دانلود پایان نامه ارشد با موضوع تیپ های شخصیتی

دانلود پایان نامه

، صداقت، مسئولیت، امانت) شایستگی های اجتماعی و یک هویت مثبت (عزت نفس، حس هدفمندی، و کانون کنترل درونی). در همین ارتباط برنارد(1997) پس از یک بررسی جامع پیشینه پژوهش تابآوری بیان میدارد که پژوهش های انجام شده در سراسر دنیا نشانگر این موضوع هستند که حداقل 50 درصد و معمولاً 70 درصد از کودکان در معرض عوامل خطرزا در آینده نه تنها از نظر شاخص های اجتماعی موفقند بلکه افرادی هستند مطمئن شایسته و مراقب.
اخیراً نیز در ادبیات پژوهش روانشناسی مقالاتی ارائه شده است که توصیف کننده توانمندی ها و ویژگیهای مشخص کننده حالات سلامت روانی هستند. در این ارتباط یکی از شماره های مجله روانشناسی آمریکا (2000) به توصیف ویژگیهای بهینه یا آنچه که حالات تابآوری نامیده میشود پرداخته است. کیفیات تابآوری که در این شماره توصیف شده است عبارتند از شادکامی (بوس، 2000) آسایش ذهنی (نبز، 2000) و خوش بینی (پیرسون، 2000). فعالیت های ارزشمندی که طی موج اول بررسی تابآوری صورت گرفت به شناسایی ویژگیهای تابآوری منجر گردید که به افراد کمک میکند تا از شرایط ناگوار بدون آسیب خارج شوند. فهرست ویژگیهای حالات، شرایط و امتیازاتی که به تابآوری منجر میشوند در ادبیات پژوهشی بیشمار هستند پس از این جهت پژوهشی از شناسایی به پرورش این ویژگیها تغییر کرد.
موج دوم:
بررسی تابآوری تلاشی بود جهت پاسخ به این پرسش که حالات تابآوری چگونه کسب میشوند. فلاج (1988، 1997) به نقل از ریچاردسون(2002) بر این عقیده است که حالات تابآوری طی یک فرایند شکست و انسجام مجدد بدست میآید. یک فرایند با جزئیات بیشتر در زمینه کسب حالات تابآوری به عنوان کارکردی از انتخاب هشیار و ناهشیار بوسیله ریچاردسون و همکاران 1990 مطرح گردید. ریچاردسون مدلی را ارائه می دهد که طی آن فرد یا گروه از میان مراحل تعادل زیستی روانی معنوی تعامل با فوریت های زندگی از هم گسیختگی، آمادگی برای انسجام مجدد و انتخاب برای انسجام مجدد بصورتی تابآورانه، برگشت به تعادل یا فقدان میگذرد.
به موجب مدل تابآوری، افراد این فرصت را مییابند که از میان از هم گسیختگی برنامه ریزی شده یا واکنش به رخدادهای محیطی بصورت هشیار یا ناهشیار پیامدهای از هم گسیختگی را خود انتخاب میکنند. انسجام مجدد تابآورانه به انسجام مجدد یا تطابقی گفته میشود که بر رشد و آگاهی درک خود و قدرت افزایش یافته حالات تابآوری منجر میشود. توصیف تابآوری وقتی شروع میشود که فرد در نقطهای از زمان خود با موقعیتش در زندگی تطابق داده است استفاده از واژه تعادل زیستی روانی معنوی به منظور توصیف حالات تطابق یافته ذهن، بدن و روح است. تعادل زیستی روانی معنوی زمانی است که فرد بصورتی جسمی، روانی و معنوی خود را با مجموعهای از شرایط خوب یا بد تطابق داده است.

