مقاله درمورد دانلود بهره وری عوامل تولید و تولید ناخالص داخلی

دانلود پایان نامه

3-5-نتایج نظری 75
منـــابع 76

فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول (1- 3 ) توزیع درآمد در گروه های درآمدی سال 1376 52
جدول (2-3) محاسبه ضریب جینی 53
جدول (1-4) جدول توصیف عوامل مؤثر بر توسعه اقتصادی کشورها 59
جدول (2-4) جدول میانگین عوامل اقتصادی مؤثر بر توسعه کشورها 62
جدول (3-4)نتایج آزمون ضریب همبستگی کیفیت درآمدها و نابرابری اقتصادی 64
جدول (4-4)نتایج آزمون ضریب همبستگی درآمد ملی و نابرابری اقتصادی 64
جدول (5-4)نتایج آزمون ضریب همبستگی درآمد سرانه و نابرابری اقتصادی 65
جدول (6-4)نتایج آزمون ضریب همبستگی تولید ناخالص ملی و نابرابری اقتصادی 65
جدول (7-4)نتایج آزمون ضریب همبستگی بیکاری و نابرابری اقتصادی 66
جدول (8-4)نتایج آزمون ضریب همبستگی اشتغال زنان و نابرابری اقتصادی 66
جدول(9-4)جدول تحلیل رگرسیون چند متغیره 67
جدول(10-4)جدول تحلیل رگرسیون چند متغیره نابرابری اقتصادی کشورها 67
جدول (11-4)تفاوت میانگین‌های نابرابری اقتصادی بر اساس درجه ی توسعه یافتگی و عدم توسعه یافتگی 69
جدول) 12-4( LSD (ضریب تعقیبی) عوامل اقتصادی مؤثر بر میزان درجه توسعه یافتگی کشورها 69
چکیده
تـوسعه، تغییر هدف دار برای حصول به هدفی خاص است . جامعه به مثابه فرد، مراحل گوناگونی از رشد و تکامل را طی می کند تا به حد مشخصی از بلوغ فیزیکی و فکری برسد. همچنین عبارت است از یک تحول تاریخی در جمیع جنبه های سیاسی، اقتصادی، فـرهـنـگـی و اجـتـمـاعـی جـامـعـه.توسعه جریانی چند بعدی است که مستلزم تغییرات اساسی در ساخت اجتماعی، طرز تـلقـّی، بـاورهـای عـامـه مـردم و نـهـادهـای مـلّی و نـیـز تـسـریـع رشـد اقـتـصادی، کاهش نابرابری هـا و ریشه کن کردن فقر مطلق است . به عبارت دیگر، توسعه، به معنای ارتـقـای مـسـتـمـر کل جامعه و نظم اجتماعی به سوی زندگی بهتر و یا انسانی تر است. روش: روش تحقیق حاضر در این تحقیق تحلیل ثانوی است . یکی از شیوه های مطالعه پدیده های اجتماعی استفاده از داده های موجود است. برای دستیابی به داده های موجود دو طریقه کلی وجود دارد. در پاره ای از موارد داده ها برای یک رشته از تحلیل گردآوری شده اند و برای انجام تحقیقات جدید در دست محققان دیگری قرار می گیرند. این داده های رسماً موجود یا به صورت خام اند و محققان دیگر می توانند آنها را تحلیل کنند( که تحلیل ثانوی مجموعه اطلاعاتی است که محقق قبلی تهیه کرده است) یا به صورت آمارند که محققان می توانند این آمارهای موجود را دوباره تحلیل کنند. یافته ها:بین کیفیت درآمد و نابرابری اقتصادی رابطه ی معنی داری وجود دارد، بین درآمد ملی و نابرابری اقتصادی رابطه ی معنی داری وجود ندارد، بین درآمد سرانه و نابرابری اقتصادی رابطه ی معنی داری وجود ندارد، بین تولید ناخالص ملی و نابرابری اقتصادی رابطه ی معنی داری وجود دارد،بین بیکاری و نابرابری اقتصادی رابطه معنی داری وجود دارد، بین اشتغال زنان و نابرابری اقتصادی رابطه ی معنی داری وجود دارد.برای بررسی اینکه آیا تفاوت بر اساس تقسیم بندی کشورها به 3 درجه ی توسعه یافته،درحال توسعه و توسعه نیافته معنی‌دار است یا خیر؟ از تحلیل واریانس استفاده شد، که نتایج نشان می‌دهد تفاوت نابرابری اقتصادی بین کشورها از نظر توسعه یافتگی و عدم توسعه یافتگی می باشد، در سطح 004/0 > P معنادار است.
کلید واژه ها: توسعه- توسعه اقتصادی-کیفیت درآمد-نابرابری اقتصادی-درآمد ملی-درآمد سرانه-تولید ناخالص ملی-بیکاری-اشتغال زنان

