مقاله درمورد دانلود مکانیسم دفاعی-پایان نامه آماده

دانلود پایان نامه

یا تهدید و دیدارهای استرس زا محافظت می کنند. از بعد نظری، آسیبهای روانی ارتباط تنگاتنگی با استفاده مکرر دفاعهای نابالغ دارند.این مکانیسم ها با تحریف بیشتر واقعیت همراهند که منجر به کنش نامناسب شده، و ممکن است فرد را نسبت به اختلالات روانی آسیب پذیر سازند. مکانیسم های دفاعی انطباقی با سطوح کمتر تحریف واقعیت همراهند و در مواجهه با عوامل استرس زا منجر به پاسخ های سازش یافته می شوند. شواهد پژوهشی گسترده ای در تأیید این مفروضه روان پویشی ارائه شده است. مطالعات طولی وایلانت (1976) نشان داده است کنش دفاع های نابالغ و نوروزی منجر به سطوح بیشتر آسیب های روانشناختی می شود. در یک مطالعه مشهور سی ساله (وایلانت و اسکنور، 1988) سطوح اولیه دفاعهای نابالغ، سطوح آسیب های روانی بعدی، ناسازگاری، مشکلات زناشویی، و سلامت جسمانی ضعیف را پیش بینی می کرد (ریف و همکاران، 2005).

نظریه فروید در مورد مکانیسم های دفاعی:
هرچند اصطلاح دفاع ریشه در تاریخ دنیای باستان دارد اما دانش امروزی ما در مورد مکانیسم های دفاعی به آثار زیگموند فروید باز می گردد (وایلانت، 2001؛ فروید، 1966/1995؛ کلارک ، 1998). نخستین بار فروید (1894) اصطلاح دفاع را در اثری تحت عنوان «روان پویشی های دفاع » بکار برد. او در این اثر هیستری دفاعی را در تمایز با هیستری هیپنوئید و نگهداشت مطرح کرد.
فروید در مقاله ای تحت عنوان «درآمدی بر تاریخ جنبش روانکاوی» نظریه سرکوبی را اساس روانکاوی معرفی کرد (صنعتی، 1380). اما، تا سالها مفهوم دفاع و سرکوبی را بصورت متداخل بکار می برد (کلارک، 1998؛ صنعتی، 1380؛ مور وفاین، 1990). سرانجام در ضمیمه مقاله بازداری ها، نشانه ها و اضطراب (1926) میان سرکوبی و اصطلاح دفاع تمایز قایل شد و سرکوبی را روش خاصی از دفاع دانست.
فروید در یک دوره زمانی چهل ساله اکثر مکانیسم های دفاعی که امروزه از آنها سخن گفته می شود را بیان کرده است او پنج خصیصه مهم در مورد مکانیسم های دفاعی را در آثار خود برشمرد (وایلانت، 2001):
1- کاربرد اصلی دفاع ها مهار و سر و سامان دادن به تکانه ها و عواطف است.
2- دفاع ها ناهشیارند.
3- دفاع ها متمایز از یکدیگرند.
4- اگرچه نشانگان های روان پزشکی با دفاع های خاصش مشخص می شوند اما دفاع پویا و قابل بازگشت و جایگشتند بنابراین حالت هستند تا خصیصه.
5- دفاع ها می توانند به شکل مرضی درآیند یا خاستگاه آسیب شناسی روانی باشند.
فروید در آثار مختلف خود 9 دفاع را مطرح کرد: درون فکنی، همانند سازی، فرافکنی، بازگشت علیه خود ، وارونه سازی ، واپس روی، واکنش سازی، جداسازی و ابطال (فروید، 1966/1995). آنا فروید مکانیسم دفاعی دهمی را به این فهرست افزود. او می نویسد:« به این نه مکانیسم دفاعی ما روش دهمی را اضافه می کنیم که به جای اینکه با مطالعه روان آزردگی درارتباط باشد با مطالعه بهنجاری سر و کار دارد که به آن والاش گری یا جابجایی هدف های غریزی می گوییم» (همان جا، ص: 44). بدین ترتیب آنا فروید برای اولین بار در سال 1936 در اثر کلاسیک خود «من و مکانیسم های دفاعی» اصطلاح مکانیسم های دفاعی را بکار برد (موروفاین، 1990). اولین مکانیسم ها را اینگونه تعریف کرد:«راه ها و شیوه هایی که «من» با کمک آنها اضطراب و رنجش را پس زده و کنترل را روی رفتار تکانشی و غریزی اعمال
می کند.»
طبقه بندی مکانیسم های دفاعی
مکانیسم های دفاعی سازه های پیچیده و دشواری برای مفهوم پردازی و ارزیابی هستند و به همین دلیل فهرست و طبقه بندی استانداردی از دفاع ها وجود ندارد با این وجود، لازم است که به چند نوع طبقه بندی اشاره شود.
1- طبقه بندی ویلنت
ویلنت (1976، 2000) دفاع ها را به چهار مقوله نارسیستیک ، رشد نایافته، نوروتیک و رشد یافته تقسیم می کند. به نظر وی دفاع های نارسیستیک از فرافکنی، همانند سازی فرافکن ، انکار ، آرمانی سازی اولیه ، دوباره سازی و تحریف تشکیل شده است.
دفاع های رشد نایافته از پرخاشگری فعل پذیر ، عملی سازی ، وقفه ، درون فکنی ، فرافکنی (در سطحی بالاتر از فرافکنی نارسیستیک)، خود بیمار انگاری ، واپس روی ، خیالبافی و بدنی سازی تشکیل شده اند. دفاع های نوروتیک از دلیل تراشی ، عقلانی سازی ، تفرق ، مجزا سازی ، فرونشانی ، جابجایی ، واکنش متضاد، برونی سازی ، باز داری ، کمیته سازی ، جنسی سازی و مهار سازی تشکیل شده اند.
دفاع های رشد یافته از والایش ، نوع دوستی ، فرونشانی، شوخ طبعی ، پیش بینی و ریاضت طلبی تشکیل شده اند.
2- طبقه بندی اندروز، سینگ وبوند
اندروز، سینگ و بوند (1993) براساس طبقه بندی سلسله مراتبی ویلنت (1971 و 1976) مکانیسم های دفاعی را بر حسب کنش انطباقی آنها به سه دسته رشد یافته، نوروتیک و رشد نایافته تقسیم کردند.

