عوامل تأثیر گذار بر یادگیری سازمانی، مزیت رقابتی پایدار، فعالیتهای مدیریتی

دانلود پایان نامه

– بازتاب: مشاهده گر اعمال و افکارخودبودن، کالبد شکافی کارهای انجام شده.
– ارتباط: خلق ایده ها برای اقدام و سامان دهی آنها در قالبهای جدی.
– تصمیم: تدوین رویه برای انتخاب رویکرد مناسب از میان احتمالات تولید شده درمرحله ارتباط.
سنگه این عناصر را در قالب حلقه‌های یادگیری فردی و تیمی و سازمانی به کار می گیرد (سبحانی نژاد،1385، 71).
گاه (2003) نیز با مطالعات گسترده ای که بر روی سازمانهای مختلف انجام داده، پنج ویژگی اصلی سازمانی یا فعالیتهای مدیریتی که برای ایجاد یک سازمان یادگیرنده لازم و ضروری میباشد را این گونه بر میشمارد:
1- شفافیت رسالت و چشم انداز : داشتن احساس مشترک از رسالت و چشم انداز در یک سازمان یادگیرنده از اهمیت فوق العادهای برخوردار است. این امر مبنایی برای توانمندسازی افراد در تصمیمگیری و نوآوری فراهم میکند. بدون تحقق این امر افراد تمایلی به احساس مسئولیت یا بروز فعالیتهای خلاقانه نخواهند داشت.
2- تعهد و توانمندی رهبری: یک سازمان غیر سلسه مراتبی نیازمند این است که رهبری مشارکتی را سرلوحه کار خود قرار دهد. در چنین شرایطی کارکنان باید در تصمیمت سازمانی به صورت منظم ومکرر مشارکت داشته باشند. رهبری در سازمان یادگیرنده نقش مربی و تسهیل گر را ایفا میکند و از انتقادات سازنده استقبال میکند.
3- آزمایشگری و پاداشها : لازمه آزمایشگری داشتن اراده و جرات ورزی در زیر سوال بردن وضعیت کنونی به قصد بهبود انجام فعالیت ها می باشد. رهبری باید این فرصت را برای گروه ها فراهم کند تا آنها بتوانند فرایند های کاری را بهبود بخشیده و خلاقیت خودشان را بروز دهند. سیستم پاداش سازمان نیز باید در جهت ایجاد رفتارهای مطلوب به کار گرفته شود و سازمان نیز باید در امر خلق دانش و سرمایهای کردن آن کوشا باشد.
4- انتقال موثردانش: یادگیری از خطاها و اشتباهات گذشته برای رشد و یادگیری سازمانی لازم و ضروری به نظر میرسد. این امر زمانی محقق خواهد شد که فرهنگی باز و مملوء از اعتماد بر فضای سازمانی حاکم باشد. سازمانهای موفق با وجود اخذ دانش از بیرون سازمان سازکارهایی درونی مثل برای به اشتراک گذاشتن دانش و اطلاعات به کار میگیرند. چنین سازمانهایی فعالیتهای مناسب سازمانهای دیگر را به محک زنی میگذارند.
5- کار تیمی و حل مسئله گروهی: همه افراد باهم در زمینه حل مسائل مربوط به بهبودی فعالیتها، فرایندها یا بروز نوآوری همکاری میکنند و تیمها از کارکنان حوزه های مختلفی تشکیل میشوند. این امر جستجوگری و یادگیری را ارتقاء داده و رویکرد تفکر سیستمی را در عرصه حل مسئله به همراه دارد(گاه، 1998، 20-15).
سنگه معتقد است که تنها منبع مزیت رقابتی پایدار در بلند مدت برای سازمانها، یادگیری سریعتر نسبت به رقبا است و چنانچه سازمان به این امر نائل گردد، از سایرسازمانهای رقیب اثر بخش تر و کاراتر خواهد شد. یادگیری ازدیدگاه سازمانی زمانی اتفاق می‌افتد که اطلاعات، جمع آوری و به منظور تولید وگسترش حقایق جدید، تجزیه و تحلیل شوند، دیدگاه جدیدی را خلق کرده وآن را از طریق ارتباط، تدریس وگفتگو وتعامل به تمام سطوح سازمانی منتقل کند. و به عبارتی، یادگیری سازمانی به چگونگی وقوع یادگیری یا عنصر دانش در یک سازمان می‌پردازد. ویژگیهای سازمان های یادگیرنده برپنج اصل بنا نهاده شده است که عبارتند ازقابلیت های شخصی، مدل های ذهنی، آرمان مشترک، تفکر سیستمی و یادگیری تیمی(مومنی،1384،126-125).
