شناسایی و رتبه بندی عوامل موثر هوشمندی کسب و کار جهت موفقیت فرآیند تجاری سازی فناوری

مهارت های لازم برای ارتقای هوشمندی کسب و کار:

برای این که یک سیستم با هوشمندی کسب و کار به درستی عمل کند، با شناخت موقعیت ها که چه اطلاعاتی در اختیار چه افرادی قرار گیرد باید روابط بین افراد و اطلاعات و روند اجرای پروسه ها به دقت مورد بررسی قرار می گیرد.

هوشمندی کسب و کار در سازمان، کلید کاربران و همین طور روابط بین آنان را در نظر دارد تا زنجیره ارزش بنگاه به کمال پوشش داده شود و فرآیندی از قلم نیفتد.

برای اجرای هرگونه فرآیند بهبود در سازمان می بایست مهارت های خاص آن فرآیند ترتیب داده شود که البته برای فرآیندهای کلان نظیر هوشمندی کسب و کار دقت نظر خاصی مورد نیاز است. مهارت های کسب و کار اعم  از روال کسب و کار و ارتباط با استراتژی سازمانی به همراه فرآیندهای دگرگون سازی، که در تعیین خط مشی سازمانی بسیار حائز اهمیت است. مهارت های فناوری اطلاعات که به صورت فنی به مدیریت تغییر کمک می کند و پشتیبان متدولوژی های تحلیل است و می بایست در سازمان به حدکافی موجود باشد. مهارت دیگری با عنوان مهارت های تحلیلی شامل خلاصه سازی،کاوش و تشریح درست، به اندازه سایر مهارت ها قابل ملاحظه است که این سه نوع مهارت در برخی بنگاه ها دارای یک مرکز تلاقی هستند که آن دقیقاً مرکز ارتقای هوشمندی کسب و کار تلقی می شود و هرچه وسیع تر باشد، مسلماً هوشمندی کسب و کار در سازمان بیشتر و هرچه کوچک تر باشد هوشمندی در آن کسب و کار کمتر وجود دارد(شکل2-1 ) . البته در برخی از سازمان ها که جزیره ای عمل می کنند محدوده هریک از این مهارت ها هرچند که وسیع باشند، ولی همپوشانی نداشته و مسلماً اجرای این گونه طرح ها(هوشمندی کسب و کار) در این سازمان ها تعریفی ندارد، چون شرط اصلی استفاده از فناوری نوین هوشمندی کسب و کار، کار در محیط رقابتی است و شرکت هایی که به صورت جزیره ای عمل می کنند، اصولاً در این محیط نمی توانند وارد شوند(گلستانی،1386).

2-1- 9 عوامل تاثیرگذار بر هوشمندی کسب و کار:

چندین عامل وجود دارند که بر روی خروجی سیستم هوشمندی کسب و کار کاملاً موثر خواهند بود. این عوامل شامل موارد زیر خواهند بود که بی توجهی به هریک از آنها می تواند موجب تضعیف سیستم هوشمندی کسب و کار شود(سروش و بحرینی زاده،1388).

  • مشتریان حیاتی ترین جنبه برای موفقیت یک شرکت هستند. بدون آنها شرکت نمی تواند وجود داشته باشد. بنابراین،داشتن اطلاعات در مورد خواسته های آنها بسیار مهم است. باید سریعاً شرکت خود را با تغیر تقاضاهای آنها تطبیق دهد. هوشمندی کسب و کار به شما امکان جمع آوری اطلاعات بر اساس روندهای موجود در محل فروش کالا و ارائه محصولات و سرویس های نوآورانه مطابق با تغییر تقاضاهای مشتری را می دهد.
  • رقبا می توانند مانع بزرگی در مسیر سازمان به سمت موفقیت باشند. اهداف آنها همچون شما حداکثرسازی سود و رضایت مشتری است. برای موفق بودن، سازمان باید یک قدم جلوتر از رقبایش باشد.هوشمندی کسب و کار به سازمان اطلاعات می دهد که رقبای شما در حال انجام چه کاری هستند. با این اطلاعات سازمان می تواند تصمیمات آگاهانه تری را اتخاذ نماید.
  • شرکای کسب و کار باید اطلاعات استراتژیک سازمان را داشته باشند به طوری که سوء ارتباطی که منجر به عدم کارآیی شود پیش نیاید. برای مثال، اکنون متداول است که کسب و کارها به تامین کنندگان خود، امکان مشاهده سطوح موجودی، سنجه های عملکرد و سایر داده های زنجیره تامین به منظور همکاری جهت بهبود مدیریت زنجیره تامین را می دهند. با هوشمندی کسب و کار، سازمان و شرکای کسب و کار می توانند اطلاعات مشابهی را به اشتراک بگذارند.
  • محیط اقتصادی همچون چگونگی وضعیت اقتصادی و سایر شاخص های کلیدی اقتصادی، هنگام تصمیم گیری در حوزه کسب و کار باید مورد ملاحظه قرار گیرند. هوشمندی کسب و کار اطلاعاتی را در مورد چگونگی وضعیت اقتصادی می دهد به طوری که سازمان می تواند تصمیمات محتاطانه تری را در زمان مناسب جهت توسعه یا کاهش عملیات های کسب و کار خود اتخاذ کند.
  • عملیات های داخلی فعالیت های روزمره ای هستند که در کسب و کار سازمان به پیش می روند. سازمان به دانش عمیقی درباره کارهای داخلی کسب و کار خود از بالا تا پایین نیاز دارد. اگر سازمان تصمیم مستبدانه ای بدون آگاهی از چگونگی کل کار خود بگیرد، این موضوع می تواند تاثیراتی منفی بر روی کسب و کار سازمان داشته باشد. هوشمندی کسب و کار می تواند با نظارت بر میزان هزینه و تضمین به صرفه بودن یک عملیات داخلی، ارزش زیادی را به سازمان بیافزاید(سروش،1390).