مقاله درمورد توسعه پاید، توسعه پایدار، توسعه پایدار شهری

دانلود پایان نامه

اجتماعی به ویژه سوسیالیستی عدالت را به عنوان مفهوم کلیدی مفاهیم رفاه و آزادی در نظر می گرفت، همچنین مفهوم عدالت اجتماعی به عنوان یک هدف خاص متفکران محافظه کار و آزادیخواه مانند فردریش هایک13 و رابرت نوزیک14 در دهه 1960 و1970 مطرح شد(King,2012: 464). عدالت اجتماعی با مفهوم رفاه نیز رابطه ی تنگاتنگی داشته(جاجرمی و همکاران، 1385: 6). توزیع تسهیلات و خدمات و کیفیت آنها به طور تفکیک ناپذیری با رفاه اجتماعی پیوند دارند. آنها را نمی توان از موضوعات حاشیه ی همچون نابرابری شهروندان و آزادی های شخصی تفکیک کرد. باید خاطر نشان کرد که حتی زیباترین مکان ها و بهترین آنها از لحاظ موقعیت دسترسی و زندگی اگر با فقدان یا ضعف دسترسی به منابع و امکانات مواجه باشد نمیتواند برای رفاه ساکنان لذت بخش و مفید باشد(2002:36Boyne,,Georg).
نظریاتی نظیر مطلوبیت گرایی و عدالت گرایی در حوزه نظریات مربوط به رفاه، نیز با تأکیدات آمیخته ای بر انصاف و برابری و نیاز مباحث خود را به پیش می برند. آن گونه که فیتر پاتریک15 اظهار داشته، چشم انداز های اصلی رفاه، یعنی آنچه از رفاه و بویژه رفاه اجتماعی برداشت می شود، همانا شادکامی در قالبی عمیق و پرمحتوا، تأمین و امنیت داشتن، تحقق ترجیحات و خواسته های معقول ، رفع نیازها، استحقاق داشتن و مقایسه های نسبی می باشند. نگاهی بر آنچه که فیتر پاتریک به عنوان چشم اندازهای اصلی که رفاه مطرح نموده ، خود گویای آن است که تأکیدات بویژه مشترکی در بین رویکردها به عدالت اجتماعی و دیدگاهها نسبت به رفاه وجود دارد. علی رغم اینکه حصول کلیه جهاتی که در چشم اندازهای اصلی رفاه اجتماعی توسط فیترپاتریک مطرح شده بسیار آرمانشهری به نظر می رسد ، با این حال این تأکیدات محورهای اصلی سیاستهای اجتماعی معطوف به رفاه محسوب می شوند. در یک نگاه، رفع نیازها با رویکرد نیاز به عدالت اجتماعی، استحقاق داشتن و مقایسه های نسبی با رویکرد انصاف و فراگیری و بسط و گسترش شادکامی و رفاه در تمامی جهات جامعه نیز با رویکرد برابری در عدالت اجتماعی تناظر قابل توجهی را نشان می دهند(گل پرور و دیگران،1388: 145).

