محدودیت زمانی، عوامل اقتصادی، صورتهای مالی

دانلود پایان نامه

2-3-2-13 مزایا و معایب تحلیل تکنیکال
در این روش با استفاده از مدلهای ریاضی و با استفاده از اطلاعاتی چون قیمت روزانه (باز، بالاترین، پایین ترین و بسته)، ارزش روز بازار، تعداد سهام مورد معامله، تعداد خریداران و … به بررسی روندها خواهد پرداخت که با توجه به عدم شفافیت نسبی بازار ایران در خصوص دریافت اطلاعات سازمانی و عملیاتی شرکتها میتوان از آن در قیاس با سایر متدها به عنوان نقطۀ قوت آن نام برد اما در مقابل عواملی چون:
گرفتار شدن به روزمرگی
هیجانات و اضطرابهای ناشی از نوسانات بازار
محدودیت زمانی خرید تا فروش سهام
وجود حجم مبنا
ناتوانی تشخیص قیمت یک سهم در زمان باز شدن مجدد که قانون حجم مبنا اعمال نمیگردد.
اما در نهایت اینکه بنا به قبول بسیاری از فعالان بازار سرمایۀ ایران، کاربرد این روش در کنار سایر روش های موجود در بازار سرمایه میتواند نتایج قابل و درخوری برای کاربر فراهم سازد (شهدایی، 1388، 7).
2-3-2-14 انعطافپذیری و سازگاری تحلیل تکنیکال
یکی از بزرگترین نقاط قوت تحلیلهای تکنیکال سازگاری و تنوع آن برای انواع معاملات در ابعاد زمانی مختلف میباشد. تقریباً هیچ بازار و فضای معاملاتی وجود ندارد که نتوان این اصول را در آن به کار برد. چارتیست به راحتی میتواند هر نوع بازاری را که تمایل داشته باشد مورد مطالعه قرار دهد حتی اگر با دانش فاندامنتال او همخوانی نداشته باشد. در حالی که اغلب تحلیلگران فاندامنتال به علت این که همواره مقادیر زیادی اطلاعات و صورتهای مالی برای بررسی وجود دارد که برای درک آنها باید در حد یک متخصص عمل کنند، چندان نمیتوانند از جایی که هستند دور شوند. نکته حائز اهمیت این است که ذات بازار همواره شامل فواصل زمانی است که در آن بازار چیزی فعال یا غیر فعال میشود معاملات زیادی بر روی آن صورت میگیرد و یا نقدشوندگی آن کاهش مییابد. یک تحلیلگر تکنیکال همواره میتواند تمرکز و توجه خود را به قسمت فعال و قوی بازار معطوف کند و میتواند یک روند را در زمان خاص انتخاب کند و یا روندی دیگر را از سیستم خود حذف کند. درنتیجه تحلیلگر تکنیکال میتواند توجه و سرمایۀ خود را از هر نقطه از بازار در زمان مناسب به سمت نقطهای دیگر از بازار منتقل کند. طبیعت بازار، چرخشهای آن است و این امتیاز بزرگی است که شخصی بتواند همراه با بازار حرکت کند. خیلی از اوقات بازار آبستن روندهای خیلی مهمی میشود. روندهایی که حاوی الگوهای مهم و پر قدرتی هستند. اغلب اوقات این روندها کاملاً بی سر و صدا و در زمانی که خیلی از روندهای دیگر رو به اتمام هستند شکل میگیرند، یعنی زمانی که خیلی از معاملهگران در انتهای معاملات خود هستند. تحلیل گر تکنیکال کاملاً آزادانه روندهای جدید را میبیند و انتخاب میکند. یک تحلیلگر فاندامنتال که اغلب در مورد گروه خاصی تخصص دارد اگر احساس کند در گروهی دیگر تحرکاتی ایجاد شده است این انعطافپذیری را ندارد که به سادگی از گروهی به گروهی دیگر برود و هر زمان نیز قصد انجام این کار را داشته باشد در حقیقت اوقات دشوارتری را نسبت به چارتیست باید طی کند تا به نتیجه برسد. به عنوان یک امتیاز دیگر برای تحلیلگر تکنیکال میتوان به این نکته اشاره کرد که از آنجایی که او همواره بازار را به طور کلی زیر نظر دارد در نتیجه میتواند حرکات زیرین برخی از گروههای بازار را مشاهده کند و زیر نظر بگیرد و در نتیجه میتواند بهترین گروه بازار را برای سرمایهگذاری انتخاب کند. همچنین به علت آن که خیلی از بازارها متأثر از عوامل اقتصادی میباشند و این تصمیمات اقتصادی هستند که در قیمتها و روندها ظاهر میشوند، میتواند با نگاه کردن و بررسی کردن یک گروه از بازار بر بازارهای دیگر نیز اعمال نظر کند و در حقیقت او به نوعی از نزولی یا صعودی بودن روند اقتصاد کلان نیز مطلع میباشد و درنتیجه چارتیست باتجربه میتواند همزمان در چند بازار حضور داشته باشد.