انسجام مجدد تابآورانه عبارت است از تجربه بینش و رشد از طریق ازهم گسیختگی این یک فرآیند تجربه درون نگرانه در شناسایی، دستیابی و پرورش حالات تابآوری است. انسجام مجدد تابآورانه به شناسایی و تقویت حالات تابآوری منجر میگردد. انسجام مجدد ناکارآمد وقتی رخ میدهد که فرد به موارد رفتار تخریبی یا سایر ابزارهای ناکارآمد فوریت های زندگی پناه میبرد. برخی از این نظام های انطباقی در حوزه روانشناسی تحولی به خوبی مورد مطالعه قرار گرفته است.که تحول روابط دلبستگی، تحول اخلاقی، نظام های خود تنظیم گری برای میزان کردن و تنظیم هیجان، برانگیختگی و رفتار نظام انگیزش و نظام های عصبی رفتاری و پردازش اطلاعات که مهم ترین آنها هستند(رایت و ماستن، 2006)، تأثیر نظریه نظام های تحولی در مدل های چند علتی و پویا از تاب آوری که مشخصه موج دوم کارهای مطالعاتی است، روشن است. موج دوم نظریه و پژوهش در زمینه تاب آوری اغلب زمان نظریه تحولی سیستم ها را شامل می شود؛ و با مفاهیمی مانند مسیرهای تحولی، و روندهایی که مدلهای پویا، تعاملی، متقابل، چند علیتی و چند سطحی که در نظریه تحولی سیستم های معمول هستند، سروکار دارد(رایت و مستن، 2006 به نقل از کریمی، 1389).
تعادل زیستی روانی اجتماعی به طور معمول از سوی عوامل درونی و بیرونی، فشارزاها، شرایط ناگوار فرضها و سایر اشکال تغییر، و مورد هجوم قرار میگیرد. اثرگذاری این عوامل به حالات تابآوری و انسجامهای مجدد تابآورانه قبلی بستگی دارد. در واقع تعامل بین فوریتیهای زندگی و عوامل محافظتی است که تعیین میکند که از هم گسیختگی رخ خواهد داد یا نه.
انسجام مجدد میتواند به صورت های تابآورانه تلاش برای برگشت به تعادل زیستی- روانی- اجتماعی انسجام مجدد، همراه با خسارت و انسجام مجدد ناکارآمد باشد. بهبودی همراه با خسارت بدین معنی است که افراد به خاطر فشار فوریت های زندگی انگیزه، امید و کشش خود را از دست میدهند.
جنبش تابآوری این باور را مطرح میکند که تابآوری و انسجام مجدد تابآورانه بیشتر یک رشد یا تطابق بواسطه از هم گسیختگی است تا بهبود یافتن، کارکرد قبلی را بازیافتن بدین ترتیب میتوان چنین پنداشت که تابآوری فرا نظریهای است که نظرات افرادی چون پیاژه و کلبرگ را در برمیگیرد(ریچاردسون و همکاران، 1990).
موج سوم نظریه تابآوری
انسجام مجدد تابآورانه برای رشد به انرژی نیاز دارد. و طبق نظریه تابآوری منبع این انرژی یک منبع معنوی و ذاتی است. یکی از عبارات نظریه تابآوری این است که نیروی در درون هر فرد وجود دارد که او را به سوی خودشکوفایی، نوع دوستی، فرد و هماهنگی سوق میدهد، این نیرو یک منبع معنوی دارد. پرسشی که به موج سوم بررسی تابآوری منجر گردید عبارت بود از اینکه منبع انرژی یا انگیزشی که به انسجام مجدد تابآورانه منجر میشد چیست و کجاست؟
موج سوم نظریه و پژوهش در حوزه های تاب آوری بر مداخله برای پرورش و تقویت تاب آوری تاکید می کند با وجود این، شناخت بهتر فرآیندهای واسطه ای و تعدیل کننده از مراحل و شرایط لازم کارهای مداخله ای است در آغاز مشکل از طرح های مداخله ای مبتنی بر نظریه هدایت شده توسط نظریه بکار گرفته شد و با تعداد قابل توجه و فزآینده ای موج سوم پژوهش های از مطالعات آزمایشی برای آزمون نظریه تاب آوری استفاده گردید. مطالعه مداخله چند وجهی برای پیشگیری یا کاهش رفتارهای پرخطر، بزهکاری و دیگر مشکلات کودکان طراحی شده است. همچنین مداخله های مربوط به اوایل کودکی برای افزایش شانس دستیابی به تحول شایسته در کودکانی که در فقر یا محرومیت رشد می کند طراحی شده است. در این مداخله ها برای بهبود موفقیت در تکالیف تحول به طور همزمان کاهش خطر رفتارهای مشکل دار راهبردهای چندگانه طراحی می شود(رینولد و او، 2003). با وجود این، هنوز کارهای زیادی وجود دارد که باید انجام شود تا فرآیندهای متعددی مانند واسطه تعدیل کننده ارتقاء بخش و جبران کننده، به قدر کافی خوب شناخته شوند تا بتوان آن را به طور خیلی مؤثر و کارآمد دستکاری کرد و کودکان جامعه را از سودمندی های آن برخوردار نمود(وایت و مستن، 2006).