سنگه مبدع ایده سازمان های یادگیرنده، ویژگیهای این گونه سازمان هارا بر پنج اصل بنا نهاده است که عبارتنداز:
1- قابلیتهای شخصی2- مد لهای ذهنی3-آرمان مشترک4- تفکر سیستمی 5- یادگیری(الوانی،1382،18) .
شکل2-1- مدل یادگیری سازمانی سنگه(همان،27).
قابلیتهای شخصی :عبارتست از نظامی که فرد به صورت مستمر دیدگاههای شخصی خود را روشنتر و عمیق تر مینماید، انرژی و توان خود را متمرکز میکند، صبر و بردباری خود را گسترش میدهد و بالاخره آنکه واقعیات را منصفانه و بیغرض در مییابد. اما شمار بسیار کمی از مؤسسات، کارکنان خود را به رشد این خصائص در درون خود، تشویق مینمایند.
مدلهای ذهنی: مدلهای ذهنی انگاشتهای بسیار عمیق و یا حتی تصاویر و اشکالی هستندکه برفهم ما از دنیا و نحوه عمل ما در مقابل آن اثر میگذارند. بسیاری از مواقع ما نسبت به مدلهای ذهنی خود و اثری که آنها بر عملکرد ما میگذارند آگاهی کامل نداریم.
آرمان مشترک: نظامی که طی آن یک تصویر مشترک از آینده خلق میشود تا تعهد و درگیری کارکنان نسبت به کار را افزایش دهد. در یک سازمان، آرمان مشترک افراد را به دور یک ماهیت و سرنوشت مشترک جمع میکند تا همگی احساس کنند که به سوی یک هدف در حرکتند و با همه فعالیتهای سازمان همبستگی دارند.
یادگیری تیمی: یادگیری تیمی فرایندی است که طی آن ظرفیت اعضاء توسعه یافته و به گونهای هم‌سو میشود که نتایج حاصله آن چیزی خواهد بود که همگان واقعا طالب آن بودهاند. علاوه براین یادگیری تیمی نظامی است که طی آن هوش جمعی یک گروه افزایش یافته و دانش و دیدگاههای جمعی تبدیل به سرمایه میشوند .
نگرش سیستماتیک: چارچوبی برای روشن ساختن الگوها و تعاملات است که کل نگر بوده و از جزء نگری اجتناب میکند. درواقع تفکرسیستمی، نظامی فکری است برای دیدن کل به جای زنجیره خطی علت و معلولی میباشد(سنگه، 2006، 149).
2-4-عوامل تأثیر گذار بر یادگیری سازمانی
1. رهبر اندیشمند – مغز و اندیشه رهبران اندیشمند منشأ پیدایش سازمان های یادگیرنده است. باید رهبری اندیشمند وجود داشته باشد تا سازمانی یادگیرنده به وجود آید. مقصود از رهبر اندیشمندکسی است که سازمان را درک می کند و به آن و اعضاء کمک می کند تا به موفّقیت دست یابند.
2. تفویض اختیار به دیگران – در سازمان یادگیرنده اختیارات به میزان زیادی به افراد واگذار می شود. در این سازمان ها تیم هایی که اعضای آنها را، افراد متعلق به دوایر تخصصی مختلف تشکیل می دهند، به صورت واحدهای اصلی در می آیند. افراد با هم همکاری می کنند تا نیازها را شناسایی ومسأله ها را حل کنند . در سازمان یادگیرنده بر اساس توانایی فرد و استعداد او به یادگیری ، او را بر می گزینند وآموزش می دهند. آموزش کارکنان برای درک نوع فعالیت و تفویض اختیار به آنان جهت تصمیم گیری باعث می شود که احساس نوعی مالکیت بنمایند و از کار کردن در سازمان مباهات کنند.