رشته روانشناسی-دانلود پایان نامه : روابط بین فردی

دوستی : بیماران کمک را از هم دردهای خود دریافت می کنند . از حیث روابط انسانی هنگام ورود به درمان افراد احساس ناتوانی و شکستگی دارند این که فکر می کنند چیزی برای عرضه به دیگران / بیان گفتگو ندارند ارزشمند ترین تجربه برای آنها این است که حس کنند می توانند به حال دیگران مفید باشند و تجارب شان مثمر تر می باشد بر عزت نفس آنها می افزاید
5- رشد مهارتهای اجتماعی : این مهارت گرچه درمان قطعی بیمار به شمار نمی آید ، ولی قطعاً در بهبود روابط اجتماعی وی در آینده موثر است

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

6- رفتار تقلیدی : درمانگر برای شخص بیمار در حکم رهبر است در جریان جلسات درمان ممکن است بنشیند حرف بزند قدم بردارند یا حتی فکر کنند تقلید حتی اگر کوتاه مدت هم باشد به این دلیل که توام با تجربه جدید است از بعضی پافشاری ها و عدم انعطاف پذیری در بعضی از افراد کاسته و آماده همراهی می شوند .
7- یادگیری همنشینانه ( درون گروهی) : یک عامل پیچیده درمانی است که می توان با عوامل درمانی بصیرت / کار روی انتقال و تصحیح عاطفی تجربیات در درمان انفرادی مقایسه اش کرد.
8- همبستگی گروهی : همانند رابطه یا همدلی در درمان افرادی است که به خونی خود یک عامل درمانی نیست ، بلکه پیش شرط لازم برای درمان موثر است درست مانند رابطه در مشاوره فردی که شرط لازم را تشکیل می دهد
9- تخلیه روانی ( کاتارسیس): بیرون ریختن احساسات منفی که باعث آزار روحی است از نکات قابل تعمق در کار درمان است . کاتارسیس یک پدیده گروهی و اجتماعی است و فقط در حضور دیگران امکان وقوع دارد.
10- عوامل وجودی (اگزیستانسیالیستی): وجود گرایی نگرشی است که انسان را فردی در حال تبلور یافتن و مستعد رشد و تعالی تلقی می کند. یعنی صرف نظر از این که من به عنوان موجودی که از مواد شیمیایی ساخته شده ام و تحت چه مکانیزم هایی عمل می کنم، نکته اصلی این است که من در این نقطه مکانی – زمانی وجود دارم و مشکل من این است که چطور بدین حقیقت واقف شوم و در این رابطه چه کاری انجام دهم. تحلیل وجودی یا اگزیستانسیالیستی اساساً متمرکز بر وجود و بودن شناسی است.(قراباغی.138)
20-2-اهداف گروه درمانی:
هدف در این روش های گروهی، تغییر در رفتار و احساسات منفی است که به نظر می رسند از جمله عوامل اصلی در سوء مصرف مواد مخدر باشند. به منظور تحقق این هدف، با افزایش صداقت، اعتماد خود یاری و جلوگیری از عقاید و رفتارهای منفی ایجاد محیط آرام کاملاً نظام یافته و ساختارمند را ترغیب می کند.
عناصر مشترک گروه های درمان عبارتند از:
1- توقعات و انتظارات مستمر از رفتارهای خاص
2- افزایش مسئولیت ها و امتیاز حاصل از رفتارهای مناسب
3- آموزش اجتماعی و فرایند الگو سازی از جمله فشار گروه های مختلف برای مشارکت در رفتارهایی که ارزش های مثبت و مورد قبول یک زندگی بدون خشونت و عاری از مواد و افزایش قدرت این گروه ها را بیان می کنند.