سبک دفاعی رشد یافته شامل مکانیسم های والایش، شوخ طبعی، پیش بینی و فرونشانی می باشد. مکانیسم های مربوط به سبک دفاعی نوروتیک عباتنداز: ابطال ،
نوع دوستی کاذب ، آرمانی سازی و واکنش متضاد.
سبک دفاعی رشد نایافته شامل دوازده مکانیسم دفاعی می باشد. فرافکنی، پرخاشگری، فعل پذیر، عملی سازی، مجزا سازی، ناارزنده سازی ، خیال پردازی اوتیستیک ، انکار جابجایی، تفرق، دوپاره سازی، دلیل تراشی و بدنی سازی، در بخش بعدی به توضیح این مکانیسم ها می پردازیم.
3- طبقه بندی راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی
چهارمین ویرایش راهنمای تشخیص و آماری اختلالات روانی (APA ، 2000، به نقل از آلدوین و یا نکورا، 2004) اخیراً هفت نوع اصلی از مکانیسم های دفاعی را معرفی کرده و آنها را به طور سلسله مراتبی، از شدت بیشتر به کمتر مرتب کرده است. برای مطالعه راحت تر، در شکل این طبقه بندی به تصویر کشیده شده است.

شکل طبقه‌بندی راهنمای تشخیصی وآماری اختلالات روانی (2000,APA) مکانیسم‌های دفاعی

یکی از شاهکارهای فروید که ما را در شناخت رفتار انسان و بالنتیجه شخصیت او راهنمایی می‌کند مکانیسم‌های روانی یا دفاعی است. این مکانیسم‌ها که
مکانیسم‌های سازشی نیز گفته می‌شوند باعث سازگاری و تطبیق شخص با مشکلات محیطی و اجتماعی می‌شوند. همان طور که می‌دانید همیشه برای ارضا تمایلات، امیال و غرایز جنسی بین «نهاد» و «فرامن» درگیری و کشمکش وجود دارد و برای اینکه تعادل روانی و شخصیتی در اثر این درگیری محفوظ بماند من نقش میانجی داشته و از وسایلی استفاده می کند که از اضطراب که کیفیت نامطلوبی است و تقریباً سرمنشأ تمام بیماریهای روانی و واکنشهای عصبی را تشکیل می دهد نجات یابد.
این وسایل همان مکانیسم های دفاعی هستند و روی این اصل آنها را به نام
مکانیسم های دفاعی «من» نیز می گویند.
مکانیسم های دفاعی چند خاصیت مخصوص دارند:
1- غیر ارادی و ناخودآگاهند و شخص در حین استفاده از آنها آگاهی ندارد.
2- باعث کاهش یا رفع اضطراب شده و تعادل روانی را حفظ می کند و در نتیجه در شخص قدرت سازگاری و تطابق با عواملی که پیش آمده ایجاد می کند.
3- اگر چه از نظر سلامت فکر منطقی نیستند و جنبه فریب و گول زدن را دارند ولی چون به بیمار فرصت می دهند که بتواند به طور منطقی با مشکلاتش مواجه شود لذا مفیدند.
4- همه ما از این مکانیسم ها بنحوی و تقریباً همیشه استفاده می کنیم ولی موقعی استفاده از مکانیسم های فوق جنبه مرضی به خود می گیرند که مکرراً و دائماً مورد استفاده قرار گیرند و سبب جدایی دائمی از واقعیت بشوند. در این حال ما با یک بیمار روانی سرو کار خواهیم داشت.