2-3-الگوهای نظری تاب آوری :
2-3-1- مدل های کنش وری انطباقی تاب آوری
نظریه ها درباره تاب آوری به عنوان یک سازه انطباق از نظر مفهومی می تواند به صورت دو الگوی نسبتاً متمایز تقسیم شوند، اول الگوی مبتنی بر دیدگاه روان تحلیل گری درباره کنش وری شخصیت است. که اساساً توسط بلاک و بلاک(1980) مطرح شد و بعدها توسط بلاگ و گرمن(1996) در تعریف شان از رابطه بین تاب آوری و هوش(وشیلدز و چیچتی،1997) در زمینه تاب آوری و خودتنظیم گری در بزرگسالان و کودکان به تشریح و تبیین بیشتر این مفهوم پرداختند. الگوی دیگر (گامزی،1991؛ لاتار و همکاران، 2000 و مستن 2001 و کویستن و ورث، 1998) بر تحلیل نظرات از یک سو و تعیین و تشخیص متغیرهای شخصی(مانند شایستگی) از سوی دیگر متمرکز شده است. ویژگی های اصلی این الگو شناسایی و تعیین انواع نظام های انطباقی و حفاظتی حائل واسطه ای است که بعنوان واسطه ها و تعدیل کننده بالقوه در روابط بین مواهب یا توانمندی ها، خطرها و نتایج یا پیامدهای شخصی نقش اساسی ایفا می کند، بر این اساس این الگو به عنوان الگوی توانمندی (محافظت کننده) خطر تاب آوری از الکویی پویشی تاب آوری (من) بلاک متمایز می شود.
2-3-2- مدل پویشی تاب آوری :
“سازه های مهارگری من و تاب آوری من “در چهارچوب نظریه کنش وری شخصیت و تیپ های شخصیتی بلاک مطرح شده است (بلاک و بلاک، 1980 و کرمن، 1996). مرکز ثقل این نظریه مفهوم انطباق پذیری است. انطباق پذیری با سازه سنتی تر سازگاری متفاوت است و تمایز مهمی بین این دو مفهوم وجود دارد. سازگاری بیشتر دلالت های اجتماعی دارد. بدین معنی که فرد می تواند چنانچه در امتداد با دنیا آن گونه که هست باشد و بدون علائم بیماری شناخته شود(بلاک و کرمن، 1996).