گروه های درمانی نیاز به افرادی دارند که در مدتی طولانی (بلند مدت) در گروه بمانند معروف ترین گروه در خصوص کمک دو جانبه مشکلات مواد مخدر، انجمن معتادان گمنام NA می باشد که اعضاء آن به دنبال غلبه بر اعتیاد خود از طریق ایجاد تغییر در درون خود و رفتارشان هستند. این انجمن اعتقادات خاصی درباره اعضایش دارد. از نظر آن ها اگر افراد ناتوانی شان در کنترل اعتیاد را بپذیرند و به قدرتی بالاتر اعتقاد راسخ داشته باشند (معنوی) می توانند از بروز یا عود دوباره اعتیاد رهایی یابند. افراد متعلق به NA با گذراندن 12 جلسه یا مراحل 12 گانه موجودی در اساسنامه می آموزند چگونه زندگی بدون مواد مخدر را تجربه کنند. طبق برآوردهای جهانی در 50 کشور دنیا 25000 گروه NA وجود دارد.
در گروه درمانی عوامل پویایی گروهی مانند: تحریکات بین فردی، روابط بین فردی، تلقین خنثی کردن رفتار دیگران، همانند سازی رقابت و برون فکنی وجود دارد.(عرفانی.1387)
21-2-تعریف گروه معتادان گمنام:
انجمن معتادان گمنام با نام اختصاری NA که مخفف Narcotics Anonymousمی باشد. در این انجمن به فرد معتاد می آموزد تا با رعایت یکسری اصول ( مراحل 12 گانه) به بهبود و درمان خود کمک رساند در گروه معتادان گمنام، سعی می کنند به فرد معتاد بیاموزند که دریچه افکار خود را روی حقایق جدید زندگی باز کند و فرصت داشتن یک زندگی بدون حضور مواد را به خود بدهد.(بخشایی.1387)
این گروه یک گروه خود یار است که درباره مدل بیماری اعتیاد و شرایط آسیب زای خانواده و حمایت و آموزش برنامه های خود یاری ارائه می دهد.
12 گام مسیری است به سمت بهبودی و سلامت برای مشارکت داشتن هیچ مانع مالی وجود ندارد .
گروه های گمنام (AA) و الکلی های گمنام و نارکوتیکهای گمنام (NA) معروفترین برنامه های 12 گام اند ولی تنها برنامه های 12 گام نیستند
3 مرحله در NA مهم جلوه می کنند.
1- مرحله اول: مرحله ترک از 1 تا 14 روز پس از ترک اولیه را شامل می شود
2- مرحله دوم : پرهیز عمیق
3- مرحله سوم : پیگیری بهبود طولانی مدت
1-1 تکالیف بالینی ابتدایی عبارتند از : سنجش ، تربیت ، حفظ درمان ، افزایش انگیزه و پیشگیری از عود بازگشت
2-1- این مرحله پرهیز عمیق 6 ماهه اول پرهیز را در بر دارد تکالیف بالینی عبارتند از : ادامه سنجش ( سنجش مستمر) کاهش خطر بازگشت حفظ انگیزه، حمایت از عملکرد من، و بهبود خود گردانی
3-1 – این مرحله از 6 ماه و بعد از آن را در بر می گیرد تکالیف بالینی عبارتند از : ادامه سنجش ( سنجش مستمر) تدارک یک شیوه پایدار بدون حضور مواد، پیشگیری از بازگشت ، بررسی سایر آسیب های روانی و بهبود مداوم خود گردانی رونساوویل (1995) و زوین (1998) سه مرحله درمان را به شرح زیر توصیف می کنند
1- شروع پرهیز: در خلال شروع پرهیز درمانهای فشرده و متمرکز ایجاد روش های جدید در رفتار و تفکر را تسهیل می نمایند.
در طول مراحل اولیه درمان سنجش های چند بعدی اجرا شده و انتخابهای بعدی درمانی چند بعدی متناظر و متقابل ارائه می شوند توصیه های درمانی منطبق با مرحله انگیزه بیمار می شوند بهتر است درمان فشرده و متمرکز در مرحله اول ( به مقدار کم) ارائه شوند دارو درمانی و روان درمانی هر دو با هم اعمال گردد.
2- پیشگیری از بازگشت: شامل آموزش معمولی پیشگیری از برگشت است و ایجاد تحکیم در اهداف درمانی است.
3- کنترل بازگشت: کنترل بازگشت به فرایند تحلیل عوامل آشکار ساز و پیامدهای بازگشت و انطباق درمان مطابق با آن اشاره دارد.هنگامی که بازگشت سریعی رخ داد، باید با شدت بیشتری ادامه یابد.

