دانلود رایگان پایان نامه روانشناسی درباره حمایت اجتماعی

دانلود پایان نامه

تحقیقات، خانواده‌هایی که گرم و منسجم هستند می‌توانند نقش عوامل حفاظتی را برای کودکان داشته باشند.
سومین عامل: وجود حمایت‌های اجتماعی برای کودکان است. حمایت‌هایی نظیر معلمان، مراقبان، والدین، مذهب و گروه های اجتماعی می‌توانند کودک را در مواجهه با استرس‌ها مقاوم سازد.

تاب‌آوری یعنی؛ در شرایط آسیب‌زا پرورش یافتن؛ اما آسیب ندیدن و به رشدی بیش از پیش دست یافتن (شکیب، 1387).
عوامل و ویژگی‌های مختلف، اعم از درونی و بیرونی که در تاب‌آوری افراد تاثیر ویژه‌ای دارند شامل:
1- توانایی‌ها و ویژگی‌های فردی
– داشتن توان اجتماعی (تفاهم، انعطاف‌پذیری فرهنگی، همدلی، مهربانی، مهارت‌های ارتباطی و شوخ طبعی، هوش هیجانی).
– قدرت حل مسئله (برنامه‌ریزی، یاری جویی، تفکرانتقادی و خلاق).
– مهارت خود‌گردانی (احساس هویت، خودکارآمدی، خودآگاهی، تسلط بر وظایف و کنره‌گیری سازگارانه از شرایط منفی).
– هدف داشتن و باور به آینده‌ای روشن (هدف‌گیری، آرمان‌های تحصیلی، خوش بینی، اعتقاد دینی و روابط معنوی).
نتیجه این که: تاب‌آوری صرفا پدیده‌ای ژنتیکی یا ارثی نیست که فقط انسان‌های بزرگ دارای آن باشند؛ بلکه پدیده‌ای فطری است که می‌تواند به خود اصلاح‌گری و تغییر فرد منجر گردد.
2- عوامل محافظت کننده‌ی محیطی
– پیوند مهربانانه‌، که به هم دردی، درک متقابل، احترام و علاقه‌مندی می‌انجامد.
– امیدواری، که باعث می‌شود تا کودک یا نوجوان تاب‌آوری ذاتی خود را باور کند و در رویارویی با مشکلات و آسیب‌ها، به جست و جو و کشف توانمندی‌هایش برآید.
– یافتن فرصت‌هایی برای مشارکت معنادارکه جهت گفتن و شنیدن، تصمیم‌گیری، مسئولیت‌پذیری و تاثیرگذاری افراد با استعداد بر اجتماع اجتناب ناپذیر است.
3- دانش لازم برای عمل
– رویارویی با عوامل تنش‌زای بیرونی در بافت اجتماع مثل: نژادپرستی، جنگ و فقر، افزون طلبی صاحبان قدرت.
– کسب دیدگاه و منطق نیرومند، برای خروج از نگرش تنگ و تاریک علوم رفتار اجتماعی و نیل به نقاط قوت نوجوان، خانواده‌های آنان، مدارس و اجتماعات با دیدگاه ارتقاء نگر.
– ممانعت از رفتارهای کلیشه‌ای افراطی، زدن برچسب، در معرض خطر بودن، پرخطر بودن.
4- تمرکز بر رشد انسان
– تاب‌آوری فراتر از مرزهای تاریخی، جغرافیایی، طبقاتی و نژادی، عمل می‌کند؛ به عبارتی، تاکید آن بر انسان‌گرایی است؛ یعنی رشد و بهبود تاب‌آوری، چیزی بجز فرایند رشد سلامت انسان به طور کلی نیست.
– خود آگاهی طبیعی (فطرتی بیولوژیک برای رشد و کمال).
