رشته روانشناسی-دانلود پایان نامه با موضوع اختلافات زناشویی

دانلود پایان نامه

کودک ارشد خانواده بین 6 تا 13 سال دارد.

خانواده‌هایی با بچه‌های نوجوان که بزرگ‌ترین کودک 13 تا 20 سال دارد.
خانواده‌هایی که جوانان آن‌ها جدا می‌شوند. این مرحله با عزیمت اولین بچه از خانه شروع می‌شود و با رفتن آخرین آن‌ها خاتمه می‌یابد.
والدین میان‌سال، از هنگامی‌که فرزندان آن‌ها منزل را ترک کرده‌اند تا زمان بازنشستگی.
مرحله تعهدات اعضای خانواده، مرحله بازنشستگی تا مرگ.
طبق این دیدگاه، بسیاری از خانواده‌ها باوجود هرگونه ساختار یا ترکیبی که دارند، رویدادها و مراحل قابل پیش‌بینی خاصی را پشت سر می‌گذارند. هر مرحله بر اثر رویداد خاصی حادث می‌شود، رویدادی که مستلزم تغییر و سازگاری مجدد با آن رویداد است. این مراحل می‌توانند به خاطر تغییر در ساخت ترکیبی خانواده روی دهند یا ممکن است درنتیجه یک تغییر اساسی در فرآیند خود پیروی اعضا (رفتن به مدرسه، ورود به دنیای جوانی، بازنشستگی) حادث شوند. ویژگی نظام خانواده در هنگام پیشرفت عبارت است از: تداوم و تغییر در برخی موارد به‌صورت منظم، تدریجی و مداوم هستند. در سایر موارد امکان دارد ناگهانی، ناراحت‌کننده و ناپیوسته باشند. در هر دو وضعیت لازم است که سازمان کلی نظام متحمل تغییر و تحولاتی شود. برای مثال ممکن است خانواده ناگهان دچار رویدادهای فاجعه‌بار و غیرمنتظره شود. این بحران‌ها جریان تحولی عادی خانواده را بر هم می‌زنند و ناگزیر باعث تغییرات ارتباطی میان اعضای خانواده می‌شوند (گلدنبرگ و گلدنبرگ، بی تا؛ ترجمه حمید رضا حسین شاهی برواتی، سیامک نقش‌بندی و الهام ارجمند، 1388).
به‌طورکلی طبق این دیدگاه روابط خانوادگی به‌مرورزمان پیچیده‌تر می‌شوند و این در حالی است که خانواده‌ها نیازها و تمایلات مختلفی در مراحل مختلف چرخه زندگی دارند. در سال‌های اولیه (قبل از پدر و مادر شدن) شادی بالایی وجود دارد که در اواسط سال‌های ازدواج (سال‌های پدر و مادر شدن) این امر کاهش می‌یابد و در سال‌های آخر (پس از پدر و مادر شدن) باز افزایش می‌یابد. داشتن کودک به کاهش میزان رضایتمندی زناشویی در سال‌های اولیه منجر می‌شود، درحالی‌که وقتی بار کار سخت کاهش می‌یابد و مسئولیت‌های والدینی کمتر شوند، این دو باعث افزایش رضایتمندی زناشویی در سال‌های پایانی ازدواج می‌شوند (پلگ، 2008).
خشنودی زناشویی با تولد فرزندان سیر نزولی می‌یابد و زنان بیشتر از مردان از آن تأثیر می‌پذیرند. شلزینگر (1983) بر اساس مطالعات خود روی 129 زوج که حداقل 15 سال از ازدواجشان گذشته و صاحب یک فرزند بودند، به این نتیجه رسید که: میزان خشنودی زناشویی دارای یک افت پیوسته در دوران پس از ماه‌عسل است و 2- خشنودی زناشویی به‌صورت منحنی U شکل میباشد که اوج آن در سال‌های آغازین و قعر آن هنگام تولد کودکان است و هنگامی بهبود پیدا می‌کند که بچه‌ها خانه را ترک کرده باشند.
