دانشگاه اسلامی- ایرانی از دیدگاه امام خمینی (ره)

دانشگاه اسلامی- ایرانی از دیدگاه امام خمینی (ره):

سخنان امام (ره) قبل از انقلاب اسلامی

قبل از پیروزی انقلاب اسلامی حضرت امام (ره) بیشتر نگاه انتقادی به دانشگاه داشته اند، همواره به وضعیت نامناسب دانشگاه ها اعتراض کرده اند. در این دوره حضرت امام (ره) به مسائل کلیدی اساسی درباره دانشگاه اشاره می کنند و کمتر به جزئیات و ارائه دانشگاه مطلوب می پردازند. اما هر چه به بهمن 1357 نزدیکتر می شویم حضرت امام (ره) علاوه بر رد دانشگاه زمان طاغوت، ویژگی های دانشگاه اسلامی را طرح می کنند.

1- استقلال دانشگاه: ایشان در موارد بسیاری اشاره می کنند که دانشگاه های ما استقلال ندارند و با وجود اینکه ما دانشگاه داریم اما همواره برای رفع هر نیازی باید متخصصانی را از خارج از کشور بیاوریم. «ترقی مملکت به 17 دی (اشاره به تاریخ کشف حجاب) نیست؛ ترقی مملکت به دانشگاه است که آن را به این صورت در آورده اید. 100 سال است به یک معنی دانشگاه داریم؛ اما هنوز یک لوزتین سرطان را می خواهند عمل کنند باید از خارج طبیب بیاورند.» (صحیفه نور، جلد 1، ص 117)

2- ارتباط دانشگاه با حوزه و مدارس دینی: امام خمینی (ره) همواره به این موضوع به عنوان یکی از اهداف نظام طاغوت در جهت دین زدایی اشاره کرده اند و اینکه حکومت طاغوت قصد داشت میان طبقه تحصیل کرده دانشگاهی و جامعه علمی- دینی (حوزه) اختلاف بیاندازد. «عوامل استعمار به ما که می رسند می گویند تیپ جوان و تحصیل کرده و دانشجو فاسد شده اند … و به شما که می رسند می گویند مراجع و روحانیون، خرافی و مرتجع اند و واقعیات زمان را درک نمی کنند … ما و شما در این بین وظیفه داریم به رغم خواست و کوشش تفرقه جویان و مستعمرین، روابط معنوی و فکری خود را عمیق تر کنیم …». (صحیفه نور، جلد 2، ص 177)

حضرت امام (ره) در موارد بسیاری به این دو مسأله اشاره می کنند و همواره به دانشگاهی که اینگونه است اعتراض می کنند.

نگاه ژرف امام (ره) پس از پیروزی انقلاب اسلامی

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، حضرت امام (ره) همواره ضمن تذکر تجربه دانشگاه غیر اسلامی، غیر مستقل و جدای از حوزه در حکومت طاغوت معیارها و ملاک هایی را برای دانشگاه پویا و اسلامی ارائه می کنند. ناگفته نماند که با استفاده از نقطه نظرات و انتقادهای حضرت امام (ره) به دانشگاه رژیم طاغوت می توان ملاک هایی را برای دانشگاه اسلامی استخراج کرد. یعنی استقلال، متحد بودن با حوزه و اسلامی بودن از ویژگی های دانشگاه پویا و اسلامی است. اما حضرت امام (ره) در سخنان پس از انقلاب و بعضی از سخنان نزدیک به انقلاب، بر این موضوع تصریح کرده و به شرح و بسط آنها می پردازند.

1- استقلال فرهنگ: از نظر حضرت امام (ره) آنچه اهمیت دارد؛ استقلال فرهنگی است. تا فرهنگ پیشرفت نکند و مستقل نباشد؛ یعنی وابسته باشد هیچ چیز درست نمی شود. دانشگاه، نشانه و نماد فرهنگ است. اگر دانشگاه، مستقل باشد و از قید وابستگی رها شود به تبع آن فرهنگ جامعه مستقل خواهد شد. «اینها، دانشگاه ها را با هر قدرتی که داشتند عقب نگه می داشتند … این هم برای این بود که می دیدند اگر دانشگاه به طور صحیح عمل کند و مستقل باشد، بعد که این جوان ها از دانشگاه بیرون بیایند ضد استعمار بیرون می آیند …». (همان، جلد6، ص 16)

همچینن ایشان در سخنرانی در جمع وزیر فرهنگ و ارشاد وقت و استادان دانشگاه گفته اند: «بزرگترین تحولی که باید بشود در فرهنگ باید بشود … برنامه های فرهنگی، تحول لازم دارد. فرهنگ باید متحول شود… کار اساسی شما آن است که در فرهنگ است …». (همان، جلد 7، ص 474)

ایشان لازمه استقلال یک کشور را استقلال فرهنگ آن کشور می دانند و اشاره می کنند که فرهنگ یک کشور باید از دانشگاه درست شود.

از سوی دیگر حضرت امام (ره)، استقلال را در دو جنبه مورد ملاحظه قرار می دهند، استقلال فکری و استقلال عملی «این بازی خوردن های ما ا از غرب و غربزده شدن ما، بسیاری از مسائل و مشکل برای ما پیش آورده. انشاء ا… استقلال فکری پیدا کنید، دانشگاه مستقل بشود؛ هم فکراً و عملاً و مبدأ خیرات بشود …» (همان، جلد 9، ص 236)

استقلال فکری، دیگر نکته ای است که ایشان بسیار به آن تأکید داشته اند. مقصود حضرت امام (ره) از استقلال فکری، اراده برای ایستادن روی پای خود است؛ یعنی دانشگاه باید به دانشجویان ما اعتماد به نفس بدهد.

«از مدارس ابتدایی تا دانشگاه … انسان مستقل بار بیاید. یک انسان بدون پیوند به کسان دیگر و اجانب بار بیاید و مستقل و سرپا ایستاده و متکی به نفس بار بیاید». (همان، جلد 8، ص 364)

از نگاه ایشان دانشگاه ما باید به خویش ایمان داشته باشد؛ به طوری که نیاز به اجانب در دانشگاه از بین برود. باید فکر غربی کنار برود و دانشگاه از افکار غربزده تهی شود.

«تا دانشگاه ما ان مغز غربی اش را کنار نگذارد و یک مغز شرقی [مقصود بازگشت به ریشه حقیقی ایرانی- اسلامی] پیدا نکند نمی تواند مستقل باشد.» (همان، جلد 9، ص 380)

همچنین از نگاه حضرت امام (ره) استقلال عملی دانشگاه یعنی اینکه دانشگاه باید به نیازهای جامعه پاسخگو باشد. دانشگاه طوری باشد که دیگر به خارج کشور نیازی نباشد. ملاک استقلال عملی از نگاه حضرت امام (ره) رسیدن به خودکفایی در همه امور است. پاسخگویی به نیازهای جامعه تا خودکفایی کامل مقصود استقلال عملی است. «اگر شما بخواهید استقلال پیدا بکنید و آزادی حقیقی پیدا بکنید؛ باید کاری بکنید که در همه چیز خودکفا باشید؛ مستغنی باشید… . باید دانشگاه جدیت کند به اینکه افرادی را بار بیاورید و چنان تعلیم و تربیت کند که احتیاج را از خارج سلب بکنند». (همان، جلد 10، ص 435)

2- بازگشت به خویشتن: حضرت امام (ره) پس از بیان آفت غربزدگی که سرمنشأ همه بدبختی ها است؛ راهکار دوری از آن را بازگشت به خود و یادکردن از مفاخر فرهنگ خودی می دانند. ایشان در این زمینه فرموده اند: «شماهایی که جوان ها را تربیت می کنید، به آنها تفهیم کنید که شما خودتان فرهنگ داشتید، خودتان فرهنگ دارید، خودتان همه چیز دارید و به آنها تفهیم کنید که باید خودتان هر کاری را کنید. ما اگر خودمان یک امر ناقص هم داشته باشیم بهتر از این است که پیش دشمنان مان دست دراز کنیم …». (همان، ص 438)

«دانشگاه باید اشخاصی را درست کند که مملکت خودش را اداره کند، از حیث علمیت اداره کند، از حیث فرهنگ. باید امثال مطهری تربیت شوند».

3- آموزش همراه با پرورش: از معیارهای دانشگاه پویا و اسلامی، نوع خاص تعلیم و تربیت آن است. دیدگاه حضرت امام (ره) این است که در دانشگاه پویا و اسلامی، تربیت مقدم بر تعلیم است؛ یعنی دانشگاه اسلامی باید تربیت و پرورش دانشجو را مقدم بر تعلیم آن درنظر آورد. البته این به معنای غفلت از تعلیم نیست. اما مهم این است که تعلیم بدون تربیت و آموزش بدون پرورش از دیدگاه حضرت امام (ره) فاقد ارزش است. ایشان با استناد به آیات، احادیث و روایات اسلامی اشاره می کنند که تعلیم بدون تربیت نه تنها فایده ندارد بلکه مضر است. «دانش باید همراه با تزکیه باشد. اصلاً تزکیه مقدم بر دانش است.» (همان، جلد 12، ص 28)