5- تاکید بر فرایند نه برنامه
روتر معتقد است، عبارت “فرایند محافظت کننده” که حاوی طبیعت پویای تاب‌آوری است، به جای عبارت “عوامل محافظت کننده” معنای روشن‌تری دارد و به جای تمرکز بر محتوا به بافت توجه دارد. هم چنین معتقد است: رشد، عبارت است پرسش درباره‌ی ارتباطی که میان شما، به عنوان یک فرد، و محیطی که در آن زندگی می‌کنند، شکل می‌گیرد‌. بنابراین تمام امید ما آن است که این ارتباط، تغییر و ارتقاء یابد و این که ببینیم کودکانی که در محیطی نامطلوب پرورش یافته‌اند، محکوم به تحمل منفعلانه‌ی این محیط نیستند و نهایتا ناکارآمد نخواهند بود (شکیب، 1387). عامل دیگری که بر تاب‌آوری تاثیر دارد، باورهای مذهبی است. اثرات بالقوه باورهای مذهبی منجر به کنار آمدن و مقابله با حوادث آسیب‌زا می‌شود. مطالعه نقش باورهای مذهبی بر تاب‌آوری در برابر ضربه‌ها و آسیب‌ها می‌تواند فهم ما را از انطباق مثبت با حوادث افزایش دهد. از طریق مذهب است که انسان در می‌یابد که بین او و وجود متعالی و برتر مطلق، ارتباط وجود دارد و این رابطه یا از طریق قلب یا از روی عقل و یا بوسیله اجرای مراسم و اعمال مذهبی برقرار می‌گردد. در نتیجه باور مذهب است که حس می‌کنیم هر گاه با قدرتی مافوق خود ارتباط برقرار کنیم می‌توانیم خود را از ناآرامی‌ها و ناراحتی‌ها نجات دهیم (توانبخش، 1385). در همین راستا گارمزی (1985) عوامل پیش‌بینی کننده تاب‌آوری را در سه شاخه گسترده مورد بررسی قرار داد.
1- عوامل سطح فردی: خصوصیات و مهارت‌هایی که در فرد قرار داد، نظیر هوش و عزت نفس.
2- عوامل سطح خانواده: ویژگی‌های محیط خانواده نظیر حمایت والدین و انسجام خانوادگی.
3- عوامل سطح جامعه: آنچه در درون مدرسه، محیط و اجتماع قرار دارد، نظیر فعالیت‌های فوق برنامه درسی قابل دسترس بودن نظام حمایتی بیرونی و شرکت در فعالیت‌های اجتماعی. گارمزی و همکاران (1991) تاب‌آوری را با سه دیدگاه زیر توصیف می‌کنند:
1- پیامد خوب بدون توجه به موقعیت استرس زا.
2- حفظ شایستگی و صلاحیت در شرایط بحران زا.
3- بهبودی و برگشت به حالت اولیه بعد از تجربه‌ی رویداد استرس آور.
تاب‌آوری بیانگر ظرفیت افراد برای سالم ماندن و مقاومت و تحمل در شرایط سخت و دشوار است (پولاد چنگ و موسوی، 1387). البته تاب‌آوری تنها پایداری در برابر آسیب‌ها یا شرایط تهدید کننده نیست، بلکه شرکت فعال و سازنده در محیط پیرامونی خود است. از جمله عواملی که بر تاب‌آوری موثر هستند می‌توان به اعتماد به نفس بالا، مهارت‌های مثبت حل مسئله، پیوند قوی با مدرسه، داشتن گروه همسالان عاری از مواد، هوش بالاتر، داشتن مرکز کنترل درونی و مهارت‌های ارتباطی سازنده اشاره کرد (بلوم، 1998؛ ومر، 2000؛ نقل از کیانی دهکردی و همکاران، 1384). خود تاب‌آوری به عنوان یکی از سازه‌های اصلی شخصیت برای فهم انگیزش، هیجان و رفتارمفهوم‌سازی شده است (بلاک ، 2002؛ نقل از رحیمیان، 1387). با توجه به پژوهش‌های (لازاروس ، 2001) انسجام خانوادگی تاب‌آوری را در افراد افزایش می‌دهد. می‌توان گفت که هر چه محیط خانوادگی انسجام بیشتری داشته باشد، افراد خانواده در محیط‌های تنش‌زا و سخت برای مقابله با مشکلات از خانواده بیشتر کمک می‌گیرند و در چنین مواقعی خانواده برای افراد به عنوان یک عامل محافظتی و حمایتی در مقابل خطرات عمل می‌کند.
