مقاله درمورد دانلود سرانه تولید ناخالص داخلی و کشورهای توسعه یافته

دانلود پایان نامه

V= (1/n) ((Zi – Z) 2
Zi= Z Z= log (Xi) میانگین
9- ضریب تغییر که از طریق داده های « درآمد فردی» محاسبه می شود.
C=Sx/(
انحراف استاندارد= Sx میانگین Xi =(
( Nielsen 2002)
3-3- متغیرهای مستقل
متغیرهای مستقل به کار رفته در این تحقیق از نوع داده های سری زمانی هستند که در سازمان های مختلف تولید شده اند.
1-کیفیت درآمد: توزیع درآمد، به تشریح چگونگى سهم افراد یک کشور از درآمد ملى مى پردازد و درجه نابرابرى موجود بین درآمد افراد یک کشور را توصیف مى کند. منظور از درآمد نیز ارزش پولى افراد در مقابل خدماتى که ارائه مى دهند مى باشد، مانند دستمزد، حقوق، بهره سرمایه، سود سهام، تعریف ساده مایکل تودارو از توزیع درآمد ملى این است که چه کسى چه مقدار از چه چیزى را به دست مى آورد.
2-درآمد ملی: منظور از درآمد ملی همان درآمد ملت است به طور کلی مجموعه درآمدهای گروه ها و قشرهای مختلف اقتصادی که در یک جامعه به تولید کالا و خدمات می پردازنند را درآمد ملی می گویند.
3-درآمد سرانه: برای محاسبه درآمد سرانه تولید ناخالص داخلی کشور را بر جمعیت تقسیم کرده عدد به دست آمده درآمد سرانه کشور است.
برای محاسبه درآمد سرانه دو فرمول وجود دارد. روش دوم که سازمان‌های بین‌المللی آمار خود را براساس آن محاسبه می‌کنند روش برابری قدرت خرید است.
هر دوی این آمارها قابل اتکاء هستند اما مفاهیم آنها قدری متفاوت است، معنی آمار براساس قدرت خرید این است که: چه مقدار درآمد به قیمت ایران قدرت خریدی به اندازه همان مقدار در دیگر کشورها دارد و در واقع هم همه کشورها قدرت درآمد را با قدرت خرید مقایسه می‌کنند. سازمان ملل، بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول هر دو آمار را با هم ارائه می‌دهند.
بر همین اساس درآمد سرانه ایران مطابق آمار منتشر شده تا سال ۲۰۰۵ میلادی حدود ۲ هزار و ۶۰۰ دلار است که به دلیل بالابودن جمعیت ایران، رشد درآمد سرانه ایران نسبت به رشد کل اقتصاد کمتر است و شاید در حد ۸/۳ درصد رشد سرانه باشد.
4-تولید ناخالص ملی: تولید ناخالص ملی به انگلیسی : (Gross National Product )به اختصار GNP‏، ارزش بازاری همه ی کالاها و خدمات تولیدی توسط نیروی کار و دارایی‌های عرضه‌شده توسط ساکنان یک کشور است. تولید ناخالص ملی مجموع ارزش کالاها و خدمات سالانه ی تولیدی یک کشور است. از آن به عنوان میانگین درآمد شهروندان یک ملت یاد می‌شود.
تولید ناخالص ملی بین بهبود کیفی (مثلاً افزایش سرعت پردازش رایانه‌ها)، و افزایش کمّی کالاها (مثلاً تعداد رایانه‌های تولیدشده) تمایز قائل نمی‌شود، و هر دو را به عنوان اشکال «رشد اقتصادی» در نظر می‌گیرد.
5-بیکاری: منظور از بیکاری درصد افراد بدون کار به نسبت جمعیت فعال می باشد که به شکل داده های« نرخ بیکاری» موجود است.
6-اشتغال زنان: این متغیر از طریق « نسبت زنان شاغل به کل شاغلان» سنجیده می شود.
