پایان نامه ارشد: فسخ نکاح در حقوق مدنی ایران و مذاهب خمسه -خرید پایان نامه

متن کامل :

فسخ نکاح در حقوق مدنی ایران و مذاهب خمسه

نکاح یا ازدواج در قانون مدنی ایران و بسیاری از کشورها تعریف نشده است  نکاح  در لغت به معنی  صم ( پیوستن) است و در اصطلاح  حقوقی می توان  آن را چنین  تعریف کرد: « نکاح قرار دادی است  که به موجب آن  زن و مرد در زندگی  با یکدیگر  شریک و متحد شده ، خانواده  ای تشکیل  می دهند…[1]»

بعضی از استادان حقوق در تعریف نکاح گفته اند : «نکاح عبارت از، رابطه حقوقی است  که به وسیله عقد بین مرد و زن حاصل می گردد و به آنها حق می دهد که تمتع جنسی از یکدیگر ببرند »[2]

البته تمتع جسمی از مهمترین  اغراض نکاح است و شاید مهم ترین  هدفی است که اشخاص را به عقد نکاح  وا می دارد ولی اغراض  دیگری مانند توالد و تناسل  و همکاری در زندگی  نیز در نکاح وجود دارد.

بعضی از حقوقدانان  اسلامی نکاح را چنین  تعریف کرده اند: « نکاح، عقدی است که به هر یک از زوجین حق استمتاع  از دیگری را به وجه  مشروع می دهد »[3]

اگر استمتاع را در این تعریف به معنی عام و شامل هرگونه  بهره گیری  بدانیم تعریف مذکور به جا و قابل قبول خواهد بود .»[4]

دراینجا به تعریفی که فقه از نکاح کرده است می پردازیم :

« النُکاحُ مُستحبُّ مؤکَّد وفضلُه  مشهور محققٌ  حتّی  أنَّ  المتّزوَجَ یُحِرزُ نصفَ دینهِ ورویَ: ثُلثا دینه. وَهیَ مِن اعظَمِ الفوائدِ بعدَ الاسلامِ »

ترجمه اینکه : «ازدواج  کردن از مستحبات موکد است و فضیلت آن در میان مسلمانان  مشهور و در شرع  اسلام محقق است، تا آنجا که رهبران  دینی گفته اند  کسی که ازدواج  می کند نیمی از دین خود را حفظ می کند و در روایتی آمده است، دو سوم  دین خود را حفظ میکند و اختیار کردن همسر، پس از اسلام ، بزرگترین  بهره ها  و فایده ها به شمار می رود»[5]

«در حقوق انگلیس نیز، تعریف مشهور لرد پنزنس Lord penzance  که نکاح را، اتحاد ارادی بین زن و مرد برای مدت  عمر دانسته است » . [6]

 

 

1-2-5- موارد انحلال عقد نکاح

روابط بین زن ومرد در زمان نکاح  با یکی از عوامل زیر منحل می شود:

طبـق ماده 1120 قانون مدنی  : « عقد نکاح به فسخ یا به طلاق با به بذل  مـدت در عقـد انقطاع منحـل  می شود:

1-حق برهم زدن عقد نکاح  با شرایط خاصی

2-طلاق در ازدواج  دائم

3-پایان یافتن  مدت در ازدواج موقت

 

1-2-6- مفهوم فسخ نکاح

«فسخ نکاح تنها به اراده  صاحب حق واقع می شود و نیازی  به رضای طرفین نداردیعنی در زمره ی ایقاعات است  نه قراردادها.  فسخ کننده باید اهمیت  داشته باشد  وبهمین دلیل  فسخ نکاح مجنون  باولی یا قیم  اوست»[7]

به نظرمی رسد؛ فسخ نکاح طبق ماده  1120 قانون مدنی  شامل انحلال  یا بر هم خوردن  نکاح به یکی از عوامل قانونی بدون دخالت  زوج یا زوجه است. آنچه ما مورد بحث قرارمی دهیم،  فسخ در نکاح دائم  و طلاق است و بررسی شباهت ها وتفاوت های این دو امر حقوقی است. به دلیل اهمیتی  که درامر نکاح  وجود دارد برخلاف بقیه عقود خیار فسخ  وجود نداشته و تنها در مواردی  که قانون آنرا ذکر کرده است،  حق فسخ نکاح برای  طرفین نکاح به وجود می آید.[8]

 

1-2-7-مفهوم طلاق

از نظر لغوی به معنی رها شدن می باشد و دراصطلاح عبارت ازپایان دادن زناشویی به وسیله زن وشوھر . طلاق را اغلب راه حل رایج وقانونی عدم سازش زن وشوھر، فرو ریختن ساختار زندگی خانوادگی، قطع پیوند زناشویی واختلال ارتباط والدین با فرزندان تعریف کرده اند .[9]

« طلاق » اسمی برای تطلیق است یعنی از بین بردن قید و اصطلاح شرعی به معنای از بین بردن قید نکاح است . درکتب لغت ، برای واژه طلاق معنای گوناگونی گفته شده است مانند : رهایی ، آزاد کردن ، ترک کردن ، مثلاً گفته می شود : « طلقت القوم . قوم را ترک کردم » طلاق در اصطلاح شرعی عبارت است از « ازله قید النکاح بصیغه مخصوصه » طلاق ، گسستن و از بین بردن قید ازدواج با لفظ مخصوص است . [10]