این نظریه درباره انطباق پذیری خیلی مرتبط و نزدیک به همرنگی است. به نحوی که شخص سازگار شده ممکن است ضرورتاً خشنود نباشد این به خاطر حفظ همراهی تا حدی فرد نشانده و ارام شده است، یعنی شخص سازگار شده ضرورتاً اطمینان پذیر نیست. از نظر مفهومی خوب سازگار و منطبق شدن به معنای انطباق پذیر بودن و سلامت روانشناختی خوب نیست در مقابل با دیدگاه سنتی مفهوم سازی بلاک درباره انطباق پذیری ارتباط نزدیکی با سازه های نظری اصلی در زمینه مهارگری من و تاب آوری من که درجه تعادل و تنظیم ساختارهای من را منعکس می کند دارد. این نظریه توکی از نظریه روان پویایی و نظریه لوین (1935 به نقل از بلاک و بلاک، 1980) درباره پویایی های حالت انگیزشی است. نظام لوین به مرز بین نظام ها و نیازها و نظام حسی – حرکتی می پردازد و نحوه جریان اطلاعات بین این نظام ها به پدید آیی و شکل گیری رفتار منجر می شود. دو مفهوم اصلی جریان اطلاعات بین مرز دو نظام را تحت نفوذ و کنترل دارد، که با دیدگاه بلاک و در زمینه مهارگری من و تاب آوری من نیز مربوط هستند. این مفاهیم کشسای، نفوذ پذیری توانایی ارگانیسم و تعدیل و تنظیم انعطاف پذیری مرز بین انگیزش و رفتار را بازنمایی میکند و به حرکت آزادانه مهار (کنترل) تکانه و بیان هیجان مرتبط است، در حالی که تاب آوری عبارت است از کنش کسانی که توانایی ارگانیسم تعدیل و تنظیم انعطاف پذیری مرز بین انگیزش و رفتار را بازنمایی می کند و حرکت آزادانه مهار (کنترل) تکانه به هیجان مرتبط است، به عبارتی تابآوری عبارتند از کنشی که توانایی ارگانیسم در تنظیم بیان هیجان و تکانه مطابق با زمینه موقعیتی و محیطی را بازنمایی میکند. لذا ارتباطها و پیوستگیهای ساختارهای من موجب حفظ عملکرد نظام شخصیت در چهارچوب مرزهای عملی بودن و کارآیی روانشناختی میشود(بلاک و کرمن، 1996). به نظر بلاک یک فرد انعطافپذیر یعنی کسی که از سلامت روانشناختی واقعی برخوردار است، قادر است تا اضطراب را در سطح قابل تحمل و معقول نگه دارد، تقاضاهای محیطی را برآورده سازد و سطح بهینه بیان تکانه را ادامه دهد. این ارتباط و پیوستگیهای ساختار من کنش وری مؤثر از شخصیت شرایط عادی را حفظ میکند و پس از آشفتگی و بهم خوردن تعادل آن را دوباره برقرار میکند. سازه تابآوری “من” این سازوکارها و مکانیسمها را شامل میشود. براساس دیدگاه بلاک تکلیف تحول یادگیری کنترل (مهار) تکانه دلالت بر جانشینی ساده بازداری سخت و خشک و با اطلاعات کورکورانه برای ارضای بلاواسطه تکانه ندارد، بلکه درصدد جستجوی تنظیم پویا و طبیعی تعادل بین بیان و مهار (کنترل) توسط من به عنوان کارکردی از ویژگی های مطالبات و تقاضاهای زمینه در شرایط ایدهآل فرد می باشد، که به تعادل سالم بین بیش کنترل و کم کنترل و هدف غایی انسان که عبارت است از تا حد امکان اعمال کنترل کم در صورت ضرورت کنترل دست خواهد یافت(بلاک و کرمن، 1996 ؛ کریمی، 1389).
بلاک و بلاک(1980) و بلاک و کرمن(1996) این عقیده را مطرح کردند که درجات متغیری از انطباق پذیری وجود دارد و ماهیت پیوستاری توزیع تابآوری “من” در جمعیت تصدیق کردهاند. بنابراین آنها بین افراد انتهای بخش علنی پیوستار هستند و به عنوان من- تابآور توصیف میشوند. افرادی که در نقطه مقابل قرار دارند و به عنوان افراد دارای من شکننده و آسیب پذیر مورد مداخله قرار میگیرند، با توجه به این که مطالبات استلزام های زندگی نامشخص است، با فقدان قابلیت انطباق عاطفی منفی مواجه می گردند. این اضطراب و تقلا و تلاش برای اجتناب از آن میتواند جریان اطلاعات بین ساختارهای من و مکانیسمهای زیربنایی کارآمدن انطباق را مختل و آشفته سازد. در نتیجه ممکن است فرد به راه پیشگیرانه اعمال بیش کنترلی یا کنترل کم و نیز کاهش انتخابهای رفتاری و بروز دلواپسیها و نگرانیهای دچار شود. در طرف دیگر فرد دارای من تابآور نه تنها اضطراب را به طور مؤثر مدیریت میکند بلکه فعالانه و با اشتیاق و علاقمندی با دنیا هماهنگ و همساز بوده و عاطفه مثبت نشان میدهد(تلگن، 1985) و با روری باز پذیرایی تجربیات جدید است همچنان که کلانی (1996) اظهار کرده است. افراد تابآور “دارای احساس دیگری درگیری فعالانه هدفمند و معنادار با دنیا هستند با بصیرت و صاحب چشم انداز و دارای ظرفیت برای روابط باز و گرم با دیگران هستند”.