5- نقش یادگیری در استفاده از مکانیسم های دفاعی غیر قابل تردید است و شخص پس از استفاده از مکانیسم روانی و احساس آرامش ممکن است در مواجه شدن با وضع نامطلوب و هیجان انگیز مجدداً از آنها استفاده کند.
تعداد این مکانیسم ها زیاد و طبقه بندی متعددی برای شرح آنها بیان شده که هیچ کدام و رضایتبخش نیست بخصوص اینکه شخص ممکن است از مکانیسم های دفاعی مختلف در یک آن استفاده نماید لذا ما بدون اینکه به تقسیم بندی مخصوص اتکا کنیم به شرح بعضی از آنها می پردازیم.
واپس زدن یا سرکوب کردن یا ممانعت از ظاهر شدن تمایلات
سرکوبی از بزرگترین مفاهیم مکتب سایکو آنالیز (روانکاوی یا روان تحلیلی) است. فروید اولین بار متوجه شده که بیمارانش اکثراً از گفتن حقایق و احساسات درونی و خواسته های یشان طفره می روند و یا هر چه می گویند با نوع ناراحتی آنها توافقی ندارد. به عبارت دیگر آنها مطالب را عوض می کنند. پس از مدتی فروید متوجه شد که وقایع زندگی و اتفاقات بسیار اضطراب انگیز و هیجان آور است که گفتنش برای بیمار ناراحت کننده است لذا نتیجه گرفت که بعضی ناکامیها و خاطرات به عللی ممکن است به طور ناخودآگاه سرکوب شوند و بیمار به اصطلاح مایل نباشد آنها را بیاد بیاورد. بعضیها سرکوب کردن یا واپس زدن امیال را «فراموشی انتخابی» اسم گذارده اند زیرا بیمار به طور انتخابی بعضی از شکستها، حوادث و آرزوهای شکست خورده خود را فراموش می کند.
به نظر می رسد که بهتر است به جای فراموشی انتخابی «یادآوری انتخابی» را به کار برد زیرا بیمار مسلماً شکستها یا آرزوهای ناکام شده را فراموش نکرده است بلکه آنها را به ناخودآگاه خود پس رانده است و مایل نیست آنها را به یاد آورد فروید توانست با روش تداعی آزاد یا درددل یا ارتباط آزاد به زندگی ناخودآگاه بیمار راه یابد. یکی از علل پیشرفت سریع روانکاوی نیز ارزش اثر تسکینی آن در اثر همین درددل کردن است و انسان همیشه به علت انباشته شدن و زنده بگور شدن امیال به ثمر نرسیده اش نیاز شدید به درددل کردن دارد.
بایستی بین مکانیسم دفاعی سرکوب کردن و مقاومت فرق گذاشت زیرا دراولی به طور ناخود آگاه و بدون توجه و آگاهی افکار و تمایلات غیر قابل تحمل و ناکام شده به منطقه شعور تاریک فرستاده می شود مثلاً شخص عوض اینکه پس از مواجه شدن با شکست داد و فریاد راه بیندازد، دنیا را به هم بریزید، دندان روی جگر گذاشته تحمل می کند، ولی در دومی یعنی مکانیسم دفاعی مقاومت، از آشکار شدن غرایز و افکار واپس زده و یادآوری خاطرات ناراحت کننده به طور ناخودآگاه جلوگیری شود. مثلاً نزد پزشک می رود ولی دردها و ناراحتیهایش را بازگو نمی کند.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