2-1-2-7- عدالت اجتماعی و احساس سرزندگی
انسان شهرنشین وقتی در محیط زندگی خود به احساس رضایت و سرزندگی دست خواهد یافت که بتواند ادراکات حسی روشن، هماهنگ و خوشایند از تمامیت شهر خود به دست آورد و ذهنیتی مأنوس و پرخاطره از آن داشته باشد. با توجه به این ملاحظات است که کوین لینچ16 در مطالعات و نوشته های خود می گوید شهر زمانی قابل دریافت است که خوانایی و تصورپذیری داشته باشد و جهت یابی آسان را فراهم سازد(مهدیزاده،1385: 19). کوین لینچ در کتاب “تئوری شکل خوب شهر” عمدتا سرزندگی را در مقیاس کلان مورد بررسی قرار می دهد و معتقد است سرزندگی به همراه 5 عامل دیگر معنی، تناسب، دسترسی، نظارت و اختیار، کارایی و عدالت محورهای عملکردی شکل خوب شهر را تشکیل می دهند(خستو و سعیدی رضوانی،1389: 65). وی سه عامل را به عنوان خصوصیات اصلی محیط که در ایجاد سرزندگی و ایجاد یک محیط حیاتی و یک بستر مناسب برای زندگی نقش دارند را به این ترتیب عنوان می کند:
– بقاء: وجود مقدار کافی مواد غذایی، سوخت، آب و هوا و روش مناسبی برای دفع زباله
– ایمنی: محیط مطلوب باید از نظر کالبدی محیطی امن باشد، حصول ایمنی شامل مسائلی همچون آلودگی آب و هوا، مسمومیت غذایی، وجود سموم، ریشه کنی بیماریها و ناقلین، کاهش تصادفات جسمی و…
– سازگاری: محیط فضایی باید با ساختار اصلی بیولوژیکی انسان سازگاری داشته باشد(لینچ،1381: 156).

2-1-2-8- عدالت اجتماعی و توسعه پایدار
پذیرش این اصل، که توسعه پایدار مستلزم برقراری عدالت اجتماعی و فضایی در شهرها است، رفع نابرابری های اجتماعی، اقتصادی، آسیب پذیری اقشار کم درآمد، توزیع بهینه خدمات و امکانات، توجه به نیازهای اساسی شهروندان، هرچه بیشتر به اهمیت نگرش به توسعه پایدار می افزاید. روند شهری شدن جهان در کشورهای در حال توسعه، با عدم تعادلهای خدماتی و پراکنش جمعیت و رشد بی قواره شهری مواجه بوده است به طوریکه ناپایداری حاصل از این رشد ناموزون به شکل عدم تعادلهای فضایی-اجتماعی با نمودهای فقر شهری، اسکان و اشتغال غیر رسمی، ضعف حاکمیت محلی و آلودگیهای زیستی نمایان شده است(بوچانی،1385: 66). پایداری شهری گونه ای از توسعه پایدار است که محیط ها و فضاهای شهری را در بر می گیرد. این مقوله، زمانی تحقق خواهد یافت که اصول و رهیافت های توسعه پایدار، به عنوان اصلی در مطالعات توسعه شهرها به کار گرفته شود(Drakakis Smith,2000:8-9). در هر صورت عدالت اجتماعی به عنوان یکی از اصول چهارگانه توسعه پایدار در تمام جهان مورد توافق قرار گرفته، هر چند تعاریف عدالت اجتماعی خود متفاوت و در هر مکانی افت و خیز دارد اما آنچه که در تمام تعاریف پذیرفته شده، این است که عدالت اجتماعی به دنبال کاهش نابرابری ها بوده و با از بین بردن شکا ف های عمیق بین امتیازات مثبت و منفی می تواند نتایج زیان آوری را که محرومیت و فقر بر محیط زیست و توسعه پایدار وارد می آورد از بین ببرد(Barton & keyti,2001:18). توسعه پایدار شهری را می توان بهبود کیفیت زندگی در ساختار شهری دانست که بهبود کیفیت زیست محیطی را نیز به همراه دارد و بر این اساس توسعه پایدار شهری، توسعه انسانی پایدار را نیز به همراه می آورد که به شکل گیری سرمایه اجتماعی و ایجاد عدالت اجتماعی مدد می رساند. مفهوم پایداری در توسعه با بستر سازی بر
ای افزایش رفاه شهروندی ممکن می شود که بهبود زیرساخت ها و مسکن شهری و توزیع متناسب و عادلانه تسهیلات و خدمات شهری را به همراه دارد. بر این اساس رفاه شهروندی را می توان محور اصلی توسعه پایدار شهری دانست(تقوایی و محمودی نژاد،1385: 36).
شهر پایدار را می توان بستری برای رسیدن به اهداف پایداری دانست که رفاه اجتماعی شهری، اعاده ی حقوق شهروندی، عدالت اجتماعی شهروندی و توسعه ی انسانی شهری همراه با رضایت اجتماعی شهروندی را به همراه می آورد. چشم انداز بر توسعه پایدار شهری صرفا در چارچوب کالبدی و فضایی، انگاره ای سخت بدبینانه است که مفاهیم اجتماعی و انسانی را به کناری می نهد و بر این اساس توسعه پایدار شهری، باید تمامی ملاحظات را در خویش بپروراند. رشد جمعیت شهری خاصه در کشورهای در حال توسعه در حدود 3 درصد در سال برآورد می شود، در حالیکه در کشورهای توسعه یافته فقط نیم درصد تخمین زده می شود. بر این اساس باید به رشد فزاینده ی جمعیت شهری توجه شود که معضل توسعه پایدار در ساختار شهری به حساب می آید، همانطور که رفاه شهروندی و تعادل فضایی منطقه ای را در کشور نیز بر هم می زند(تقوایی و محمودی نژاد،1385: 42).
تمرکز مراکز خدمات رسانی در یک مکان ضمن ایجاد مناطق دو قطبی و بالا و پایین در شهرها هجوم جمعیت مصر ف کننده را به آن مناطق سرازیر می کند که این خود فشار زیست محیطی، ترافیکی، آلودگی اعم از صوتی و هوا و… را به دنبال خواهد داشت و از سوی دیگر جذب کاربر ی های مکمل و موازی و نیز تشدید قطبی شدن فضایی را در شهرها به دنبال خواهد داشت، به گونه ای که اکنون در شهرها شاهد محیط های متراکم و نامطلوب که با توسعه پایدار ناسازگار است مواجه هستیم. بدیهی است که هر یک از سطوح تقسیمات کالبدی شهر براساس نیازهای شهروندان خدمات مختلفی را نیاز داشته و بر این اساس خدمات مختلف نیز باید با توجه به آستانه جمعیت مورد نیاز در سطح مناطق توزیع شوند، امری که باعث توسعه متعادل مناطق شده و منطبق بر عدالت اجتماعی است. لذا توزیع نامتعادل امکانات و خدمات تأثیر نامطلوبی بر روی پایداری شهری داشته و مفهوم شهر پایدار را به چالش می کشاند(خاکپور و باوان پوری،1388: 187).