2-3-3- مدلهای چند سطحی و بوم شناختی تابآوری
لاتار و همکاران(2000) سه مدل مهم تابآوری را از هم متمایز کردهاند این مدلها سه سطحی مدل بوم شناختی، ساختاری و سازمانی را مدل سه سطحی بیان میکنند، که فرآیندهای حفاظتی و آسیب پذیری در سه سطح اجتماع (همسایهها، حمایتهای اجتماعی) عمل میکند(لاتار و همکاران، 2000). مدل بوم شناختی، تبادل زمینه مانند فرهنگ و خانواده را در سطح نزدیک به فرد سازمان میدهد. این سطح در طول زمان با یکدیگر تبادل و تعامل دارند و به تحول پیوسته و انطباق با محیط کمک میکند. مدل ساختاری سازمانی بر این نظریه متکی است که شایستگی و کفایت به طور پیوسته و منسجم در طول زمان آشکار میشود و تابآوری در این بافت نتیجه انتخاب فرد و خود سازماندهی است(لاتار و همکاران، 2000).
2-3-4- مدلهای متغیر محور و شخص محور تابآوری
مدلسازی تابآوری از هر دو رویکرد متغیر محور و شخص محور استفاده کرده است. ماستن(2001) به مطالعات متغیر محور با آزمون رابطه بین متغیرهای پیشبینی (عامل خطرساز) و متغیرهای نتیجه یا پیامد در تبیین پدیده های موثر بر تاب آوری پرداخته است. رویکرد متغیر محور سه مدل اثرگذاری را شناسایی کرده است(مستن، 2001). مدل اثرات اصلی، الهام بخش رویکرد و اثرات جبرانی در مداخلههاست و معتقد است که با فراهم ساختن مواهب و توانمندی کافی میتوان اثرات استرس و عوامل خطر را جبران کرد. مدل واسطهای یا غیرمستقیم که در پژوهش تابآوری کاربرد وسیعی دارد، بر این دیدگاه متکی است که مجموعهای از عوامل محافظت کننده بین خطرات و عوامل خطرساز از یک طرف و نتایج و پیامدها از طرف دیگر نقش واسطهای ایفا میکنند. عوامل محافظت کننده میتوانند در اصل دو قطبی باشد که متضمن آن است که مدل واسطهای می تواند تأثیر عوامل خطرساز و نیز تأثیرات بهبودبخشی را در رابطه تابآوری تبیین نماید(مستن، 2001) مدل تعامل یا تعدیل کننده بر حضور یک یا چند متغیر تعدیل کننده مانند هوش، نظارت و کنترل والدین رابطه بین خطرات یا عوامل خطرساز و نتایج و یا پیامدها تأکید میکند.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

پژوهشهای شخص محور به تفاوت های اشخاص انطباقپذیر در شرایط خطر بالا و پایین علاقهمند هستند. این پژوهشها اغلب طرح های دو راه یا چهارخانه را بکار میبرند که با وجود طرح کلاسیک شخص محور شامل مقایسه بین گروه های انطباقی و غیرانطباقی، برآمده از نمونه پرخطر یکسان (یعنی طرح دوخانهای) و شناسایی عوامل محافظت کننده است. آشکارترین ضعف این طرح شکست آن در ترسیم این فرآیند که در گروه های پر خطر پایین طرح چهارخانه کامل به واسطه این که افراد در خانه غیرانطباقی هستند، در گروه خطر پایین به ندرت وجود تجربه می کنند می باشد. در نتیجه شرایطی که مستن(2001) به عنوان پدیده سلول خالی اطلاق میکند پیچیدهتر میشود.
2-4- مکانیسم های تابآوری
نظریههای فرآیند دوسویه (دوگانه) ذهن، میتواند شالوده شناخت فرآیندهای

دیدگاهتان را بنویسید