تکنیک­های خلاقیت از نظرروانشناختی

تکنیک­های خلاقیت 

1-9-2-1-2- تکنیک چرا

این تکنیک هم برای حل مسائل و هم برای ایده­یابی و ایده­پردازی به­کار می­رود. برای شناسایی و تعریف درست مسئله می­توان از این تکنیک استفاده کرد. سپس ایده­های جدیدی در رابطه با موضوع بدست می­آیند و چرای دیگری مطرح می­شود و باید توجه داشت که سوالات تا آن­جا ادامه پیدا می­کند که به یک بصیرت و بینش برسیم و یا در یک باتلاق فرو رویم. این تکنیک را می­توان با تکنیک سؤالات ایده برانگیز ترکیب نمود (حسینی، 1378).

 

2-9-2-1-2- تکنیک یورش فکری[1]

این تکنیک را نخستین بار دکتر آلکس آزبورن مطرح کرد و چنان مورد استفاده و استقبال مردم و سازمان­ها در غرب قرا گرفته که جزئی از زندگی آنان شده است. یورش فکری در واژه نامه بین المللی «وبستر» چنین تعریف شده است: اجرای یک تکنیک گردهمایی که از طریق آن گروهی می­کوشند راه­حلی برای یک مسئله بخصوص با انباشتن تمام ایده­هایی که به­وسیله اعضاء ارائه می­گردد بیابند.

در این تکنیک تمام شرکت­کنندگان به ایده­یابی در محیطی که مؤکداً خالی از عوامل بازدارنده است هدایت می­شوند و همین روحیه آزاد منجر به آن­چه که می­توان آن­را ایده­های خارق­العاده نامید می­گردد.

چهار قانون اساسی در این تکنیک ذکر می شود:

  1. انتقاد ممنوع
  2. چرخش آزاد و جسارت طرح ایده­های خارج از ذهن با استقبال روبرو می­شود
  3. کمیت ایده­ها مورد نظر است

ترکیبات ایده­ها و اصلاح آن (حسینی، 1378).

 

 

3-9-2-1-2- تکنیک شش کلاه فکری

مبدع این تکنیک دکتر ادوارد دوبونو است. به­طورکلی این تکنیک شش جنبه یا سبک فکری را تعریف کرده و برای هرکـدام کلاه رنگ خاصی را به عنوان سمبل تعیین می­نماید تا به­وسیله آن بتوان به طور روشــن و سریع ا ز سبک فکری (گرایش – حالت – احساس – فکر – موضع – نگرش) خود، آگاه شد آن­ را تغییر داد یا به دیگران اعلام نمود و از سبک فکری دیگران نیز آگاه شد.

البته با کمی دقت در اصطلاح «کلاه خودت را قاضی کن» متوجه می­شویم که به نوعی چنین روشی در فرهنگ ایرانی – اسلامی وجود داشته است. در این تکنیک رنگ کلاه متناسب با سبک فکری مربوطه است (صمدآقایی، 1380).

کلاه سفید:

سفید رنگ خنثی و منفعل است. کلاه سفید با موضوعات و شکل­های انفعالی سر و کار دارد. واقعیت­ها بدون هیچگونه قضاوتی مورد جستجو قرار می­گیرد.

کلاه سرخ:

سرخ نشانه خشم شور و هیجان است. بینش هیجانی و جنبه­های احساسی و غیر استدلالی (ابزار مناسبی برای بیرون ریختن احساسات است.

کلاه سیاه:

نشانه منفی­نگری و افسردگی است. بیانگر جنبه­های منفی و بدبینانه است.

 کلاه زرد:

زرد نشانه آفتاب و مثبت است. جنبه­های مثبت و خوشبینانه را دربر می­گیرد.

کلاه سبز :

نشانه رویش و باروری بوده و بیانگر خلاقیت و فکرهای نو است.

کلاه آبی :

سردی و آسمان را نشان می­دهد. نشان­دهنده برنامه­ریزی و ساماندهی کلاه نظارت و استفاده از بقیه کلاه­ها است.

تغییر احساس زاویه دید سبک فکری و نگرش در بازی با کلاه­ها موجب آن می­شود تا به فکر خود مسلط شده و چیزهایی را که می­خواهیم فرا خوانیم. علاوه بر این چون فکر با رنگ کلاه عوض می­شود فشاری بر شخصیت فرد وارد نشده و فقط روش فکری عوض می­شود و مخالفت انتقال یا موضع­گیری را در گروه از بین می­برد (صمدآقایی، 1380).

