مقاله درمورد دانلود روش حداقل مربعات معمولی و کشورهای توسعه یافته

دانلود پایان نامه

برای آزمون رابطه ی بین دو متغیر کیفیت درآمدها و نابرابری اقتصادی از ضریب همبستگیr پیرسون استفاده شده است که نشان می دهد بین کیفیت درآمدها و نابرابری اقتصادی همبستگی معنی داری در سطح 99درصد وجود دارد.زیرا سطح معنی داری آزمون کوچکتر از 1/0 است .نوع همبستگی بین دو متغیر مذکور معکوس و منفی است. به عبارت دیگر هر گونه کاهش درآمدها، نابرابری اقتصادی را افزایش خواهد داد . همچنین شدت همبستگی بین دو متغیر در حد ضعیف بوده است.
فرضیه شماره 2
بین درآمد ملی در کشورهای توسعه یافته ،درحال توسعه و توسعه نیافته و نابرابری اقتصادی رابطه ی معنی داری وجود دارد.
برای آزمون رابطه ی بین دو متغیر درآمد ملی و نابرابری اقتصادی از ضریب همبستگیr پیرسون استفاده شده است که نشان می دهد بین درآمد ملی و نابرابری اقتصادی همبستگی معنی داری وجود ندارد.زیرا سطح معنی داری آزمون بالاتر از 1/0 است.
فرضیه شماره 3
بین درآمد سرانه در کشورهای توسعه یافته ،درحال توسعه و توسعه نیافته و نابرابری اقتصادی رابطه ی معنی داری وجود دارد.
برای آزمون رابطه ی بین دو متغیر درآمد سرانه و نابرابری اقتصادی از ضریب همبستگیr پیرسون استفاده شده است که نشان می دهد بین درآمد سرانه و نابرابری اقتصادی همبستگی معنی داری وجود ندارد.زیرا سطح معنی داری آزمون بالاتر از 1/0 است.
فرضیه شماره 4
بین تولید ناخالص ملی در کشورهای توسعه یافته ،درحال توسعه و توسعه نیافته و نابرابری اقتصادی رابطه ی معنی داری وجود دارد.
برای آزمون رابطه ی بین دو متغیر تولید ناخالص ملی و نابرابری اقتصادی از ضریب همبستگیr پیرسون استفاده شده است که نشان می دهد بین تولید ناخالص ملی و نابرابری اقتصادی همبستگی معنی داری در سطح 99درصد وجود دارد.زیرا سطح معنی داری آزمون کوچکتر از 1/0 است .نوع همبستگی بین دو متغیر مذکور مستقیم و مثبت است. به عبارت دیگر هر گونه کاهش تولیدات ناخالص ملی باعث کاهش نابرابری اقتصادی خواهد شد و هر چه تولید ناخالص ملی افزایش یابد نابرابری اقتصادی نیز افزایش خواهد یافت. همچنین شدت همبستگی بین دو متغیر در حد متوسط می باشد.
فرضیه شماره 5
بین بیکاری در کشورهای توسعه یافته ،درحال توسعه و توسعه نیافته و نابرابری اقتصادی رابطه ی معنی داری وجود دارد.
برای آزمون رابطه ی بین دو متغیر بیکاری و نابرابری اقتصادی از ضریب همبستگیr پیرسون استفاده شده است که نشان می دهد بین بیکاری و نابرابری اقتصادی همبستگی معنی داری در سطح 99درصد وجود دارد.زیرا سطح معنی داری آزمون کوچکتر از 1/0 است .نوع همبستگی بین دو متغیر مذکور مستقیم و مثبت است. به عبارت دیگر هر گونه افزایش بیکاری منجر به افزایش نابرابری اقتصادی خواهد شد و همچنین در صورت کاهش بیکاری نابرابری اقتصادی نیز کاهش خواهد یافت. همچنین شدت همبستگی بین دو متغیر در حد متوسط می باشد.
فرضیه شماره 6
بین اشتغال زنان در کشورهای توسعه یافته ،درحال توسعه و توسعه نیافته و نابرابری اقتصادی رابطه ی معنی داری وجود دارد.
برای آزمون رابطه ی بین دو متغیر اشتغال زنان و نابرابری اقتصادی از ضریب همبستگیr پیرسون استفاده شده است که نشان می دهد بین اشتغال زنان و نابرابری اقتصادی همبستگی معنی داری در سطح 99درصد وجود دارد.زیرا سطح معنی داری آزمون کوچکتر از 1/0 است .نوع همبستگی بین دو متغیر مذکور معکوس و منفی است. به عبارت دیگر هر گونه افزایش در اشتغال زنان منجر به کاهش نابرابری اقتصادی خواهد شد و همچنین در صورت کاهش اشتغال زنان، نابرابری اقتصادی افزایش خواهد یافت .همچنین شدت همبستگی بین دو متغیر در حد متوسط می باشد.
