دانلود پایان نامه ارشد با موضوع سبک های دلبستگی

دهند(راس وآلتایمر، 1998).

مطالعات گسترده ای رابطه شیوه های مقابله ای مثبت، تاب آوری و سازگاری را مشخص کرده اند(کریگ، 2001 ؛ چاتمن، 2006). مقابله بنا به تعریف لازاروس و فولکمن(1984) به عنوان فرآیندی پیچیده، تابع ارزیابی های فرد و فشارهای موقعیتی و عبارت از تلاشهای رفتاری و شناختی است که دائماً درحال تغییر است، و به منظور کنترل موقعیت ها و شرایطی که به طور بالقوه فشارزا و یا زیانبار ارزیابی می شود، به کار می رود. طبق مطالعه ی چاتمن(2006) عدم استفاده از راهبردهای مقابله ای منفی، میزان تاب آوری را در نوجوانان ساکن در حاشیه شهر ها افزایش می دهد.
همچنین بنابر مطالعات انجام شده و اهمیت تاب آوری، سبک دلبستگی و مهارت های مقابله در سازماندهی ذهنی موقعیت های تنش زا و تاثیر این عوامل بر شادمانی و سلامت روانی، مساله اساسی در مطالعه ی حاضر بررسی نقش واسطه ای مهارت های مقابله ای در ارتباط بین سبک های دلبستگی و تاب آوری در دانش آموزان دبیرستانی می باشد. در مجموع، تحقیقاتی که در زمینه ارتباط مهارتهای مقابله ای و تاب آوری صورت گرفته است، رابطه این دو سازه را آشکار می سازد.
1-3- اهمیت موضوع پژوهش
به راستی چرا برای ساختن کارهای بهتر و تکنولوژی عملی این همه سرمایه گذاری می شود ولی اطلاعات ناچیزی برای ساختن کودکان بهتر وجود ندارد؟ آدمی در مسیر زندگی خود با مسائل مختلفی روبه رو می گردد. به ویژه در دوره ینوجوانی وجوانی، انسان به دلیل شروع جدی ترین روابط اجتماعی اش خطرات بالقوه ی زیادی را در پیش رو دارد. سوء مصرف مواد مخدر و مشروبات الکلی، روابط نامتعارف دختر وپسر و آسیب های موجود در فضا های مجازی همچون اینترنت و…. از بارزترین و آسیب زا ترین این خطرات است که گریبانگیر بسیاری از جوامع شده است .اهمیت توجه به موارد مطرح شده در جامعه ی ما که یک جامعه ی رو به رشد است و به دلیل داشتن آرمان های خاص خود که همواره در معرض تهدید می باشد،این دغد غه ها را بیشتر می کند. به ویژه این که درصد بالایی از جمعیت کشور را نوجوانان تشکیل می دهند. از آنجا که بر خورد ریشه ای وعملی، و نه شتاب زده و آنی، در بیشتر موارد کار ساز تر است؛ بنابر این لزوم آماده ساختن افراد جامعه به منظور برخورد مناسب با این گونه مسا ئل و معظلات از دغدغه های اصلی نظام اجتماعی و تعلیم و تربیتی کشور باید قرار گیرد.با افزایش مقاومت وتاب آوری در نوجوانان وجوانان می توان به میزان زیادی از آسیب های نا خواسته ای که در کمین آنها است ، پیشگیری کرد.همچنین یکی از بحث های عمده دست اندر کاران تعلیم وتربیت توجه همزمان به پرورش ابعاد کمی (تحصل وآموزش) وکیفی (عاطفی واخلاقی)فراگیران است.از جمله بعد کیفی فرا گیران می توان به تاب آوری توجه کرد، ونتیجه این تحقیق کوششی در جهت روشن تر کردن به فهم وشناخت بیشتر رابطه متغیرهای دلبستگی و راهبردهای مقابله ای با تاب آوری که به فهم بیشتر تاب آوری کمک می کند.
