مقاله با موضوع شرایط آب و هوایی و ضرایب همبستگی

دانلود پایان نامه

4-1-1- تجزیه واریانس و مقایسه میانگینها:


قبل از انجام تجزیه واریانس صفات ابتدا مفروضات تجزیه واریانس مورد بررسی قرار گرفت. برای آزمون نرمال بودن خطاهای آزمایشی ابتدا دادههای اولیه صفات مورد مطالعه به جای اشتباههای آزمایشی مورد آزمون قرار گرفت، که تمام صفات از توزیع نرمال برخوردار بودند. غیر یکنواختی واریانسهای درون تیماری موجب افزایش خطای نوع دوم به هنگام مقایسه تیمارهای برخوردار از واریانس کمتر و افزایش خطای نوع اول به هنگام مقایسه تیمارهای دارای واریانس بیشتر میشود (ولیزاده و مقدم، 1391). پس از صادق بودن چنین مفروضاتی تجزیه واریانس صفات انجام شد. نتایج تجزیه واریانس مرکب داده های دو شرایط حفاظت شده و برداشت مکرر اثر شرایط برداشت برای کلیه صفات، اثر ژنوتیپ برای صفات عملکرد علوفه، درصد قابیلت هضم و درصد ADF و اثر متقابل ژنوتیپ در چین برای صفات عملکرد علوفه و درصد پروتئین خام معنی دار بود (جدول4-1).
وضعیت رشد (در برداشت مکرر 2چین): نتایج مقایسه میانگین ها نشان داد که ژنوتیپ 685M با نمره 97/3 بیشترین و ژنوتیپ240P15 با نمره 28/3 کمترین وضعیت شادابی را داشتند.
وضعیت رشد (در برداشت مکرر 1 چین): تفاوت بین ژنوتیپها معنی دار نبود با این وجود ژنوتیپ 774P4 با نمره 83/3 بیشترین و ژنوتیپ301P1 با نمره 58/2 کمترین وضعیت شادابی را داشتند (جدول4-2).
در تجزیه مرکب دو نوع برداشت: نتایج تجزیه واریانس دو نوع برداشت نشان داد که تفاوت میانگین دو نوع برداشت برای وضعیت شادابی در سطح 1 درصد معنی دار بود. میانگین کل وضعیت رشد در محیط برداشت مکرر (2چین) و حفاظت شده به ترتیب 6/3 و 16/3 بود که نمایانگر رشد بهتر ژنوتیپها در برداشت مکرر (2چین) بود. ژنوتیپ های 1360P8 و 301M با نمره 74/3 و 1/3 بیشترین و کمترین وضعیت شادابی داشتند (جداول4-2).
رحمانی و همکاران (1384) در پژوهشی بر روی علف گندمی بیان کردند که تفاوت میان ژنوتیپها و چینهای برداشت برای صفت وضعیت شادابی معنیدار بود. آژیر و همکاران (1389) در بررسی ای بر روی Agropyron cristatum بیان کردند که تفاوت معنیداری بین اکوتیپهای مختلف این گیاه بود. همچنین طبق گزارش این محققان ضرایب همبستگی بین عملکرد علوفه با وضعیت شادابی در هر دو محیط مثبت و معنی دار بود. همچنین در شرایط دیم رابطه بین عملکرد علوفه با صفات درصد کربوهیدراتهای محلول در آب و درصد خاکستر به ترتیب مثبت و منفی و معنی دار بود . بدین ترتیب رابطه بین صفات فنولوژیکی (تاریخ گلدهی و گرده افشانی) در هر دو محیط بطور ثابتی مثبت و معنیدار بود. در محیط دیم رابطه بین گرده افشانی با درصد قابلیت هضم منفی و با درصد ADF مثبت و یدار بود. به عبارت دیگر، در شرایط دیم ارقام زودرس هضم پذیری بیشتری داشتند.
عملکرد علوفه:
در برداشت مکرر (2چین): ژنوتیپ 1755M با میانگین 1531 کیلوگرم در هکتار بیشترین و ژنوتیپ 685P11 بامیانگین 997 کیلوگرم درهکتار کمترین عملکرد علوفه را داشتند
در برداشت حفاظت شده (یک چین): ژنوتیپ774P4با میانگین عملکرد 4194 بیشترین و ژنوتیپ 774M با میانگین عملکرد 2086 کمترین عملکرد را داشتند.
در تجزیه مرکب دو نوع برداشت: نتایج تجزیه واریانس دو نوع برداشت نشان داد که تفاوت میانگین دو نوع برداشت برای عملکرد علوفه در سطح 1 درصد معنی دار بود. میانگین کل عملکرد علوفه در محیط برداشت مکرر (2چین) و حفاظت شده به ترتیبب 1288 و 3130 کیلوگرم درهکتار بود که نمایانگر رشد بهتر ژنوتیپ ها در برداشت حفاظت شده (یک چین) بود. اثر ژنوتیپ و اثر متقابل ژنوتیپ در محیط به ترتیب در سطح 1% و 5% معنی دار بود. ژنوتیپ های 1755M و 774M به ترتیب با 2739 و 1762 کیلوگرم درهکتار بیشترین و کمترین عملکرد علوفه داشتند (جداول4-2).
