مفهوم منبع کنترل ازدیدگاه روانشناسان

منبع کنترل، تاریخچه، مفاهیم، رویکردها ونظریات

مفهوم منبع کنترل به شکلهای مختلف در سراسر تاریخ بشر عنوان شده است.در تراژدیهای یونان باستان عقابدی درمورد درمانگی انسان به واسطۀ سرنوشت وجبر بسیار به چشم می‌خورد. شکسپیر،در نمایشنامه‌های خود هم به سرنوشت وفلسفه جبری هم به آزادی اراده توجه داشته است.فلاسفه،مفهوم منبع کنترل را به شکل«جبر واختیار»وجامعه شناسان به صورت «خودمختاری » در مقابل «ازخود بیگانگی »تعریف کرده اند وروانشناسان از آن به عنوان «رفتار گرایی »در برابر «ذهن گرایی»نام برده اند.اما مفهوم منبع کنترل به عنوان یک ساخت روانی از دودهۀ پیش ناشی می‌شود(بال[1]،1373).محققان در مورد توانایی فرد در کنترل محیط ازدیدگاههای مختلف وتحت عناوین گوناگون سخن گفته اند، مفاهیمی‌مانند رقابت،شایستگی، تفوق طلبی، درماندگی،نومیدی واز خود بیگانگی همه به نوعی در توصیف اینکه فرد تاچه درجه ای قادر است حوادث ورویدادهای مهم زندگی خود را کنترل کند، به کار رفته است. ازدیدگاه روانشناسان واژه کنترل دارای دو معنای عمومی‌است :

الف:کنترل تجربی که نوعی متادولوژی علمی‌است ودر محدودۀ تجربیات علمی‌عمل می‌کند.

ب:کنترل به عنوان یک متغییر رفتار یا به طور روشن تر توانایی تأثیر گذاردن ودستکاری محیط در نظر گرفته می‌شود(بال،1373).

مفهوم منبع کنترل رسماً به عنوان ساخت روانی برای اولین بار توسط راتر درسال (1956)مطرح گردید. او این مفهوم رابرای آشکار نمودن تفاوتهای فردی درعقاید افراد نسبت به منبع تقویت معرفی نمود.شیورنیز یک نظریه کلی مطرح ساخت که بر سه فرض دربارۀ طبیعت انسان استوار بود:نخست اینکه رفتار ها به طور تصادفی رخ نمی‌دهند بلکه سازمان یافته ونظام دارند وبنابراین قابل پیش بینی هستند.دوم اینک مردم تمایل به درک،تبین وپیش بینی رفتار دیگران دارند. این پیش بینی اگر به طور صحیح انجام گیرد به شخص امکان می‌دهد که به طور مؤثرتری از پس محیط خود برآید.فرض سوم آنست که رفتارهای قابل مشاهدۀ افراد اطلاعات معتبری دربارۀ علل زیربنایی خود به دست می‌دهند (کریمی‌وسیف،1390).

 

[1] Ball