از جمله مضامین کاربردی این طرح می توان به: اعلام نظر و گزارش نتایج نهایی طرح به متخصصین و مسولین، جهت مطالعه ی موثر پیرآمون مهارت های خود تاب آوری، سبک های دلبستگی و مهارت های مقابله ای دانش آموزان و پیش بینی آسیپ پذیری آنان و همچنین کاربست یافته های چنین پژوهشی در برنامه ریزی درمان های روانشناختی در راستای کمک به افراد آسیب دیده و ارتقاء سلامت روانشناختی این افراد در زمان ایجاد شرایط فشارزای روانی اشاره نمود.
1-4-هدف پژوهش:
تبیین نقش واسطه ای مهارت های مقابله ای در ارتباط بین سبک های دلبستگی و تاب آوری .
اهداف فرعی:
بررسی قدرت پیش بینی کنندگی سبک های دلبستگی بر اساس تاب آوری .
بررسی قدرت پیش بینی کنندگی سبک های دلبستگی بر مهارت های مقابله ای .
بررسی قدرت پیش بینی کنندگی مهارت های مقابله ای بر تاب آوری .
بررسی تفاوت های جنسیتی در متغییرهای پژوهش.
1-5- تعاریف نظری متغییر:
1-5-1 تعریف نظری تاب آوری: تاب آوری به عنوان یکی از سازه های اصلی شخصیت برای فهم انگیزش، هیجان و رفتار مفهوم سازی شده است(بلاک، 2002). گارمزی و ماسن(1991)، تاب آوری را “یک فرآیند، توانایی، یا پیامد سازگاری موفقیت آمیز با شرایط تهدید کننده”، تعریف نموده اند. به بیان دیگر تاب آوری، سازگاری مثبت در واکنش به شرایط ناگوار است(والر، 2001). البته تاب آوری، تنها پایداری در برابر آسیب ها یا شرایط تهدید کننده نیست و حالتی انفعالی در رویارویی با شرایط خطرناک نمی باشد، بلکه شرکت فعال و سازنده در محیط پیرامونی خود است. می توان گفت تاب آوری، توانمندی فرد در برقراری تعادل زیستی- روانی، در شرایط خطرناک است(کانر و دیویدسون، 2003).
1-5-2- تعریف نظری سبک دلبستگی: در روانشناسی تحولی پیوند عاطفی را که بین نوزاد و مادر پدید می آید ، دلبستگی می گویند. این دلبستگی در زمان نوزادی شروع شده و در طول زمان دارای ثبات است(بالبی، 1996). بالبی فرایند شکل گیری دلبستگی (پیوند عاطفی) نوزاد به مادر را تشریح کرد و نشان داد که تشکیل چنین پیوندی و تجربه امنیت در چهارچوب این پیوند سنگ بنای تحول و کنش وری در افراد غیرمبتلاست. از سوی دیگر تجربه ناایمنی در رابطه دلبستگی با مشخصه های بی اعتمادی، آسیب پذیری، حساسیت و مشکلات ارتباطی همبستگی دارد . پیرو تحقیقات بالبی در مورد دلبستگی، اینزورث و همکاران سه سبک دلبستگی ایمن، اجتنابی و دوسوگرا را تشخیص دادند؛ سبکهای دلبستگی، روش های مواجه فرد با موقعیتهای استرس زا را متاثر می سازد. افراد ایمن ضمن تصدیق موقعیت به سادگی از دیگران کمک می گیرند، نشان برجسته دوسوگراها حساسیت بیش از حد نسبت به عواطف منفی و نگاره های دلبستگی است به گونه ای که سد راه خودپیروی آنها می‌شود.
1-5-3- تعریف نظری مهارت های مقابله ای : مقابله یا سازگاری عبارت از تلاش هایی است که به منظور کنترل موقعیت ها و شرایطی که بطور بالقوه فشاز زا یا زیانبار ارزیابی می شوند ، صورت می گیرد(فولکمن و لازاروس، 1984). لازاروس و فولکمن، 1995)، هنگامی که فرد با موقعیتهای استرس زای زندگی روبرو می شود این پرسش را مطرح می کند که ” آیا من در موقعیت خطر قرار دارم ” چنین حالتی را ارزیابی اولیه گویند . ارزیابی ثانویه هنگامی است که فرد متوجه خطر یا استرس شده است و این پرسش را عنوان می دارد که ” چه کار می توانم انجام دهم “.