2-1-3- عدالت فضایی
عدالت فضایی می تواند توزیع برابر منابع و خدمات تعریف شود که به مبحث برقراری تعادل بر مبنای چه کسی چه چیزی را چگونه به دست می آورد، اشاره دارد، یا می تواند اجرایی شدن عدالت سرزمینی یا همان برابر سازی در دسترسی به کالا و خدمات عمومی تعریف شود. این دیدگاه به شدت در ارتباط با تفکر برنامه ریزی عادلانه است که از ابتدا در بین کرومهلز17 1982 و بعد از آن به وسیله ی کرومهلز و فرستر18 1990 گسترش پیدا کرده است(Talen,2002: 168). عدالت فضایی طبق ایده ای که از عدالت اجتماعی گرفته شده است به این معناست که باید با ساکنین در هر جایی که زندگی می کنند، به طور برابر رفتارشود(Tsou, et al,2005: 425). در واقع عدالت فضایی در کلیتی فراگیر به رعایت حقوق برابر انسانها یا بازیگران اجتماعی، حفظ و پاسداری از کرامت انسانی آنها، تامین نیازهای اولیه زندگی و عزت نفس اجتماعی آنها توجه وافی دارد(جوان و عبداللهی،1387: 137). بنابر این می توان گفت که منظور از عدالت فضایى، توزیع عادلانه امکانات، تسهیلات و خدمات در سطح سرزمین است، به طورى که هیچ مکانى نسبت به مکان دیگر از نظر برخوردارى از مزیتهاى فضایى برترى نداشته باشد. نابرابرى شرایط طبیعى نباید توجیهى بر نابرابرى فضایى تلقى شود. بلکه با استفاده از اصل پیشنهادى “اولویت ” بهتر است به مناطق محروم کشور و به نواحى کمتر توسعه یافته و همچنین در مقیاس خردتر در سطح محلات نابسامان شهرى، به سکونتگا ههاى غیر رسمى توجه بیشترى شود و عدالت توزیعى مد نظر قرارگیرد.

