مسئولیت اجتماعی، عملکرد سازمانی، کیفیت محصولات

دانلود پایان نامه

2- فضای فرهنگی سازمان : مجموعه ای از شش ویژگی آماری به این ترتیب است:
– روشنی در کار : میزان اگاهی فرد از اهداف و سیاستهای کار در سازمان و نیز آگاهی از نیازمندی های
شغلی خود.
– تعهد و دلبستگی : میزان تلاشپیوسته فرد برای تحقق اهداف سازمان
– معیارهای کار: فشاری که مدیریت برای بهبود کار به کارکنان سازمانی وارد میکند.
– احساس مسؤولیت : به حالتی گفته میشود که کارکنان به صورت شخصی، خود را در مقابل کارشان مسئول میدانند.
– قدر شناسی: زمانی پدیدار می شود که انسان احساس کند وجود وی در سازمان به رسمیت شناخته می شود و برای کار خوبی که انجام می دهد پاداش می گیرد.
– کار در گروه : نشان دهنده احساسپیوند و وابستگی فرد به سازمان است.
3- آثار و پیامدها: سه پیامد فضای فرهنگی عبارتند از: برانگیختن و انگیزش، تندرستی کارکنان و نگهداری آنان در سازمان و عملکرد سازمانی (ایران زاده، 1384، ص 21).
از نظر بارون و گرینبرگ، تاثیر فرهنگ سازمانی بر اعضای سازمان به حدی است که میتوان با بررسی زوایای آن، نسبت به چگونگی رفتار، احساسات، دیدگاهها و نگرش اعضای سازمان پیبرد و واکنش احتمالی آنان را در قبال تحولات مورد نظر ارزیابی، پیشبینی و هدایت کرد. با اهرم فرهنگ سازمانی، به سادگی میتوان انجام تغییرات را تسهیل کرد و جهت گیریهای جدید را در سازمان پایدار کرد( بارون و گرینبرگ، 2000 ،ص 96)
فرهنگ سازمانی برچسبی اجتماعی است که از راه ارزشهای مشترک، تدبیرهای نمادین و آمانهای اجتماعی، اعضای سازمانها را به هم میپیوندد. بارون و گرینبرگ فرهنگسازمانی را نظامی زنده میخواند و آن را در قالب رفتاری که مردم در جامعه و یا کارکنان در محیط کار و در تعامل با دیگران در عمل از خود آشکار می سازند، راهی که واقعا بر پایه آن میاندیشند و احساس میکنند و شیوه ای که واقعا با هم رفتار میکنند، تعریف میکند. بر این اساس فرهنگ سازمانی به عقیده بارون و گرینبرگ نقطه تمایز فرهنگی جوامع و سازمانها را بر اساس چهار مولفه طبقه بندی کرده اند:
آرمان مشترک
کار تیمی کارکنان
شفاف بودن ماموریت
مدلهای ذهنی کارکنان
مطالب یاد شده و بسیاری از تحقیقهایی که در زمینه فرهنگسازمانی انجام شده است، نشان میدهد شناخت فرهنگ سازمانی به عنوان یک ضرورت مهم، در اولویت فعالیتهای مدیران سازمانها قرار دارد، چون با شناخت درست و دقیق این فرهنگ و آشنایی با ویژگیهای آن، مدیریت میتواند برنامه های کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت خود را سامان داده و خود را برای رویارویی با بازار سرشار از تحول و رقابت آماده کرده و احتمال موفقیت و ضریب ماندگاری در بازار را افزایش دهد( بارون وگرینبرگ، 2000: 118).
در ادامه بحث، به بررسی دیدگاههای مختلف در زمینه مسئولیت اجتماعی، تعاریف و جنبه های مختلف آن خواهیم پرداخت.
2-3: بخش دوم
2-3-1: مسئولیت اجتماعی
گریفی نو بارنی مسئولیت اجتماعی را چنین تعریف میکند: (مسئولیت اجتماعی، مجموعه وظایف و تعهداتی است که سازمان بایستی در جهت حفظ ، مراقبت و کمک به جامعه ای که در آن فعالیت می کند، انجام دهد»( فلمینگ،2002 ). فرنچ و ساورد نیز در کتاب” مدیریت تحول در سازمان”در خصوص مسئولیت اجتماعی مینویسند: مسئولیت اجتماعی، وظیفه ای است برعهده موسسات خصوصی، به این معنا که تاثیر سوءبر زندگی اجتماعی که در آن کار میکنند، نگذارند. میزان این وظیفه عموماً مشتمل است بر وظایفی چون: آلوده نکردن، تبعیض قائل نشدن دراستخدام، نپرداختن به فعالیتهای غیراخلاقی و مطلع کردن مصرف کننده از کیفیت محصولات. همچنین وظیفه ای است مبتنی بر مشارکت مثبت در زندگی افراد جامعه( همان منبع ).