دانلود پایان نامه : رابطه‌ سرمایه‌ اجتماعی و میزان گرایش به ارتکاب جرم

نظریه کوهن نیز بر اساس این است که نا کامی و سر خوردگی از مو قعیت طبقاتی منجر به شکل گیری خرده فرهنگی می‌شود که ویژگی آن بد خواهی (تمایل به آسیب رساندن به دیگران). عدم اصالت مطلو بیت و منفی بافی یا منفی گرایی است (قاسمی ،1383، 123)

آلبرت کوهن در بحث خود پیرامون « محرومیت فرهنگی، خرده فرهنگ بزهکاری » بیان می‌کند که پسران طبقه پایین کارگری به دلیل این که راه‌های موفقیت برای آنان مسدود می‌باشد از پایین بودن پایگاه و منزلت اجتماعی خود رنج می‌برند و به فرهنگ فرعی بزهکارزی روی می‌آورند. بدین صوکرت که آن‌ها هنجار‌های خود را از فرهنگ کلی جمعیت دریافت می‌کنند اما آن‌ها را در خلاف جهت تغییر می‌دهند. به همین دلیل است که آنان برای اعمالی مانند ویرانگری، سرقت، ولگردی و سایر اعمال که در کل جامعه محکوم است، ارزش والایی قائل می‌شوند(صفوی ،1370، 70). نا کامی یا فشار برای کوهن نه به عنوان یک ساختار بلکه به عنوان پدیدهای که در روابط بین شخصی در سطح تعامل گروهی رخ می‌دهد مورد توجه است. با زندگان در رقابت‌‌ها، احساس سر خورد گی و ناکامی یا محرومیت را تجربه می‌کنند. اغلب این بازندگان، شرایط پدیده آمده را به عنوان سر نوشت می‌پذیرند اما تعداد قابل توجهی از آنان نیز به سوی اعمال مجرمانه حرکت می‌کنند.

نواوری کوهن در جانشین کردن اصطلاح منزلت به جای موفقیت در نظریه مرتن بود. یعنی طبقات پایین در جامعه از نظر دستیابی به منزلت دچار ناکامی هستند جامعه در عین حال که آن‌ها را به کسب منزلت تشویق می‌کند امکان دستیابی را در اختیار آن‌ها قرار نمی دهد. از نگاه کوهن، ناهمسازی اهداف و ابزار مورد نظر مرتن به خودی خود به کج رفتاری نخواهد انجامید. جز اینکه متغیر مداخله گری چون سر خوردگی و ناکامی منزلتی به معادله اضافه شود. به بیان دیگر کوهن و مرتن هر دو فرض کرده‌اند که اعضاء طبقه پایین بیش از دیگران احتمال دارد که در فعالیت‌های نا به هنجار مشارکت کنند. چون جامعه می‌تواند به آن‌ها کمک کند که به آرزوی خود دست یابند بنابراین اگر مرتن مدعی بود که شکاف بین اهداف و ابزار موجب کج رفتاری است کوهن می‌گوید شکاف بین اهداف و ابزار به وسیله ناکامی منزلتی موجب کج رفتاری می‌شود. (سروستانی 46:1386)

کوهن مدعی است فرزندان طبقات فرو دست که همسن و سالان خود را از طبقات متوسط جامعه به مدرسه می‌روند و در ان جا با ارزش‌های طبقات متوسط اشنا و طالب منزلت‌های اجتماعی مقبول (و هواه خواه اهداف مشروع اجتماعی مورد نظر مرتن) می‌شوند، در رقابت با همکلاسان طبقات بالاتر خود، در می‌مانند، ناکام و تحقیر می‌شوند و می‌بازند. به نظر کوهن این فرزندان شکست خو رده محروم، از مدارس مروح ارزش‌های طبقات برخوردار به همسایگی‌های محروم خود باز می‌گرددند و برای جبران ناکامی خود در رقابت برای دستیابی به منزلت « خرده فرهنگ » بزهکاری تاسیس کنند که نظام ارزشی ان درست نقطه مقابل نظام ارزشی طبقات برخوردار و فعالیت و رقابت در ان برای آن‌ها ثمر بخش است که دارای مشکلات سازگاری می‌باشند. تجمع اینگونه افراد همراه با پیدایش استانداردهای گروهی و چارچوب مرجع ویژه خرده فرهنگ جدیدی را بوجود می‌اورد. (احمدی 4:1378).

طبقه محروم شیوه‌های خود را برای دستیابی به منزلت پیدا می‌کنند.این امر از طریق اشتغال به امور خلاف تحقق می‌یابد بنابراین در ضمن گسترش نظریه مرتن که مسئله هدف و شیوه‌های دستیابی به آن را مطرح می‌سازد. کوهن مفهوم نا کامی منزلتی را علت فشاری در نظر می‌گیرد نظام اجتماعی را به فرد وارد می‌کند و او را به سوی بزهکاری سوق می‌دهد (ممتاز، 102:1381)

 

2-4-2-1-6- نظریه فرآیند کنترل اجتماعی

این نظریه در تبیین انحرافات اجتماعی این فرض را مطرح می‌کند که رفتار انحرافی عمومی و جهان شمول می‌باشد و آن نتیجه کار کرد ضعیف مکانیزم‌های کنترل اجتماعی است. بر این اساس اگر بخواهیم از تمایلات جرم و بزهکاری جلو گیری شود می‌بایست همه افراد اعم از جوان و بزرگسال کنترل شوند. تراویس هیرشی پایه گذار نظریه پیوند اجتماعی است. تئوری هیرشی برای این فرض می‌باشد که انحراف یا کج روی ناشی از ضعف و گسستگی رابطه فرد به جامعه می‌باشد که در اثر کنترل و نظارت اجتماعی پدید می‌آید. هیرشی اعتقاد دارد که اجزاء و وابستگی به جامعه شامل موارد زیر است:

1- ارتباط با سایر افراد و مشارکت در نقش‌ها و فعالیتها‌ی اجتماعی که ارزش و نتایجی برای آینده دارد.