2-2-2- الگوهای تاب‌آوری
2-2-2-1- الگوی بلاک و بلاک
در سال 1968 بلاک و بلاک (2006) به انجام مطالعه‌ای طولی از رشد شخصیت مبادرت کردند در این مطالعه بزرگ محققان برای اولین بار مدلی از جفت کردن من- کنترل و من – تاب‌آور در شخصیت را فراهم کردند. من- کنترل به یک مشخصه فردی اشاره دارد که به تکانه‌های رفتاری به عنوان ابزاری برای حفظ یا افزایش تعادل سیستم، پاسخ می‌دهد. اگرچه رفتارها ممکن است در درجه و میزان با هم متفاوت باشند. افرادی که معمولا خدمتگذار تکانه‌های درونی هستند اصطلاح “کم مهار شدگی” برای آنها به کار می‌رود و در مقابل اصطلاح “مهار کننده افراطی” به افرادی اشاره دارد که برای برآوردن تکانه‌های رفتاری و خدمتگذار بودن برای آن در فشار گذاشته می‌شوند. براساس نظر بلاک و بلاک (2006) تاب‌آوری یک خود‌داری سازگارانه فردی است. اساسا من- تاب‌آور به توانایی شخصی اشاره دارد که در زمان‌های پریشانی از واکنش‌های معمولی و یکسان به موقعیت‌ها به واکنش‌ها و ادراک‌هایی که در خور موقعیت باشد تغییر می‌یابند. محققان معتقدند که من- تاب‌آور توانایی فرد را برای کاهش یا افزایش کنترل رفتار با توجه به نشانه‌هایی که از محیط خاص بدست می‌آید، فراهم می‌کند. به گونه‌ای ایده آل و آرمانی افراد با من- تاب‌آور قادرند که به سرعت با محیط خود سازگار شوند، رفتارها را تغییر دهند و به پیشرفت اجتماعی و شناختی دست یابند و با اطلاعات جدید همگون شوند و بر اهداف متمرکز شوند و هنگامی که شرایط محیط به آن‌ها اجازه دهد استراحت نمایند. در مقابل افرادی هستند که به آسانی مبارزه نمی‌کنند و رفتارهایی از خود نشان می‌دهند که در پاسخ استرس متراکم شده است و غلبه کردن بر آسیب‌ها و ضربه‌های روانی را به سختی تجربه می‌کنند.
بلاک و بلاک (2006) پایه‌های ساختاری نگهدارنده کارکرد شخصیت و رشد شخصیت را بررسی کرده‌اند. مطالعه آنها بر یک مدل مفهومی از شخصیت مبتنی است که طیف وسیعی از ابعاد رفتاری که در مرکز آنها ساختار من- کنترل و من- تاب‌آور قرار دارد. نمونه آنها شامل 126 کودک پیش دبستانی بود که آنها را تا بزرگسالی مورد مطالعه قرار دادند. ارزیابی‌های اساسی و فراگیر در سن‌های 32، 23، 18، 11، 7، 5، 4، 3 انجام شد. از این 126 کودک اولیه 104 شرکت کننده برای ارزیابی در سن 23 سالگی و 94 شرکت کننده برای سن 32 سالگی قابل دسترس بودند. در اولینن مطالعه محقق استفاده از ابزارهای روانسنجی برای بالقوه بودن رشد را باز گذاشت تا روایی و پایایی آنها پایدار بماند. یافته‌ها نشان داد که از سن کودکی تا بزرگسالی تفاوتهای فردی در سطح من- کنترل برای هر دو جنس قابل شناسایی بوده است. هر چند تفاوت‌های جنسیتی در مطالعات همبستگی برای سازه من- تاب‌آوروجود داشت. به ویژه یافته‌ها نشان می‌دهد که تفاوت‌های فردی در من- تاب‌آور از سن اولیه تا بزرگسالی برای مردان پایدارتر است. دختران نسبت به پسران گرایش دارند که در محیطی رشد کنند که ساخت یافته‌تر و جهت‌دارتر باشد (بلاک و بلاک، 2006).
2-2-2-2- الگوی مک کابین و همکاران
مک کابین و همکاران 1991 در ابتدا آنچه را که به عنوان الگوی تاب‌آوری فشار خانواده، سازگاری و تطبیق شناخته شده بود را توسعه دادند که باعث شد نگاه‌ها را به یک دیدگاه تاب‌آوری و عناصر مهم کارکرد خانواده جلب کند. الگوی تطبیق خانواده (دراموند، مک کابین ، 2002) مستقیما از این اثر سرچشمه می‌گیرد‌، اما، برخلاف الگوی مک کابین و همکاران، به جای دو فرآیندی که فرآیند‌های محافظتی و فرآیندهای آسیب‌پذیر را به طور جداگانه ارائه می‌دهد، تنها یک فرایند تکراری ساده وجود دارد. پیچیدگی بالقوه ارزیابی و مداخله خانواده به عنوان یک فرایند استثنایی و در حال پیشرفت، گرایش به سمت تقسیم نقاط قوت و ضعف خانواده را از بین می‌برد و یک جهت دهی سیستماتیک رواج می‌دهد و متقابلا بر صرفه جویی و سودمندی تاکید می‌کند (دراموند، 2002).
