مدیریت فرهنگ سازمانی، مفهوم فرهنگ سازمانی، تعریف فرهنگ سازمانی

دانلود پایان نامه

اشنایدر و بارسو (1382) فرهنگ سازمانی را به عنوان یکی از اشکال فرهنگ دسته بندی کرده اند. برای مفهوم «فرهنگ سازمانی» نیز به مانند مفهوم «فرهنگ» تعاریف زیادی وجود دارد. هر تعریف درعین حال که سعی کرده است مفهومی جامع و کامل از فرهنگ سازمانی ارائه دهد با این حال بیشتر این تعاریف تک بعدی هستند و بر یکی از جنبه های فرهنگ سازمانی تاکید دارند.در مورد فرهنگ سازمانی تعاریف متعددی ارایه شده است که به تعدادی از آنها اشاره میشود.
2-2-5: مفهوم فرهنگ سازمانی
در ادبیات حوزه سازمان و مدیریت فرهنگ سازمانی به عنوان مفهومی پیچیده است. علاوه بر پیچیدگی تعاریف بسیار زیادی برای فرهنگ سازمانی موجود است که به نوبه خود درک ماهیت آن را پیچیده تر می نماید. در زیر برخی از تعاریفی را که توافق بیشتری بر روی آنها وجود دارد ارائه می شود:
از نظر فیزی «فرهنگ سازمانی عبارتست از یک شیوه نگرش که در میان بسیاری از افراد مشترک است» (میرسپاسی،1384). «فرهنگ سازمانی نظام ارزش ها، باورها و آداب و رسوم مشترک در بین اعضای سازمان است که با ساختار رسمی برای ایجاد هنجارهای رفتاری درتعامل می باشند» (طاهری،1379،63).
«فرهنگ سازمانی ادراکی است که افراد از سازمان دارند، فرهنگ سازمانی چیزی است که در سازمان وجود دارد نه در افراد. صفات ویژه ای است که به سازمان اختصاص داده و بیانگر مشخصات معمولی و ثابت است که یک سازمان را از سازمان های دیگر متمایز می کند»(گودرزی و گمینیان، 1381).
« فرهنگ سازمانی سیستمی از استنباط مشترک است که اعضا نسبت به یک سازمان دارند و همین ویژگی موجب تفکیک دو سازمان از یکدیگر می شود» (رابینز ،1389). اوچی (1982)فرهنگ سازمانی را «یک سلسله از نمادها، تشریفات و اسطوره‌هایی که منتقل کننده باورهای اساسی آن به کارکنانش می باشند» تعریف می کند ( به نقل از کجوری و آقاجانی، 1383، 153).
الگویی از مفروضات مشترک که گروه فرا می‌گیرد؛ به طوری که مشکلات انطباقپذیری خارجی و هماهنگی داخلی آن را حل می‌کند، و به سبب عملکرد و تأثیر خویش معتبر دانسته می شود و از این جهت به مثابه روش صحیح ادراک، تفکر و احساس در خصوص آن مشکلات، به اعضای جدید گروه آموزش و یاد داده می شود (شاین، 1384). دیل و کندی(1983) در تعریف فرهنگ سازمانی قوی، آن را فرهنگی می دانند که افراد تحت آن، اهداف سازمان را به خوبی می شناسد و درجهت آنها کار می کنند. به عقیده این دو نفر، فرهنگ قوی اهرمی قوی برای هدایت رفتار (کارکنان) است و کارکنان را برای انجام کارهایشان به شیوه بهتر بویژه به دو صورت خاص کمک می کند.
کامل‌ترین تعریف فرهنگ سازمانی را ادگار شاین به شکل زیر تعریف می‌نماید:
«فرهنگ سازمانی، الگوئی از مفروضات اساسی است که توسط گروه معینی کشف و اختراع شده یا توسعه یافته، به طوری که انطباق با محیط خارجی و انسجام درونی را به آنها می‌آموزد، اگر این الگو در طی زمان کارائی خوبی داشته باشد، اعتبار می‌یابد به طوری که آن شیوهء صحیح ادراکی، اندیشه و احساس اعضای جدید درباره مشکلاتشان را شکل می‌دهد» ( به نقل از گوردن، 1991).
2-2-6: ویژگی های فرهنگ سازمان
استیفن رابینز درکتاب خود تحت عنوان «رفتار سازمانی، مفاهیم، نظریه ها و کاربردها» هفت ویژگی زیر را برای فرهنگ سازمانی معرفی کرده است: «1- نوآوری و خطرپذیری 2- توجه به جزئیات 3- توجه به ره آوردها 4- توجه به اعضای سازمان 5- توجه به تیم 6- جاه طلبی و 7- پایداری. هر یک از این ویژگی ها بر روی طیفی قرار میگیرند که دامنه آن از بسیار کم تا بسیار زیاد کشیده می شود. بنابراین چنانچه فرهنگ سازمانی از زاویه این هفت ویژگی مورد توجه قرار گیرد تصویر کاملی از آن به دست می آید.این تصویر به صورت اساس و مبنایی در می آید که منعکس کننده نوع احساس اعضا، استنباط مشترک آنان، شیوه انجام امور و نوع رفتار آنان است»( رابینز ،1389،106).
دیویس ، هویت عضویتی، منافع فردی سازمانی ، تاکید بر وظایف افراد، کنترل زیاد/کم ، هماهنگی واحدها زیاد/کم، ریسک پذیری زیاد/کم، سیستم پاداش، تحمل تعارض، تاکید بر هدف/وسیله، نگرش سیستمی و ارتباط با محیط را به عنوان شاخص های عمده تشخیص فرهنگ سازمانی فهرست نموده است(میرسپاسی، 1384،42).
لیتوین و استرینگر(1968) فرهنگ سازمانی را با 9 ویژگی توصیف می‌نمایند «این شاخص‌ها عبارتند از: 1- استانداردها، 2- مسئولیت‌ها،3- تشویق و ترغیب،4- ریسک‌پذیری (خطرپذیری)، 5- حمایت،6- تضاد،7- صمیمیت و گرمی،8- ساختار، و 9- هویت»(به نقل از ناظم و حمودی،1389).
پیترز و واترمن (1982)علاوه بر موارد مشترک، عناصری مانند تعصب مدیران به عمل ،توجه به نیازهای مشترک،استقلال و کارآفرینی ، توجه به ارزش های مشترک ، انجام و تحمل اختلافات سلیقه را مورد توجه قرار داده اند(زارعی متین،1375).
از نظر کلاکهان واسترادبک (1988) ویژگی فرهنگ سازمانی عبارتند از:
رابطه با محیط واینکه آیا فرد تابع محیط است و با آن هماهنگ است یا می تواند آن را تحت سلطه خود درآورد
توجه به زمان و اینکه آیا گذشته نگراست یا حال نگر وآینده نگر
ماهیت فرد و دیدگاهی که فرهنگ درمورد فرد دارد که در سبک رهبری مؤثراست
توجه به فعالیت و کار از سوی فرهنگ و چگونگی حل مسایل وتصمیم گیری
توجه به مسئولیت و فردگرا یاجمع گرایی بودن که درطرح ریزی شغل و شیوه گزینش افراد مؤثراست