پیامدهای اختلافات زناشویی والدین در کودکان:
وجود تعارض و کشمکش در رابطه زناشویی، زن و مرد و کل خانواده را متحمل تنش و فشار شدیدی می‌کند. نحوه‌ی واکنش زن و مرد به درگیری‌های زناشویی متفاوت است. به نظر می‌رسد ازآنجایی‌که برای زنان داشتن ارتباط عاطفی و صمیمیت اهمیت فراوانی دارد پس از اختلافات زناشویی تا مدت‌ها به مسئله فکر می‌کنند و مرتباً آن را در ذهن خود مرور می‌کنند. از طرف دیگر مردان حساسیت کمتری به گرمی و صمیمیت در روابط زناشویی نشان می‌دهند؛ بنابراین، مردان، احتمالاً کمتر در تعارضات زناشویی متأثر می‌شوند و بیشتر به استقلال و رشد شخصی اهمیت می‌دهند. درحالی‌که زنان بیشتر از فرازوفرودهایی که در زندگی به وجود می‌آید متأثر می‌شوند؛ اما درمجموع مسلم این است که اختلافات زناشویی کل خانواده را درگیر می‌کند و مخصوصاً بیش از همه فرزندان را تحت تأثیر قرار می‌دهد (مهدی خان، 1382).
بر اساس پژوهش مازیک و می یر (2010) تعارض زناشویی والدین در کوتاه‌مدت سبب ایجاد مشکلات تحصیلی کودکان و مشکلات درون نمود در آن‌ها می‌شود و در بلندمدت احتمال سوءمصرف مواد و ازدواج زودهنگام آن‌ها که جدایی‌های زودهنگام را در پی دارد، در آن‌ها افزایش می‌دهد. درحالی‌که زندگی با مادر به‌تنهایی و یا حتی زندگی با مادر و ناپدری البته درصورتی‌که تعارض و اختلافی وجود نداشته باشد با مشخصه‌ های بهزیستی بیشتری همراه است.
آبلو و همکاران (2009) معتقدند، بسیاری از کودکان خود را در تعارضات زناشویی والدین مقصر می‌دانند دچار اختلالات درون نمود (افسردگی و اضطراب) می‌شوند. در بسیاری از موارد تعارضات و درگیری‌های والدین و نارضایتی زناشویی آن‌ها سبب کاهش منابع روانی و اجتماعی و عدم توانایی آن‌ها در به وجود آوردن جوی گرم و مطمئن در خانواده می‌شود و چنان قابلیت‌های روانی و مهارت‌های فردی و اجتماعی والدین را تضعیف می‌کند که دیگر والدین توانایی حفظ بهزیستی خانواده را نخواهند داشت و بنابراین پیش از آنکه طلاق اتفاق بیفتد، سلامت روحی و روانی فرزندان به‌شدت تحت تأثیر قرار می‌گیرد (استروچن، 2005).
اختلافات زناشویی به دلیل شرایط ناآرامی که در کل محیط خانواده ایجاد می‌کند سبب ایجاد خلق منفی و انواع اختلالات درون نمود در کودکان خردسال می‌شود. در چنین وضعیتی کودکان خردسال اغلب اوهام و پندارهای ترسناکی را تجربه می‌کنند، احساس تنها ماندن دارند و مایل هستند واقعیت وضع خانواده را نادیده بگیرند. والدین به دلیل تنشی که خوددارند، اغلب نمی‌توانند کودکان را امیدوار و کمکشان کنند تا وضع موجود را درک کنند. کودکان بزرگ‌تر نیز احساس درماندگی می‌کنند، قدرت تفکر و مقابله خود را از دست می‌دهند و حتی نشانه‌های روان‌تنی بروز می‌دهند که نشانگر اضطراب آن‌ها است. درنهایت این قبیل کودکان در مقابل عوامل فردی و اجتماعی آسیب‌پذیر خواهند شد لذا تاب‌آوری در آن‌ها شکل نمی‌گیرد (اسوین، 2011).
می‌توان بیان داشت که پدر و مادر باید به ارضای نیازهای عاطفی، روانی و جسمانی کودک پرداخته و شرایط را طوری آماده کنند که فرزند، خاطرات خوب و تصویر مثبتی از زیستن و برقراری ارتباط با دیگران پیدا کند. والدین و اطرافیان کودک هرگاه خواسته‌های طبیعی و نیازهای اساسی کودک را تأمین نکنند، عمل کودک‌آزاری اتفاق افتاده است و ازآنجایی‌که یکی از حقوق کودک داشتن محیط امن و آرام در خانه است پس مشاجره‌ی والدین با یکدیگر به‌نوعی کودک‌آزاری ناآگاهانه است. پدر و مادر کودک همان‌طور که حق تنبیه بدنی او را ندارند، نباید او را به لحاظ روحی و روانی مورد آزار قرار دهند. زمانی که پدر و مادر بر سر کوچک‌ترین مسائل جلوی چشم کودکان خود باهم مشاجره کرده و اوضاع خانواده را متشنج می‌کنند به‌مرورزمان آثار سوء و منفی بر فرزندانشان بر جای می‌گذارد.