الگوی تطبیق خانواده (موثر بر تاب‌آوری) اظهار می‌کند که پویایی مبانی بین فرایندهای محافظتی و آسیب‌پذیر خانواده در پنج بعد ارائه شده است: تقاضاها، ارزیابی‌ها، حمایت‌ها، کنار آمدن‌ها و تطبیق. تقاضاها، محرک‌های تنش‌زا و فرآیندهای آسیب‌پذیری خانواده را ارائه می‌دهند. ارزیابی‌ها، حمایت‌های اجتماعی و استراتژی‌های کنار آمدن، فرایندهای محافظتی خانواده را ارائه می‌دهند که متقابلا از تقاضاها، محرک‌های تنش‌زا و تطبیق خانوادگی اثر می‌پذیرد (دراموند، 2002). الگوی تطبیق خانواده شامل:
2-2-2-2-1- ارزیابی انطباقی

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

ارزیابی انطباقی شامل اعتقادات اعضاء خانواده می‌شود که یک حس سودمندی مستقل، انتظارات مثبت، پذیرش موقعیت‌های زندگی و حفظ اعتماد و آرامش را به همراه دارد (دراموند، 1997). این فاکتور شامل این می‌شود که چطور یک خانواده و اعضاء آن با موقعیت‌های بحرانی برخورد می‌کنند و متعاقبا بر تلاش‌های آن‌ها برای حل مشکلات و تاب‌آوری تاثیر می‌گذارد (والش ، 2006). ارزیابی انطباقی، برای خانواده‌ها ویژگی با ارزش و مفیدی است که احتمال برخورد تطبیقی با مشکلات زندگی را افزایش می‌دهد، زیرا چنین ارزیابی‌هایی به عنوان نشانگرهای بهزیستی اختیاری به کار گرفته می‌شود (دینر ، 2001) .
2-2-2-2-2- تجارب جبرانی
تجارب جبرانی، یک شیوه حل مشکل به همراه دارد که یک اقدام شناختی با یک مولفه رفتاری است. “اقداماتی که کمک کننده هستند” (لازاروس ، 1984). روشن کردن موضوعات و تعریف مجدد از یک موقعیت یک مولفه مهم در خانواده است (مک کابین، ساس من و پترسون ، 1983). مستن (2001) تاثیر منابع مهارتی خانواده را به صورت جبرانی مشخص می‌کند. کانگر (2002) همچنین آن را یک حس مهارت خانوادگی با منبع روانشناختی جبرانی و شیوه‌ای برای کاهش فشار عاطفی می‌داند. تجارب جبرانی، همچنین می‌تواند به صورت تجارب مهارتی خانواده در فضای مصیبت بار دیده شود. این مهارت شامل احساسات مثبت برای کنترل و تاب‌آوردن دربرابر مسائل پیش آمده است که در موقعیت‌های مشابه به صورت بحث و جدل تجربه شده است (لادار ، 1992).

2-2-2-2-3- حمایت اجتماعی
حمایت اجتماعی به عنوان یک فاکتور چند بعدی تشخیص داده شده است که شامل: خانواده گسترده، شبکه‌های خانواده، اجتماع و مدرسه، اشتغال و حرفه‌های حمایتی است (دراموند، 2002). این منابع حمایت اجتماعی، می‌تواند حمایت عاطفی، روانشناختی، اطلاعاتی، اقتصادی را به همراه داشته باشد (والش، 2002). محققان (امریکنر، ولف و توماس، 1994؛ هولان، موس، 1991؛ ورنر، 1993) نقش حمایت اجتماعی و اینکه چطور مستقیما به سلامت روانی مربوط می‌شود را بیان کرده‌اند. حمایت اجتماعی با بهزیستی عاطفی و توانایی در جبران شرایط منفی زندگی در ارتباط است (بروک، گان، 1995) . در تحقیقی که توسط مک کابین، تامسون، ‌هان و آلن (1997) انجام شد، حمایت اجتماعی را به چند بعد طبقه‌بندی کرد. این ابعاد شامل: حمایت عاطفی ذ (ارتباطی که خانواده به آن اهمیت می‌دهد) حمایت اعتباری (برای اثبات ارزش خانواده و آنچه آنها انجام می‌دهند) حمایت شبکه‌ای (اشاره به مسولیت خانواده در قبال اعضاء دارد) و حمایت نوع دوستانه (بخاطر منافع خانواده به افراد اهمیت داده می‌شود).

