رشته روانشناسی-دانلود پایان نامه : حمایت اجتماعی

دانلود پایان نامه

برخوردارند علائم افسردگی در آنان دیده نمی شود و بنابراین حمایت اجتماعی با افزایش درک صریح از رویدادهای روانی فشار زا باعث کاهش تأثیر فشار روانی می شود.(کاپلان ، 1996،ترجمه پور افکاری ، 1380 ).

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

_عوامل فردی و اجتماعی حمایت اجتماعی:
اکنون تقریباً مسلم شده است که حمایت اجتماعی یکی از عوامل بسیار مهم در سلامت روانی نیز هست . در طی بیست سال گذشته مجموعه ای از اطلاعات و داده ها پیوند حمایت اجتماعی نسبت به سلامتی را جمع آوری کرده اند . تحقیقات نشان می دهد که ارتباط قابل توجهی بین سطوح پایین حمایت اجتماعی و میزان بروز بیماریها و مرگ و میر وجود دارد. پیوند مکانیزم های مطرح شده نسبت به سلامتی بر پایه روانشناختی است. یعنی اینکه حمایت اجتماعی ممکن است با بیشتر وضعیتهای عاطفی مثبت احساس تعلق صمیمیت ، خود ارزشی ، و افزایش حس کنترل در ارتباط باشد. وضعیتهای روانشناختی مثبت مشتق شده از حمایت اجتماعی ممکن است رفتار های سلامت را افزایش دهدیا ممکن است مانع واکنشهای فیزیولوژیکی آسیب زای مرتبط با وضعیتهای روانی منفی شوند . تحقیقات نشان داده اند زنانی که از حمایت اجتماعی کمتری برخوردار بوده اند نسبت به مردانی که از حمایت بیشتری برخوردار بودها ند طول عمر کمتری داشته و آمادگی بیشتری برای ابتلا به بیماری از خود نشان داده اند . البته حمایت اجتماعی نیز برای ادراک فرد از محبت و حمایت خانواده ، دوستان و اطرافیان در مقابل استرس و مشکلات زندگی اطلاق می شود . افرادی که حمایت اجتماعی بیشتری دریافت می کنند درد کمتری را متحمل شده و کمتر به بیماری مبتلا می شوند .
29-2-طبقه بندی حمایت اجتماعی و انواع آن :
کوب 1976 حمایت اجتماعی را به عنوان اطلاعاتی تعریف کرده است که باعث می شود افراد به این اعتقاد پیدا کنند که می بایستی مورد مراقبت قرار بگیرند و دوست داشته باشند ، مورد احترام قرار گرفته وبه آنها ارزش داده شود و متعلق به یک شبکه اجتماعی بوده و این ارتباط نیز دو طرفه می باشد. این سه نوع اطلاعات فرد را با انواع مختلفی از حمایت اجتماعی مواجه می کنند ،حمایت ازحرمت نفس ، ارزشمند شدن و حمایت عاطفی وحمایت از طرف جامعه.
شی فر ، کوین و لازاروس ( 1981 ) سه محور را برای حمایت اجتماعی بر شمرده اند .
1- حمایت اجتماعی هیجانی یا عاطفی که در برگیرنده صمیمت و به دست آوردن آن در روابط بین فردی است .
2- حمایت عینی یا ملموس که کمک مستقیم و قابل لمس در ارتباط با امکانات و خدمات می باشد .
3- حمایت اطلاعاتی : که در برگیرنده راهنماییها با اطلاعات و راه حلهایی است که یک شخص در ارتباط با مشکل خود به آن نیاز داشته و پسخوراندی به رفتار می باشد(قلاتی ،1380).
بر کمن( 1986 )، بیان می کند که حمایت اجتماعی به دو نوع اساسی ساختاری و کارکردی تقسیم می شود . حمایت ساختاری معمولاً به جنبه عینی حمایت اشاره دارد و در برگیرنده ارتباطات اولیه و اساسی می باشد . از قبیل تأهل ، عضویت در گروه ها ، دلبستگی ،علایق و غیره – حمایت کارکردی شامل کار کردهای مثل حمایت اطلاعاتی و ابزاری و محترم شمردن فرد ، صمیمت در روابط اجتماعی ، میزان و مکان دسترسی به فرد مذکور در زمان معین و مورد نیاز را در بر می گیرد .