1-6-تعریف عملیاتی متغییرها
1-6-1- تعریف عملیاتی تاب آوری: نمره ای است که آزمودنی در مقیاس سنجش تاب آوری کانر و دیویدسون(2003) بدست آورد.

1-6-2- تعریف عملیاتی سبک دلبستگی: نمره ای است که آزمودنی در پرسشنامه سبک دلبستگی هازن و شیور(1987) به دست آورد.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

1-6-3- تعریف عملیاتی سبک مقابله ای: نمره ای است که آزمودنی در مقیاس راهبرد مقابله ای با استرس پاکزو و اندلز(1990) بدست آورد.
فصل دوم
مبانی نظری و پیشینه تحقیقاتی
2-1- مباحث نظری در باب سازه ی تاب آوری :
صفت تاب آوری به عنوان گرایش به تعدیل و مدیریت مؤثر پاسخ های فرد در برابر تقاضاها و استلزام های متغیر محیطی و نیز داشتن توانایی بهبودی مؤثر در شرایط استرسزا توصیف شده است(بلاک و بلاک، 1980). پژوهشها نشان دادهاند که تفاوتهای فردی در صفت تاب آوری پیش بینی کننده توانایی بهره برداری از هیجان های مثبت به هنگام مقابله با تجربه های هیجانی منفی است. همچنین افراد تابآوری از راهبردهای مقابلهای دیگری از هیجانهای مثبت میتواند به طور موقتی حوزه ها و میدانهای فکری افراد را توسعه داده و توجه منعطف را فراهم کنند که به تبع آن بهزیستی فرد نیز افزایش مییابد(توگادی و فردریکسون، 2007).
تعریف تابآوری :
تعاریف اخیر از تابآوری متغیر و مشکلزا هستند(کاپلین، 2005). برخی تابآوری را به عنوان یک صفت یا ویژگی مشخص تعبیر کردهاند، درحالی که دیگران آن را به عنوان یک صفت یا ویژگی مشخص تعبیر کرده اند، در حالی که دیگران آن را به عنوان یک فرآیند تحولی فرا رونده که سازگاری مثبت در شرایط سخت و دشوار را باز می نمایاند تلقی کرده اند. ترشی و کیلر(2005) بروکس(2005) تاب آوری را به عنوان«ظرفیت کودک در مدارای مؤثر با استرس و فشار مقابله با چالشهای روزمره، بازگشت از ناامیدیها، اشتباهات، ضربه ها، و مصائب به ایجاد توسعه اهداف روشن و واقعگرایانه، حل مسائل، تعامل راحت با دیگران و رفتار توام با احترام و وقار با خود و دیگران و نیز به عنوان “توانایی برخورد با چالش های زندگی همراه با اطمینان، هدفمندی، مسئولیت پذیری، همدلی، و امید و متفکرانه” تعریف کرده اند.
یک متغیر مهم در نظریه پیشگیری متمرکز بر عوامل خطرساز در سالهای اخیر تمرکز بر تابآوری است. تاب آوری به عنوان یک مفهوم مرتبط با حوزه های پیشگیری در رشد نوجوانان در مطالعات طول گارمزی و استرتیمن(1974) و مایکل راتر(1979) و سایر پژوهشگران مطرح شد که ویژگیهای رشدی کودکان و نوجوانان را مورد بررسی قرار دادهاند(محمدخانی 1385).
ماستین(2001) پس از مطالعات گسترده در حوزه تابآوری در کودکان و نوجوانان به این نتیجه رسید که برنامههای پیشگیرانه در حوزه سلامت روان که بر بعد مثبت آن تمرکز داشته باشد. علاوه بر ارتقاء سلامت روان افراد میتوان ارتقاء سلامت جامعه را به طور کلی نیز دربرداشته باشند(سلیمانی نیا و همکاران، 1384).
دولین(1995) تابآوری را به عنوان انطباق موفق و سازگارانه علیرغم وجود خطرات و ناملایمات تعریف می کند.