2-3-2-15 تحلیل تکنیکال و کارایی آن در بازههای زمانی مختلف
یکی از بزرگترین نقاط قوت تحلیل تکنیکال این است که در بازههای زمانی مختلف کاربرد دارد. چه معاملهگران روزانه چه معاملهگران چند روزه و کوتاه مدت و چه خریداران میان مدت و چه افرادی که در بازههای زمانی طولانی مدت مشغول به خرید و فروش میباشند، میتوانند از تحلیل تکنیکال بهره ببرند در حقیقت تحلیل تکنیکال شامل زمان خاصی نمیشود و این سلیقه و روش کار معاملهگر میباشد که در چه بازهای به تحلیل بپردازد. تحلیلگر تکنیکی با تعیین بازۀ زمانی مورد نظرش این را مشخص می کند که قصد پیشبینی برای چه مدت زمانی را دارد. این عقیده که برخی از افراد میگویند تحلیل تکنیکال صرفاً در بازۀ زمانهای کوتاه مدت کاربرد دارد اصلاً درست نیست. این ادعا شاید ناشی از این نظریه باشد که تحلیل فاندامنتال برای پیشبینی بلندمدت کاربرد دارد و فاکتورهای تحلیل تکنیکی فاکتورهایی کوتاه مدت هستند درواقع تحلیلگر تکنیکال برای پیشبینی بازههای زمانی بلندمدت از نمودارهای هفتگی، ماهیانه و سالیانه بسته به سلیقۀ خودش استفاده میکند و به دلیل همین تکنیکها میباشد که این نوع تحلیل را تکنیکال مینامند.
2-3-2-16 پیشبینیهای اقتصادی
تحلیل تکنیکال میتواند نقش مهمی در پیشبینیهای اقتصادی بازی کند. برای مثال، جهت تغییرات قیمت کالا به ما مطالبی در مورد جهت تورم میگوید. با استفاده از تحلیل تکنیکال میتوان سرنخ هایی در مورد تقویت و یا تضعیف اقتصاد یافت. رشد قیمت کالا معمولاً اشاره به اقتصاد قویتر و نیز رشد تورم دارد. کاهش قیمت کالا اغلب به معنی تضعیف اقتصاد و تورم میباشد. جهت حرکت نرخ بهره متأثر از روند قیمت کالاست. درنتیجه نمودار بازارهایی مانند طلا و یا نفت همراه با اوراق قرضه میتوانند چیزهایی را در مورد جهت حرکت اقتصادی بگویند و کمک کنند تا انتظار درستی از تورم داشته باشیم. روند ارزهای مختلف مانند دلار مطالبی در مورد آیندۀ اقتصاد جهان میگوید که آیا در حال تقویت شدن است یا تضعیف شدن. حقیقت مهمتر این است که روندها در بازارهای سلف، ماهها قبل از آنکه در شاخصهای اقتصادی بومی رخ بدهند در نمودارهای ماهیانه یا هفتگی ظاهر میشوند و حتی به ما می گویند که پیشتر نیز چه اتفاقاتی افتاده است. همانگونه که از نام آن پیداست بازارهای سلف اغلب به ما چشماندازی از آینده را نشان میدهد. مثلاً نمودار شاخص 500 سهم برتر آمریکا میتواند به ما نکاتی را در مورد آیندۀ اقتصاد و تأثیرات آن بر نرخ ارز این کشور بگوید (مورفی، 1384،7-10).
2-3-2-17 برخی انتقادها در مورد تحلیل تکنیکال
چند سوال و انتقاد جزیی در مورد مباحث تحلیل تکنیکال مطرح میشود. یکی از این مباحث در مورد این است که هرکسی پیشگویی خود را از هر چیز دارد. دیگری این است که چگونه قیمتهای گذشته و اطلاعات آن میتواند در مورد قیمتهای آینده و پیشگویی آنها و جهت حرکتشان کاربرد داشته باشد. این انتقاد معمولاً در قالب جملاتی مانند “نمودار ها به ما میگویند بازار در کجا قرار دارد ولی به ما نمی گویند که به کجا میرود” مطرح میشوند. در جواب باید گفت کاملاً واضح است که نمودارها به شما نمیگویند بازار به کدام سمت حرکت میکند اگر شما ندانید آنها را چگونه بخوانید. سوالات مربوط به نظریه “ورود تصادفی” معمولاً به این صورت هستند که گفته میشوند “آیا واقعاً قیمتها بر طبق روندها حرکت میکنند؟” و ایجاد شبهه در مورد این که هر تحلیل تکنیکی میتواند استراتژی “خرید و نگهداری” را پیشنهاد بدهد. این قبیل سؤالات به طور حتم سزاوار پاسخ هستند.
2-3-2-17-1 خود تفسیرگری
به نظر میآید این موضوع که هر کسی تفسیر خاص خودش را از نمودارها دارد، ذهن افراد زیادی را به خود مشغول کرده و اغلب نیز شنیده میشود. به طور حتم این سؤالی قابل تأمل است اما کمتر از آنچه به نظر میرسد اهمیت دارد. شاید بهترین راه برای پاسخ دادن به چنین سؤالی مراجعه به یکی از متونی باشد که شدیداً افرادی که در معاملاتشان از نمودار استفاده میکنند را زیر سؤال میبرد:
الف) استفاده از الگوهای نموداری روز به روز گسترش مییابد و عموم مردم علاقهمند به استفاده از آن ها میشوند و از قوانین این چارت ها برای خرید و فروش استفاده میکنند و این خود تفسیرگری باعث می شود که موجهایی از خرید و فروش در قسمتهایی از بازار مشاهده شود. به طوری که همه با هم چیزی را میخرند و باعث افزایش قیمت آن میشوند و همه با فروش همزمان چیزی، باعث کاهش قیمت آن می شوند.