سرکوبی فرایندی است که بدان وسیله یک کشش نامطلوب به طور فعال و کامل، از صحنه هشیاری فرد بیرون رانده می شود. خصوصیت آن در حل تعارض این است که دائماً در تلاش است تا از بروز تمایل اولیه ممانعت به عمل آورده طبق نظء روانکاوی، سرکوبی در افراد سالم نیز ممکن است اتفاق افتد. ولی بر خلاف تصعید نیروی زیادی را به خود اختصاص می دهد. در نوشته های اولیه فروید، سرکوبی به مشابه یک واژه عمومی به کار رفته است. بنابراین، اکثر مکانیسمهای دفاعی دیگر در خدمت مکانیسم سرکوبی قرار دارند.
سرکوبی وسیله اساسی دفاع خود است. همواره سرکوبی زمانی اتفاق می افتد که یک خواست، کنش و یا فکر، به علت هشیار شدن، تعارض غیر قابل تحملی پیش می آورد و به اضطراب منتهی می شود. سرکوبی یک میل عبارت از معنی است که در سطح عمیقتری در شخصیت متعادل ضرورت دارد و افراد کم و بیش از آن استفاده
می کنند، ولی افراط در ان موجب قطع ارتباط واقعی فرد با محیط و کناره گیری او از وقعیات می شود. هرچه نفوذ فراخود در ساختمان شخصیت بیشتر باشد، واپس زنی یا سرکوبی بیشتر خواهد بود.
سرکوبی بیش از حد یکی از مهمترین علل نوروز به شمار می رود و برای استقلال خود زیان آور است و آن را ناتوان می کند. واپس زدن دوروند جداگانه دارد؛ یکی، بیرون راندن مواد شرم آور از خودآگاهی و دیگری، جلوگیر از تجلی مجدد آنها در سطح خودآگاهی.
فکر یا احساس از قلمرو هشیاری رانده یا دور نگه داشته می شود. در سرکوبی اولیه افکار و احساس ها قبل از ورود به هشیاری رانده می شود و در سرکوبی ثانویه فکر و احساسی که بیشتر در هشیاری تجربه شده بود سرکوب می شود. در سطح ناهشیاری فرد از افکار و احساس های سرکوب شده باجزعیات و در سطح هشیاری تظاهر نمادین محتوای سرکوب شده باقی می ماند. بنابراین تنها راه هشیار شدن غرایز و احساس ها بسته می شود. سرکوبی مکانیزمی است که در آن افکار و تجاربی که سبب ایجاد تعارض می‌گردد به اعماق ناخودآگاه فرستاده می‌شود . شخصی سعی می‌کند که تجارب و اتفاقات نامطلوب را فراموش نماید و در واقع به خود می قبولاند که چنین وقایعی وجود نداشته است گاهی این کار به اندازه‌ای با مهارت انجام می‌شود که امر به خود او نیز مشتبه می‌گردد .
سرکوبی ، مکانیزم نامطلوبی است ،‌ زیرا در واقع به جای کاستن اضطراب ، ایجاد تشویش نیز می کند ، زیرا ما با منکوب کردن عواطف و افکار فقط آنها را موقتاً سرکوب می‌نمائیم ، ولی هر هنگام که مهلت یابند دوباره تولید اضطراب خواهند کرد . در تربیت کودکان معمول بر این است که به آنها آموخته شود تا بر عواطف و افکار خود مسلط بوده از ابراز آنان برحذر باشند . البته هر فردی به طور کامل نمی‌تواند به خصوصیات روانی خود مسلط باشد ، زیرا در غیر این صورت امکان سازگاری در اجتماع را نخواهد داشت ولی در افرادی که سرکوب کردن تمایلات بیش از حد لازم وجود دارد ، عوارض نامطلوبی حاصل می‌گردد . این گونه افراد انعطا‌ف‌پذیری ندارند و به جای کوشش برای یافتن راه‌های ارضاء تمایلات خود ، سعی می‌کنند طرفی را بیابند تا بدان وسیله آرزوهای خود را تحت کنترل درآورده ، به آنها اجازه ارضاء شدن ندهند ، و یا تظاهر می‌کنند که اصلاً مشکلی ندارند . این اشخاص هنگامی که غمناک هستند تظاهر به خوشحالی می‌کنند و اگر شخصی را دوست دارند تظاهر به بی‌اعتنائی به او می‌نمایند و اگر از مطلبی می‌ترسند تظاهر به شجاعت می‌کنند .
خطر اصلی در سلامت فکر این اشخاص را می‌توان تفاوت و حتی تضاد بین احساس و رفتارشان دانست سرکوبی مستقیم دلیل عمده ، از دست دادن خاطره است ، دراین ناراحتی فرد موفق می‌شود که موقتاً تمام خاطرات گذشته خود را ، که قسمت اعظمی از آن ناراحت کننده است ، سرکوب نموده ، به اعماق ضمیر ناخودآگاه بفرستد بدین وسیله از چنگ خاطره‌‌های آزار دهنده‌ رهایی یابد . سرکوبی همچنین یکی از دلایل اصلی به وجود آمدن بیماری‌های شیزوفرنی و مائیک دپرسیو است .
این گونه افراد ،‌عواطف و احساسات شدید را در درون خود انبار می‌نمایند تا اینکه ناگمان سد مقاومت آنها در هم شکسته و سیل عواطف نابهنجار به خارج سرازیر می‌گردد .
موضوعی را که باید در اینجا متذکر شد اینست که نباید تصور کرد که سرکوبی و تسلط بر نفس ، مترادف با یکدیگر است باید به کودک آموخت که نه تنها از ابزار تمایلات ، ترسها،آرزوها و تجارب خود جلوگیری ننماید ،‌بلکه احتیاجات واقعی خود را درک نموده ، در حدود امکانات شخصی و رسومات اجتماعی،آنها را ارضاء نماید .
سرکوبی مستقیم یکی از خطرناکترین مکانیزمهای روانی می‌باشد .