22-2- برنامه معتادان گمنام :
معتادان گمنام یک انجمن غیر انتفایی از مردان و زنان همدردی است که اعتیاد به مواد مخدر مشکل اصلی زندگی شان بوده است
(( .. ما معتادانی هستیم که در حال بهبودیم و اکنون به طور مرتب گرد هم می آییم تا به کمک یکدیگر پاکی خود را حفظ کنیم این برنامه یک برنامه پرهیز کامل از هر گونه مصرف مواد مخدر است)).
تنها لازمه عضویت در این انجمن تمایل به قطع مصرف مواد مخدر است هیچ شرط و شروطی0 برای عضویت وجود ندارد به هیچ سازمانی وابسته نیست حق عضویتی نداشته و به هیچ سازمانی ( سیاسی، مذهبی یا انتظامی ) ارتباط ندارد و هر کس که مایل باشد بدون محدودیتی از لحاظ سن، مذهب ، نژاد و جنسیت می تواند به این انجمن ملحق شود.(فروهر.1388)
افرادی که عضو می شوند تا روزی که زندگی سالم و دور از اعتیاد را داشته باشند می توانند در گروه باقی بمانند و از طریق شرکت در جلسات گروه و پیروی از برنامه بازیافت ، ضمن حمایت از همدیگر ، کمک به دیگران خود می آموزند و از طریق این مبادله همگی درباره پستی بلندی های روند بهبود چیزهای مختلفی یاد می گیرند از آنجا که اعتیاد فرایندی روانشناختی و بسیار پیچیده است طوری که افراد به تنهایی قادر به رهایی از آن نیستند.NA با برنامه 12 مرحله ای ضمن درک این افراد حمایت بی دریغی را نیز به آنها ارائه می دهد و با تقویت اصل مشارکت و همکاری به کنار آمدن با مشکلات انسانی کمک می رسانند.
برنامه های NA برای بسیاری از افراد مفید بوده و در زمینه خود داری از مصرف و بازیافت زندگی به دور از اعتیاد کمک کرده است.
– از لحاظ ذهنی ، انجام رفتار عاقلانه ( حفظ نگاه واقع گرایانه)
– صداقت مسئولانه ( گفتن حقیقت به خود و به دیگران)
– هوشیاری روحی ( پرورش و رشد با تکیه به ایمان فردی)
این برنامه ها یک متد ( شیوه ) مرحله ای می باشد که انجام مراحل ( گانه تا رسیدن به بهبود ) طی سالیان متمادی کلید اصلی ا اگر برنامه های درمانی منجربه شرکت شخص در مرحله نخست گردد گام مهم و بزرگی آغاز شده ) است؛ یعنی اقرار به این مسئله که شخص در برابر مصرف مواد ناتوان و ضعیف است و باید تشخیص دهد زندگی اش از اختیار او خارج شده است .
تو هم داشتن کنترل در مصرف و انکار وجود مشکلات ناشی از مصرف مواد، به حفظ و استمرار اعتیاد منجر خواهد شد.
اگر شخصی به مرحله اقرار برسد و از مرحله انکار و تو هم عبور کند ، امکان خود داری مستمر و شانس تشدید و تقویت شرایط بهبود و ماندن و ادامه دادن مراحل باقی مانده افزایش می باید.
” بازیافت را پیشرفت تدریجی است نه آرمانی کامل”
معمولا به اعضا توصیه می شود طی 90 روز در 90 جلسه شرکت کنند.(هومان.1387)
روند پیشروی بر اساس گامها:
عملکرد این انجمن بر اساس 12 گام یا ( قدمهای دوازده گانه) ای صورت می گیرد ؛ که اگر فرد خواهان پاکی در هر یک از مراحل تلاش خود را به کار بندد در جهت بهبودی و پیشرفت گامهای موثر و راسخی خواهد برداشت. این قدمها عبارتند از :
1- ما اقرار کرده ایم در برابر اعتیاد مان عاجز بودیم و زندگی مان غیر قابل اداره شده بود.