ماستن، بست و گارمزی(2005) تابآوری را به عنوان فرآیند، ظرفیت یا نتیجه انطباق موفق با وجود شرایط چالش یا تهدید کند. اسمیت(2006) “تابآوری را به عنوان فرایندی که به آگاهی قوی و محکم” منجر می شود تعریف کرده است. اما تابآوری روانشناختی ممکن است به صورت عملیاتی به عنوان آگاهی قوی و محکم تعریف شود، یعنی این باور که فرد میتواند با استقامت تکالیف مربوط به هدف را در میان چالشهای متغیر و موقعیتهای دشوار و ناگوار پیگیری کند و انجام دهد. وینسلو، ساندلر و ولیچیک(2006) تابآوری را “دست یابی کودک به نتایج تحول مثبت و اجتناب از نتایج غیرانطباق در شرایطی که به طور قابل ملاحظه دشوار و فلاکت بار است” تعریف کردهاند.
این تعریف سه مفهوم اصلی مصیبت یا فلاکت، نتایج مثبت و منابعی که دستیابی به نتایج مثبت را تحت شرایط سخت و دشوار فراهم میکند را شامل میشود. مصیبت یا شرایط سخت به رابطه بین کودکان و محیط شان اطلاق میشود که در آن ارضای نیازهای اساسی و تحقق اهداف بنیادی تهدید میشود یا انجام موفقیت آمیز تکالیف تحول مناسب با سن مختل میشود (ساندلر، 2001) مصائب با شرایط سخت میتواند در حوزه های فردی و مانند آسیبهای خانوادگی مانند طلاق، سازمانی و جامعه مانند (فقر، تبعیض، بی نظمی و خشونت) اتفاق بیفتد (وینسلو و همکاران 2006) بخشی از مطالعات تابآوری بر شناسایی منابعی که وقوع و حصول نتایج مثبت و منفی به صورت به هم پیوسته و مرتبط به هم مفهوم سازی شده است که تحقق و انجام موفق تکالیف تحولی و نیز اجتناب از مشکلات و مسائل هیجانی- رفتاری و اختلالهای ذهنی را شامل میشود. منابع در حوزه های فردی، خانوادگی، سازمانی و جامعه از طریق بهبود و ارتقاء فرایندهای انطباق مؤثر و نیز کاهش مواجهه کودک با شرایط سخت و مصائب موجب تسهیل نتایج مثبت می شوند(ساندلر، 2001) منابع فردی، مهارتهای شناختی- هیجانی و رفتارهای مانند توانایی شناختی بالا، خود تنظیمگری و تلاشهای مقابلهای مؤثر را شامل میشود. این منابع حفاظتی مهم همراه با منابع خانوادگی و اجتماعی نقش اساسی در تأمین سلامت و افزایش تاب آوری افراد در مواقع فشارزا ایفا می کنند(وینسلو و همکاران، 2006).
سیر تاریخی و فرآیند تحولی تابآوری
کودکان و نوجوانانی که تحولشان توسط فقر، طرد، بدرفتاری، جنگ، خشونت، یا مواجهه با سرکوب نژادپرستی و تبعیض تهدید میشود چگونه موفق میشوند، وقتی که والدین آنها توسط سوءمصرف مواد، بیماری روانی یا بیمار جسمی جدی و بیکاری و فقر شدید ناتوان میشوند، چه چیزهای از آنها محافظت میکنند؟ و پدیده تابآوری را در مورد کودکانی که با وجود چالشهای جدی و شدید در تحولشان موفق میشوند چگونه تبیین کنیم؟ برای پاسخ به این پرسشها و احتمالاً پرسشهای دیگر مطالعه علمی تابآوری حدود 4 دهه پیش زمانی شکل گرفت که پژوهشگران پیش رو به پدیده انطباق در میان گروه های از کودکان که به عنوان افراد در معرض خطر پدیدآیی آسیب شناسی روانی بعدی به حساب آورده شده بودند توجه کردند(ماستن و همکاران، 2001) به نقل از پرتو ،1389).