وان ( 1996 ) اعتبار افتراقی چهار نوع حمایت اجتماعی ( اطلاعات ، عاطفی ، ملموس و رفاقت) را مورد بررسی قرار داد. نتایج حاکی از تأثیر حمایتهای اجتماعی بر عوامل متعددی بود. نتایج قطعی و مهمی از اینکه چه افرادی این حمایتها را بوجود می آورد در دست است. تجزیه و تحلیل داده ها یک همبستگی میان اعضای خانواده وا نواع حمایت اجتماعی را نشان می دهد. (یار احمدی ،1378).
کاپلان و هاینزمن (2010) حمایت اجتماعی را یک مفهوم چند بعدی می دانند که شامل دو بخش است:
1- حمایتی که در عمل دریافت شده است. که خود به سه نوع حمایت قابل تقسیم اند:
1- حمایت آگاهی دهنده 2- حمایت عاطفی و 3- حمایت ابزاری
2- حمایت در دومین  قسمت به منابع حمایتی اشاره دارد: 1- خانواده 2- دوستان 3- غریبه ها 4- حیوانات.
کوهن (2009) برای توضیح نقش های دفاعی حمایت های اجتماعی دو نوع الگو را شناسایی کرده است:
1- اولین الگو به نام «الگو عامل موثر بنیادی» شناخته می شود و فرض را بر این می گیرد حمایت اجتماعی بدون در نظر گرفتن تجارب واقعی رویدادهای استرس آور، یک موقعیت کلی مثبت را به فرد می دهد.
2-الگوی دوم به عنوان «الگو عامل موثر بازدارنده استرس» تعریف می شود و فرض را بر این می گرد که داشتن حمایت اجتماعی مناسب تاثیر استرس را روی سلامت فرد تعدیل (کاهش) می کند. (میچل دمونت.مارک آ.2005)
دیویدسون و نیل حمایت اجتماعی را به 4 طبقه کلی تقسیم نموده اند:
1- حمایت اطلاعاتی 2- حمایت ابزاری 3- حمایت معاشرت اجتماعی 4- حمایت عزت نفس(بخشایی.1387)
راتوس (2008)معتقد است حمایت اجتماعی از پنج طریق عمل می کند:
1- توجه عاطفی: شامل گوش دادن به مشکلات افراد و ابراز احساسات همدلی، مراقبت، فهم کردن و قوت قلب دادن؛
2- یاری رسانی: یعنی ارائه حمایت و یاری که به رفتار انطباقی می انجامد.
3- اطلاعات: ارائه توصیه و راهنمایی جهت افزایش توانایی مقابله ای افراد.
4- ارزیابی: ارائه پسخوراند از سوی دیگران در زمینه عملکرد منجر به تصحیح عملکرد.
5- جامعه پذیری: دریافت حمایت اجتماعی معمولاً بواسطه جامعه پذیری به وجود می آید. در نتیجه اثرات سودمندی به دنبال دارد.
روک واتیارد(2009)حمایت اجتماعی را دارای دو شکل می دانند:
حمایت اجتماعی عاطفی
2- حمایت اجتماعی ابزاری
_حمایت اجتماعی عاطفی: را می توان ایجاد نوعی رابطه صمیمی و محبت آمیز با دیگر افراد دانست. مثل خانواده؛
_حمایت اجتماعی ابزاری: ارائه خدمات، کمک در انجام فعالیت ها، دادن پول و سایر کمک هایی است که از افراد دیگر به فرد می گردد.