2- اعتقاد به ارزش‌های اخلاقی و هنجارها‌ی فرهنگی و امثال آن (تبریزی، 1383، 53)

او بر این باور است که کژ رفتاری زمانی روی می‌دهد که پیوند میان فرد و جامعه ضعیف گردد. او چهار عنصر اصلی: دلبستگی، سر سپردگی، درگیری، ایمان را باعث پیوند بین فرد و جامعه می‌داند:

1- دلبستگی: دلبستگی به افراد و نهادهای جامعه یکی از شیوه هایی می‌داند که از آن طریق فرد را به جامه پیوند می‌دهد.

2- سر سپردگی (تعهد): افراد جامعه در دستیابی به هدف هایی مانند تحصیل ،کار، خانه، دوستان و. … که برای آن‌ها سرمایه‌ی گذاری کردهاند و وقت و انرژی خود را در راه آن صرف کرده اند، بنابراین برای از دست ندادن این کج رفتاری نمی کنند.

3- در گیری و مشارکت: معمولاً کسانی که درگیر کار، زندگی خانوادگی ،سر گرمی و مشارکت اجتماعی‌اند کمتر فرصت پیدا می‌کنند که به کارهای خلاف رو بیاورند.

4- ایمان: (اعتقاد): هیرشی معتقد است که میزان اعتقاد به ارزش‌های اخلاقی و هنجارهای فرهنگی، هر چه ضعیف‌تر باشد احتمال کج رفتاری بیشتر است.

این چهار عامل تأثیر زیادی بر روی فرد در تطابق خود یا جامعه دارند و چنان چه یکی از آن‌ها ضعیف شود آزادی برای در گیر شدن در رفتار انحرافی بیشتر می‌شود. (تبریزی، 1383، 58)

 

2-5- چارچوب نظری تحقیق

با توجه به مبانی نظری و سوابق تئوری تحقیق می‌توان گفت که هیچ نظریه‌ی واحدی تاکنون نتوانسته تأثیر مستقل‌های فردی و اجتماعی به فرد را تبیین کند بنابراین برای تبیین علل و عوامل تبیین سرمایه‌ی اجتماعی و جرم از ترکیب و تلفیق نظریه‌های گوناگون بهره می‌گیریم. نظریات سرمایه‌ی اجتماعی روابط و تعاملات اجتماعی را به عنوان برجسته ترین شاخص سرمایه‌ی اجتماعی در نظر می‌گیرند.

با توجه به نظریات ارائه شده می‌توان گفت همه این نظریه‌ها چند نکته‌ی مشترک دارند: اول اینکه همه آن‌ها سرمایه‌ی اجتماعی را به عنوان یک منبع می‌بینند. دوم آنکه آن را بخشی از ساختار اجتماعی می‌دانند که در روابط بین افراد وجود دارد سوم اینکه آن را تسهیل کننده کنش‌های کنشگران در درون ساختار اجتماعی می‌دانند. چهارم اینکه می‌توان دو بعد در سرمایه‌ی اجتماعی تشخیص داد بعد ساختاری و بعد شناختی.

قبل از تلفیق نظریه‌های سرمایه‌ی اجتماعی جهت تبیین جرم باید اذعان داشت که بسیاری از نظریه پردازان به صورت مستقیم یا غیر مستقیم به ارتباط تنگاتنگ سرمایه‌ی‌ اجتماعی و ارتکاب جرم اشاره داشته‌اند. از جمله فوکویاما، کلمن، پاتنام، هالپرن و… اما در بین این نظریه پردازان نظریه فوکویاما از برجستگی بیشتری برخوردار است به خاطر آنکه فوکویاما به طور واضح یکی از راه‌های اندازه گیری سرمایه‌ی‌ اجتماعی در جوامع را ارتکاب جرم میداند. واعتقاد دارد برای اندازه گیری سرمایه‌ی‌ اجتماعی در جوامع باید نگاهی به امار جرم و جنایت در جوامع انداخت چرا که زیاد بودن جرم در جوامع می‌تواند دلیل کمبود یا نبود سرمایه‌ی اجتماعی باشد.

یکی از ابعاد سرمایه‌ی اجتماعی، بحث مشارکت اجتماعی می‌باشد که از نظریه پاتنام اخذ شده است و می‌تواند بر گرایش به ارتکاب جرم تأثیر گذار باشد.

از دیگر مولفه‌های مهم سرمایه‌ی اجتماعی بحث اعتماد اجتماعی است که از نظریه‌های پاتنام و فوکویاما استخراج شده است. اعتماد از عناصر ضروری برای همکاری بوده و حاصل پیش بینی پذیری رفتار انسانهاست، و بنابراین نظریه‌ها می‌تواند نبود اعتماد در جامعه گرایش به ارتکاب جرم را در پی داشته باشد.

هنجارهای اجتماعی نیز از دیگر ابعاد سرمایه‌ی اجتماعی است که در این پژوهش از نظریه کلمن و پاتنام استخراج گشته است و بی بند وباری نسبت به هنجارهای اجتماعی می‌تواند یکی از نمونه‌های بارز گرایش به جرم باشد.

متن کامل :

پایان نامه بررسی رابطه‌ی سرمایه‌ی‌ اجتماعی و میزان گرایش به ارتکاب جرم