جایگاه و ضرورت به­ کارگیری مدیریت دانش در دانشگاه­ها و مؤسسات آموزش عالی

جایگاه و ضرورت به­ کارگیری مدیریت دانش در دانشگاه­ها و مؤسسات آموزش عالی

در سال­های اخیر مؤسسات معتبر آموزش عالی تغییرات مهمی را در زمینه نقش و جایگاه خود در جوامع در حال تحول از جامعه صنعت محور به جامعه دانایی محور تجربه کرده­اند. تحولات اجتماعی، کمبود­های مالی، رابطه متقابل بازار- دانشگاه و وجود انگیزه­ها و محرک­های علمی، فشار سنگینی را برای افزایش بهره­وری و استفاده بهینه از سرمایه­های فکری بر دانشگاه­ها تحمیل کرده است. با توجه به این که آموزش عالی نقش استراتژیکی در توسعه برعهده گرفته است، نه به این دلیل که خود یک صنعت است بلکه بیش­تر به این دلیل که دانشگاه­ها منبعی از ایده­های جدید و سرمایه­های فکری هستند که بهره­وری را درکلیت اقتصاد جهانی تحت تأثیر قرار می­دهند، اهمیت دانش و مدیریت آن در این مؤسسات از هر امر دیگری حیاتی­تر به نظر می­رسد. استفاده از تکنیک­ها و فناوری­های مدیریت دانش در آموزش عالی، به اندازه کاربرد آن در بخش تجاری، ضروری و مهم است و اگر به طور مؤثر و کارامد انجام شود، می­تواند منجر به قابلیت­های تصمیم­گیری بهتر شود، زمان چرخه­ تولید «محصول» (برای مثال، تحقیق و توسعه برنامه درسی) را کاهش دهد، خدمات آموزشی و اداری را بهبود بخشد و هزینه­ها را پایین آورد (کیدول[1] و همکاران، 2000).

متاکسیوتیس و پساراس2 (2003) سه وظیفه اصلی دانشگاه­ها را به طور مختصر بیان نموده­اند که شامل آموزش به معنای آماده­سازی دانشجویان به این منظور که فراگیران دائمی و موفقی باشند، تحقیق و پژوهش به معنای گسترش مرزهای دانش انسانی و ارتقا سطح خلاقیت و ارائه خدمات به معنای خدمت به جوامع، خدمت در پست­های رهبری در دانشگاه و در سازمان­های حرفه­ای و فعالیت­های توسعه­ای که برای خدمت به جوامع محلی، ملی و بین المللی در نظر گرفته شده­اند، می­باشد. دانشگاه­ها باید در راستای انتظارات جامعه جهانی به حیات خود ادامه دهند. آن­ها باید روش­های خوبی که از فناوری­های ارتباطی و اطلاعاتی و جهانی شدن نشأت می­گیرد را بپذیرند و خود را با آن وفق دهند.

به طور کلی دانشگاه محلی است که در آن دانش به دست آورده می­شود، تولید، منتشر، توزیع و به کار گرفته شده و ذخیره می شود و تمامی این­ها اقدامات فعالانه بسیاری را می­طلبد. محیط دانشگاه، ذاتاً برای به کارگیری اصول و روش­های مدیریت دانش مناسب است. دلایل متعددی برای این امر ارائه شده است:

 

  1. دانشگاه­ها معمولاً دارای زیر­ساختار اطلاعاتی مدرن­تری می­باشند (هر چند در کشورهای در حال توسعه این جنبه نسبتاً ضعیف است ولی در مقایسه با دیگر نهاد­ها و سازمان­های این کشور­ها، این نکته باز هم صادق است).
  2. تبادل دانش با دیگران، برای مدرسان و سخنرانان، امری طبیعی است.
  3. هدف دانشجویان، کسب دانش از منابع موجود و قابل دسترس در کوتاه­ترین زمان ممکن می­باشد (محی الدین، 2007).
این مطلب مشابه را هم بخوانید :  

 

طبق نظر جاروس­لاو3، برای چگونگی بهره­گیری دانشگاه­ها از ایده مدیریت دانش و اصول آن، سه امکان وجود دارد:

–  تدریس آن­ها در یک دوره آموزشی مناسب

– به کارگیری آن­ها برای حمایت از تصمیمات مدیریتی آن، ارتقا سطح مدیریت و بهره­وری اسناد داخلی، افزایش سطح انتشار دانش و اطلاعات

– استفاده از آن برای ایجاد یک تغییر کیفی در خود فرایند آموزشی و تحصیلی (جاروس­لاو، 2000).

طرح اتخاذ و اجرای اصل مدیریت دانش در دانشگاه را می­توان با یکی از راه­های زیر آغاز نمود:

 

١. روش نزولی (از بالا به پایین): از سطح دانشگاهی شروع می­شود و به سطح دانشکده­ای می­رسد.

٢. روش صعودی (از پایین به بالا): از سطح دانشکده­ای شروع می­شود و به سطح دانشگاهی می­رسد.

  1. روش چرخه­ای: از سوی مدیریت عالی دانشگاه دستورالعمل صادر می­شود، چندین دانشکده­ انتخابی دستورات را برنامه­ریزی، طراحی و اجرا خواهند کرد و سپس آن را به مدیریت عالی گزارش خواهند داد. مدیریت عالی فعالیت­های اجرایی دانشکده­ها را نظارت و بازبینی می­نماید و بازخوردی ارائه می­دهد. سپس دانشکده­ها آن را بازبینی و اصلاح خواهند کرد تا زمانی که نتیجه مطلوب، حاصل آید (مختار، 2004).در بررسی منافع و دستاوردهای دانشگاه­هایی که به طور اثربخش مدیریت دانش را به کار می­گیرند، مدیران پنج مزیت سرعت فرایند، مزیت پایدار از طریق نوآوری مداوم، شناسایی و سازگاری با تغییرات، تداوم، حفظ و رشد دارایی­های فکری را ذکر کرده­اند (رادینگ[1]،1383، ص83 ). در نهایت باید بیان داشت که دانشگاه­ها و آموزشگاه­ها برای اعمال شیوه­های مدیریت دانش به منظور حمایت از هر قسمت از رسالت خود، از آموزش گرفته تا خدمات عمومی و تحقیق و پژوهش، موقعیت­های مهمی را دارا می­باشند. مدیریت دانش نباید برای مؤسسات آموزش عالی، یک ایده کاملاً جدید به نظر برسد، بلکه چرخش جدیدی پیرامون هدف نهایی آن­هاست. اما اجرای آگاهانه و خردمندانه شیوه­های مدیریت دانش، درسی است که هوشمندترین سازمان­ها در بخش­های تجاری و غیر انتفاعی در حال آموزش و یادگیری مجدد آن هستند[1]. Radding

[1]. Kidwell    2. Metaxiotis & Psarras     3. Jaroslave