سازمان امور مالیاتی، مسئولیت اجتماعی، آذربایجان غربی

دانلود پایان نامه

برخود لازم می‌دانم از استاد گران‌قدر جناب آقای دکتر جعفر اسماعیل سرخ که در تمام مراحل تدوین این پژوهش از راهنمایی‌های ارزنده ایشان برخوردار بوده‌ام و همچنین از جناب آقای دکتر حسن حسن زاده که مشاوره این پژوهش را بر عهده داشتندکمال تشکر و امتنان را داشته باشم.
تقدیم به:
پدر و مادر عزیز و خانواده مهربانم که همواره با رنجی وصف ناپذیر در تمامی لحظات زندگیم به من امید به زندگی دادند و تواناییشان برفت تا به توانایی رسیدم.
آنان که فروغ نگاهشان و گرمی کلامشان سرمایه جاودانی من است وهمواره با ترغیب و دعای خیر خود الطاف الهی را شامل حال من نموده اند.
چکیده:
هدف از پژوهش حاضر، بررسی و تعیین رابطه فرهنگ سازمانی با مسئولیت اجتماعی در سازمان امور مالیاتی استان آذربایجان غربی است، لذا پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر ماهیت و روش توصیفی، از نظر نوع پیمایشی است. از آن ‌جا که رابطه بین دو متغیر را بررسی می‌کند، تحقیق از نوع همبستگی نیز می‌باشد. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان سازمان امور مالیاتی استان آذربایجان غربی که حجم کامل آن برابر 497 نفر است، میباشد. از این تعداد براساس جدول مورگان و با استفاده از روش نمونهگیری خوشه ای 213 نفر به عنوان نمونه تعیین شدند. پس از تعیین حجم نمونه پرسشنامههای استاندارد فرهنگ سازمانی دنیسون(2007) و مسئولیت اجتماعی زبد عبدالراشد و سعدتالله ابراهیم (2002) در بین نمونه پخش شد. پس از جمعآوری داده ها و اطلاعات تقریباً 10 درصد از کل پرسشنامهها یا ارجاع نشده و یا قابل تحلیل نبودند لذا از جریان تحلیل حذف گردیدهاند. نمونه نهایی تحقیق 195 نفر میباشد که مورد تحلیل و بررسی قرار گرفتند. نتایج حاصل در دو قسمت آمار توصیفی و آمار استنباطی بررسی شدند. نتایج حاکی از آن است که:
بین فرهنگ سازمانی و مسئولیت اجتماعی در سازمان امور مالیاتی استان آذربایجان غربی رابطه معناداری در سطح 01/0 p<وجود دارد و فرهنگ سازمانی به تنهایی میتواند 36 درصد از تغییرات مسئولیت اجتماعی را تبیین نماید. همچنین بین مولفههای فرهنگ سازمانی همچون "درگیر شدن در کار"، "سازگاری" ، "انطباق پذیری" و "ماموریت" هر کدام با مسئولیت اجتماعی در سطح01/0 p< رابطه وجود دارد و درگیر شدن در کار به تنهایی میتواند27 درصد ، سازگاری به تنهایی24 درصد، انطباقپذیری به تنهایی 10 درصد و ماموریت به تنهایی میتواند 29 درصد از تغییرات مسئولیت اجتماعی را تبیین نماید.
کلید واژه:
فرهنگ سازمانی، مسئولیت اجتماعی، درگیر شدن در کار، سازگاری، انطباقپذیری و ماموریت
فصل اول
کلیات تحقیق
فصل اول
کلیات تحقیق
1-1:مقدمه
از جمله موضوعات مهم مدیریت و رفتارسازمانی که توجه بسیاری از دانشمندان را در دهههای اخیر به خود جلب کرده است، فرهنگ سازمانی میباشد، فرهنگ سازمانی که پیوند نزدیکی با فرهنگ عمومی جامعه دارد بخش گستردهای از رفتار و بالندگی سازمانی را میپوشاند و برای پدیدآوردن دگرگونی و پایداری رفتار مطلوب و سنجیده از آن، یاریهای مؤثر گرفته میشود، فرهنگ سازمانی پدیدهای واقعی و نیرومند است و در پایداری و نظارت بر رفتار افراد نقش اساسی دارد. در فرآیند بهبود و بازسازی سازمان بخش مهمی از برنامه ها به دگرگونی و پرورش فرهنگ اختصاص مییابد، فرهنگ سازمانی بر تمام جنبههای سازمان نفوذ دارد و سرچشمهای برای حرکت پویا یا مانعی برای پیشرفت به شمار می آید(زارعی متین،1375،38). به همین دلیل امروزه فرهنگ سازمانی از نظر دانشمندان مدیریت به عنوان مهمترین موضوع، مورد توجه است (طوسی،1382،18). از سوی دیگر، متفکران رشته مدیریت از دهه 1950 ، توجه خود را بیشتر به مسئولیت های اجتماعی سازمانها معطوف کردهاند. تمام سازمانهایی که فقط سود و زیان خود را وزن میکردند، تحت فشار مردم و سازمانهای مشابه، دید خود را اندکی به فراتر از منافع صرف سازمان اندوختند. دیگر به وضوح مشخص است که اعمال سازمان ها بر محیط بیرونی تأثیر بسزایی خواهد داشت و نمیتوان سود و زیان ناشی از سازمانها بر جامعه را نادیده گرفت. جهت مسئولیت اجتماعی به سمتی است که فواید اجتماع در آن امتداد است. لذا تلاش بر این بوده است که سود و زیان سازمانها به گونهای باشد که مردم هزینه اضافی متحمل نشوند(مشبکی و شجاعی، 1389: 2). با این اوصاف لزوم توجه به فرهنگ سازمانی تا جایی رسیده که صاحبنظران بر این باورند که اگر قرار است در یک سازمان تغییرات مؤثر و پایدار بوجود آید، فرهنگ آن سازمان باید دستخوش تغییر شود به عبارتی دیگر موفقیت و شکست سازمانها را باید در فرهنگ آن سازمان جستجو کرد، فرهنگ به مثابه روح است در کالبد سازمان، رشد و توسعۀ سازمانی قبل از هر چیز مستلزم فضای مناسب است تا بتواند تحقق یابد از این رو نقش فرهنگ در شکل دادن به احساس و اندیشه و رفتار انسان برای بوجود آوردن چنین فضایی بسیار مهم و چشمگیر است(حاجی احمدی،1380، 41). با توجه به مطالب بالا میتوان گفت که: در عصر حاضر برای بقاء و پیشرفت، باید جریان مسئولیتپذیری کارکنان را در سازمانها تداوم بخشید تا از رکود و نابودی آنها جلوگیری شده و زمینۀ پویایی و تحرک آنها فراهم گردد و در این بین ایجاد فضا و بستر مناسب ضروری به نظر میرسد .