 

4-9-2-1-2- تکنیک گروه اسمی[2]

در این تکنیک فرآیند تصمیم گیری شامل ۵ مرحله است:

  1. اعضاء گروه در بررسی یکدیگر دور یک میز جمع می­شوند.
  2. مسئله به صورت کتبی به هریک از اعضاء داده می­شود.
  3. آن­ها چگونگی حل مسئله را می­نویسند.
  4. هر یک از اعضاء به نوبت یک عقیده را به گروه ارائه می­دهد.
  5. عقاید ثبت شده در گروه به بحث گذارده می­شود تا مفاهیم جهت ارزیابی روشن­تر و کامل­تر شود و هر یک از اعضاء مستقلاً و مخفیانه عقاید را درجه­بندی می­نماید و نهایتاً تصمیم گروه آن تصمیمی خواهد بود که در مجموع بیشترین امتیاز را به دست آورده باشد (صمدآقایی، 1380).

 

 

5-9-2-1-2-  تکنیک الگو برداری از طبیعت[3]

یکی از تکنیک­های خلاقیت و نوآوری که در ابداعات فنی کاربرد گسترده و موفقی داشته الگوبرداری از طبیعت است. برنامه­ریزی­های کامپیوتر و موضوع هوش مصنوعی همه با الگوبرداری و تقلید از فعالیت­های مغز آدمی انجام شده است. ذهن با قدرت انتخاب­گر خود جریان­های طبیعت را در قالب قانون ریخته و عرصه­های جدیدی را پیش روی بشریت می­گشاید و ابداعات و اختراعات تازه­ای را به او ارزانی می­دارد (صمدآقایی، 1380).

 

6-9-2-1-2- تکنیک دلفی[4]

در این تکنیک افراد هیچ­گاه به صورت گروه در یک جلسه و به صورت رویارویی مستقیم جمع نمی­شوند و این تکنیک در پنج مرحله صورت می­پذیرد:

  1. اعضاء گروه به صورت مخفیانه راه حل کتبی ارائه می­دهند.
  2. نظرات کتبی به یک ایستگاه مرکزی ارسال می­شود.
  3. همه نظریات برای هر یک از اعضاء گروه ارسال می­شود.
  4. اعضاء درباره نظریات دیگران اظهار نظر کتبی به ایستگاه مرکزی می­فرستند.
  5. مراحل ۳ و ۴ آنقدر تکرار می­شود تا اتفاق آراء بدست آید (صمدآقایی، 1380).

 

7-9-2-1-2-  تکنیک TKG

حل گروهی مسئله که توسط کوبایاشی و کاراکیتا در سال ۱۹۶۴ ابداع شد. این روش مبتنی بر مجموعه واقیت­هایی است که شرکت­کنندگان تولید می­کنند. این واقعیتها دارای ۳ شرط زیرند:

  1. باید به مسئله مورد نظر مربوط باشند.
  2. به­طور عینی اثبات پذیر باشند.
  3. مهم باشند.

TKG  دارای ۲ مرحله می­باشد:

  1. تعریف مسئله: شرکت­کنندگان واقعیت­های مربوط به زمینه مورد نظر روی کارت را می­نویسند.
  2. حل مسئله: شرکت­کنندگان راه­حل­های پیشنهادی را می­نویسند و سپس به صورت مجموعه­ای قرائت می شود (صمدآقایی، 1380).

تکنیک­های دیگر خلاقیت نیز که در پرورش ذهن می­توان از آن­ها استفاده نمود عبارتند از:

  • تکنیک ایدکاتور: تفکر کلامی و دیداری و استفاده از سمبول­های گرافیکی به­ جای کلمات
  • تکنیک یورش فکری معکوس: معرفی وضعیت مطلوب و پیدا نمودن نقاط قوت یا اشتباهات آن
  • تکنیک PMI : نکات مثبت و نکات منفی موضوع و نهایتاً نکات جالب و تازه مورد را لیست نموده و موضوع را از نظر محدودیت­ها و مزایا و تازگی­های آن بررسی می­نماید
  • تکنیک ایفای نقش
  • تکنیک چه می شد اگر ….. ؟
  • تکنیک وارونه­سازی (کشف چیزهایی که وجود ندارد) کارهایی که انجام نمی­دهید و … (صمدآقایی، 1380).

[1]. Brain Storming

[2]. No mial Grup Teechnig

[3]. Bionics

[4]. Delphi tec