1-1- مقدمه
از سالیان بسیار دور، با افزایش سطح دانش و فهم بشر، کیفیت و وضعیت زندگی او همواره در حال بهبود و ارتقا بوده است. بعد از انقلاب فرهنگی اجتماعی اروپا (رنسانس) و متعاقب آن انقلاب صنعتی، موج پیشرفت های شتابان کشورهای غربی آغاز شد. تنها کشور آسیایی که تا حدی با جریان رشد قرن های نوزده و اوایل قرن بیستم میلادی غرب همراه شد کشور ژاپن بود. بعد از رنسانس که انقلابی فکری در اروپا رخ داد، پتانسیل های فراوان این ملل، شکوفا و متجلی گردید، اما متاسفانه در همین دوران، کشورهای شرقی روند روبه رشدی را تجربه نکرده و بعضا سیری نزولی طی نمودند. البته بعضا حرکت های مقطعی و موردی در این کشورها صورت گرفت، اما از آنجا که با کلیت جامعه و فرهنگ عمومی تناسب کافی را نداشت، مورد حمایت واقع نشد. محمدتقی خان امیرکبیر در ایران، نمونه ای از این دست است. مباحث توسعه اقتصادی از قرن هفدهم و هجدهم میلادی در کشورهای اروپایی مطرح شد. فشار صنعتی شدن و رشد فناوری در این کشورها توام با تصاحب بازار کشورهای ضعیف مستعمراتی باعث شد تا در زمانی کوتاه، شکاف بین دو قطب پیشرفته و عقب مانده عمیق شده و دو طیف از کشورها در جهان شکل گیرد: کشورهای پیشرفته(یا توسعه یافته) و کشورهای عقب مانده(یا توسعه نیافته).
باید بین دو مفهوم« رشد اقتصادی» و« توسعه اقتصادی» تمایز قائل شد. رشد اقتصادی، مفهومی کمّی است در حالی که توسعه اقتصادی، مفهومی کیفی است. «رشد اقتصادی» به تعبیر ساده عبارت است از افزایش تولید کشور در یک سال خاص در مقایسه با مقدار آن در سال پایه. در سطح کلان، افزایش تولید ناخالص ملی(GNP) یا تولید ناخالص داخلی(GDP) در سال موردنیاز به نسبت مقدار آن در یک سال پایه، رشد اقتصادی محسوب می شود که باید برای دستیابی به عدد رشد واقعی، تغییر قیمت ها(به خاطر تورم) و استهلاک تجهیزات و کالاهای سرمایه ای را نیز از آن کسر کرد. منابع مختلف رشد اقتصادی عبارتند از: افزایش به کارگیری نهاده ها(افزایش سرمایه یا نیروی کار)، افزایش کارآیی اقتصاد ( افزایش بهره وری عوامل تولید) و به کارگیری ظرفیت های احتمالی خالی در اقتصاد. « توسعه اقتصادی» عبارت است از رشد همراه با افزایش ظرفیت های تولیدی اعم از ظرفیت های فیزیکی، انسانی و اجتماعی. در توسعه اقتصادی، رشد کمی تولید حاصل خواهد شد اما در کنار آن، نهادهای اجتماعی نیز متحول خواهند شد، نگرش ها تغییر خواهد کرد، توان بهره برداری از منابع موجود به صورت مستمر و پویا افزایش یافته، و هر روز نوآوری جدیدی انجام خواهد شد. به علاوه می توان گفت ترکیب تولید و سهم نسبی نهاده ها نیز در فرآیند تولید تغییر می کند. توسعه امری فراگیر در جامعه است و نمی تواند تنها در یک بخش از آن اتفاق بیفتد. توسعه، حد و مرز و سقف مشخصی ندارد بلکه به دلیل وابستگی آن به انسان، پدیده ای کیفی است ( برخلاف رشد اقتصادی که کاملا کمی است) و هیچ محدودیتی ندارد.