اعضای خانواده به عنوان مهم ترین منبع حمایت ابزاری به شمار می آیند در حالی که دوستان معمولاً کمتر چنین کمکی را فراهم می کنند. از سوی دیگر حمایت عاطفی هم از طرف اعضاء، خانواده و هم دوستان بروز می کند.(روک و ایتارد.2000)
30-2-مهارتهای مقابله ای :
مهارت های مقابله ای، فنونی هستند که افراد در مواجهه با رویدادهای تنش زا به کار می گیرند. توانایی کنترل و تسلط بر موقعیت می تواند در افزایش توانمندی مهارت های مقابله ای موثر باشد و اثرات مخرب تنیدگی بر سلامت جسمانی و روانی جلوگیری کند. گاهی فرد می تواند افکاری را که درباره رویداد تنش زا دارد، تحت کنترل داشته باشد. که به آن کنترل شناختی گفته می شود. در مواردی کسب اطلاعات بیشتر درباره موقعیت تنش زا می تواند کمک کننده باشد. البته گذشته از این مهارت ها افراد می توانند در راستای پیشگیری از پیامدهای جسمانی و روانی تنیدگی، آموزش مهارت های مقابله ای را یاد بگیرند. آموزش مهارت های مقابله ای شامل آموزش مجموعه ای از روش های شناختی و رفتاری متعددی است که در جریان آن با هدف کمک به فرد آموزش داده می شوند تا بدین ترتیب فرد بتواند در بسیاری از موقعیت ها سازش لازم و سلامت روان را به دست آورد (دیماتئو 1991/ ترجمه موسوی).
– لازاروس (2000) مهارت های مقابله ای را به شرح زیر خلاصه می کند:
1- کاهش آسیب ناشی از شرایط محیطی
2- تحمل کردن حوادث یا واقعیت های منفی و یا تطبیق دادن خود با آن
3- حفظ تصویر ذهنی مثبت
4- حفظ تعادل احساسی و عاطفی
5- حفظ روابط رضایت بخش با دیگران
پاسخ های مقابله ای می توانند سه نتیجه به بار آورند:
1- حفظ شرایط احساسی حال حاضر
2- ادامه دادن فعالیت های روزمره که تحت تاثیر محرک تنش زا با وقفه روبرو شد است
3- احساس توانمندی روانی
– مقابله یا مدارای موثر برای رویارویی با علت محرک های تنش زا از چهار جزء اولیه تشکیل می شود:
1- راهبردهای موثر مقابله و مدارا
2- پردازش اطلاعات
3- اصلاح رفتار
4- رسیدن به راه حل های صلح آمیز و آرامش بخش (تسکین دهنده های فوری)
دیدگاه های نظری درباره مهارتهای مقابله ای :
درباره مقابله دیدگاه های نظری متفاوتی مطرح شده است که می توان از آنها موارد زیر را مورد مطالعه قرار داد:
– دیدگاه فرایدنبرگ و لویئس (به نقل از لازاروس 1993):
فرایدنبرگ و لویئس با تعریف مقابله به عنوان مجموعه ای از اعمال شناختی و عاطفی که در پاسخ به مسایل ویژه ای به کار برده می شود سه سبک مقابله ای را مطرح کرده اند که (1984) بر اساس نظریه لازاروس عبارتند از:
– سبک های بارور – مراجعه به دیگران و – سبک های نابارور (ناکارآمد)
این 3 نوع سبک از هیجده (18) نوع راهبرد تشکیل شده اند.
الف: سبک بارور: اجزا سبک بارور هشت راهبرد مقابله ای است.
1- حمایت اجتماعی: گرایش در میان گذاشتن مشکل با دیگران و جلب حمایت آنان به عنوان یکی از راه های کنترل کردن می باشد.
2- تمرکز بر حل مشکل: یک راهبرد مساله مدار می باشد که طی آن به طور منظم به بررسی مساله پرداخته می شود و با در نظر گرفتن دیدگاه های گوناگون با مشکل برخورد می شود.
3- سخت کوشی و موفقیت: این راهبرد توصیف کننده تعهد، بلند پروازی و تلاش زیاد می باشد.
4- تفریحات فیزیکی: منظور انجام فعالیت های ورزشی و داشتن آمادگی جسمانی برای برخورد مناسب با مشکل می باشد.
5- راه های آرام بخش: این راهبرد بیشتر به جهت آرام ساختن و (Relaxeition) است تا پرداختن به فعالیت های تفریحی و بدنی
6- حفظ تعادل خاطر: این راهبرد بیانگر ایجاد یا حفظ آرامش اطمینان به خود توانایی فرد برای مقابله با مشکل
7- تقویت رابطه با دوستان: حاکی از یک ارتباط صمیمی خاص می باشد.