بطور کلی در برداشت مکرر (2چین)1755M با عملکرد 1530در برداشت حفاظت شده (یک چین) 774P4 با 4190 برتر بودند و می توان از آنها بعنوان ارقام جدید استفاده نمود. با توجه به اینکه در گیاهان علوفه ای استفاده از ارقام مصنوعی و ارقام چند لاینی متداول است. در مجموع دو نوع برداشت ژنوتیپ های 774P7، 301P1، 240M، 301P8، 774P41755M با عملکرد 2400 لغایت 2700 کیلوگرم بعنوان ارقام دو منظوره برای هر دو نوع برداشت معرفی شدند.
محمدی و همکاران (1389) در پژوهشی بر روی علف گندمی بیان کردند که ژنوتیپ های برگزیده برای تمام صفات به غیر از تعداد ساقه و قطر یقه چین اول تفاوت آماری معنیداری نشان دادند که حاکی از اختلاف فاحش بین آنها و نیز تنوع بالا از نظر صفات فنولوژیک، مورفولوژیک و زراعی میباشد. به عنوان مثال دامنه عملکرد علوفه چین اول تا چین آخر از 171 تا 3250 گرم در بوته متغییر بود که نشان میدهد تفاوت بین حداقل و حداکثر صفت حدود 18 برابر میباشد. وجود دامنه تغییرات وسیع برای اکثر صفات نشان میدهد که انتخاب برای اهداف مختلف در این ژرم پلاسم میتواند سودمند باشد. این روند تغییرات و نیز افزایش عملکرد علوفه در چین های مختلف برداشت را میتوان به توسعه سیستم ریشه ای و جذب بیشتر آب و و مواد غذایی نسبت داد.
افزایش عملکرد علوفه هدف اصلی اصلاح گران گیاهان علوفه ای می باشد. اما عملکرد علوفه صفتی پلی ژن است و وراثت پذیری آن در اکثر نباتات علوفه ای کم است. به همین جهت، یکی از روشهای غیرمستقیم در افزایش عملکرد علوفه، استفاده از صفات همبسته با وراثت پذیری بالا است. با توجه به وراثت پذیری بالا و همبستگی ژنتیکی مثبت و معنی دار میان صفات ارتفاع بوته و تراکم پنجه با عملکرد علوفه، هرگونه تلاش در گزینش ارقام پابلند و پرپشت موجب افزایش عملکرد گیاهان علوفه میشود (جعفری و همکاران، 1381).
در اصلاح گراسها، افزایش همزمان عملکرد و کیفیت علوفه از اهمیت ویژه ای برخوردار است و به عنوان یکی از اهداف اصلی در معرفی ارقام اصلاح شده می باشد. گزارشهای متعددی مبنی بر وجود تنوع برای عملکرد و کیفیت علوفه در گراسهای علوفه ای منتشر شده است (جعفری و همکاران، 2003).
رحمانی و همکاران (1384) در پژوهشی بر روی علف گندمی بیان کردند که تفاوت میان ژنوتیپها برای صفت عملکرد علوفه معنیدار بود. میانگین عملکرد علوفه، برای اکوتیپ های 208P8 و 529M خشک علوفه را در هر دو محیط تولید نمودند. اکوتیپ 529M به رغم دارا بودن بیشترین درصد قابلیت هضم و پروتئین خام، از لحاظ عملکرد علوفه بسیار ضعیف بود. با این حال این اکوتیپ با تاریخ خوشه دهی زودتر از سایر اکوتیپ ها دارای ژنهای مطلوبی از لحاظ زود رسی و کیفیت خوب است که می توان از آن در برنامه های اصلاحی استفاده کرد و ژن های آنرا از طریق دورگ گیری به ارقام پر محصول منتقل نمود. رحمانی و همکاران (1385) تنوع چشمگیری را برای عملکرد و کیفیت علوفه در Agropyron cristatum در شرایط آب و هوایی لرستان گزارش نمودند. همچنین رحمانی و همکاران (1388) اعلام کردند که ارقام زودرس و پرمحصول قابلیت سازگاری بیشتری در این گونه دارند. آژیر و همکاران (1389) در بررسی ای بر روی Agropyron cristatum بیان کردند که در مقایسه اکوتیپ ها به روش آزمون دانکن، اکوتیپهای 208p8، 208s، 4056p4 و 619p13 در شرایط آبی در شرایط آبی 1336 تا 1138 کیلوگرم در هکتار نسبت به سایر اکوتیپ ها، عملکرد بیشتری داشتند.
تقی زاده و همکاران (1389) در پژوهشی بر روی علف گندمی بیان کردند که نتایج تجزیه واریانس مرکب داده های مورفولوژیکی نشان داد که از لحاظ همه صفات بین جمعیتهای مورد مطالعه اختلاف معنیدار وجود داشت. مقایسه میانگین صفات مورفولوژیکی نشان داده است که جمعیت های 400، 1369 و 3014 بیشترین میزان تولید علوفه را در بین جمعیت ها داشتند.
قابلیت هضم:
در برداشت مکرر (2چین): ژنوتیپ 1755M با میانگین درصد قابلیت هضم 50/45 بالاترین و ژنوتیپ های 1755P4 و 774M با میانگین درصد قابلیت هضم 09/43 کمترین درصد قابلیت هضم را داشتند.
در برداشت حفاظت شده (یک چین): ژنوتیپ 301M با میانگین درصد قابلیت هضم97/41 در بالاترین و ژنوتیپ 1755P4 با میانگین درصد قابلیت هضم 18/40 کمترین درصد قابلیت هضم را داشتند.