پایان نامه رابطه تغییرات نوع اظهار نظر حسابرس با به موقع بودن افشای اطلاعات حسابداری

بررسی و مطالعه منابع و مآخذ موجود در مبانی تئوری حسابرسی، حکایت از درک و احساس نیاز به تئوری حسابرسی دارد که «ماتز» و «شرف» نیاز فوق را به صورت زیر بیان می‌کند:

«تمایل قوی در حسابرسی مشاهده می‌شود که از روش عمل‌گرایانه استفاده گردد. کارهای انجام شده هرچه باشد، بهترین کار انجام شده پذیرفته می‌شود و به شدت تأیید می‌گردد. آنچه تاکنون توانسته‌اند به آن جامه عمل بپوشانند، چنگی به دلی نمی‌زند. تا حدود زیادی این یک گرایش طبیعی است اما همواره باید در درون مغزها و محدوده‌ها حرکت کرد؛ همیشه باید به طور مستمر، عملیات و رویه‌ها را بیازمائیم؛ نه تنها در مرحله واقعیت عملی، بلکه با توجه به تئوری‌هایی که اساس و زیربنای حسابرسی را تشکیل می‌دهد و نیز باید برای روش‌های امکان‌پذیر و یافتن راه‌حلی برای مسائل قدیمی و کنونی، در پی تئوری‌ها باشیم. اگر مبانی تئوری حسابرسی را فراموش کنیم و آن را تنها مجموعه‌ای متزلزل از روشها و رویه‌های پشتیبان که یادآور گذشته است بدانیم، نه تنها حسابرسی، ابهت و محتوای خود را از دیدگاه جهانی از دست خواهد داد، بلکه مانع ارائه روش‌هایی خواهد شد که برای حل پیچیده‌ترین مسائل مورد نیاز است.»

از جمله مواردی که در این فصل از مبانی تئوری حسابرسی مورد نظر است. تأثیری است که حسابرسان بر دنیای واقعی دارند و بالعکس، تأثیری که دنیای واقعی بر آنها داشته است. موضوع اصلی و تمرکز بر مبانی تئوری، بررسی کارکرد فنی و پیچیده است که توسط متخصصین حرفه‌ای در عملیات حسابرسی رهبری می‌گردد. چنین کارکردی، یک وسیله کارا در مورد حسابدهی است. کارکردی که کنترل‌کننده عملیات شرکت به طور کلی و ارزیابی مسئولیت حسابدهی (پاسخگویی) مدیران، به طور اخص می‌باشد. کارکرد عملیات حسابرسی مستقل برای رسیدگی و گزارش کیفیت محتوای اطلاعات حسابداری صورت‌های مالی سالانه طراحی می‌شود و منافع مالکان و طیف وسیعی از سایر گروه‌های ذینفع را تأمین می‌نماید.

خرید و دانلود فایل:

متن کامل پایان نامه با فرمت ورد (docx ):

wq

پایان نامه رابطه تغییرات نوع اظهار نظر حسابرس با به موقع بودن افشا

در متون حسابرسی با تئوری حسابرسی، به جنبه‌های اقتصادی، سیاسی و جامعه‌شناسی آن نیز پرداخته‌اند. بورشل[1] و همکاران (1980) در مورد نقش حسابرسی معتقدند:

«فعالیت‌های اخیر حسابرسان نباید صرفاً به عنوان یک وظیفه فنی و خنثی مورد توجه قرار گیرد که برای بررسی صحت محاسبات و مطلوب بودن صورت‌ها وگزارش‌های مالی که در جهت منافع گروه معدود و سرمایه‌گذاران طراحی شده است. در عوض، وجود حسابرسی همچنین می‌تواند در داشتن تبعات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی در جوامع مختلف مورد بررسی قرار گیرد که در آنها این امر صورت می‌گیرد» به ویژه حسابرسی در فرآیند عملیات و عقد قرارداد و نتایج تصمیم‌گیری‌های اقتصادی، ابعاد کنترل‌های سازمانی، ایفای نقش می‌کند و همچنین در رفتار بین دولت‌ها تأثیر متقابل دارد.

از نظر سیاسی نیز حسابرسی برای سیاست‌گذاری و اعمال حاکمیت و کنترل بر واحدهای تجاری مستقل یا وابسته به دولت، به کار می‌رود.

از نظر اجتماعی «فلینت»[2] (1988):

«مفهوم اجتماعی حسابرسی عبارت است از نوع خاصی از آزمون و رسیدگی که توسط شخصی غیر از طرفهای درگیر، انجام می‌شود و در این اقدام، عملکرد با انتظارات و گزارش‌های حاصله مقایسه می‌گردد. این بخش از مکانیزم کنترل خصوصی و عمومی است که در مورد نظارت و تضمین حسابدهی و پاسخگویی به کار می‌برند.

[1] Borshel et al

[2] Flint