2-1-3-1- عدالت فضایی شهری
فرایند رسیدن به توسعه پایدار شهری اصول خاصی ندارد.آنچه که مهم است در برنامه ریزی ها باید به شاخص های اقتصادی، محیطی و سلامت اجتماعی شهرها توجه شود و این کار فقط با تلفیق موارد متعدد در مقیاس های مختلف به دست می آید(Marcotullio,2001: 557) بنابراین سازمان فضایی متعادل در شهرها، نوعی از پایداری شهری است که این پایداری زمانی محقق خواهد شد که هماهنگی و سازگاری منطقی بین پراکنش جمعیت و توزیع خدمات در شهرها به وجود آید(ضرابی و موسوی، 1389: 28). از مهمترین عوامل در برنامه ریزی شهری، استفاده از فضاها و توزیع مناسب و به عبارتی کاملتر عدالت فضایی است. در واقع پذیرش این اصل، که توسعه پایدار مستلزم برقراری عدالت اجتماعی و فضایی درشهرهاست و همچنین رفع نابرابری های اجتماعی، اقتصادی، آسیب پذیری اقشار کم درآمد، توزیع بهینه خدمات و امکانات و توجه به نیازهای اساسی شهروندان، هرچه بیشتر به اهمیت نگرش به توسعه پایدار می افزاید. روند شهری شدن جهان در کشورهای در حال توسعه، با عدم تعادلهای خدماتی و پراکنش جمعیت و رشد بی قواره شهری مواجه بوده است، به طوری که ناپداری حاصل از این رشد ناموزون به شکل عدم تعادلهای فضایی- اجتماعی با نمودهای فقر شهری، اسکان و اشتغال غیررسمی، ضعف حاکمیت محلی و آلودگی های زیستی، نمایان شده است(بوچانی،1385: 66). بطور کلی توسعه شهری زمانی می تواند در جهت پایداری قرار گیرد که بتواند راهکارهایی مشخص را برای تأمین مطلوب نیازهای خدماتی ساکنان ارائه نماید، که به علت نگرش بخشی، ضعف ساختاری مدیریت شهری و فقدان مشارکت مردمی، سازمان های خدمات رسان شهری، نتوانستند به صورت کارآ به توزیع فضایی عادل
انه خدمات بپردازند(مرادی مسیحی،1384: 151). با توجه به موارد اشاره شده می توان گفت رابطه تنگاتنگی بین عدالت فضایی شهری و وجود تسهیلات عمومی شهری وجود دارد. زیرساختها و تسهیلات شهری اساس توسعه شهری هستند و بدون وجود زیرساختهای شهری توسعه ای اتفاق نخواهد افتاد(عزیزی،1381: 39). عدالت فضایی دسترسی برابر به امکانات عمومی است و اینکه همه ساکنان در هر کجای شهر که زندگی می کنند باید به طور یکسان از خدمات عمومی برخوردار باشند(Tsou, et al,2005: 423 ).

2-1-3-2- نابرابری فضایی و اجتماعی در شهرها
مفهوم نابرابری اجتماعی عموماً ناظر به وضعیتی است که در آن چیزهای با ارزش اجتماعی اعم از ثروت مادی، قدرت، منزلت و سرمایه فرهنگی به طور مساوی در دسترس اعضای جامعه قرار نگرفته باشد، به نحوی که این

دیدگاهتان را بنویسید