جدول 3 – 2، تحقیقات انجام‌شده در مورد بی‌ثباتی ازدواج در ایران و خارج از کشور
متغیر
رابطه با بی ثباتی ازدواج
سال
شهر/کشور
تعداد
عنوان پژوهش
سبک دلبستگی اضطرابی دوسویه
مثبت
1389
تهران
150 نفر (87 مرد و 63 زن)
بررسی ارتباط بین سبک‌های دلبستگی و میزان بی‌ثباتی ازدواج در زنان و مردان متأهل
فرسودگی زناشویی
مثبت

1390
فلاورجان
از هر گروه (کنترل و آزمایش) 20 نفر
اثربخشی بازآموزی اسنادی در کاهش فرسودگی زناشویی و احتمال وقوع طلاق در زوجین متقاضی طلاق
تأثیر مشاوره
منفی
1389
اصفهان
از هر گروه آموزش 15 نفر
مقایسه فرآیند داوری خانواده و مشاوره در کاهش میل به طلاق در زوج‌های متقاضی طلاق شهر اصفهان
اثربخشی رویکردهای ارتباطی ستیر و تجربی ویته کر
منفی
1389
کرج
دو گروه آموزشی که هرکدام 8 نفر بودند و یک گروه 8 نفر کنترل
مقایسه اثربخشی رویکردهای ارتباطی ستیر و تجربی ویته کر در کاهش احتمال وقوع طلاق در زوج‌های متعارض در آستانه طلاق
زندگی مشترک قبل از ازدواج
مثبت
2012
آمریکا
1483 مرد و
2003 زن
هم خانگی پیش از ازدواج و انحلال ازدواج: یک بررسی از ازدواج‌های اخیر
برنامه آموزشی برای زوج‌ها
منفی
2010
آلمان
101 زوج
پیشگیری از بی‌ثباتی و آشفتگی ازدواج. بررسی نتایجی از 11 سال پیگیری طولی
شرایط غیراستاندارد کار (نوبت شب زنان)
مثبت
2010

آمریکا

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

2893 زوج
کار غیراستاندارد و بی‌ثباتی ازدواج: شواهدی از بررسی طولی شهروندان جوانان
با توجه به جدول 3-2 بی‌ثباتی ازدواج با فرسودگی زناشویی (شریفی، کارسولی و بشلیده، 1390) و شرایط غیراستاندارد کاری (کلیل، زیول- گواست، لوین و اپستین، 2010) سبک دلبستگی اضطرابی دوسویه (نظری، صاحبدل و اسدی، 1389) و زندگی مشترک قبل از ازدواج (مانینگ و کوهن، 2012)، رابطه مثبتی دارد. در میان کوهبیتورها، تعهد زناشویی در قبل از زندگی مشترک بدون ازدواج (برنامه‌ی مشخص و یا تعاملی برای ازدواج) به خطرات پایین‌تر بی‌ثباتی ازدواج گره‌خورده است. از سوی دیگر برنامه‌های آموزشی برای زوج‌ها در آلمان (هالگ و ریچر، 2010) و رویکرد ستیر و ویته کر (جعفری، ثنایی ذاکر، پاشا شریفی و کرمی، 1389) و مشاوره (علی مردانی، فاتحی زاده، جلالی و باغبان، 1389) برای زوجین متقاضی طلاق در ایران به کاهش بی‌ثباتی ازدواج انجامیده است.