«باید دانشگاه و فیضیه و همه آنها که مربوط به دانشگاه‌اند و همه آنها که مربوط به فیضیه هستند؛ رأس برنامه‌های تحصیلی شان برنامه اخلاقی و برنامه های تهذیبی باشد تا امثال مطهری ساخته شود… اسلام آنقدر که به تهذیب این بچه های ما و جوانهای ما کوشش دارد به هیچ چیز کوشش ندارد…». (همان، جلد 14، ص 169)

« پرورش قبل از آموزش است… و رتبه او (پرورش) مقدم است… خدای تبارک و تعالی در مورد تزکیه… با تعبیر منت گذاشتن بر مردم می فرماید…. و پرورش را قبل از آموزش ذکر می‌فرماید».

نوع تعلیم دانشگاه اسلامی متفاوت از دانشگاه ها غیر اسلامی است. حضرت امام (ره) دانشگاهی را که در برنامه تعلیمی و علمی آن از اسلام و علوم اسلامی خبری نباشد رو به زوال می داند؛ بنابراین توجه به علوم اسلامی یکی از ویژگی های علم آموزی دانشگاه پویا و اسلامی است: « (اگر) دانشگاه اسلامی نباشد و از علوم اسلام و احکام اسلام خبری نباشد روبه زوالیم». (همان، جلد 7، ص 463)

4- علوم طبیعی در کنار علوم اسلامی: حضرت امام(ره) به نکته ای کلیدی درباره علوم طبیعی و چگونگی پرداخت به آنها اشاره می کنند و طی آن به این نقطه می رسند که پرداختن به علوم طبیعی نه تنها مطرود نیست؛ بلکه امری ضروری است. اما نکته مهم این است که اسلام به علوم طبیعی نگاه استقلالی ندارد. اما برداشت نهایی و رسیدن به مرتبه الوهیت ، ویژگی تعلیم علوم طبیعی در اسلام است . به این معنا که صرف پرداختن به علوم طبیعی در دانشگاه اسلامی مطلوب نیست؛ بلکه پرداختن به علوم طبیعی به منظور رسیدن به مرتبه ای الهی مورد نظر است. ایشان به این مسأله اشاره می کنند که انسان با علوم روز تربیت شود؛ یعنی در دانشگاه اسلامی باید از علم روز نتیجه الهی و معنوی گرفته شود؛ چرا که در این صورت، این علم انسان ساز خواهد بود. «دانشگاه های غربی به هر مرتبه ای هم که برسند طبیعت را ادراک می کنند، طبیعت را مهار نمی کنند برای معنویت. اسلام به علوم طبیعی نظر استقلالی ندارد…. اسلام، طبیعت را مهار می کند برای واقعیت و همه را رو به وحدت و توحید می برد». (همان، جلد8 ، ص 433).

ایشان پس از بیان این مطلب، ضمن ارزشمند شمردن علوم طبیعی، به مرتبه نازل این علوم اشاره می کند« تمام علومی که شما اسم بردید و از دانشگاه های خارجی تعریف می کنید- و تعریف هم دارد- اینها یک ورق از عالم است؛ آن هم یک ورق نازل تر از همه اوراق عالم» و اینکه مرتبه این علوم در مقابل علم الهی از مرتبه ای بسیار پایین تر برخوردارند. «جمیع علوم طبیعی در قبال علوم الهی بسیار نازل است. چنانکه تمام موجودات طبیعی در مقابل موجودات الهی بسیار نازل هستند… اسلام در همین طبیعت یک معنای دیگری می خواهد… اسلام برای برگرداندن تمام محسوسات و تمام عالم به مرتبه توحید است. تعلیمات اسلامی، تعلیمات طبیعی نیست، تعلیمات ریاضی نیست. همه اینها را دارد؛ لکن اینها مهار شده به توحید، برگرداندن همه طبیعت و همه ظلل های ظلمانی به آن مقام نورانی، که آخر مقام الوهیت است…آن معنایی که از علوم دانشگاه ها می خواهیم… همین معنا نیست که الان در سطح ظاهر است…آنی که اسلام می خواهد از تمام علوم چه طبیعی و چه غیر طبیعی این است که تمام اینها مهار بشود به علوم الهی و برگشت به توحید بکند. هر علمی جنبه الوهیت در آن نباشد، یعنی انسان طبیعت را می بیند، خدا را در آن ببیند و از دانشگاه ها هم این معنا مطلوب است…» (همان، ص 434)