2- به این باور رسیدیم یک نیروی برتر می تواند سلامت عقل را به ما باز بگرداند.
3-ما تصمیم گرفتیم اداره زندگی مان را به مراقبت خداوند بدان گونه که او را درک می کردیم بسپاریم. 4- ما یک تراز نامه بر اخلاقی بی با کانه و جستجو گرانه از خود تهیه نمودیم.
5- ما چگونگی دقیق خطاهایمان را به خداوند ، به خود و یک انسان دیگر اقرار کردیم.
6- ما آمادگی کامل پیدا کردیم که خداوند کلیه نواقص شخصیتی ما را بر طرف سازد.
7- ما با فروتنی از او خواستیم کمبودهای اخلاقی ما را بر طرف کند.
8- ما با تهیه فهرستی از کلیه کسانی که به اعضا صدمه زده بودیم ، خواستار جبران خسارت آنها شویم.
9- ما به طور مستقیم در هر جا که امکان داشت از این افراد جبران خسارت کردیم.
10-ما به تهیه تراز نامه شخصی خود ادامه می دهیم و هر گاه در اشتباه بودیم سریعاً به آن اقرار کردیم.
11- ما از راه مراقبه و دعا با خدا خواهان ارتقاء رابطه خود با خداوند شده و فقط جویای آگاهی از اراده او برای خود و قدرت اجرائیش شدیم.
12- با بیداری روحانی حاصل از برداشتن این قدیم ها ، ما کوشیدیم این پیام را به دیگر معتادان رسانده و این اصول روحانی را در تمام امور زندگی خود به اجرا در آوریم.(فروهر ، 1388)
سه اصل ضروری در تمامی این مراحل عبارتند از :
1- داشتن صداقت
2- روشن بینی
تمایل ( قطع مصرف).
23-2- سلامت روان :
مفهوم سلامت روان در واقع جنبه ای از مفهوم کامل تندرستی و سلامتی است
سازمان بهداشت جهانی (who) سلامتی را چنین تعریف می کند
” حالت سلامتی کامل فیزیکی ، روانی و اجتماعی نه فقط فقدان یک بیماری یا ناتوانی “
سلامت روانی ” کارکرد موفقیت آمیز اعمال روانی ، از نظر تفکر ، خلق و رفتار که منجر به فعالیتهای سازنده بر آورنده روابط با دیگران و توانایی سازش به تغییر و مقابله با ناملایمات می گردد ” تعریف شده است (کاپلان و سادوک.1387)
بر اساس دیدگاه های شناختی ، سلامت یا عدم سلامت روانی را به نحوه دریافت و تفسیر افراد از جهان یا به طور اخص محیط پیرامون وابسته دانسته اند ( سومرز فلانگان 2004) . بنابراین دیدگاه ها چگونگی تجربه واقعیت از طریق ادراک تعیین می شود . هر اندازه دریافت افراد از محیط پیرامون و انعکاس آن در ذهن به واقعیت نزدیکتر باشد . روابط افراد با محیط بیرونی و پیرامون و چگونگی واکنش آنها به حوادث و رویدادها منطقی تر و به واقعیت نزدیکتر باشند ، افراد منطقی تر و به سلامت روانی ایده آل نزدیکترند .