7-کشورهای در حال توسعه: اصطلاح کشور در حال توسعه عمدتاً به کشورهایی با سطوح پایین توسعه اقتصادی اطلاق می‌شود، این معمولاً تاحدودی با توسعه اجتماعی از لحاظ آموزش، بهداشت، امید به زندگی و غیره در ارتباط است. کلاً این اصطلاح نوعی تنزل را در کشورهای در حال توسعه بیان می‌کند.
توسعه یک کشور با شاخصهای آماری همچون درآمد سرانه (تولید ناخالص داخلی GDP)، امید به زندگی ، نرخ سواد ، و غیره سنجیده می‌شود. سازمان ملل توسعه بالای انسانی را تحت عنوان یک شاخص مرکب از موارد آماری فوق ارائه نموده تا سطح توسعه انسانی را برای کشورهایی که داده‌ها در آنها در دسترس قرار دارد، سنجیده شوند. کشورهای در حال توسعه در مجموع کشورهایی هستند که به درجه قابل توجهی از صنعتی شدن متناسب با جمعیتشان دست نیافته‌اند، و دارای استاندارد پایینی از زندگی هستند. همبستگی شدیدی بین درآمد پایین و رشد بالای جمعیت، هم میان هر دو و هم در بین کشورها وجود دارد. اصطلاحاتی که به هنگام بحث درباره کشورهای در حال توسعه بکار می‌رود، به منظور و به مفاهیم بیان شده از سوی کسانی اشاره دارد که آن را استفاده نموده‌اند. برخی اوقات عبارات دیگری که به کار می‌روند چنین هستند کشورهای کمتر توسعه یافته (LDC)، کشورهای کمتر توسعه یافته از نظر اقتصادی (LEDC)، «ملل زیر خط توسعه» یا کشورهای توسعه نیافته»، ملل جهان سوم، کشورهای جنوب و« غیرصنعتی». برعکس، طرف مقابل این طیف عبارتند از کشورهای توسعه یافته، کشورهای بیشتر توسعه یافته از لحاظ اقتصادی (MEDC)، ملل جهان اول و»کشورهای صنعتی”.
سازمان ملل اجازه می‌دهد تا هرکشورخود راجع به این موضوع تصمیم بگیرد که آیا به جزو گروه «توسعه نیافته» یا «در حال توسعه» می‌باشند (اما بسیاری از اقتصاد دانان و دیگر ناظرین اصل خود تخصیصی سازمان ملل را نادیده می‌انگارند).
برای تعدیل جنبه حسن تعبیر کلمه «در حال توسعه»، سازمانهای بین‌المللی به استفاده از اصطلاح کشورهای حداقل توسعه یافته (LLDC) برای فقیرترین کشورها پرداخته که می‌تواند هیچ ارتباطی با کلمه در حال توسعه نداشته باشد. یعنی LLDC فقیرترین زیرمجموعه LDC است. این موضوع همچنین روند ناشیانه‌ای که براین باور می‌باشد که استانداردهای زندگی در سومالی یا اتیوپی با نمونه‌های آن در کشورهای شیلی یا مکزیک قابل قیاس است، تعدیل می‌نماید. مفهوم کشور در حال توسعه به وسیله یک عبارت یا اصطلاح دیگر درک می‌شود که در نظام‌های نظری متعدد دارای جهتگیریهای متضادی است-؛ مثلاً، نظریات مستعمره زدایی، الهیات آزادیخواهی، مارکسیسم، ضدامپریالسیم، و اقتصاد سیاسی.
8-کشورهای کمتر توسعه یافته و توسعه نیافته:کشور کمتر توسعه یافته از لحاظ اقتصادی اصطلاحی است که از طرف جغرافیدانان جدید برای توصیف کشورهایی استفاده می‌شود که بطور دقیقتر به عنوان کشورهای در حال توسعه طبقه بندی شده‌اند با این خصوصیت که آنها از لحاظ اقتصادی کمتر توسعه یافته‌اند، و معمولاًبیشترین همبستگی را با عوامل دیگری همچون توسعه پایین انسانی دارند.