5- انسان سازی در دانشگاه : حضرت امام (ره) در بسیاری از بیانات خود به بیان چگونگی و علت این تقدم تزکیه بر تعلیم پرداخته اند. ایشان از تزکیه و تهذیب منظور خاصی در نظر دارند. همراه بودن ایمان و علم با هم، تقوای عالم، تربیت صحیح و همراه بودن تعلم با تربیت، نکاتی هستند که حضرت امام (ره) پس از اشاره به تهذیب، تزکیه و پرورش به آنها اشاره می کنند.« مبدأ همه خیرات و مبدأ همه ترقیاتی که برای یک مملکت هست چه در جهت مادیت و چه در جهت معنویت، این است که ایمان در کار باشد. باید شما و ما دست به هم بدهیم برای قشر آتیه که اینها مقدرات مملکت دستشان است ایمان ایجاد کنیم. شما از دانشگاه، مؤمن بیرون بدهید… نه عالم.. عالم وقتی مؤمن شد، عالم وقتی متقی شد، آن است که منشأ خیرات و برکات است…»(همان، جلد 7 ، ص 473)

ایشان هدف غایی و فلسفه وجودی دانشگاه را انسان سازی می داند. «… معنویات است که باید از دانشگاه به همه اقشار سرایت کند… دانشگاه باید مرکز درست کردن انسان باشد…اگر انسان ساخته بشود همه چیز به صورت معنویت درمی آید….» (همان، جلد 8، ص 61)

« دانشگاه کوشش کند (هم حوزه و هم دانشگاه) انسان درست کنندو همه دنبال این باشید: انسان… اگر در دانشگاه شما انسان درست شد او می خواهد ملت را نجات بدهد…»( همان، ص 68)

«دانشگاه در هر کشوری… نقش شان این است که انسان درست کنند. مأمور ساختن انسان است دانشگاه ».(همان، ص 93)

6- بیداری دانشجویان: از ملاک های مهم دانشگاه اسلامی، خودآگاهی و هوشیاری دانشگاه و دانشگاهیان است. پس از پیروزی انقلاب اسلامی گروه های مختلفی در دانشگاه‌ها به فعالیت پرداختند. همین جو متشنج منجر به انقلاب فرهنگی گردید. حضرت امام (ره) خودآگاهی و اصلاح از درون را در کنار آگاهی و معرفت علمی از ویژگی های دانشگاه اسلامی برشمردند.

ایشان راه موفقیت را اصلاح از درون توسط همه می دانند «مگر دولت می تواند مملکتی را که اینطور خراب کرده اند درست بکند؟ دانشگاه باید بیاید کار (خودش) را درست بکند خودشان باید درست بکنند… شماها باید در دانشگاه که هستید همه اقشار دانشگاه باید دانشگاه را بسازند…» (همان، جلد 7، ص 216)

«قشر دانشجو که متعهد برای اسلام است و خونش را برای اسلام داد… حال بیدار باشد که یک عده توی این دانشگاه ها دارند می روند و نمی خواهند اسلام پیدا شود. (همان، جلد 8، ص 177)

به اعتقاد امام (ره)، قشر دانشگاهی با خودآگاهی نسبت به موقعیت خود باید خنثی کننده توطئه ها باشد.

«مغز متفکر جامعه دو طایفه هستید [حوزه و دانشگاه] و آن قشری که می تواند خنثی کند آن توطئه هایی که با کمال دقت برای شکست دادن نهضت در شرف تکوین است… تکلیف برشما دو طایفه از سایرین زیادتر است» (همان، ص 464)

7- بصیرت سیاسی در دانشگاه: از سویی حضرت امام (ره) بر این نکته هم تأکید کرده‌اند که محیط دانشگاه اسلامی ضمن اسلامی بودن باید محیطی آرام باشد. ایشان ضمن تشویق دانشجو به آگاهی و اطلاع سیاسی، آنها را از تشنج و شلوغی محیط دانشگاه برحذر می دارند. «آیا به نفع دانشگاه هست که جوان های ما تحصیل نکنن؟ هر روز توی دانشگاه بیایند یک بساطی درست کنند، یکی میتینگی درست کنند، یک اغتشاش درست کنند که جوان ها درس نخوانند. این به نفع کیست؟ … این هم به نفع خارج [است] اینها همین کار را انجام می دهند که ما در همه چیزمان محتاج به خارج باشیم…» (همان، ص 136)

تأکید امام (ره) بر لزوم اعتدال و میانه روی در فعالیت های سیاسی و اجتماعی جوانان موجب می شد

تا با نگاهی نکوهش آمیز به تندروی های سیاسی برخی از گروه های در فضای دانشگاه بنگرند.