باز خورد فرد نسبت به خود ( بدون توجه به میزان خوش بینی یا بد بینی آنها) و دنیای اطراف در آسیب پذیری آنان به تنیدگی های روانی نقش بسیار مهمی ایفا می کند (وارنر.2000)
به طور مثال: از لحاظ شناختی ، احتمال وقوع حوادث و پیامدهای آنها در ذهن تاثیر چشمگیری بر میزان ترس و اضطراب اجتماعی دارد زیرا پاسخ های هیجانی انسان به گونه ای کلی متاثر از شناخت اوست که اغلب به عنوان تحریفهای شناختی عنوان می شوند که می توانند منجربه ایجاد سوء تفاهم در روابط بین فردی گردد از جمله اختلال های شایع روانی ( اضطراب و افسردگی ) می باشند (Davidh reickmann 2004)…(یونسی.1388)
24-2- نظریه های سلامت روان:
1- نظریه فروید: به عقیده وی اکثر انسانها به درجات مختلف ” روان نژند” هستند و سلامت روانی یک آرمان است نه یک هنجار آماری ویژگیهای خاصی جهت داشتن سلامت روان ضرورت دارند نخستین ویژگی خود آگاهی است یعنی هر آنچه که ممکن است در ناخودآگاه موجب ایجاد مشکل شود ، بایستی خود آگاه شود و خود آگاه حقیقی امکان ندارند: مگر این که کنترل غیر ضروری و یا زیاد از حد ” من برتر ” در هم بشکند به نظر فروید خود آگاهی عنصر اصلی ( نه کافی) در داشتن سلامت روان است فروید بیگانگی منطق از علاقمندی ها عمودی را معیار نهایی سلامت روانی می داند. (گنجی ، 1388)
2- نظریه یونگ: به نظر یونگ فرایند تفرد یکی از عمل موثر در سلامت روان است تفرد در ساده ترین شکل آن عبارت است از تمیز ( تشخیص) تدریجی من یا خود آگاهی از نا خودآگاهی ، طوری که فرد به تدریج بیشتر و بیشتر از افکار و انگیزه های منشعب شده از ناخودآگاه جمعی ، آگاه و هشیار شود البته تمیز نا خودآگاهی ، تنها نیمی از داستان تفرد است همزمان با این تغییر تدریجی بایستی نسبت های ناخودآگاه و خود آگاه روان دوباره با هم متحد و یک پارچه شوند این یک پارچه سازی مجدد ضروری است بنابر نظریه ی یونگ بالاترین و نهادی ترین اهداف بشر رسیدن به خود و تحقق خویش است و تنها از طریق مشارکت بی قید و شرط در هنر، مذهب و یا نمادی از این نوع می توان به تحقق خویشتن دست یافت.
3- نظریه موری : به عقیده موری فرد سالم از ساختار روانی خویش آگاهی دارد انسان در عین این که بین نیازهای مختلفش تعارضی ندارد از انواع نیازها به نحو مقتضی استفاده می کند در شخص هنجار بین ” من برتر ” و ” من آرمانی ” فاصله خیلی زیاد نیست در انسان سالم به عقیده وی ابتدا نهاد ، سپس من برتر و آن گاه ” من” به ترتیب نقش عمده ای در کنترل رفتار ایفا می کنند و بر نظرات خردمندانه من و مواظبت ( من برتر) تکانه های نهاد می توانند به صورت قابل قبول ارضاء شوند به عقیده موری تمام انسانها با شدت و ضعف دچار عقده اند اما عقده ها اگر شدید و افراطی باشند منجربه ناهنجاری و بیماری فرد خواهند گشت از نظر وی ( تخیل و خلاقیت ) 2- عامل مهم در سلامت روانی به شمار می آیند.(سید محمدی، 1388)
4- نظریه آدلر: آدلر می گوید ” سلامت روان یعنی داشتن اهداف شخصی در زندگی ، داشتن فلسفه مستحکم و راسخ برای زیستن ، داشتن روابط خانوادگی و اجتماعی مطلوب و پایدار مفید بودن برای همنوعان ، داشتن جرات و شهامت و قاطع عمل کردن در جهت نیل به اهداف ، کنترل داشتن روی عواطف و احساسات داشتن هدف نهایی کمال و تحقق نفس پذیرفتن اشکالات و کوشیدن در جهت حل آنها با توجه به توانایی خود.(گنجی ،1388)
5- نظریه فروم :فروم عقیده دارد که انسان دارای سلامت روان کسی است که عمیقاً عشق می ورزد آفرینشگر است ، قدرت تخیل و عقل و خرد را در درون خود پروانیده است خودش و جهان را به شکل عمیقی ادراک می کند احساسات پایدار و درستی دارد با جهان می پیوندد و در آن رشد می کند ریشه و اصالت دارد و حاکم بر سر نوشت خویش است انسان سالم دارای جهت گیری منطقی است یعنی تمام قدرت ها و استعدادهای بالقوه اش را

دیدگاهتان را بنویسید