بعضی از استادان حقوق فرانسه طلاق را این چنین تعریف کرده اند : طلاق قطع رابطه زناشویی به حکم دادگاه در زمان حیات زوجین ، به درخواست یکی از آنها یا هر دو است . در حقوق امروز ایران طلاق ممکن است به حکم دادگاه یا بدون آن واقع شود و در تعریف آن می توان گفت ، طلاق عبارتست از انحلال نکاح دائم با شرایط خاص از جانب مرد یا نماینده او . بنابراین طلاق ویژه نکاح دائم است و انحلال نکاح منقطع از طریق بذل یا انقضاء مدت صورت می گیرد . ماده 1139 قانون مدنی در این باره می گوید : طلاق مخصوص عقد دائم  است  و زن منقطعهبا انقضاء مدت یاب ذلآن از طرف شوهر از زوجیت خارج میشود .

از نظر ماهیت حقوقی ، در فقه اسلامی و قانون مدنی ، طلاق ایقاعی است که از سوی مرد یا نماینده او صادر می شود حتی در موردی که طلاق بر اساس قوانین زوجین که شرط یا انگیزه طلاق می باشد غیر از خود آن است و طلاق ، یعنی آخرین عملی که با اجرای صیغه تحقق می پذیرد و رابطه نکاح را منحل می کند ، در هر حال ، یک عمل حقوقی یک جانبه ( ایقاع ) است و ناشی از ارادۀ طرفین نمی باشد .

طلاق در لغت در معانی متعدد از قبیل : رهایی ، آزادکردن ، ترک کردن ، واگذشتن ، گشودن گره و….. به کار رفته است . از طلاق در اصطلاح فقها و حقوقدانان نیز تعاریف متفاوتی به عمل آمده است . در اصطلاح شرعی ، طلاق عبارت است از   » ازاله قیدالنکاح بصیغه مخصوصه »یعنی : طلاق زایل نمودن قید و پیوند نکاح است با صیغه مخصوص . آوردن کلمه صیغه مخصوصه برای تمیز طلاق ازفسخ است ؛ چون در فسخ نیازی به صیغه مخصوص نیست.[11]

برخی از حقوقدانان طلاق را ایقاعی تشریفاتی دانسته اند که به موجب آن مرد ،به اذن یا حکم دادگاه، زنی را که به طور دائم در قید زوجیت اوست رها می سازد . برخی دیگر در تعریف طلاق گفته اند : «طلاق عبارت است از انحلال نکاح دائم با شرایط و تشریفات خاص از جانب مرد یا نماینده قانونی او». از میان تعاریف مذکور، تعریف اخیر صحیح تر به منظور می رسد. البته این تعریف با اندکی تفاوت به تعریف فقها نزدیک است .[12]

در باب  موجبات یا اسباب طلاق چیزهائی است که مجوز طلاق به شمار آمده و به استناد آنها می توان اقدام به طلاق کرد. در قانون مدنی به پیروی از فقه امامیه اسباب و موجبات طلاق به شرح زیر است :

اولا، مرد می تواند برابر مقررات قانون مدنی با مراجعه به دادگاه زن خود را طلاق دهد

ثانیا ، زن در موارد خاصی در قانون مدنی می تواند از دادگاه تقاضای طلاق کند .

ثالثا ، زوجین با شرایط خاصی می توانند درباره طلاق توافق کنند[13] . به این گونه طلاق ، خُلع یا مبارات می گویند .

طلاق خلع : در فقه و حقوق مدنی به طلاقی گفته می شود که زوجه بجهت کراهت از شوهر مالی به او می دهد و طلاق می گیرد . آن مال ممکن است عین یا معادل مهر و بیشتر و یا کمتر از آن باشد .

طلاق مبارات : در فقه و حقوق مدنی طلاقی را گویند که زن و مرد از یکدیگر کراهت داشته باشند و زوجه طلاق بخواهد در عوض مالی که به شوهر می دهد نباید زائد بر مهریه باشد .[14]

[1] امامى، سید حسن، حقوق مدنى (امامى)، انتشارات اسلامیه، تهران – ایران، 1387،ج4ص269

[2] کاتوزیان، حقوق خانواده،دوره مقدماتی حقوق مدنی: خانواده،1384،نشر میزان،ج1ص20

[3] محقق داماد، حقوق خانواده،پیشین،ص22

[4]-صفایی،سید حسن ،امامی ،اسد الله ، پیشین ،ج 1. ص 23و24

[5]- همان ، ص 48

[6]-کاتوزیان، ناصر ،حقوق مدنی ،پیشین ،جلد اول ،ص27

[7]- کاتوزیان، ناصر ،حقوق مدنی ،پیشین ،جلد اول ،ص 176.

3- همان

[9]-دیانی، عبدالرسول، وکالتدرطلاق(شیوهایبرایتعدیلحقانحلالیکجانبه)مجلهدادرسی،سالدورهچهارم  -شماره  24، 1379  ،ص41

[10]-صفایی، سید حسن ، قاسم زاده مرتضی،اشخاص ومحجورین انتشارات وزارت فرهنگ ، تهران، چاپ هشتم،1382 جلد 1،84

[11]-همان

[12]- همان

[13]-منصور ،جهانگیر، پیشین ، مواد ۱۱۴۵ و ۱۱۴۶

[14]-دیانی، عبدالرسول، وکالتدرطلاق (شیوه ای برای تعدیلحقان حلال یک جانبه )،پیشین