مراحل ایجاد دلبستگی

به عقیده ی بالبی (1980) کودکان در نتیجه ی تجربیات خود در طول این چهار مرحله، پیوند عاطفی با مراقبت کننده برقرار می کنند که در غیاب والدین می توانند از آن به عنوان یک پایگاه امن استفاده کنند. این بازنمایی درونی، جزئی مهم از شخصیت می شود که به عنوان الگوی واقعی درونی یا یک رشته انتظارات درباره ی در دسترس بودن شخصیت های دلبستگی و احتمال فراهم آوردن حمایت در موقع استرس، عمل می کند. این تصویر ذهنی، الگو یا راهنمایی برای کلیه ی روابط صمیمی در آینده می شود. در زیر مراحل ایجاد دلبستگی از نظر بالبی آورده شده است:

  • مرحله ی پیش دلبستگی (تولد تا 6 هفتگی):

انواع علایم فطری مانند چنگ زدن، لبخند زدن و گریه کردن به نوزاد کمک می کند تا با سایر انسان ها تماس نزدیک برقرار کنند. وقتی که مادرها پاسخ می دهند نوباوگان را ترغیب می کنند تا نزدیک بمانند، زیرا وقتی آن ها را بغل می کنند، در آغوش می گیرند و نوازش می کنند و به آرامی با آن ها صحبت می کنند تسلی می یابند. نوزادان در این سن می توانند بو و صدای مادر خود را تشخیص بدهند، اما هنوز به مادر دلبسته نیستند، زیرا اهمیتی نمی دهند که با فرد نا آشنایی به سر برند.

  • مرحله ی دلبستگی در حال انجام (6 هفتگی تا 8-6 ماهگی):

در طول این مرحله ، نوباوگان به مراقبت کننده ی آشنا به صورتی پاسخ می دهند که با یک غریبه تفاوت دارد. مثلاً برای مادر می خندند اما برای غریبه نمی خندند. در این مرحله با اینکه نوباوگان       می توانند مادر خود را تشخیص دهند، در صورتی که از او جدا شوند اعتراض نمی کنند. بنابراین دلبستگی در حال انجام است ولی هنوز ایجاد نشده است.

  • مرحله ی دلبستگی واضح (8-6 ماهگی تا 18 ماهگی – 2 سالگی):

اکنون دلبستگی به مراقبت کننده ی آشنا به وضوح مشهود است. نوباوگان اضطراب جدایی نشان   می دهند، یعنی هنگامی که فرد بزرگسالی که به او تکیه کرده اند آن ها را ترک می کند، ناراحت       می شوند. اضطراب جدایی بعد از 6 ماهگی در همه ی بچه های دنیا وجود دارد و تا حدود 15 ماهگی شدید می شود. نوباوگان و کودکان نوپای بزرگ تر، علاوه بر اعتراض کردن به رفتن والد، تلاش سختی می کنند تا او را نزد خود نگه دارند. نوباوگانی که سینه خیز و یا راه می روند، نزدیک شدن به والد، دنبال کردن او و بالا رفتن از بدن او را به سایر افراد ترجیح می دهند و از او به عنوان پایگاه امن استفاده      می کنند که با اتکا به آن به کاوش و خطر کردن در محیط می پردازند و سپس برای حمایت عاطفی، به سمت مادر برمی گردند.

  • تشکیل رابطه ی متقابل (18 ماهگی تا 2 سالگی و بعد از آن):
این مطلب مشابه را هم بخوانید :   پیشینه نظری افسردگی از دیدگاه روانشناختی

در پایان سال دوم زندگی، رشد سریع بازنمایی ذهنی و زبان، به کودکان نوپا امکان می دهد تا رفت و آمد والد را درک کرده و برگشت او را پیش بینی کنند. در نتیجه، اعتراض به جدایی کاهش می یابد. اکنون کودکان، مذاکره با والد را آغاز می کنند و به جای دنبال کردن و آویزان شدن به او، از قانع سازی و خواهش استفاده می کنند.

2-4-5- دلبستگی و رشد بعدی

بازآزمایی کودکان نشان می دهد که طبقه بندی دلبستگی آنان طی چند سال بعد تا حدود زیادی ثابت می ماند، مگر این که تغییرات عمده ای در شرایط خانوادگی صورت گرفته باشد. تغییرات تنش زای زندگی به تغییراتی در نحوه ی پاسخدهی والدین به کودک می انجامد و این نیز به نوبه ی خود بر احساس ایمنی کودک اثر می گذارد. به نظر می رسد الگوی دلبستگی اولیه، با نحوه ی کنار آمدن کودک با تجربه های چند سال بعد نیز ارتباط دارد. برای مثال، در یک بررسی، به کودکان 2 ساله مسایلی ارائه شد که حل آنها مستلزم استفاده از ابزار بود. بعضی از مسایل در حد توان و ظرفیت و برخی دیگر بسیار مشکل بودند. کودکانی که در دوازده ماهگی به عنوان دلبسته ی ایمن شناخته شده بودند با پشتکار و اشتیاق به حل مسایل پرداختند و در برخورد با مشکلات به جای این که گریه سر دهند و یا عصبانی شوند، از بزرگسالان دور و بر خود کمک خواستند. کودکانی که قبلاً به عنوان دلبسته ی ناایمن شناخته شده بودند رفتاری کاملاً متفاوت داشتند. آن ها به راحتی دچار خشم می شدند، به ندرت تقاضای کمک می کردند، رهنمودهای بزرگسالان را یا نادیده می گرفتند و یا قبول نمی کردند و خیلی زود از تلاش در جهت حل مسأله دست می کشیدند (ماتاس، آرند و سروف[1]، 1978).

[1]. Matas, Arend & Srouf