دانلود مقاله حقیقت و مجاز و امام علی (ع)

دانلود پایان نامه

تشبیه مرسل آن است که ادات تشبیه در آن ذکر شده باشد مانند بسیاری از مثالهایی که عرض شد.


تشبیه مؤکد آن است که ادات در آن حذف شده باشد و این بر دو گونه است اول آن که تنها ادات را حذف نمایند و دیگر در آن تصرفی نکنند. دوم آن که مشبهٌ به را به مشبه اضافه کنند.
و اما به اعتبار غرض: تشبیه به اعتبار غرض یا مقبول است یا مردود، تشبیه مقبول آن است که وافی باشد به افاده غرض و تشبیه مردود تشبیهی است که در جهات و شرایط مذکور ناقص و از افاده غرض قاصر باشد.
2-3- مجاز مرسل
تعریف حقیقت و مجاز: حقیقت عبارت است استعمال لفظ برای همان معانی که وضع شده است مانند استعمال دست در فارسی و ید در عربی به معنای عضو خاص.
و مجاز عبارت است از استعمال لفظ در غیر معنای اصلی و حقیقی خود مانند: ألانَ حَمِیَ الوطیسُ «هم اکنون تنور(آتش افروخته) سخت شد» و طیس در لغت به معنای تنور است که این جا به صورت مجاز در معنای جنگ استعمال شده.
مجاز بر دو قسم است لغوی (مجاز در کلمه) و عقل (مجاز در کلام)
مجاز لغوی هم بر دو قسم است: مُرسل و غیرمرسل
مجاز لغوی غیرمرسل، مجازی است که علاقه و ارتباط میان معنای حقیقی و مجازی علاقهی مشابهت باشد و به این نوع مجاز، مجاز استعاری نیز گفته میشود که مفصلاً در این خصوص در قسم استعاره بحث خواهیم داشت.
مجاز مرسل، مجازی است که علاقه بین معنای حقیقی و مجازی، غیر از علاقهی مشابهت باشد. زیرا در استعمال مجاز وجود دو امر ضروری است علاقه و قرینه.
علاقه همان ارتباط و مناسبتی است که میان معنای حقیقی و مجازی وجود دارد مانند استعمال لفظ شیر خدا در معنای مجازی امام علی (ع) به کار میرود که علاقه میان معنای حقیقی و مجازی، شجاعت و رشادت است. یا مثلاً استعمال لفظ ثعلب (روباه) برای شخص حیلهگر.
قرینه، علامت و نشانهای است که بیانگر عدم ارادهی معنای حقیقی است.
قرینه گاه لفظی است، مانند رأیتُ اسداً یَرمی؛ دیدم شیری (مرد شجاعی) را که تیراندازی میکرد. و گاه غیرلفظی است مانند به کار بردن لفظ دکتر برای دانشجوی پزشکی.
علاقههای مجاز مرسل
همان طور که اشاره شد در مجاز مرسل علاقه بین معنای حقیقی و مجازی غیر از علاقهی مشابهت است که مهمترین آنها عبارتند از:
علاقهی جزئیت: به کار بردن جزء و ارادهی کل
مانند استعمال لفظ رَقَبه (گردن) و اراده کردن انسان در آیهی شریفهی وَ مَن قَتل مؤمناً خَطَاً فَتحیرُ رَقَیه مُؤمِنَه
علاقهی کلیّت: به کار بردن کل واردهی جزء
مانند استعمال لفظ اَصابعِ (انگشتان) و اراده کردن سرانگشتان در آیهی شریفهی یَجعلون أصابِعَهُم فی اذانِهم.