط به هم پیوستگی بوده و برای هدف خاص فعالیت می کند. سازمان در تعریف، سیستمی عقلایی است که در آن گروهی از افراد برای رسیدن به اهدافی مشترک و از پیش تعیین شده آگاهانه و بطور منظم به یکدیگر مشارکت می کنند (سعادت 1385: 23).
همچنین ادگار شاین سازمان را اینگونه تعریف کرده است : سازمان عبارت است از وجود هماهنگی معقول، در فعالیت گروهی از افراد برای نیل به یک هدف یا منظور مشترک از طریق تقسیم کار و وظایف و از مجرای سلسله مراتب اختیار و مسئولیت قانونی (جاسبی 1388: 45).
اما با ترکیب این دو واژه «فرهنگ» و «سازمان» اندیشه ای تازه و فکری نو پدید آمده است که هیچ یک از این دو واژه به تنهایی این اندیشه را در بر ندارد. فرهنگ سازمانی از زمان مطرح شدن توسط اوچی، واترمن، رابینز و شاین و دیگران به یکی از اساسیترین موضوعات رفتار سازمانی تبدیل شده است.
در اینجا به تعاریف متفاوتی که صاحبنظران مدیریت از این واژه کرده اند، اشاره می شود.
2-2-4 تعریف و مفهوم فرهنگ سازمانی :
فرهنگ سابقه ای طولانی دارد و پدیده ای واقعی و محکم است که تغییر آن در سازمان بسیار دشوار می باشد. صاحب نظران بر این باورند که اگر قرار است در سازمانی تغییراتی ایجاد کردکه موثر و پایدارباشند، باید فرهنگ آن سازمان را دچار تحول و تغییر نمود. از این رو مدیران عالی سازمان ها، ناگزیرند به فرهنگ آن سازمان توجه نمایند.
2-2-4-1 «فرهنگ سازمانی نظامی از ارزشها و باورهای مشترک است که تعامل با افراد، ساختار و نظام های سازمان و هنجارهای رفتاری را شکل می دهند» (زنجانی 1387: 136).
2-2-4-2 فرهنگ سازمانی عبارت است از: مجموعه ای از ارزشها، باورها، نگرش ها و هنجارهای مشترککه رفتار و انتظارات اعضای سازمان را شکل می دهد و به بیان وسیع تر فرهنگ سازمانی تعیین کننده نوع رفتار کارکنان است و اولویت ها را تعیین می نماید (پارسائیان و اعرابی 1390: 631).
2-2-4-3 فرهنگ سازمانی به سیستمی از معانی مشترک به وسیله اعضای یک سازمان حفظ می شود ویک سازمان را از سازمان های دیگر جدا می کند، اطلاق می شود. این سیستم از معانی مشترک و مجموعه ای از ویژگی های کلیدی تشکیل شده است که سازمان برای آن ارزش قایل است (رابینز 1993: 602).
2-2-4-4 فرهنگ سازمانی به عنوان ارزش های غالب که به وسیله ی یک سازمان حمایت می شود توصیف شده است؛ یا فلسفه ای که خط و مشی سازمان رابه سمت کارکنان و مشتریان هدایت می کند یا ارزش هایی که به کمک آنها کارها و امور روزمره سازمان انجام می پذیرد، یا مفروضات و باورهای بنیادی که بین اعضا سازمان مشترک می باشند. با نگاهی دقیق به تعاریف پی می بریم که زمینه ی اصلی در فرهنگ سازمان وجود سیستمی از معانی و مفاهیم مشترک در میان اعضا سازمان است. در هر سازمانی الگویی از باورها، سمبل ها، شعایر، داستان ها و آداب و رسوم وجود دارند که به مرور زمان به وجود آمده اند. این الگوها باعث می شوند که در خصوص اینکه سازمان چیست و چگونه اعضا باید رفتار خود را ابراز کنند، درک مشترک و یکسانی به وجود آید (رابینز 1993 : 381).
2-2-4-5 «هنری قوسی» و همکاران (1990)، فرهنگ سازمانی را راه قالب پی ریزی شده ی اندیشیدن، احساس کردن و پاسخ دادن از آن گونه می دانند که در یک سازمان یا پاره بخش های آن وجود دارد.
2-2-4-6 «شاین» در تعریف فرهنگ سازمانی می گوید: «فرهنگ سازمانی الگویی از مفروضات است که توسط گروه معینی کشف و اختراع شده یا توسعهیافته به طوری که انطباق با محیط خراجی و انسجام درونی به آنها می اموزد. اگر این الگو در طی زمان کارایی خوبی داشته اعتبار می یابد به طوری که شیوه ی صحیح ادراک، اندیشه و احساس اعضای جدید را درباره ی مشکلات شان شکل می دهد (شاین 2003: 9).
2-2-4-7 « بیکر» فرهنگ سازمانی را چنین تعریف می کند: « فرهنگ سازمانی سیستی از استنباط مشترک است که اعضا نسبت به یک سازمان دارند و همین ویژگی موجب تفکیک دو سازمان از یکدیگر می شود» (قاسمی1381: 414).
2-2-4-8 «دیل و کندی» فرهنگ سازمانی را مقوله ای با ثبات تعریف می کنند و چنین بیان می دارند که فرهنگ سازمانی یک مجموعه استوار از ارزش ها، سنبل ها، قهرمانی ها، تشریفات و داستانهایی می باشد که به طور قدرتمندی در محل کار بر رفتار تأثیر می گذارند (زینعلی 1377 : 35).
2-2-4-9 «پترس و واترمن» فرهنگ سازمانی را به عنوان سیستم مشترک ارزش ها که خود را در میان محصولات فرهنگی مختلف آشکار می سازد در نظر گرفته اند (ترابی کیا 1378 : 23).
2-2-4-10 در تعریف دیگری فرهنگ سازمانی روش الگومند فکر کردن و واکنش نشان دادن می باشد که در یک سازمان یا بخش های آن وجود دارد، در نظر گرفته شده است.