برای بررسی اینکه آیا تفاوت بر اساس تقسیم بندی کشورها به 3 درجه ی توسعه یافته،درحال توسعه و توسعه نیافته معنی‌دار است یا خیر؟ از تحلیل واریانس استفاده شد، که نتایج نشان می‌دهد تفاوت نابرابری اقتصادی بین کشورها از نظر توسعه یافتگی و عدم توسعه یافتگی می باشد، در سطح 004/0 > P معنادار است و مقدار F برابر با 9.96 می باشد.
برای بررسی تأثیر متغیر های مستقل بر میزان نابرابری اقتصادی،از آزمون رگرسیون چند متغیره استفاده شده است.در آزمون رگرسیون چند متغیره، 6متغیر (کیفیت درآمدها،درآمد ملی،درآمد سرانه،تولید ناخالص ملی،بیکاری و اشتغال زنان و نابرابری اقتصادی )وارد معادله شد و متغیری که بیشترین تأثیر را بر روی متغیر وابسته ی تحقیق داشت استخراج شده است.
با انجام تحلیل رگرسیون چند متغیره بین متغیر وابسته (نابرابری اقتصادی ) و متغیرهای مستقل تحقیق،که نتایج آن در جدول (10-4) نشان داده شده است به این نتیجه می رسیم که مقدار ضریب تعیین (R2 ) نشان می دهدکه متغیرهای مستقل ذکر شده روی هم رفته به میزان 73 درصد از تغییرات نابرابری اقتصادی را تبیین می کند، یعنی به 73 درصد از نابرابری های اقتصادی از متغیرهای مستقل تحقیق اشاره دارد.همچنین نتایج این جدول حاکی از آن است که کیفیت درآمدها به میزان 57/0- و درآمد ملی به میزان 23/0،درآمد سرانه به میزان 18/0-، تولید ناخالص ملی به میزان 26/0، بیکاری به میزان 42/0 و اشتغال زنان به میزان 48/0- بر نابرابری های اقتصادی تأثیر گذار است. که این ارقام با توجه به سطح معنی داری به دست آمده به لحاظ آماری معنی دار می باشند ( به جز درآمد ملی که سطح معنی داری به دست‌آمده از آنها نشان دهندهی عدم وجود رابطه ی معنی دار بین متغیرها می باشد). همچنین نتایج متغیرهای کیفیت درآمدها (GNP)، درآمد سرانه و اشتغال زنان نشان دهنده ی رابطهی منفی با نابرابری اقتصادی می باشد که به معنای این است که هر چه میزان درآمدها بهبود یابد، نابرابری اقتصادی کاهش پیدا می کند و هرچه میزان اشتغال زنان در یک جامعه کاهش یابد در آن جامعه نابرابری اقتصادی افزایش خواهد یافت.
بنا بر نتایج به دست آمده از رگرسیون چند متغیره تحقیق، مهمترین متغیر تأثیر گذار بر نابرابری اقتصادی، بیکاری می باشد و کم اهمیت ترین متغیر تأثیرگذار بر نابرابری اقتصادی، متغیر درآمد سرانه می باشد.
3-5-نتایج نظری
اینک به تفسیر و بحث نهایی روی فرضیه ها و بازنگری چارچوب نظری تحقیق پرداخته می شود.
گرینوود و جوانیک ( 1990 ) بایک مدل غیرخطی ارتباط بین توسعه مالی و نابرابری را برآورد کردند و به این نتیجه دست یافتندکه نابرابری درآمد ابتدا افزایش می یابد و تثبیت می شود و سرانجام کاهش می یابد.
کلارک و دیگران ( 2006 ) با استفاده از داده های 83 کشور طی سال های (1960-1995 ) استفاده از روش پنل دیتا تاثیر توسعه مالی بر سطح ضریب جینی را توضیح می دهند. آنها از شاخصهای اعتبارات بخش خصوصی به GDP و حجم نقدینگی به GDP به عنوان شاخص های توسعه مالی استفاده می کنند و تولید ناخالص داخلی و مجذور آن را هم برای تست فرضیه کوزنتس در مدل وارد می کنند و نرخ تورم، مخارج عمومی دولت از دیگر متغیرهای مدل می باشند و نتایج آنها نشان می دهدکه عمق مالی با نابرابری پایین تر ارتباط دارد. علاوه براین، نرخ تورم با ضریب جینی رابطه منفی دارد.
بیک و کانت ( 2007 ) در مقاله ای تحت عنوان “بازار مالی، نابرابری و فقر” تاثیرات توسعه مالی را بر توزیع درآمد و سطح فقر بررسی کردند. معیار اندازه گیری توسعه مالی را اعتبارات بخش خصوصی قرار دادندکه ازنسبت اعتبارات اعطایی به بخش خصوصی به تولید ناخالص داخلی به دست می آید و برای اندازه گیری نابرابری درآمد از شاخص ضریب جینی، رشد سهم پایین ترین دهک های درآمدی و درصد رشد جمعیتی که روزانه یک دلار درآمد دارند استفاده نمودند. آنها مدل زیر را به روش حداقل مربعات معمولی(OLS) برآورد کرده اند.
yi,t = ayi,t−1 + βFDi,t + γXi,t + εi,t