مصرف مدت مواد مخدر و تأثیرآن برمدارهای مغزی

مواد مخدر و مغز:

مواد مخدر موادی شیمیایی هستند که پس از مصرف وارد سیستم ارتباطی مغز شده و فرایند عادی ارسال، دریافت و پردازش اطلاعات از سوی سلول های عصبی را مختل می کنند. ساختار شیمیایی برخی از مواد مخدر از جمله ماری جوانا و هروئین شبیه نورون های فرستنده طبیعی مغز است و در نتیجه نورون ها را تحریک  می کنند. شباهت ساختار شیمیایی این گونه مواد مخدر به نورون های فرستنده طبیعی سبب می شود تا سلول های گیرنده مغز فریب بخورند و اجازه دهند تا مواد مخدر وارد سلول های عصبی شده و آنها را تحریک کنند. گرچه ساختار شیمیایی این گونه مواد مخدر شبیه ساختار مواد شیمیایی مغز است اما سلول های عصبی مغز را بطور طبیعی تحریک و فعال نمی کنند و سبب می شوند تا پیام های غیر عادی در شبکه عصبی مغز جریان پیدا کنند.

برخی دیگر از مواد مخدر همچون آمفتامین و کوکائین باعث می شوند تا سلول های عصبی مغز به مقدار بسیار زیادی نورون های فرستنده طبیعی ایجاد یا از گردش عادی این مواد شیمیایی در مغز جلوگیری کنند. ایجاد چنین اختلالی سبب می شود تا یک پیام بسیار قوی در مغز ایجاد شود و بتواند کانال های ارتباطی مغز را مختل کند. تفاوت میان طنین پیام طبیعی و پیامی که بر اثر مصرف این گونه مواد مخدر در مغز ایجاد می شوند، شبیه تفاوت میان سخنانی است که کسی در گوش شما زمزمه کند و صدایی که با فریاد کشیدن در برابر میکروفون ایجاد می شود.

 

احساس سرخوشی و نشئگی:

بیشتر انواع مواد مخدر بطور مستقیم یا غیر مستقیم سیستم احساس لذت در مغز را با سرازیر کردن مقادیر زیادی از دوپامین به مدار، هدف قرار می دهند. دوپامین یک فرستنده عصبی است که در قسمت هایی از مغز که حرکات بدن انسان ، احساسات ، درک و شناخت ، انگیزه و احساس لذت و سرخوشی را تنظیم می کند وجود دارد. تحریک شدن بیش از اندازه این سیستم باعث می شود از رفتارهای عادی خود احساس لذت کنیم. حالت های سرخوشی و نشئگی را که مصرف کنندگان مواد مخدر خواستار آن هستند،در مغز آنها ایجاد می کند و به آنها یاد می دهد تا این عمل یعنی مصرف مواد مخدر را تکرار کنند(دانش و همکاران،1393).

 

مصرف مدت مواد مخدر و تأثیرآن برمدارهای مغزی:

می دانیم عواملی که سبب می شوند تا تولرانس ایجاد شود همان عوامل به ایجاد تغییرات عمیق در نورون ها و مدارهای مغز منجر می شوند و در بلند مدت سلامت جسمی مغز را به خطر می اندازند. برای مثال، گلاتامیت یکی دیگر از فرستنده های نورون است که مدار احساس لذت و سرخوشی و توان فراگیری را تحت تأثیر قرار می دهد. وقتی که  میزان مطلوب گلاتامیت بر اثر مصرف مواد مخدر تغییر می کند مغز تلاش می کند تا خود را با این تغییر هماهنگ سازد و به این ترتیب است که قابلیت شناخت و تشخیص مختل می شود. مصرف طولانی مدت مواد مخدر در عین حال می تواند سازگار شدن با سیستم های عادت یا  حافظه غیرارادی را تحریک کند. شرطی شدن از جمله  نمونه های یادگیری است که بر اثر آن عوامل و نشانه های محیطی با تجربه مصرف مواد مخدر ارتباط پیدا می کند و باعث می شود تا در صورت قرار گرفتن در معرض این گونه علائم و نشان ها حتی بدون این که مواد مخدر در دسترس قرار داشته باشد وسوسه یا ویار غیر قابل کنترل در وی ایجاد شود. این حالت شرطی از چنان قدرتی برخوردار است که می تواند حتی سال ها پس از قطع مصرف مواد مخدر بازهم در شخص ایجاد شود.

مصرف مواد مخدر چه تغییرات دیگری در مغز ایجاد می کند؟

مصرف طولانی مدت مواد مخدر چگونگی ارتباط ساختار های مهم مغز با یکدیگر برای کنترل و جلوگیری از رفتارهای ناشی از مصرف مواد مخدر را مختل می سازد. همانگونه که مصرف طولانی مدت مواد مخدر سبب می شود تا مقاومت و تولرانس فرد معتاد در برابر مواد مخدر افزایش پیدا کند و به بیان دیگر به مصرف مقدار بیشتری از مواد مخدر نیاز پیدا کند، ممکن است به اعتیاد منجر شود و فرد بی اراده و بی اختیار به سمت مصرف مواد مخدر کشانده شود.

 

اعتیاد و سلامت انسان:                                                               ً

افرادی که به مواد مخدر اعتیاد دارند معمولاً از یک یا چند عارضه ناشی از اعتیاد همچون ناراحتی ها ریوی، قلبی، سکته، سرطان و ناراحتی ها روانی رنج می برند. تصاویر اسکن، رادیو لوژی و آزمایش خون افراد معتاد نشان می دهد که مصرف مواد مخدر همه اندام های آنها را تحت تأثیر قرار داده است. برای مثال ، مصرف دخانیات عاملی برای بروز سرطان دهان ، حنجره ، نای ، خون، ریه،  معده،  پانکراس

(لوزالمعده)، کلیه، مثانه و دهانه رحم محسوب می شود. علاوه بر این ، برخی از مواد مخدر از جمله موادی که از راه بینی مصرف می شوند به سلول های عصبی آسیب جدی رسانده و ممکن است این گونه سلول ها را در مغز یا سیستم های عصبی جانبی آن نابود کنند(قدرتی،1392).