راز ثروت

دانلود پایان نامه

نمی‌تواند خودش را جهت چشم‌پوشی از رضایت فعلی برای دستیابی به رضایت خاطری در آینده به نظم درآورد یا به این خاطر که هیچ حسی از آینده ندارد؛ بنابراین این شخص شدیدا اسراف‌کار و عاقبت‌نیندیش است. هر چه که قادر به مصرف فوری آن نباشد را بی‌ارزش تلقی می‌کند. نیازهای جسمانی او (و به ویژه نیاز به برقراری ارتباط جنسی) و علاقه او به «عمل» بر هر چیز دیگری – و یقینا بر تمام کارهای روزمره او – تقدم می‌یابند. او فقط به این دلیل که برای زنده ماندن نیاز است کار می‌کند و از این شغل بدون نیاز به مهارتی خاص به شغلی دیگر جابه‌جا می‌شود، بی‌ آن که هیچ علاقه‌ای به کار داشته باشد.»
به خاطر لیاقت یا به خاطر شانسپیشینیان ما معمولا در قضاوت راجع به برنامه‌های کمک و اعانه، اعمال تمایز دقیق میان فقرای «لایق» و «نالایق» را ضروری می‌دانستند، اما همان طور که دیده‌ایم، انجام این کار در صحنه عمل بسیار مشکل است. این امر همچنین مشکلات فلسفی دردسرسازی را به همراه می‌آورد. ما معمولا دو عامل مهم را به عنوان عوامل تعیین‌کننده فقر یا ثروت هر فرد مشخص در نظر می‌گیریم که عبارتند از «لیاقت شخصی» و «شانس». «شانس» را تلویحا هر چیزی تعریف می‌کنیم که باعث شود وضعیت اقتصادی (یا غیره) هر فرد در مقایسه با آنچه شایستگی‌ها و تلاش‌های وی برایش به بار می‌آورد‌، بهتر یا بدتر شود.
«هر چه کف درآمدی تضمین‌شده بالاتری را ایجاد کنیم، تعداد افرادی که دلیلی برای کار یا برای پس‌انداز نمی‌بینند، زیادتر خواهد شد.»
تعداد کمی از ما در بررسی این نکته درباره خودمان منصفانه عمل می‌کنیم. اگر نسبتا موفق باشیم، اکثرا موفقیتمان را به طور کامل به استعدادهای ذهنی یا تلاش شدید خودمان نسبت می‌دهیم. اگر در دستیابی به آرزوهای مادی و این جهانی‌مان با ناکامی روبه‌رو شده باشیم، این وضعیت را به بدشانسی و حتی شاید به شانس افتضاح خود ربط می‌دهیم.
در صورتی که دشمنان ما (یا حتی برخی از دوستانمان) بهتر از ما عمل کرده باشند، تمایل داریم این موفقیت برتر آنها را عمدتا به خوش‌شانسی نسبت‌ دهیم.
اما حتی اگر می‌توانستیم در هر دوی این حالات تا حد زیادی منصفانه قضاوت کنیم، آیا همواره این امکان وجود دارد که بین نتایج «لیاقت» و «شانس» تمایز قائل شویم؟ آیا اینکه فردی از پدر و مادری ثروتمند به دنیا آمده باشد و نه از والدینی فقیر، خوش‌شانسی نیست؟
همواره مساله مهم، تاثیر کمک‌های بیرونی بر انگیزه‌های افراد است. از یک سو باید به خاطر داشته باشیم که ضعف یا ناامیدی شدید به بروز انگیزه منجر نمی‌شود. اگر به فردی که واقعا از گرسنگی رنج می‌برده است غذا دهیم، احتمالا در حال حاضر انگیزه‌های او را نه کاهش که افزایش می‌دهیم، اما هر گاه بیش از مقدار کافی جهت حفظ قدرت و سلامتی معقول به فردی بیکار که دارای تنی سالم است غذا دهیم و به‌ویژه اگر این کار را برای مدت درازی ادامه دهیم، خطر تحلیل و تضعیف انگیزه‌های او برای کار و پشتیبانی از خودش را زیاد می‌کنیم. متاسفانه افراد زیادی هستند که تنگدستی و فقر تقریبی را به داشتن شغلی دائمی ترجیح می‌دهند. هر چه کف درآمدی بالاتری را تضمین کنیم، تعداد افرادی که دلیلی برای کار یا پس‌انداز نمی‌بینند، زیادتر خواهد شد. هزینه این شرایط حتی برای جوامع ثروتمند نیز می‌تواند دست آخر کمرشکن گردد.
علی علیه‌السلام:
از دنیا بیزارم و زندگی را دوست دارم. زندگی نگاه منتظر یک یتیم است و دنیا حرص و طمع.
