توسعه منابع انسانی، فعالیتهای اقتصادی، جلب رضایت مشتریان

دانلود پایان نامه

8- عدم انتقال مهارتها و رمز نگهداشتن فنون کار.
9- کسب محبوبیت به بهای لجن‌مال کردن دیگران.
10- عدم صداقت در اعتراف به اشتباهات.
11- محافظه کاری.
12- عدم پاسخگویی به ارباب رجوع»(گزکوه ،1374).
فیزی(1384) فرهنگ های سازمانی را به چهاردسته تقسیم کرده است: “فرهنگ حمایت مدا ، فرهنگ قدرت مدار ، فرهنگ نقش مدار ،فرهنگ توفیق مدار ” به اعتقاد فیزی این چهار نوع فرهنگ سازمانی محور اصلی مربوط به رفتار سازمانی ، سطح آنگیزش در کار، بهبود و بازسازی سازمان، انواع تحولات سازمانی و مشارکت در سازمانهای گوناگون ملی و بین المللی جهان امروز هستند.
در تقسیم بندی دیگری از فرهنگ سازمانی، فرهنگ ها به چهار تقسیم می شوند :
1- فرهنگ انعطاف پذیر : ویژگی بارز این فرهنگ تأکید بر محیط خارجی از طریق انعطاف پذیری در جهت تأمین خواسته های مشتری است این فرهنگ مشوق هنجارهایی است که توافق سازمان را در شناسایی و تغییر و تبدیل علائمی که از محیط دریافت می کند بر پاسخ های رفتاری افزایش می دهد . به عنوان نمونه شرکت های بازاریاب الکترونیکی و لوازم بهداشتی از این فرهنگ بهره می برند زیرا شغل آنها مستلزم تغییر سریع جهت جلب رضایت مشتریان است.
2- فرهنگ رسالت (مأموریت): این فرهنگ برای سازمانی مناسب است که کارش خدمت به محیط است، اما نیاز به تغییر سریع ندارد. این نوع فرهنگ اهمیت زیادی برای نگرش مشترک نسبت به اهداف سازمان تأمل است.
3- فرهنگ مشارکتی: این فرهنگ در درجه اول بود و مشارکت اعضای سازمان و بر انتظارات آنها از محیط که بر سرعت در حال در حال تغییر است تأکید دارد.
4- فرهنگ سازگاری: از یک روش منظم برای فعالیتهای اقتصادی حمایت می کند. در این فرهنگ مشارکت های فردی تا حدی اندک است اما پیوستگی، همسویی و انسجام و همکاری بین اعضا بر این نقصان غالب می آید به عنوان یک نمونه از فرهنگ سازگاری یا انسجام می توان شرکت های بیمه را نام برد(مشبکی، 1385،ص52).
تقسیم بندی دیگری توسط کامرون و کوین ( 1999 به نقل از کافی،2003) انجام گرفته است . آنها انواع فرهنگ را شامل فرهنگ های دسته ای، سلسله مراتبی، بازاری و تک منظور میدانند:
1- فرهنگ دسته ای: فرهنگ دسته ای، درون گرا است. تاکید بر نظارت خصوصی (غیررسمی) دارد.توسعه منابع انسانی و اشتراک کارمندان درتصمیم گیری بسیار پر ارزش است. تاکید بر همکاری تیمی و ارتباطات می باشد. روش مدیریت شرکت های ژاپنی بعنوان مثال مبتنی بر نوع دسته ای می باشد .
2- فرهنگ تک منظوره: فرهنگ تک منظوره، نظارت غیررسمی را باجهت گیری خارجی ترکیب می کند، پویا است و در جایی که ریسک داریم می توان از آن استفاده کرد. ابتکار افراد دارای اهمیت است. انگیزه ی افراد، رشد پروژه های آماری، انعطاف پذیری وتنوع است.
3- فرهنگ سلسله مراتبی: فرهنگ سلسله مراتبی، جهت گیری درونی وتاکید نظارت بر طریقه ی عمل مکانیسم ها را با هم سازگار می کند . مثلا قوانین رسمی وسیاست‌ها به صورت نزدیک به هم اجرامی شوند، بر پایداری و کارکرد آهسته عملیات تمرکز دارد. انگیزه اعضای سازمان امنیت و پیشرفت است.
4- فرهنگ بازار: فرهنگ بازار دارای یک ساختار نظارتی رسمی و یک جهت گیری خارجی است.اعضا هدف گرا هستند و با کاری که انجام می‌دهند در ارتباط هستند این فرهنگ برپیشرفت تمرکز دارد و تاکید بر برنامه‌ریزی، کارایی و راندمان است. انگیزه افراد، رقابت و دستیابی به موقعیت در بازار است.
2-2-8: نقش فرهنگ سازمانی در مدیریت سازمان
فرهنگ سازمانی دقیقاً با وظایف و نحوه عملکرد مدیریت آن در ارتباط می‌باشد به این دلیل که با ایجاد محدودیتهایی برای مدیریت بیان می‌کند که مدیر چه کاری را می تواند انجام دهد و چه کاری را نمی تواند. از آن جایی که وظیفه تصمیم گیری در تمامی وظایف مدیران ( برنامه ریزی، سازماندهی، تأمین نیروی انسانی، هدایت و کنترل) جاری است. عامل فرهنگ سازمانی نقش عمده‌ای را در نحوه عملکرد مدیریت و نحوه انجام دادن وظایف آن ایفا می‌کند و بیان می‌کند که مدیر چه کاری را می‌تواند انجام دهد و چه کاری را نمی تواند. (علی احمدی و همکاران،1383).
جدول شماره 2-1: تأثیر فرهنگ بروظایف عمومی مدیریت
وظیفه