پرخاشگری
محرومیت اغلب منجر به پرخاشگری می‌شود پرخاشگری که در نتیجه محرومیت ایجاد شده ، ممکن است متوجه فرد یا افرادی که آن را به وجود آورده‌اند بشود ، و یا اینک به سوی جانشینان آنها سوق داده شود .
پرخاشگری ممکن است به جانب خود فرد نیز هدایت گردد . جان دالر روانشناس آمریکائی و همکارانش در کتاب خود به نام « محرومیت و پرخاشگری » همچنین می نویسند :
« رفتار پرخاشگری همیشه بعد از محرومیت ایجاد می شود یعنی وجود محرومیت همیشه منجر به یک نوع رفتار پرخاشگری خواهد شد . ممکن است بر اساس تجارب روزانه تصور شود که به آسانی می‌توان رفتار پرخاشگری را به محرومیت بخصوصی که سبب ایجاد آن شده است مرتبط کرد ، ولی عملاً چنین نیست .زیرا گاهی اشخاص محروم به سرعت و با مهارت ، خود را با محیط تطبیق می‌دهند بنابراین نمی‌توان متوجه شد که رفتار آنها حالت پرخاشگری دارد .
افراد بشر آموخته‌اند که در زندگی اجتماعی باید رفتار پرخاشگری خود را سرکوب و از بروز آشکار آن خودداری نمایند ، ولی این امر به خودی خود موجب از بین رفتن این احساس نمی‌شود . شخص قادر است بطور موقت آن را

دیدگاهتان را بنویسید