2-2- موج مطالعات تحولی تابآوری :
موج اول :
از یک نظر گاه تاریخچهای اولین موج بررسی تابآوری بر تغییر الگو از توجه به عوامل خطرزایی که منجر به مشکلات روانشناختی شده به شناسایی تواناییهای یک فرد متمرکز بود(بنسون، 1997) ویژگی و فرض تاب آوری این است که افراد توانایی های را دارا هستند که به آنها کمک میکند تا علیرغم شرایط ناگوار به بقاء خود ادامه دهند. اینکه تابآوری نوعی یادگیری است یا بخشی از ماهیت ژنتیکی فرد است، موضوعی است که محققان در حال بررسی آن هستند، ویژگیهای تابآوری همچنین به عنوان عوامل محافظتی و دارایی های تحولی نیز در نظر گرفته شده است. در این ارتباط مطالعه اولیهای که در اکثر ادبیات تابآوری مورد اشاره قرار میگیرد کاری است که توسط ورنر و اسمیت(1992) انجام شد و طی آن یافتههای یک مطالعه بلندمدت 30 ساله گزارش گردید. ورنر مطالعه خود را در سال (1955) در میان کودکانی آغاز کرد که در معرض چهار گروه از عوامل خطرزایی محیطی قرار داشتند. تقریباً 200 نفر از 700 نفر که مورد مطالعه در معرض فشار قبل از تولد فقر بیثباتی روزانه و مشکلات شدید سلامت روان بودند وی مشاهده کرد که 72 نفر از 200 کودک علیرغم عوامل خطرزا کارکرد مناسبی داشتند در این ارتباط ورنر ویژگیهای تابآوری که با این افراد کمک کرده بود که علیرغم تجربه عوامل خطرزا بودن مشکل باقی بمانند دستهبندی کرد.
پدیده شناسی ورنر شامل ویژگیهای فردی از قبیل مؤنث، تنومند، از نظر اجتماعی مسئول، سازگار و متحمل بودن، پیشرفت گرایی، قدرت کلامی و عزت نفس بود. وی همچنین بر این اعتقاد است که یک محیط مراقبتی (بیرون و درون خانواده) به فرد کمک میکند تا شرایط ناگوار را راحتتر پشت سر بگذارد. همچنین راتر(1979، 1985) نیز مطالعاتی همه گیرشناختی را در شهر لندن و جزایر اطراف انجام داد. دریافت که یک سوم افراد علیرغم تجربه عوامل خطرزا تابآور بودند. برخی از ویژگیهای تابآوری که راتر طی مطالعات خود به آنها دست یافت عبارت بودند از داشتن خوی نرم، مؤنث بودن، فضای مثبت مدرسه، تسلط بر خود، خودکارایی، مهارتهای برنامه ریزی و یک رابطه گرم و نزدیک با بزرگسال. در همین ارتباط نورمن و گارمزی (1991) و همکارش مطالعاتی را به منظور بررسی کژکاری در کودکان دارای والدین اسکیزوفرنیک از سال (1971 تا 1982) انجام دادند. این پژوهشگران دریافتند که این کودکان نه تنها ناسازگار نشدند بلکه افرادی گرم و صلاحیتدار شدند. معیار اطمینان گارمزی عبارت بود از مؤثر بودن در کار، بازی، دوست داشتن، انتظارات بالا، دیدگاه مثبت، اعتماد به نفس، کانون کنترل درونی خود نظمدهی مهارتهای مشکل گشایی، مهارتهای تفکر انتقادی و شوخ طبعی سه عنصر تابآوری از دیدگاه گارمزی عبارت بود از آمادگی شخصیتی، محیط خانوادگی حمایتی و سیستم حمایتی خارجی. پس از گارمزی و تحت نظر بنسون (1997) یک مؤسسه پژوهشی پیمایش را بر روی 350000 دانش آموز پایه 6 تا 12 ساله در 600 محله طی ساله های 1990 تا 1999 انجام داد. این گروه ابتدا 30 دارای تحولی شناسایی کرده که افراد جهت کارکرد بهینه در زندگی دارا بودند. ولی با تداوم مطالعات این دارایی ها تحولی به 40 عدد رسیدند این دارایی ها به دو گروه تقسیم شدند. عوامل بیرونی شامل دریافت حمایت (از خانواده، بزرگسال، همسایهها و مدرسه) یک حس قدرت و اختیار دادن (ارزشگذاری) آگاهی از مرزها و انتظارات و استفاده سازنده از زمان عوامل و دارایی های درونی شامل تعهد آموزشی (انگیزش پیشرفت) ارزشهای مثبت (مراقبت

دیدگاهتان را بنویسید