2-2-3- سرسختی روان شناختی
سرسختی روان شناختی یکی از مفاهیم مشترک با تاب‌آوری است. کوباسا (1979) در مطالعات اولیه خود سازه شخصیتی سرسختی روان شناختی را بر اساس یافته‌های جمع‌آوری شده از افرادی که با فشارهای روانی زیادی روبه رو بوده‌اند و احساس بیماری می‌کردند، معرفی کرد. سرسختی روان شناختی، مجموعه‌ای متشکل از ویژگی‌های شخصیتی است که در رویارویی با حوادث فشارزای زندگی، به عنوان منبعی از مقاومت و به عنوان سپری محافظ عمل می‌کند. سرسختی روان شناختی و خود تاب‌آوری از جمله متغیرهای هستند که می‌توانند تنیدگی‌ها و آثار نامطلوب آنها را تعدیل نمایند (جوزف و همکاران ، 1997؛ نقل ازرحیمیان، 1387). کوباسا و پوکتی (1983) ویژگی‌های روان شناختی سرسختی از جمله حس کنجکاوی قابل توجه، گرایش به داشتن تجارب جالب و معنی دار، ابراز وجود، پرانرژی بودن و این که تغییر در زندگی، امری طبیعی است، می‌تواند در سازش فرد با رویدادهای تنیدگی زای زندگی سودمند باشند. بررسی‌ها گویای آن هستند که سرسختی با سلامت بدنی و روانی رابطه مثبت دارد و به عنوان یک منبع مقاومت درونی، تاثیرات منفی استرس را کاهش می‌دهد و از بروز اختلال‌های بدنی و روانی پیش‌گیری می‌کند (کوباسا، 1979؛ فلورین ، میکولینسر و یابمن ، 1995؛ بروکز ، 2003؛ نقل از رحیمیان، 1387). افراد سرسخت برای برخورد با مشکلات از شیوه فعال حل مسئله یعنی شیوه‌ای که فشار روانی را به تجربه‌ای بی‌خطرتبدیل می‌کند، بهره می‌گیرند و بنابراین سطح نگرانی و احساس خطر در افراد سرسخت در پیشامدهای ناگوار بسیار پایین است (لاو ، 1996). هانگ (1995) نیز باور دارد که افراد سرسخت به رویارویی موفق و کارآمد در برابر استرس‌ها با وجود بروز پیشامدهای ناگوار امیدوارند، از توانایی یافتن معنی در تجارب آشفته‌ساز برخوردارند و به نقش خود به عنوان فرد ارزنده و با اهمیت باور دارند. کوباسا (1993) فرد سرسخت کسی است که سه مشخصه عمومی‌دارد” الف. اعتقاد به اینکه قادر به کنترل و یا تاثیر‌گذاری بر روی حوادث است (کنترل ). ب. توانایی احساس عمیق درآمیختگی و یا تعهد نسبت به فعالیت‌هایی که انجام می‌دهد (تعهد ). ج. انتظار اینکه تغییر، یک مبارزه هیخان‌انگیز برای رشد بیشتر است و آن را جنبه‌ای عاری از زندگی می‌داند (مبارزه جویی ).
افرادی که در مولفه تعهد در سطح بالایی قرار دارند، به طور کامل در فعالیت‌ها درگیر می‌شوند. افراد متعهد به صورتی قوی احساس هدفمندی و خودآگاهی دارند که در آنها این احساس را ایجاد می کند که آنها و فعالیت‌هایی که درگیر آن می‌شوند، ارزشمند هستند. به نظر می‌رسد چنین افرادی فعالیت‌ها را به روشی ساده و همراه با تلاش اندک انجام می‌دهند. سطوح بالای کنترل اشاره به این دارد که افراد می‌توانند بر آنچه که آنها را احاطه کرده

دیدگاهتان را بنویسید