1-2: بیان مسأله
رابینز معتقد است فرهنگ سازمانی سیستمی از استنباط مشترکی است که اعضا نسبت به یک سازمان دارند و بیانگر مشخصات مشترک و ثابتی است که موجب تفکیک دو سازمان از یکدیگر می شود. به عبارت دیگر فرهنگ سازمانی، هویت اجتماعی هر سازمان را مشخص می کند(رابینز،2000،72).
فرهنگ مهم است، مهم است زیرا هر اقدامی بدون آگاهی از نیروهای فرهنگی(که همیشه در کارند ) ممکن است پیامدهایپیش بینی نشده و ناخواسته داشته باشد(شاین،1383). فرهنگ یک سازمان، باورها، نگرشها، فرضیات و انتظارات مشترکی را در بر میگیرد که در نبود یک قانون یا دستورالعمل صریح، رفتارها را هدایت میکند و در اکثر سازمانها، غالب موقعیتهای مدیریتی این چنین است. فرهنگ میتواند منبع نیرومندی از هویت، هدف مشترک و رهنمود انعطا فپذیر باشد(آرمسترانگ،1380: 74).
از سوی دیگر، در تدوین مسئولیت اجتماعی سازمان، شناخت فرهنگ سازمانی نقش مهمی ایفا می کند. منظور از مسئولیت اجتماعی این است که سازمان ها تأثیر عمدهای بر سیستم اجتماعی دارند و لذا چگونگی فعالیت های آنها باید به گونهای باشد که در اثر آن زیانی به جامعه نرسد، و در صورت رسیدن زیان، سازمان های مربوط ملزم به جبران آن باشند. به عبارت دیگر، سازمان ها نباید خود را مستقل از محیط بیرونی خود و به اصطلاح» تافته جدا بافته« بدانند، بلکه باید خود را جزئی از یک کل یعنی محیط بیرونی و اجتماع بدانند و باید اهداف و فعالیتهای آنها در راستای آرمان های اجتماعی و رفاه و آسایش جامعه باشد(مشبکی و شجاعی، 1389: 3). گریفین و بارنی مسئولیت اجتماعی را چنین تعریف میکنند: مسئولیت اجتماعی، مجموعه وظایف و تعهداتی است که سازمان بایستی در جهت حفظ، مراقبت و کمک به جامعه ای که در آن فعالیت میکند، انجام دهد(فلمینگ، 2002: 37). امروزه همه مدیران باید به کارهایی دست بزنند که مورد قبول جامعه و منطبق با ارزشهای آن باشد. سازمان هایی که نمیتوانند خود را با این مهم تطبیق دهند، موفق نخواهند بود. پیتر دراکر یکی از برجسته ترین صاحبنظران مدیریت در این باره میگوید که سازمانهای خصوصی به منظور حفظ مشروعیت خود و بقا در محیط، باید قبول کنند که نقش و وظیفه عمومی و اجتماعی نیز دارند. این نقش اجتماعی از این اصل پذیرفته شده نشأت میگیرد که «هر فردی مسئول رفتار خود است و چنانچه از طرف وی، خواه به طور عمد و یا غیرعمد، صدمهای به دیگران وارد شود، باید پاسخگو باشد». سازمانها نیز از این مقوله مستثنی نیستند و باید پاسخگوی تأثیرات اجتماعی نامطلوب خود باشند(مشبکی و شجاعی، 1389: 2).
بنابراین مسئله اصلی که پژوهش حاضر به دنبال مطالعه آن میباشد عبارت است از اینکه : آیا بین فرهنگ سازمانی و مسئولیت اجتماعی در سازمان امور مالیاتی استان آذربایجان غربی رابطهای وجود دارد؟ و اگر رابطه ای وجود دارد نوع و میزان رابطه چگونه است؟