سلیقه :بـررسی سبـک پوشش زنـان و عـوامل موثر بر آن در شـهر مشهد

به واژه taste در زبان انگلیسی در اصل به معنی «مزه و طعم»  و« قوه چشایی» بوده،اما بعدها به معنای میل،علاقه،اشتیاق،دوست داشتن،لذت بردن و قدرت تشخیص گسترش یافته است( لغت نامه وبستر،1973و2003 لغت نامه آمریکن هریتیج،2000) .بررسی متون علوم اجتماعی بیانگر آن است که تلاش زیادی برای ارائه تعریفی از واژه «سلیقه» انجام نشده است.گویا اندیشمندان علوم اجتماعی این واژه را با همان معنای لغوی یا زیبایی شناختی به کار برده اند.و آن را یک اصطلاح خاص رشته خود تلقی نکرده اند.زیمل،سلیقه را ،توان گزینش صورت های مناسب  رفتاری ای می داند،که فرد به منظور عینیت دادن به معانی مورد نظر خود (فردیت برتر)بر می گزیند. (زیمل،1908: 314)

خرید و دانلود فایل (متن کامل پایان نامه ) با فرمت ورد در لینک زیر :

wq

بـررسی سبـک پوشش زنـان و عـوامل موثر بر آن در شـهر مشهد 

سلیقه اصولی است که مردم را قادر می کند،در میان کالاهای طبقه بندی شده آنچه مناسب ایشان است،بشناسد(بوردیو،1993،108)سلیقه ها محصول مواجهه میان سلیقه های عینیت یافته هنرمند و سلیقه مصرف کننده است.(همان،110) به این ترتیب سلیقه از نظر بوردیو یک رغبت،ظرفیت،خلاقیت،انتخاب و ترجیح است.پس سلیقه،جنبه  درونی داشته و امور بیرونی ای که مطابق با سلیقه فردخوانده می شود(اعمم از رفتارها و دارایی های مادی و معنوی نماد یا به عبارتی تجسم و عینیت یافتن آن است؛نه خود سلیقه.

بوردیو ،در تا سر مباحث نظری کتاب خود دو دیدگاه را در این خصوص در مقابل هم قرار داده است:دیدگاه زیبایی شناختی کانت که سلیقه را نوعی موهبت طبیعی دانست است؛که البته با تربیت و آموزش و تهذیب تعالی می یابد و دیدگاهی که خود از آن حمایت می کند و سلیقه را به نوعی عادت واره دانسته که کاملا ناشی از فرایند جامعه پذیری و آموزش(اعم از رسمی و غیر رسمی) و موقعیت فرد در محیط اجتماعی یا به تعبیر او حوزه یا میدان می داند.

از نظر بوردیو،وجود تفاوت ها( و البته شباهت ها )ناشی از مبنایی است که سلیقه را شکل می دهد.او این مبنا را فضاهای اجتماعی و موقعیت افراد در آنها می داند که سلیقه را به امری کاملا اکتسابی بدل می کند(همان،99)

بوردیو در راستای دیدگاه های وبر،انتساب سلیقه به شرایط و فضای اجتماعی بسنده نکرده و با افزایش دقت بحث خود،سلیقه را ناشی از درونی کردن نظام طبقه بندی موجود در فضای اجتماعی می داند که محدودیت ها و مقدورات اقتصادی ،به آن اشکال مختلف می بخشد(همان،ص177) این درونی کردن مانند هر فرایندی درونی سازی می تواند جنبه خود آگاه داشته باشد،اما بیشتر ناخود آگاه است. شاید به همین دلیل هم از نظر بوردیو،آگاهی ناشی از فرایند درونی سازی،آگاهی به معنای علم و دانش مصطلح نیست؛بلکه آگاهی محدودی است که تنها؛ترجیهی را برای یک گزینه نسبت به سایر گزینه ها ایجاد می کند(مثلا کسی که رنگ تیره را می پسندد،شاید نداند که او را به کدام گروه و دسته وابسته می کند یا چرا چنین وابستگی ای ایجاد می شود ،اما می داند که این انتخاب را ترجیح می دهد.

به این ترتیب از نظر بوردیو،سلیقه بر مبنای  نظام قشر بندی اجتماعی پدید می آید و در ظاهر انتخاب هایی را در قالب سبک های زندگی ارائه می کند؛اما در واقع،چند راه های جبری است که فضای اجتماعی؛پیش روی افراد در هر موقعیت به مثابه راهبرد زندگی قرار می دهد.(همان،175)محدوده سلیقه هر انتخابی در زندگی انسان است که قابل طبقه بندی باشد و در نتیجه ،منجر به طبقه بندی رفتارهای انسان شود یا به عبارت دیگر او را ا دیگران تمایز بخشد. (مهدوی کنی،1386،222)

همان طور که گفته شد،سلیقه از نگاه کانتی ها جنبه فطری و وراثتی دارد و از نگاه جامعه شناسی جنبه اکتسابی؛اما بر هر دو مبنا،سلیقه،نظامی را در جامعه پدید می آورد که در آن افراد و گروه ها قشر بندی می شوند.به عبارت دیگر سلیقه خاص ،موجب انجام مجموعه ای از گزینش هایی می شود که نماد دسته ،گروه،طبقه یا قشر خاصی از جامعه است و فرد یا گروه با این نمادها از دیگر افراد یا گروه ها تمایز می یابند. بنابر این هم می توان سلیقه را به فرد نسبت داد و هم به جمع. به این دلیل که در هر حال این فرد است که بر می گزیند. پس سلیقه فردی است،ولی بنا به عقیده بوردیو و بسیاری از جامعه شناسان،این یک انتخاب فردی نیست،بلکه ناشی از درونی کردن گزینه های اجتماعی است که هویت قشر های مختلف اجتماعی را از هم متمایز می کند.پس این یک سلیقه جمعی است که حکایت از وابستگی فرد به گروه و جماعتی خاص می کند.کسب منزلت از طریق نمایش دادن سلیقه مطلب تازه ای نیست  و این کار به طور سنتی همیشه انجام می گرفته است،اما فقط گروه نخبه کوچکی قادر به تشخیص به کار گیری علائم و نمادهای آن بوده اند؛اما در دوره معاصر،فخر فروشی با پوشاک مد روز یا ساختن تصویری پرمنزلت از خویشتن،امکانی است که آشکارا به روی همه گشوده شده است(چاوشیان،1381 65) دهه اخیر فخر فروشی با پوشاک مُد روز،انواع انتخابهای دیگر اعم از نوع ارتباطات و رفتارهار،حضور در انواع مختلف فضاهای عمومی و خصوصی،انجام فعالیت های فراغتی مختلف و مصارف فرهنگی گوناگون و برخی موارد مرتبط با بدن که امکان ساختن تصویری پر منزلت از خویشتن را فراهم می کند،آشکارا به روی همگام گشوده  است(رحمت ابادی،1385،249)