8- تمرکز بر جنبه های مثبت (مثبت اندیشی): یعنی داشتن نگاهی مثبت و توجه به ویژگی های مثبت یک رویداد. (تا تمرکز بر بد اندیشی و ایجاد انرژی منفی)
– ب: سبک نابارور: مترادف سبک مقابله ای ناکار آمد (غیر مفید/ بی اثر)می باشند و از هشت راهبرد زیر تشکیل شده است:
1- نگرانی: بیانگر اهمیت دادن به آینده و به طور کلی خوشبختی در آینده به طور خاص می باشد.
2- حفظ تعلق خاطر: اهمیت دادن به ارتباط با دیگران به ویژه به آن چه که دیگران به آن فکر می کنند می باشد.
3- تفکر آرزومندانه: امیدواری به گرفتن یک نتیجه مثبت
4- کنار نیامدن (اجتناب دوری کردن): این راهبرد نشان دهنده دور شدن از مشکل و تسلیم شدن در برابر آن است.
5- کاهش تنش: فرد از راه تخلیه هیجانی و کاهش تنش سعی می کند احساس بهتری داشته باشد .
6- کناره گیری (خودداری): دوری کردن و کناره گیریفرد از جمع و دیگران و مخفی نگه داشتن مساله در خود و عدم ابراز آن به کسی
7- سرزنش خود: فرد خود را مسئول بروز نگرانی و مشکل می داند.
– ج: سبک مراجعه به دیگران: بیانگر مراجعه فرد به اشخاص دیگر جهت مساعدت و یاری خواستن از آن هاست و شامل چهار راهبرد است دیگران شامل همسالان، متخصصان، والدین و نیروهای معنوی / الهی می باشند.(عرفانی.1387)
1- راهبرد جستجوی حمایت اجتماعی: گرایشی است برای در میان گذاشتن مشکل شخصی با دیگر افراد و جلب حمایت آنان جهت کمک به وی
2- حمایت معنوی: نشان دهنده اعتقاد به خدا، دعا و نیایش کردن، توکل، امدادهای الهی و کمک گرفتن با این نیروی مذهبی است.
کمک حرفه ای: در این راهبرد فرد از اشخاص حرفه ای و متخصص آن حیطه خاص کمک می گیرد. (مثل کمک از وکیل برای جلب رضایت / کمک از دبیر ریاضی برای تقویت درسی)
اقدام اجتماعی: عملی است که فرد طی آن دیگران را است مشکل خویش مطلع می کند.
دیدگاه لازاروس ،فولکمن (1984) :به اعتقاد لازاروس ، فولکمن راهبردهای مقابله ای که به صورت آگاهانه صورت می گیرند؛ سه کار عمده برای افراد دارند:
الف: فراهم نمودن اطلاعات مورد نیاز در رابطه وی با محیط
ب: پردازش نمودن اطلاعات
ج: حفظ استقلال و آزادی عمل در به کارگیری مهارت ها
بر طبق این دیدگاه تصور و برآورد افراد از رویدادها، از خود رویدادها اهمیت بیشتری دارند. (نه رویداد محیطی و نه پاسخی که فرد خواهد داد) هیچ یک نمی توانند استرس را تعیین نمایند، بلکه ادراک فرد از موقعیت است که استرس و شدت (مقدار سختی) آن را تعیین می کند. این ادراک شامل (آسیب ها، تدابیر، تهدیدها و حالات بالقوه) و توانایی ادراک شده فرد برای مقابله با آنهاست.
3- نوع ارزیابی توسط فرد هنگام سنجش یک واقعه (رویداد) صورت می گیرد (لازاروس ، فولکمن):
– الف): اولیه: یعنی فرد رویداد معینی را فشار زا بداند (تلقی کند) یا خیر.
– ب): ارزیابی ثانویه: این ارزیابی شامل بررسی تمهیدات مقابله ای در دسترس می باشد که طی آن به سه سوال پاسخ داده می شود: اول این که چه راه هایی در برابر فرد گشوده است؟ دوم این که چقدر احتمال دارد که بتوان راهبردهای لازم را برای کاهش استرس به طور موفقیت آمیزی به کار گرفت؟ و سوم این که آیا این رویکرد مورد استفاده موثر است و در کاهش پیامدهای تنشی موثر هست یا خیر؟
– ج): ارزیابی مجدد: در این نوع ارزیابی فرد به وفور سعی می کند ارزیابی های خود از موفقیت تغییر داده و اصلاح کند و به محض آن که اطلاعات جدیدتری دریافت کند، ارزیابی دیگری را به عمل می آورد، با این حال ارزیابی مجدد موثر نیست بلکه گاهی اثرات، کاهنده و زیانبار دارند.
