مؤلفه های یادگیری سازمانی، موانع یادگیری سازمانی، سازمانهای یادگیرنده

دانلود پایان نامه

جو آزمایشگری، ریسک پذیری، تعامل با محیط خارجی، گفتگو و محاوره، تصمیم سازی مشترک
زارعی متین و دیگران (1382 )
خلاقیت کارکنان، تفکر سیستمی، رهبری تحول آفرین، کاربرد علم و تجربه، پاداش انگیزش، کار گروهی، فرهنگ سازمانی، پذیرش پیشنهادها، آرمان مشترک، اغتنام فرصت های محیطی، مشتری محوری، همگامی، تحولات زمان، اطلاع رسانی، ارزیابی عملکرد
با توجه به جدول 2-1- ، مؤلفه هایی که از فراوانی بیشتری در پژوهش ها برخوردار بودند یعنی افراد بیشتری بر این مؤلفه ها تأکید داشته اند به عنوان مؤلفه های یادگیری سازمانی در این پژوهش در نظر گرفته شدند که عبارتند از :
کسب اطلاعات : اشاره به جمع آوری اطلاعات مربوط از منابع درونی و بیرونی دارد.
تعبیر و تفسیر اطلاعات : در این مرحله کارکنان سازمان، اطلاعات را معنی دار می کنند و متناسب با زمینه کاری و پیشینه خود ممکن است از اطلاعات مشابه برداشت های متعددی را ارائه نمایند.
به کارگیری اطلاعات : به معنی استفاده عملی از اطلاعات و بررسی نتایج رفتاری آن و تولید دانش جدید و افزودن آن به سیستم های فعلی دانش در سازمان است .
حافظه سازمانی: این عنصر باعث می شود که سازمان ها به سرعت خود را با تقاضای متضاد محیطی تطبیق دهند(بتّ،2002، 309- 297)
یادگیری تیمی: فرایندی است که طی آن ظرفیت اعضای گروه توسعه داده شده و به گونه ای همسو شود که نتایج حاصله آن چیزی باشد که همگان واقعاً طالب آن بوده اند(سنگه،1990، 217).
مهارت فردی: کارکنان پرورش یافته توان تبدیل دانش به محصولات، کالا و خدمات را دارند و برای سازمان سودآوری تولید می کنند. برای مدیریت مناسب منابع انسانی بایستی سطح دانش، اطلاعات، مهارت ها و قابلیت های کارکنان را ارتقا دادو در آنان شایستگی ایجاد کرد(نیفه،2001، 319).
آرمان مشترک: آرمان یا چشم انداز مشترک به معنی ایجاد تعهد عمومی از طریق خلق تصاویر مشترک از آینده مطلوب و اصول و اقدامات راهنما برای رسیدن به آن است(سنگه،1999، 144).
تفکر سیستمی: نظریه سیستمی در مدیریت، یک روش تفکر در مورد سازمان هاست که به مدیران و کارکنان چهارچوبی را ارائه می دهد که به کمک آن قادر شوند کلیه عوامل داخلی و برون سازمانی مؤثر را به صورت یکپارچه بنگرند.
اشتراک دانش: پایه دانش شرکت، اطلاعات را در یک مکان مرکزی یکپارچه می کند . از این رو رهایی حافظه کاری فرد از داده های بی ارزش، فضای اشغال شده را کاهش می دهد. این امر، شرایط مناسبی را برای به اشتراک گذاشتن سریع دانش و حفظ و رشد دانش جمعی آن، ایجاد می کند(نیفه،2001، 320).اگر تمامی عوامل ایجاد سازمان یادگیرنده فراهم باشد، اما فرهنگ لازم وجود نداشته باشد ایجاد سازمان یادگیرنده موفق نخواهد بود. بعضی از شاخص‌های فرهنگی عبارتنداز:
– ارزش‌ها وباورها: در برگیرنده ارزشهای حامی یادگیری است که در ارتباطات سازمانی به طور مرتب از آن یاد می‌شود، یادگیری وارد مکالمات و زندگی کاری افراد می‌شود، افراد مسئولیت یادگیری خود را به عهده می‌گیرند و آزادند تا مفروضات را زیر سوال ببرند و بدون ترس از اتهام اشتباه کنند.
– زبان: تغییر لغات و زبان در جهت حمایت از یادگیری برای مثال تغییر واژه‌های آموزش به یادگیری، سرپرست به مربی و نظایر آن.
– گفتار و رفتار افراد سطح بالا: پیامها، توقعات و رفتار مدیران ارشد بیان کننده آن چیزی است که برای سازمان حیاتی است. افراد از این گفتارها و پیامها آن چیزی را که لازم است جهت رفتار خود دریافت می‌کنند، لذا توجه و تمرکز مدیران ارشد بر یادگیری بسیار ضروری است.
– اختصاص زمان و پول: تعهد به اختصاص زمان و پول یک نکته مهم در فرهنگ سازی است. پاسخ به این پرسش که آیا منابع صرف شده برای یادگیری هزینه تلقی می‌شوند یا سرمایه گذاری، بسیار حیاتی است. سرمایه گذاریهای مربوط به یادگیری باید جزو اولویتها باشند.
– قدرت مالکیت: یادگیری چیزی است که همگان مالک آن هستند و اختصاص به شخص یا واحد خاص ندارد.
– غرور و پیش داوری: بزرگترین موانع یادگیری سازمانی، سیاست بازی، غرور، ایجاد امپراتوری و استفاده از اطلاعات به عنوان قدرت است. سازمانهای یادگیرنده با به اشتراک گذاری اطلاعات و تجربه، فضای سازمانی متفاوتی به وجود می‌آورند(روح الامینی،1381، 77).
   یادگیری موثر نیازمند چند مهارت است. بدین معنا که این مهارتها، ظرفیت و استعداد شخص را برای یادگیری موثرتر و بهتر ارتقاء می‌دهند. اهم این مهارتها عبارتند از:
-1 تفکر سیستمی 2 – مدل های ذهنی 3 – تسلط فردی 4 – خودیادگیری 5 – گفتگو.
1- تفکر سیستمی: