رای، برای، مسئولیت، دنیا، ثروت، تجربه، شخصیت، شامل، زمان، سرمایه، سن، مشاور، منابع، مهارت، طبقه، ارتباط، دانش، توجه، توسعه، مشاوران، موقعیت، سنت، تفاوت، ترس، تبدیل، بازار، آموزش، ربا، اصلاح، اراده، رضا

دانلود پایان نامه

نمونه‌های بارز سرمایه‌گذاری مولد شامل توسعه املاک، نوسازی املاک، اصلاحات تجاری و توسعه، بازاریابی محصول جدید و… می‌باشد.
در پایان هنگامی ‌که شما در حال تصمیم گیری در ارتباط با این سه طبقه از سرمایه‌گذاری هستید، می‌بایست به برخی موارد نظیر: سطح دانش و تجربه خود، نقاط قوت و ضعف، دسترسی خود به منابع شامل پول و زمان و به خصوص عوامل شخصیتی خود شامل مهارت مدیریت زمان، مهارت تصمیم‌گیری، تحمل ریسک و انضباط شخصی توجه نمایید، البته بسیاری از مشاوران خبره جهت کمک به شما در هریک از این طبقه‌ها و نیز بسیاری از منابع جهت کسب دانش و تجربه وجود دارد.
علی علیه‌السلام:
از دنیا بیزارم و زندگی را دوست دارم. زندگی نگاه منتظر یک یتیم است و دنیا حرص و طمع.
راز ثروت
راهکارهای ساده‌ای برای پولدارشدن
این‌ها چیزهایی است که فورا به ذهن من می‌رسد:
4 – اگر شما هنوز دهه‌های کاری‌ای را در پیش رو دارید، من برنامه‌ای برای تهدیدی که می‌تواند تورم بالا برای شما ایجاد کند دارم. با انباشت سرمایه به صورت دارایی فیزیکی، یعنی مقداری کافی سکه‌ طلا و نقره که خانواده‌ شما را همیشه در هنگام خطر بالای جزر و مدها قرار می‌دهد.
علی علیه‌السلام:
راز ثروت
آرمان جوانی
تیم هارفورد
مترجم: گلچهره پاکدل
اقتصاددان عزیز
اگر یک جوان باهوش و با اراده، امروز تصمیم بگیرد که خدمتی تا جای ممکن بزرگ به جامعه‌اش بکند، بهتر است که تاثیر کوچکی بر یک موضوع بزرگ بگذارد (مثل سیاست فدرال) یا مساله کوچکی را بگیرد و یک عمر برای حل آن تلاش کند (مثل یافتن درمان یک بیماری خاص یا ارتقای سطح آموزش در کشور)؟
جوان
جوان عزیز
علی علیه‌السلام:
از دنیا بیزارم و زندگی را دوست دارم. زندگی نگاه منتظر یک یتیم است و دنیا حرص و طمع.
راز ثروت
داستان توماج
برای خودم مهلتی یکماهه در نظر گرفتم و با خود گفتم: توماج! فقط یکماه فرصت داری. بیست سال را اینگونه زندگی کردی و امروز ناراحت و نگرانی. پس بیا و یکماه به اراجیف روانشناسان و مشاوران گوش بده…
به زودی همه چیز تغییر کرد. کمتر تمایل به جلب توجه داشتم. کمتر به دنبال اسیر می گشتم و کمتر حاضر می شدم قربانی باشم. مسئولیت کلیه زندگی خود را به عهده گرفته بودم… مسئولیت تمام زندگیم را در گذشته و آینده به عهده گرفتم و جدی خودم را صدا زدم. بلند و رسا گفتم توماج این تویی! این تویی! هر چه پیش آمده، هر چه داری و هر چه اتفاق بیفتد تنها از این روست که تو اینگونه می خواهی…
مسئولیت خودم و رفتارم را عهده گرفتم و دیری نپائید که به شادی رسیدم. کابوس های شبانه به خواب های لذتبخش و آسوده تبدیل شد. جای اخم از وسط ابروهای پرپشتم که بیشتر باعث می شد خشمگین و عصبانی جلوه کنم محو شد و جای آنرا چال روی صورت و خنده پر کرد. حالا دیگر می خندیدم و سرشار از هیجان بودم. عاشق ارتباطات جدید بودم. دوستان موثری یافته بودم و دوستان بی مصرف گذشته را رها کرده بودم.
زندگی عجیب است. از عمق نا امیدی و شکایت به اوج اعتماد و اطمینان و رضایت رسیده بودم. نه حکومت را مقصر عقب ماندگی خود می دانستم نه دیگر به فرهنگ و سنت ها اعتراض می کردم و نه پدر و مادر و دیگران را عامل کند بودم و اندوهم می دانستم.
همه چیز از آن من بود. عاشق تجربه موقعیت های جدید بودم و می دانستم که این خودم هستم که موقعیت های جدید را از بین یکدیگر تمیز می دهم و انتخاب می کنم. این من هستم که آنها را ادامه می دهم و این من هستم که مشخص می کنم چگونه به سرانجام برسند.
شخصیت متفاوتی شده بودم. درست است که قبول مسئولیت، مخصوصا آن اوایل سخت و طاقت فرسا بود اما زمانی که اولین آثار آن برایم نمایان شد تلاشم را چند برابر کردم و به خودم قول دادم برای احترام به شخصیت خودم هم که شده است تا به آخر دوام آورم و تا به نتیجه نرسیده ام متوقف نشوم.