بنابراین، زندگی‌های زناشویی که به دلیل عدم شباهت‌ها و عدم انعطاف پذیری میان زن و شوهر در مسائل مختلفی چون ارزش‌ها، میزان هوش، میزان انرژی، اختلاف در دیدگاه‌ها، خلق‌وخوی و علایق دچار تزلزل و نابسامانی می‌گردد و احتمال وقوع طلاق یا جدایی در مورد آن‌ها زیاد می‌شود. این جدایی طبق تحقیقات اثرات سوء زیادی بر خانواده و به‌ویژه کودکان می‌گذارد طلاق چیزی بیش از یک چالش موقتی برای کودکانی است که پایان زندگی مشترک پدر و مادرشان را تجربه می‌کنند. التزام پدر و مادر به ادامه زندگی مشترک در کودک حس بودن، تعهد و تعلق به وجود می‌آورد. وقتی طلاق والدین این احساس را از بین می‌برد، اضطراب وجود کودک را در برمی‌گیرد و درنتیجه بهزیستی کودک و توانایی او را برای کنار آمدن با دنیا و برقراری ارتباط با دیگران محدود می‌کنند؛ اما با آموزش مهارت‌های مختلف برای افزایش رضایت زناشویی و کاهش تعارضات و اختلافات زناشویی می‌توان تا حد بسیاری از فراوانی وقوع طلاق جلوگیری کرد.
بخش سوم: بهزیستی روان‌شناختی
امروزه دیدگاه جدیدی در علوم وابسته به سلامت به‌طور اعم و در روان‌شناسی به‌طور اخص در حال شکل‌گیری و گسترش است. در این دیدگاه علمی تمرکز بر روی سلامتی و بهزیستی از جنبه‌ی مثبت، توضیح و تبیین ماهیت بهزیستی روان‌شناختی می‌باشد (ریف وسینگر، 1998).
مفهوم بهزیستی روان‌شناختی
بهزیستی مفهوم کلیدی و اصلی تفکر گسترده‌ای است که شامل رضایت معمولی فرد از زندگی، احساسات مثبت و فقدان احساس منفی می‌باشد. اولین مؤلفه‌ی آن یک قضاوت شناختی درباره‌ی این است که زندگی فرد چه طور می‌گذرد، مؤلفه بعدی شادکامی فرد در سطوح تجارب شخصی است (داینر، اویشی و لوکاس، 2003).
مفهوم بهزیستی شخصی به انواع ارزیابی‌های گوناگون (مثبت و منفی) افراد از زندگی‌شان اشاره دارد که شامل ارزیابی‌های شناختی و فکری (مانند رضایت از زندگی، رضایت شغلی، علائق و تعهدات) و واکنش‌های عاطفی به حوادث زندگی (مانند لذت‌ها، شادی‌ها، غم‌ها و دل‌تنگی‌ها) می‌باشد؛ بنابراین بهزیستی روان‌شناختی اصطلاحاً چیزی است که برای ارزیابی گوناگونی که مردم از زندگی خود، اتفاقاتی که برای آن‌ها می‌افتد، جسم و ذهنشان و شرایط محیطی که در آن زندگی می‌کنند، دارند. بهزیستی روان‌شناختی به درک افراد از زندگی خودشان در حیطه رفتارهای هیجانی و عملکردهای روانی و ابعاد سلامت روانی تعریف‌شده است. تحقیقات در مورد بهزیستی روان‌شناختی قلمروهایی از شخصیت، انگیزش و عامل‌های شناختی (ادراک، اعتمادبه‌نفس، خوش‌بینی) را نشان داده است که همه‌ی این عوامل در رضایتمندی افراد از زندگی مشارکت دارند (داینر،2006).
ویژگی‌های مهم روانی که فرد واجد سلامت می‌بایست از آن برخوردار باشد، احساس بهزیستی یا رضایتمندی است. احساس بهزیستی اصطلاحاً این‌گونه تعریف می‌شود: احساس مثبت و احساس رضایتمندی عمومی از زندگی که شامل خود و دیگران در حوزه‌های مختلف است. احساس بهزیستی هم دارای مؤلفه‌های عاطفی و هم مؤلفه‌های شناختی است. افراد با بهزیستی بالا به‌طور عمده‌ای هیجانات مثبت را تجربه می‌کنند و از حوادث و وقایع پیرامون خود ارزیابی مثبتی دارند، درحالی‌که افراد با بهزیستی روان‌شناختی پایین، حوادث و موقعیت زندگی‌شان را نامطلوب ارزیابی می‌کنند و بیشتر هیجانات منفی نظیر اضطراب، افسردگی و خشم را تجربه می‌کنند (می یرز و داینر، 1995). علاوه بر این افرادی که سطوح بالای بهزیستی را تجربه می‌کنند به‌طور متوسط بیشتر قابل‌اعتماد هستند و همکاری بیشتری با افراد دیگر دارند (تو و داینر، 2008).