دیدگاه آنتونوفسکی: از نظر آنتونوفسکی (1987) مقابله داری سه جزء عمده و مرتبط با هم است و مقابله کار ساز مستلزم استفاده از این سه عامل است
1- خرد پذیری: ارزیابی دقیق و عینی از موقعیت پیش آمده با عامل روانی تنش زا می باشد.
2- انعطاف پذیری: دسترسی داشتن به مجموعه ای از راهبردها جهت فایق آمدن بر مشکل
3- دوراندیشی: توانایی پیش بینی پیامد راهبردهای گوناگون است.
او در پژوهش های خود پی برد که حس انسجام یک منبع عمومی مقاومت است زیرا این جهان بینی می تواند به نحوی از تاثیرات رویدادها جلوگیری نماید (موانعی که فرد بسیار وخیم و شدید تلقی می کند.)
به اعتقاد آنتونوفسکی (1987) حس انسجام از سه سازه اصلی برخوردار است:
1- حرکت پذیری: توانایی معنی دادن به زندگی
2- کنترل پذیری: کنترل موقعیت های فشار زا
3- معنادار بودن: ارزشمند شمردن درگیری با مشکلات
– برای اولین بار در سال 1982 م بلینگر و موس پاسخ های مقابله ای را بر اساس روش مقابله دسته بندی کردند.
موس و بلینگر به دو روش مقابله (فعال / اجتنابی) اشاره کرده اند که هر یک شامل پاسخ های رفتاری و شناختی است که بدین ترتیب 4 نوع مقابله را تشکیل می دهند:
1- مقابله شناختی فعال: توجه فرد به جنبه های مثبت یک مساله
2- مقابله رفتاری فعال: کمک خواستن از دیگری
3- مقابله شناختی اجتنابی: فرد به طور موقت فکر کردن به مشکل را کنار می گذارد و یا معنای موقعیت را تغییر می دهد.
4- مقابله رفتاری اجتنابی: به صورت انجام فعالیت هایی (مانند ورزش) جهت فرار کردن از معضل پیش رو.
با در نظر گرفتن روش های اجتنابی و فعال در ترکیب ویژه ای از مساله مداری و هیجان مداری هشت پاسخ مقابله ای به وجود می آید.
اجتنابی
فعال
روش های متمرکز بر
شناختی رفتاری
شناختی رفتاری
مساله

شناختی رفتاری
شناختی رفتاری
هیجان
پس به طور کلی بلینگر و موس(2007) ارزیابی و مقابله را در سه زمینه مختلف یعنی: مقابله متمرکز بر ارزیابی، متمرکز بر مساله و متمرکز بر هیجان سازمان بندی کرده اند.
1-1- مقابله متمرکز بر ارزیابی: شامل اقداماتی است که در جهت درک موقعیت، تحلیل منطقی و شناخت آن صورت می گیرد.
2-1- مقابله متمرکز بر مساله: این نوع مقابله سعی در تغییر و یا حذف مشکل دارد، بنابراین با پیامدهای عینی و محسوس یک مشکل، ارتباط دارد تا خود موقعیت (مشکل).
3-1- مقابله متمرکز بر هیجان: پاسخ هایی را شامل می شود که حذف آن ها (رفلکس ها) کنترل هیجان های برانگیخته شده توسط عامل مشکل یا تنش زا می باشد.
– دیدگاه موس و اسکافر (1997): موس و اسکافر به چهار نوع راهبرد مقابله اشاره کرده اند:
1- مقابله رویارویی رفتاری: جستجوی راهنمایی و هدایت، انجام عمل به طور صحیح برای بررسی مستقیم یک موقعیت است نتیجه آن.
2- رویارویی شناختی:

دیدگاهتان را بنویسید