راز ثروت
چگونه سرمایه‌گذاری کنیم؟
سه‌ رویکرد سرمایه‌گذاری
چگونه سرمایه‌گذاری کنیم؟
مهدی علی نژاد ساروکلائی *
در ادامه به معرفی این سه نوع سرمایه‌گذاری و بیان مزایا و ایرادات آنها پرداخته می‌شود:
1.سرمایه‌گذاری منفعل(غیر فعال)
سرمایه‌گذاری غیر فعال، زمانی رخ می‌دهد که شما به عنوان سرمایه‌گذار تصمیم‌گیری را به دست شخص دیگری سپرده و در حقیقت زمانی رخ می‌دهد که شما در تصمیم‌گیری مرتبط با سرمایه‌گذاری دخالتی نداشته باشید. به عنوان مثال شما سرمایه‌گذاری را به عهده مدیر سرمایه‌گذاری خبره‌ای محول می‌نمایید.
مزیت اصلی سرمایه‌گذاری غیرفعال این است که شما نیازی به داشتن تخصصی در ارتباط با سرمایه‌گذاری ندارید و همچنین شما نیازی به صرف زمان یا حتی هزینه‌های مازاد در ارتباط با سرمایه‌گذاری خود نخواهید داشت.
ایراد اساسی این نوع سرمایه‌گذاری نیز این است که اولا شما کنترل مستقیم روی پولتان را از دست می‌دهید و ثانیا بازده این گونه سرمایه‌گذاری معمولا ناچیز می‌باشد
از نمونه‌های بارز این نوع سرمایه‌گذاری می‌توان به حساب‌های پس‌انداز، اوراق دولتی، سرمایه‌گذاری در مستغلات و صندوق‌های مشترک سرمایه‌گذاری اشاره نمود. اغلب افراد برای بازنشستگی خود جهت بهره‌مندی از برخی امتیازات خاص مالیاتی در سرمایه‌گذاری‌های غیر فعال سرمایه‌گذاری می‌نمایند که البته این موضوع در هر کشوری متفاوت است.
2.سرمایه‌گذاری فعال
در سرمایه‌گذاری فعال شما نقش فعالی در مدیریت سرمایه‌گذاری خواهید داشت. این شکل از سرمایه‌گذاری می‌تواند تمرکز و دید بلندمدتی روی خرید و نگهداشت پرتفوی سهام داشته باشد یا می‌تواند نگاه کوتاه مدتی همانند معامله قراردادهای آتی داشته باشد.
برای انجام صحیح سرمایه‌گذاری فعال شما نیازمند دانش کافی، ابزار و استراتژی‌های مورد استفاده در سرمایه‌گذاری هستید. شما همچنین نیاز به درک مفاهیم و اصول اساسی نظیر زمان تشکیل پرتفوی بهینه، نحوه کاهش زیان و تحلیل بازار خواهید داشت. علاوه بر این شما می‌بایست از توانایی بالایی جهت به کارگیری این استراتژی‌ها در مواقع لزوم برخوردار باشید که مورد آخر معمولا مشکل‌ترین جنبه سرمایه‌گذاری فعال می‌باشد.
مزیت سرمایه‌گذاری فعال، قدرت اعمال کنترل بیشتر روی سرمایه‌گذاری نسبت به سرمایه‌گذاری غیرفعال و نیز توانایی بالقوه بالاتر جهت کسب سود از دیدگاه نظری است و عیب این گونه سرمایه‌گذاری ،صرف زمان در کسب دانش مورد نیاز و مهارت لازم جهت مدیریت سرمایه‌گذاری‌ها و همچنین احتمال تحمل زیان بالقوه نسبت به سرمایه‌گذاری غیرفعال می‌باشد. از نمونه‌های بارز سرمایه‌گذاری فعال می‌توان به سرمایه‌گذاری در سهام، اختیارات، معاملات آتی، معاملات ارزی، خرید و نگهداشت پرتفوی بهینه سهام، خرید و نگهداشت اموال تجاری، مسکونی و مستغلات اشاره نمود.
3.سرمایه‌گذاری مولد
با سرمایه‌گذاری مولد شما حقیقتا سرمایه‌گذاری را در جهتی که منجر به سود بیشتر می‌شود، سوق می‌دهید. این شکل از سرمایه‌گذاری نیازمند مقدار زیادی مهارت و تجربه می‌باشد، لیکن اگر شما دارای مهارت و تجربه کافی شوید ،قادر خواهید بود به منافع زیادی دست پیدا نمایید. به همین دلیل، سرمایه‌گذاری مولد اغلب تحت عنوان «تبدیل فکر به پول» تعبیر می‌شود.
از معایب آن نیز نیاز به داشتن بالاترین درجه از دانش، استقراض مجموع زیادی از پول و همچنین احتمال بالقوه بسیار بالای تحمل زیان در صورت اشتباه را می‌توان نام برد.