بهزیستی روان‌شناختی را می‌توان واکنش‌های عاطفی و شناختی به ادراک ویژگی‌ها و توانمندی‌های شخصی، پیشرفت بسنده، تعامل کارآمد و مؤثر با جهان، پیوند و رابطه مطلوب با جمع و اجتماع و پیشرفت مثبت در طول زمان تعریف کرد. این حالت می‌تواند مؤلفه‌هایی مانند رضایت از زندگی، انرژی و خلق مثبت را نیز در برگیرد (کارادماس،2007).
کارول ریف (1998) از ترکیب مفاهیم مطرح‌شده درزمینه‌ی روان‌شناسی مثبت، به یک مدل چندوجهی بهزیستی روان‌شناختی دست‌یافت که منجر به ساخت مقیاس‌هایی با عنوان مقیاس‌های اندازه‌گیری بهزیستی روان‌شناختی ریف گردید. مدل بهزیستی روان‌شناختی ریف دارای شش بعد است که هر یک از ابعاد چالش‌هایی را در برمی‌گیرد که هر فرد در هنگام سیر به‌سوی کمال، یعنی زمانی که می‌خواهد شایستگی‌ها و استعدادهای خود را به منصه ظهور برساند، با آن‌ها مواجه می‌شود. این شش بعد در ترکیب با یکدیگر بهزیستی پایدار و عمیقی را منعکس می‌سازند که حاصل تحول مثبت فرد از گذشته تا حال میباشد، به‌عبارت‌دیگر این ابعاد رشد و تکامل دائمی و پیوسته‌ای را منعکس می‌سازند که باور به هدفمند و معنادار بودن زندگی، داشتن توانایی برقراری ارتباط با دیگران، توانایی اداره زندگی شخصی و محیط اطراف و احساس خود تعیین گری را در فرد به وجود آورده است. شش وجه بهزیستی روان‌شناختی عبارت‌اند:
خودآئینی به احساس خود تعیین‌کنندگی، استقلال و آزادی اطلاق می‌شود. فردی که بتواند بر اساس افکار، احساسات و باورهای شخصی خود تصمیم بگیرد، دارای ویژگی خودمختاری است. در حقیقت، توانایی فرد برای مقابله با فشارهای اجتماعی، به این مؤلفه مربوط می‌شود. مؤلفه هدفمندی در زندگی، به مفهوم دارا بودن اهداف درازمدت و کوتاه‌مدت در زندگی و معنادار شمردن آن است. فرد هدفمند نسبت به فعالیت‌ها و رویدادهای زندگی علاقه نشان می‌دهد و به شکل مؤثر با آن‌ها، درگیر می‌شود. یافتن معنی برای تلاش‌ها و چالش‌های زندگی در قالب این مؤلفه قرار می‌گیرد (ریف، لاو، اسکس و سینگر، 1998)، مؤلفه رشد شخصی به گشودگی نسبت به تجربیات جدید و داشتن رشد شخصی پیوسته گفته می‌شود. فردی دارای این ویژگی همواره درصدد بهبود زندگی شخصی خویش از طریق یادگیری و تجربه است (ریف و کی یز، 1995)
تسلط بر محیط مؤلفه‌ی دیگر این مدل به معنی توانایی فرد برای مدیریت زندگی و مقتضیات آن است. لذا فردی که احساس تسلط بر محیط داشته باشد، می‌تواند ابعاد مختلف محیط و شرایط آن را تا حد امکان دست‌کاری کند، تغییر دهد و بهبود بخشد. روابط مثبت با دیگران یعنی داشتن رابطه باکیفیت و ارضاکننده با دیگران است. افراد با این ویژگی عمدتاً انسان‌های نوع‌دوست و توانا در دوست داشتن دیگران هستند و می‌کوشند رابطه‌ای گرم بر اساس اعتماد متقابل با دیگران، ایجاد کنند (کی یز، 2002).
مؤلفه پذیرش خود به معنی داشتن نگرش مثبت نسبت به خود و زندگی گذشته خویش است. اگر فرد در ارزشیابی استعدادها، توانایی‌ها و فعالیت‌های خود در کل احساس رضایت کند و در رجوع به گذشته‌ی خود احساس خشنودی کند، کارکرد روانی مطلوبی خواهد داشت. همه‌ی انسان‌ها تلاش می‌کنند علی‌رغم محدودیت‌هایی که در خود سراغ دارند، نگرش مثبتی به خویشتن داشته باشند، این نگرش پذیرش خود است (هاوسر، اسپرینگر و

دیدگاهتان را بنویسید